* طی سالهای گذشته، زمانی که اصلاح طلبان ردههای انتخابی حاکمیت را در اختیار گرفتند، اختلافات میان گروههای مختلف اصلاح طلب اندک اندک پدیدار شد و به حدی رسید که موجب بروز انشقاق در میان گروههای اصلاح طلب و خروج تدریجی آنها از عرصههای حاکمیت شد. اما در تمام این سالها، اشتراکات فکری سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و حزب مشارکت حفظ شد. در حقیقت بیشترین تجانس در بین گروههای متنوع و متعدد اصلاحطلب را میتوان در این دو گروه دید. اما در زمان برگزاری نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، یک اختلاف میان این دو گروه ایجاد شد و آن هم اختلاف بر سر ایجاد جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر، بود. حالا که نزدیک به یک سال از آن روزها گذشته فکر میکنم زمان مناسبی باشد که این پرونده را بازخوانی کنیم و بدانیم چه شد که در مورد تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر، مجاهدین انقلاب با مشارکت اختلاف پیدا کرد؟
** اختلافی بین سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و جبهه مشارکت در این خصوص وجود نداشت. آنچه که ممکن است تفاوت نظر احساس شود ناشی از این است که جبهه مشارکت در مورد تشکیل جبهه دموکراسی و حقوق بشر تا حدودی برخورد فعال داشت. اما سازمان این برخورد فعال را نداشت. علی رغم عدم برخورد فعال سازمان با تشکیل جبهه دموکراسی و حقوق بشر، سازمان از تشکیل چنین جبههای و جبهههایی نظیر آن که میتواند به توسعه سیاسی کمک کند و ارتقای آگاهیهای سیاسی جامعه را در پی داشته باشد استقبال کرده و استقبال میکند، همانطور که قبلا هم در خصوص تشکلهای دیگری که ایجاد شده از این امر اظهار خرسندی و استقبال کردهایم.
بنابراین اگر تفاوت دیدگاه تلقی شود که تفاوت دیدگاه، نیست، تفاوتی در شیوه اجرایی و عمل هست که همانطور که عرض کردم جبهه مشارکت تا حدودی در خصوص تشکیل جبهه دموکراسی و حقوق بشر برخورد فعال داشته اما سازمان این کار را نکرد. همچنین سازمان اعلام کرد که اهدافی که در این جبهه قرار است تعقیب شود از طریق شورای هماهنگی گروههای جبهه اصلاحات قابل پیگیری است و لذا نیازی نیست سازمان در این جبهه هم فعال باشد بلکه تمام این اهداف یعنی حقوق بشر، دموکراسی و آزادی را در جبهه اصلاحات میتواند به خوبی پیگیری کند. به خصوص که اساسنامه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که یک جبهه جا افتاده و با تجربهای است همین امر را اقتضا میکند و بر این قضیه تاکید دارد.
* پس در حقیقت، سازمان مجاهدین انقلاب ضرورتی برای تشکیل جبهه دموکراسی خواهی و حقوق بشر احساس نمیکرد؟
** بله!
* جنابعالی به عنوان دبیر کل سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، در مجموع تشکیل جبهههایی متشکل از چند حزب را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا تشکیل چنین جبهههایی را برای اصلاح امور جاری کشور ضروری میدانید یا تصور میکنید بهتر است صرفا در قالب کار حزبی این روند را ادامه داد؟
** تشکیل چنین جبهههایی ظرفیت و پتانسیل جدیدی ایجاد میکند که این ظرفیت و پتانسیل میتواند در خدمت توسعه سیاسی قرار گیرد و بهتر میتواند ارتقای دانش و آگاهی مردمی را در پی داشته باشد. البته این سخن من با توجه به شرایط فعلی جامعه ماست. به این معنی که ما هنوز فاقد احزاب قدرتمند و فراگیر هستیم و به همین دلیل مجموعه احزاب و گروههای مختلف در قالب یک جبهه، ظرفیت قابل ملاحظهای ایجاد میکند و در حقیقت مجموعه این احزاب میتواند به عنوان یک واحد سیاسی فراگیر تلقی شود. لذا از تشکیل جبهههای مختلف استقبال میکنیم.
