مرجان توحیدی
ائتلاف؛ تدبیری بود که در آستانه انتخابات شوراهای سوم شهر و روستا توانست اصلاح طلبان را از چنددستگی و تشتت آرا نجات بخشیده و حرکت گروه های بیست گانه را سامان دهد. خاصیت برنامه های تاکتیکی، به کارگیری آنها برای شرایط ویژه ای است که ایجاد می شود، بهترین گزینه هم برای پوشش سلایق مختلف اصلاح طلبان ائتلاف بود چرا که هر یک از گروه های بیست گانه و متمایل به حضور در ائتلاف می توانستند در عین حفظ استقلال خود، در یک حرکت جمعی و با هدف مشترک یعنی پیروزی در انتخابات شرکت کنند. تجربه انتخابات گذشته به گروه های بیست گانه نشان داده بود که حضور مستقل در انتخابات و تعدد لیست مهمترین عامل دورشدن اصلاح طلبان از قدرت بود.
اصلاح طلبان که جایگاه های مهم سیاسی را بعد از انتخابات شورای شهر دوم یکی پس از دیگری از دست داده بودند، پس از بازنگری در علل شکست خود و با رایزنی های گسترده بهترین راه را برای جلب اعتماد مردم، در اجتماع خود زیر یک سقف واحد به نام ائتلاف دیدند. پس از برگزیدن تاکتیک و شیوه حرکت در مسیر انتخابات، نوبت به سازماندهی برنامه های ائتلاف بود. در حقیقت گزینه دیگری که منجر شد تا اقبال عمومی به سمت اصلاح طلبان بیشتر شود، حضور چهره های شناخته شده در عرصه های مرتبط با امور شهری بود.
چهره هایی که کمتر رنگ و بوی سیاسی داشته و گرایش آنها به اعتدال در راه و روش و برنامه هایشان مشهود بود. چه به گمان ناظران سیاسی اگر تعداد این عده از کاندیداها در لیست ائتلاف بیشتر بود، شانس اصلاح طلبان هم برای ورود به شورای شهر افزایش می یافت و شاید از اقلیت به اکثریت تبدیل می شدند. به هر صورت انتخابات برگزار شد و نتیجه ائتلاف هم ورود چهارنفر از لیست اصلاح طلبان به شورای شهر شد. اصلاح طلبانی که هیچ جایگاهی در قدرت نداشتند و با اتکا به آرای عمومی و جلب نظر مردم توانستند دوباره وارد عرصه مدیریتی کشور شوند. اعلام رضایت از سوی ناظران سیاسی و فعالان اصلاح طلب از نتیجه ائتلاف و انتخابات، گویای این مطلب است که اصلاح طلبان سعی دارند تا زمینه های پایداری و تداوم ائتلاف را فراهم کنند.
احزاب زیر بنای ائتلاف
ائتلاف حاصل اجتماع احزاب و جمع گروه های سیاسی در کنار یکدیگر است. بنابراین حضور احزاب نقشی کلیدی در روند حرکت ائتلاف خواهد داشت. اما مهمترین دستاورد ائتلاف اصلاح طلبان، دوری کردن احزاب از تک روی و سهم خواهی بود و همین عامل موجب انسجام ائتلاف شد. بنابراین توجه به احزاب حاضر در ائتلاف و سازماندهی آنها در راستای حرکتی جمعی اولین گام برای تداوم ائتلاف به نظر می رسد. حفظ گروه هایی که در ائتلاف حضور دارند و همچنین جذب گروه هایی که به ائتلاف نپیوستند از دیگر برنامه های سازمانی ائتلاف برای بقا به نظر می رسد.
از سوی دیگر اختلاف نظر در اردوگاه اصولگرایان و ارائه سه لیست شاخص در کنار لیست های متعدد علاوه بر اینکه پیروزی نسبی اصلاح طلبان را منجر شد، در مجموع آرای این جناح را نیز شکست. بنابراین ادامه اختلاف نظرها در میان این گروه سیاسی عامل و انگیزه مناسبی خواهد بود برای تداوم ائتلاف اصلاح طلبان. این تداوم اما از زاویه دیگری هم با اقبال فعالان سیاسی روبه روست؛ چرا که یکی از معضلاتی که جامعه حزبی کشور با آن روبه روست، تکثر احزاب است.