ولی امیدوارم همه این جنبهها جای خود را به احزاب قدرتمند و قوی بدهند چرا که ایدهآل این است که احزاب با هم رقابت کنند و در سطح ملی، جایگاه داشته باشند. چرا که وقتی مراحل پیشرفت و توسعه سیاسی به خوبی طی شود احزاب قدرتمند ایجاد میشود.
هم اکنون شاهد آن هستیم که در کشورهای مختلف چه در کشورهای غربی و حتی خیلی از کشورهای شرقی احزاب نهادینه شدهاند، قدرتمند هستند، با هم رقابت میکنند و با این رقابت، قدرت را چه در پارلمان و چه در دولت به دست میگیرند و این یک حالت عادی و طبیعی دارد. امیدوارم ما هم به همان شکل توسعه پیدا کنیم و به یک نظام حزبی ایدهآل دست یابیم.
* پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی به عنوان یک حزب ریشهدار در کشور تا چه حد موفق شده نقش یک حزب قدرتمند را در عرصه سیاسی کشور ایفا کند؟
** سازمان ادعا نمیکند که یک حزب قدرتمند و فراگیر است. اما تلاش میکند به تدریج توسعه پیدا کند و رسالت خود را در خصوص توسعه سیاسی و آگاهی بخشی در جامعه ایفا کند. اما سازمان همواره تلاش کرده موضوع تحزب در جامعه جا بیفتد و ظرفیت و پتاسیل تحزب در عرصه سیاسی کارساز و مفید واقع شود. به همین دلیل همواره پیشقدم بوده تا احزاب و گروههای سیاسی را تشویق کند که با هم متحد شوند و با هم به طور هماهنگ عمل کنند تا هدف فراگیری و تاثیرگذاری مثمر ثمر تحقق پیدا کند.
به این منظور سازمان از سالها پیش با گروههای مختلف همفکر در ارتباط بوده. قبل از دولت ششم، در دولتهای قبل از آن، سازمان با شش گروه دیگر متحده شد و شورای هماهنگی گروههای خط امام (ره) را تشکیل دادیم. شورای هماهنگی گروههای خط امام (ره) به تدریج از اعتبار و اهمیت خوبی در جامعه برخوردار شد و در بسیاری از موارد در انتخابات چهارم و پنجم مجلس شورای اسلامی و انتخابات ریاست جمهوری پنجم و ششم و در بسیاری از انتخابات میان دورهای و غیره تاثیر گذار بود و حرکات مثبتی انجام دارد. سازمان به همراه انجمن اسلامی معلمان، انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران، انجمن اسلامی مهندسان، دفتر تحکیم وحدت، فراکسیون خط امام (ره) مجلس، اعضای این گروههای هفت گانه شورای هماهنگی گروههای خط امام (ره) بودند. بعد از دولت ششم یعنی در سال 76 و 77، سازمان در کنار گروههای دیگر پیگیر تشکیل شورای هماهنگی جبهه دوم خرداد بود که در بدو امر با 20 گروه این شورا تشکیل شد. 7 گروه شورای هماهنگی خط امام (ره) و احزاب و گروههای تازه تاسیس که بعد از سال 76 تشکیل شدند و در نهایت شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که نام جدید شورای هماهنگ گروههای خط امام (ره) بود تشکیل شد. سازمان از این طریق سعی کرد رسالت خود را در خصوص قدرت گرفت تحزب و تقویت احزاب و گروهها و بهرهگیری بهینه از پتانسیلهای تک تک احزاب و گروهها انجام دهد و فکر میکنیم سازمان به سهم خودش تا حدودی به همراه گروههای دیگر در این خصوص موفق شده است.
* آقای سلامتی، اجازه دهید یک سال به عقب برگردیم. سال گذشته در چنین روزهایی تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری نهم اندک اندک اوج میگرفت و رقابتهای انتخاباتی بسیار داغ شده بود. آن زمان پیشبینی میکردید که آقای احمدینژاد رئیس جمهور شود؟
** نه! آن موقع اطلاعات و آمار و نظرسنجیهایی که ارائه میشد چیز دیگری را نشان میداد. براساس نظرسنجیها رای اول را آقای هاشمی داشت و نفرات دیگری به جز آقای احمدینژاد در ردههای دوم و سوم بودند.
اما همانطور که کاندیداهای دیگر مطرح کردند و مسایل زیادی هم مطرح شد دور اول انتخابات قابل بحث بود و متاسفانه مسیر عادی و طبیعی خود را طی نکرد که چنین نتیجهای حاصل شد.
* اکنون بیش از 9 ماه از آغاز به کار دولت احمدینژاد گذشته است. اما طی این مدت بیشترین انتقاداتی که در مورد عملکرد دولت جدید مطرح شده از سوی گروههای محافظهکار بوده و اغلب گروههای اصلاحطلب و از جمله سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، به جای انتقاد از دولت، مشی سکوت را انتخاب کردهاند تا متهم به کارشکنی در فعالیت دولت نشوند. اما در اواخر سال گذشته سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در نقد بودجه 85 کل کشور بیانیهای صادر کرد. آیا این بیانیه سازمان مجاهدین انقلاب را میتوان پایانی بر این سکوت و آغاز نقد جدی عملکرد دولت ارزیابی کرد؟
**این بیانیه را میتوان به عنوان یک شروع تلقی کرد اما نه به این معنا که بلافاصله اظهارنظرهای دیگری به شکل مستمر و کامل در نقد دولت ارائه شود. چرا که بودجه وضع خاصی دارد. وقتی بودجه تنظیم و تصویب میشود، هم ترکیب ارقام بودجه قابل بحث است و هم تاثیراتی که بودجه بر اقتصاد کشور خواهد داشت و موقع نقد جدی، همان زمان تصویب و بررسی بودجه است و وقتی این زمان بگذرد نقد و بررسی فایدهای نخواهد داشت. بنابراین بیانیه مجاهدین انقلاب در نقد بودجه 85 اگرچه یک نقطه شروع برای نقد دولت است اما شروعی نیست که به دنبال آن مسایل دیگر هم حتما مورد بحث و بررسی قرار گیرد. من هنوز هم معتقدم باید فرصت کافی به دولت داد تا یک مقدار از کارهایش پیش برود بعد مورد ارزیابی قرار گیرد. ظرف هفت- هشت ماه، ارزیابی کار دولت اگرچه ممکن است امکانپذیر باشد اما شتاب زده است. لذا من بهتر میدانم که در فرصتهای بعدی به عملکرد کلی دولت پرداخته شود.
* این فرصت بعدی چه زمانی خواهد بود؟
** حداقل یک سال باید از کار دولت بگذرد تا وعدهها، شعارها و عملکرد دولت به خوبی مورد بررسی قرار گیرد.
* آقای سلامتی! انتخابات خبرگان و شوراها در پیش است. سازمان مجاهدین انقلاب چه برنامههایی برای شرکت در این دو انتخابات را پیگیری میکنید یا خیر؟
** ما اصل را بر این گذاشتهایم که در عرصه انتخابات حضور فعال داشته باشیم. چرا که یکی از وظایف اصلی گروههایی که نظام و قانون اساسی را قبول دارند حضور فعال در انتخابات است. ما هم تصمیم داریم در انتخابات حضور فعال داشته باشیم و شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هم همین نظر را دارد. اما بعضی از اقدامات و حرکتها ممکن است این حضور فعال را با بنبست مواجه کند. مثلا در انتخابات مجلس خبرگان اگر طوری عمل شود که آزادی و رقابت سالم از بین برود یا خدشهدار شود و طوری عمل شود که مجموعه دست اندرکاران انتخابات، یکجانبه عمل کنند، این موضوع شرکت ما و سایر گروهها در انتخابات را با مشکل جدی مواجه میکند. بنابراین با وجود آنکه اصل را بر مشارکت فعال در انتخابات میگذاریم اما شرایط لازم یعنی آزادی، دموکراسی و فضای سالم رقابتی در انتخابات باید تامین شود. اینها لازم و ملزوم هم هستند و از هم قابل تفکیک نیستند.
* به طور مشخص برای انتخابات خبرگان، سازمان مجاهدین انقلاب کاندیداهای خاصی را در نظر دارد؟
** وقتی در هر انتخاباتی بخواهیم شرکت کنیم سعی میکنیم از طریق ساختاری که ایجاد میکنیم به شناسایی کاندیداها و بررسی ویژگیهای آنها بپردازیم.