حضور متعدد احزابی که فاقد اساسنامه یا مرامنامه بوده و اعضای آنها به تعداد انگشتان دست هم نمی رسد و چه بسا برخی از آنها که در زمان انتخابات و با همین هدف شکل می گیرند؛ جهت بخشی افکار عمومی را دستخوش تغییر قرار می دهند و اهداف کلان گروه های بزرگ و همسویی سیاسی را متاثر می سازند. بنابراین برخی از فعالان سیاسی می پندارند با شکل گیری این ائتلاف، زمینه های حضور و پیدایش احزاب بزرگ و قدرتمند در کشور محقق می شود.
علی تاجرنیا از اعضای شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان اینکه شرط حدوث اصلاحات همان شرط بقای آن است، یادآور می شود که نگرش اصلاح طلبی و تحول خواهی در جامعه، باید در جهت بسط آزادی های مدنی و اجتماعی و توسعه همه جانبه کشور در زمینه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، اجتماعی و... باشد. وی در ادامه می افزاید؛ بنابراین نباید دوری از قدرت جریان اصلاحات را در برخی جاها دچار نوعی رادیکالیسم که منش اپوزیسیون است کرده و نه اینکه آنها را به خاطر تمایل به حضور در قدرت دچار محافظه کاری کند، به طوری که از اصلاحات جز نامی باقی نماند. از صحبت های تاجرنیا چنین برمی آید که اصلاح طلبان باید درادامه حرکت خود مشی معتدلی را برگزینند.
اما در بیان عوامل پیروزی اصلاح طلبان باید متذکر شد که نقش محمدخاتمی نیز در تحکیم انسجام ائتلاف اصلاح طلبان بی بدیل و مثال زدنی بود. به گفته تاجرنیا همان طور که محمدخاتمی در ایجاد اصلاحات دوم خرداد 76 محور فعالیت ها بود، از این پس نیز باید محوریت خاتمی را برای ادامه حرکت ائتلاف بپذیریم.در این میان عده ای هم بر این باورند که شاید حضور در ائتلاف و پرداختن به فعالیت های مشترک آنها را از حرکت های مستقل حزبی و گروهی بازدارد در حالی که دکتر نجفقلی حبیبی نظر دیگری دارد.
وی معتقد است که احزاب قبل از ائتلاف شکل گرفته اند، بنابراین حضور آنها در ائتلاف منعی را برای فعالیت مستقل آنان ایجاد نمی کند. حبیبی همچنین خاطرنشان می کند؛ مهم این است که احزاب بر مبنای سیاست های کلان و نگاه به مسائل کلی کشور گردهم آمده و به تفاهم برسند؛ بنابراین احزاب با حضور در ائتلاف می توانند به فعالیت های مستقل خود نظیر عضوگیری، سازماندهی نیروها و آموزش آنها بپردازند.
حبیبی معتقد است که ائتلاف اصلاح طلبان در ایام انتخابات حول مسائل کلان شکل گرفت، بنابراین از این پس هم پایدار خواهد ماند. حبیبی همچنین بر این باور است که سیاست خارجی، منافع ملی، سیاست های کلان داخلی، پایبندی به آزادی، عدالت، اقتصاد، مردم سالاری و... اصولی هستند که همه احزاب به آنها پایبند هستند. بنابراین هرقدر که احزاب گردهم جمع شوند، قدرت آنها برای تحقق اهداف کلان بیشتر می شد.
وی در همین رابطه، پیش بینی می کند که فرصت پیش آمده برای اصلاح طلبان، شاید سبب شود تا جناح مقابل هم کم کم به اتحاد برسد و برآیند تحولات کشور به این سمت است که کشور به سمت سازماندهی دو جناح و دو حزب قدرتمند و فراگیر حرکت کند. وی وقوع چنین امری را برای کشور مفید برشمرده و معتقد است درصورت بروز این مسئله توان برنامه ریزی احزاب برای تحقق شعارهای اجتماعی افزایش یافته و درپی آن توان مدیریتی کشور نیز بیش از پیش می شود. گرامی مقدم، عضو فراکسیون اقلیت مجلس نیز با بیان اینکه شکل گیری ائتلاف نیازمند هزینه ها بالایی است اذعان می دارد که از این پس باید برای تقویت هویت و محتوای ائتلاف تلاش کرد.