در مورد انتخابات خبرگان و شوراها و به طور کلی تمامی انتخابات، ما در سازمان یک کمیسیون دائمی انتخابات تشکیل دادهایم و این کمیسیون در استانها شوراهایی را برای این کار ایجاد کرده و لذا این کار عادی و معمولی هر تشکل سیاسی است که برای آمادگی در انتخابات، کاندیداهای خود را شناسایی و کاندیداهای حریف را ارزیابی کند و در نهایت اقدام لازم را انجام دهد. همین کار را شورای هماهنگی جبهه اصلاحات هم در حال حاضر انجام میدهد. بنابراین مقدمات کار به این شکل فراهم میشود. اما اصل قضیه همان است که این مقدمات در انتخابات با اشکال جدی مواجه نشود.
* پیش بینی شما چیست؟ آیا فکر میکنید فضای باز رقابتی و آنچه که شما را از آن به عنوان دموکراسی و آزادی نام میبرید در انتخابات آتی خبرگان و شوراها فراهم میشود؟
** ما طرز تفکر رقبای جدید را طوری ارزیابی میکنیم که یک مقدار نگرانی ما تشدید میشود. ولی امیدواریم که نگرانی موضوعیت نداشته باشد و برخلاف این نگرانی، فضای باز سیاسی برای انتخابات مهیا شود. یعنی روشها و مسیرهایی در پیش گرفته نشود که این نگرانی ما موضوعیت پیدا کند.
* حالا اگر فرض را بر آن بگیریم که انتخابات آتی خبرگان و شوراها با شرایط مورد نظر گروههای اصلاحطلب یعنی با آزادی کامل و به طور کاملا رقابتی انجام شود آیا فکر نمیکنید باز هم اختلافاتی بین گروههای اصلاحطلب ایجاد شود که بار دیگر موجب شکست آنها شود؟ واقعا شما و سایر گروههای اصلاح طلب چقدر این موضوع را بررسی کردهاید؟ چرا که یکی از دلایل اصلی شکست اصلاح طلبان در چند انتخابات اخیر و ازجمله انتخابات ریاست جمهوری، همین اختلافات بود. آیا باز هم چنین اختلافاتی بین گروههای اصلاحطلب ایجاد میشود؟
** در اینجا دو موضوع را باید مطرح کرد. یکی اینکه تجربه تلخی که در سه انتخابات گذشته یعنی انتخابات شوراهای دوم، مجلس هفتم و انتخابات نهم ریاست جمهوری برای جبهه اصلاحات ایجاد شد موجب شد که تفرقه بین آنها ایجاد شود و موفق به هماهنگی نشدند. همه گروههای اصلاحطلب دنبال این هستند که از آن تجربیات تلخ استفاده شود و تا حد امکان وحدت هماهنگی در جبهه اصلاحات به وجود آید. این میتواند به همدلی و هماهنگی جبهه اصلاحات در عرصه انتخابات کمک کند. دوم اینکه جبهه اصلاحات شامل 18 گروه عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و چند گروه خارج از این جبهه است که طیف گستردهای از گروهها را تشکیل میدهند. وحدت نظر بین این گروهها به سادگی ایجاد نمیشود. گروههای اصلاح طلب تلاش میکنند که وحدت نظر ایجاد شود اما نباید انتظار داشت که ما صددرصد به این وحدت نظر نائل شویم. ما همین وضعیت را در جبهه مقابل هم دیدیم. با اینکه انتظار میرفت گروههای محافظهکار در انتخابات ریاست جمهوری، خیلی ساده و راحت به وحدت نظر برسند اما علی رغم تلاش گسترده نتوانستند به نظر واحد برسند و سرانجام چهار کاندیدا روی دست آنها ماند. بنابراین واقعیت جبههها را باید قبول کرد.
هیچ کس نباید انتظار داشته باشد که «یک جبهه، جبههای که طیف گستردهای از گروهها را در برگرفته و البته یکسری مشترکات و اهداف خاص آنها را گرد هم جمع کرده، این گروهها بتوانند به راحتی درباره کاندیداها و شرکت در انتخابات به اتفاقنظر برسند و نباید چنین انتظاری را داشت.
البته در اینجا یک موضوع دیگر که مطرح میشود این است که انتخاباتی که در پیش است یکی انتخابات خبرگان است، یکی انتخابات میاندورهای مجلس و دیگری انتخابات شوراها. هر کدام از این انتخابات با دیگری تفاوتهایی دارد. مجلس خبرگان خصوصیتی دارد که علی رغم اینکه همه ما میخواستیم در شرایط نمایندگی برای این نهاد تجدیدنظر شود، یعنی غیر روحانیون هم بتواند وارد این مجلس شوند نشد و فقط روحانیون میتواند وارد این مجلس شوند. با توجه به این موضوع اگر مجمع روحانیون مبارز و مجمع محققین و مدرسین حوزه عملیه قم به توافقی درباره کاندیداهای مورد نظر برسند و همچنین اگر آقای هاشمی و اقای کروبی به وحدت نظر برسند اکثر گروههای جبهه اصلاحات آمادگی دارند از فهرستی که این دو گروه ارائه میدهند حمایت کنند. بنابراین در مورد مجلس خبرگان پیچیدگی کمتر است و وحدت نظر راحتتر عمل میشود. در مورد انتخابات شوراها، کار مقداری پیچیدهتر است و در مورد انتخابات میاندورهای مجلس شورای اسلامی این پیچیدگی کمتر است. به دلیل آنکه در این انتخابات تعداد افراد کمتری مورد نیاز است. بنابراین هر یک از این انتخابات با هم تفاوت دارد اما ما امیدواریم در همه زمینهها به وحدت نظر برسیم.
* آقای سلامتی؛ در زمان هشتمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، اتفاقنظری بین گروههای اصلاحطلب برای انتخاب آقای سید محمد خاتمی وجود داشت و در حقیقت آقای خاتمی موجب وحدت گروههای اصلاح طلب شد. برخی از گروههای سیاسی بر این اعتقادند که دیگر ضرورتی وجود ندارد که گروههای اصلاحطلب به اجماع واحدی زیر چتر جبهه متشکلی مثل شورای هماهنگی گروههای دوم خرداد یا جبهه اصلاحات برسند و بهتر آن است که گروههای اصلاح طلب با هم رقابت کنند. به اعتقاد این افراد دوران اجماع حول محور فردی واحد به پایان رسیده و باید وارد مرحله تازهای شد؛ آیا شما با این تفکر موافقید؟
** ایده آل این است که احزاب و گروهها با هم قدرتمندانه رقابت کنند. ولی ما هنوز به آن جایگاه نرسیدهایم. یعنی احزاب ما هنوز آنقدر فراگیر نیستند و آنقدر قدرت ندارند. در آستانه انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری نظرسنجیهایی که توسط ارگانهای مختلف ارائه میشد نشان میداد که معروفیت گروهها در میان مردم آنقدر زیاد نیست که تضمینی برای موفقیت این گروهها باشد. بنابراین ما ناگزیریم که فعلا تا مدتی دنبال تشکیل جبهه باشیم یا گروههای مختلف با هم ائتلاف کنند که بتوانند مجموعه اعتبار خود را روی هم بگذارند تا منتج به نتیجه خوبی باشد. بنابراین اگرچه این ایده خوبی است اما در شرایط فعلی عملی نیست. یعنی هیچ یک از گروهها نمیتوانند به تنهایی کاندیدایی را مطرح کنند و موفق شوند؛ این متاسفانه واقعیتی است که باید پذیرفت. اگر میشد ما هم قبول داشتیم اما هیچ یک از گروهها این قدرت و فراگیری را ندارند و بنابراین ناچارند با گروههای دیگر اعتبارشان را روی هم بگذارند تا به نتیجه مطلوبی برسند. در میان محافظهکاران هم ما این واقعیت را میبینیم. یعنی هیچ یک از گروهها آن میزان قدرت، فراگیری و اعتبار ندارد که وقتی خودش کاندیدایی را معرفی میکند بتواند از انتخابات موفق خارج شود.
* انتقادهای مختلفی درباره همزمانی انتخابات خبرگان و شوراها مطرح شده است. نظر سازمان مجاهدین انقلاب در مورد همزمانی این دو انتخابات چیست؟
** به نظر من همزمانی انتخابات شوراها و خبرگان اشکالاتی دارد. یکی این که شور و هیجان انتخاباتی که هر انتخابات در جامعه به وجود میآورد هر کدام به سهم خود میتواند موجب افزایش نشاط سیاسی، ارتقای بینش سیاسی و رشد گروهها و احزاب در جامعه شود و این خود بسیار ارزنده است در هر کدام از این انتخابات موضوع انتخابات میتواند کاملا موشکافانه مورد بررسی قرار گیرد و برای مردم بازگو شود. مثلا وقتی انتخابات خبرگان جدا برگزار شود نقاط ضعف و قوت فلسفه وجودی مجلس خبرگان و مسایلی از این دست به طور کامل بررسی میشود. اما وقتی دو انتخابات به طور همزمان برگزار میشود تبلیغات در مورد یکی تحت الشعاع تبلیغات در مورد دیگری قرار میگیرد. بنابراین وقتی دو انتخابات با هم انجام میشود یک فرصت مناسب برای ارتقای سیاسی و رشد آگاهیهای جامعه از دست میرود.
مطلب بعدی اینکه یک فرصت خوب از گروهها و احزاب گرفته میشود یعنی وقتی انتخابات خبرگان و شوراها همزمان میشود، چهار ماه از وقت گروهها و احزاب از دست میرود. یعنی چهار ماه که بهترین فرصت برای تبلیغات، ارزیابی کاندیداها و تصمیمگیری است از دست میرود؛ همین طور برای خود کاندیداها، چهار ماه فرصت قابل ملاحظهای است برای اینکه کاندیداهای شوراهای اسلامی شهر و روستا بتوانند آماده شوند، برنامهریزی کند و برای انتخابات تدارک ببینند.
موضوع دیگر اینکه متاسفانه وزارت کشور اعلام کرده بود یکی از اهداف همزمان اعلام کردن انتخابات این است که فشارهای سیاسی در یک مرحله جمع شود و تمام شود. در حالی که این تحلیل درستی نیست و برخورد سیاسی با انتخابات است. اتفاقا انتخابات باید عرصه حرفها، گفتارها و نقدهای مختلف شخصیتها، گروهها و توده مردم و کاندیداها باشد که بتواند در فضای آمادگی و نشاط مردم وحدت آگاهی و امنیت ملی را تقویت کند. یعنی نقدها انجام شود و نهایتا منجر به نتیجه مطلوب یعنی تقویت وحدت و امنیت ملی شود.
بنابراین ما معتقدیم که این دو انتخابات نباید با هم برگزار شود بلکه برگزاری جداگانه آن به سود جامعه و در جهت رشد سیاسی جامعه است.
* موضوعی که در ماههای اخیر بارها در محافل سیاسی مطرح شده خطر گسترش رادیکالیسم و حاکمیت تحجر در جامعه است با توجه به در پیش بودن دو انتخابات خبرگان و شوراها و فعال شدن گروههای خاصی در عرصه سیاسی کشور، عدهای این خطر را جدیتر از قبل ارزیابی میکنند. شما این خطر را چقدر جدی احساس میکنید؟
** من هم این خطر را جدی تلقی میکنم به این دلیل که شرایط مساعدی ایجاد شده تا تفکر متحجر از فرصت استفاده کند و هم در عرصه انتخابات و هم در عرصه نفوذ در ارکان مملکتی دامنه خود را تقویت کند و گسترش دهد و این بسیار نگران کننده است؛ نه تنها برای جبهه اصلاحات بلکه حتی برای جبهه مقابل هم این خطر وجود دارد که بعضا متوجه این خطر شدهاند. اما بعضا هنوز متوجه این خطر نشدهاند و نمیدانند که چقدر این موضوع اهمیت دارد. بنابراین من فکر میکنم در هر دو جبهه و جناح این موضوع مورد بررسی قرار گرفته و میگیرد و خطر آن جدی تلقی میشود و امیدواریم که این طرز تفکر نتواند در انتخابات آینده با شیوههایی که ممکن است موجب غفلت عمومی در ارکان مملکتی نفوذ و سلطه پیدا کند.