وی در همین رابطه آسیب شناسی نقاط ضعف گروه های اصلاح طلب و تلاش برای مرتفع کردن آنها را ضروری دانسته و بیان می کند که آرزوی من داشتن یک حزب سیاسی فراگیر و قوی در طیف اصلاح طلب است. چنانچه این جریان سیاسی با تشکیلاتی سازمان یافته وارد فعالیت شود دیگر در موارد مختلف نظیر انتخابات با مسئله اجماع یا عدم اجماع روبه رو نیستیم. بنابراین اگر احزاب سیاسی در این راستا حرکت کنند به نظر می رسد که یک ائتلاف دائمی خواهیم داشت.
نورالدین پیرموذن، سخنگو فراکسیون اقلیت مجلس نیز با بیان اینکه تفکر اصلاحات، تفکر مطلوب در سطح جامعه است، بیان می دارد؛ اگر اصلاح طلبان نبوغ سیاسی و وحدت خود را به شکل عملی نشان داده و نیز از ابزارهای قدرت به شکل منطقی استفاده کنند، می توان پیش بینی کرد که آینده سیاسی کشور از آن اصلاح طلبان است. بنابراین پرداختن به نقش احزاب در ائتلاف و بهره مندی از نظرات آنها برای پیشبرد اهداف جمعی امری ضروری به نظر می رسد البته لازمه این مسئله دوری کردن از تک روی و اختلاف نظرهایی است که ممکن است منجر به ریزش نیروهای شکل دهنده ائتلاف شود.
ائتلاف شکل گرفته اما حفظ و بقای آن مهم تر و چه بسا مشکل تر از تشکیل آن است. تاجرنیا نیز بر این عقیده است که نقش احزاب برای طرح تئوریک، بحث ساماندهی و حرکت های تشکیلاتی در ائتلاف ضرورت داشته و این برنامه ها تنها در قالب احزاب است که برآورده می شود. وی درعین حال خاطرنشان می کند؛ موفقیت جریان اصلاح طلبی در این است که سهم خواهی در آن وجود نداشته باشد.
طرح های استراتژیک
تبیین استراتژی و برنامه های درازمدت ازجمله عواملی است که لازمه ایجاد یک حزب یا گروه سیاسی است. متحدکردن، تسهیل و باثبات کردن روند فعالیت های سیاسی کار ویژه های احزاب سیاسی به شمار می رود؛ جز با تمسک به برنامه های درازمدت و هدفمند امکان پذیر نخواهد بود. اصلاح طلبان که هم اکنون از نتیجه انتخابات راضی هستند در گام بعدی فعالیت خود، انتخابات مجلس هشتم را نشانه گرفته و امید دارند که از رهگذر ائتلاف بتوانند کرسی های مجلس را فتح کنند. نجفقلی حبیبی معتقد است که انسجام به عنوان یک تاکتیک و حرکت مقطعی برای تحقق اهداف طولانی مدت ضرورت دارد.
لذا از این پس می توان انسجام را به عنوان برنامه کلی درنظر گرفت. وی همچنین اذعان می دارد که گروه های اصلاح طلب باید این مسئله یعنی ائتلاف را به عنوان اقدام نیک و فرصت مناسبی درنظر بگیرند و بر مبنای مصلحت کلان کشور دور هم جمع شوند. حبیبی، شکل گیری اتحادیه های منطقه ای در سطح جهان مثل اروپا، آمریکای لاتین، آفریقا و... را مورد اشاره قرار داده و تصریح می کند که حتی در سطح کلان هم کشورها با تمام اختلاف نظرهایی که دارند، برای حفظ منافع خود ترجیح می دهند که دورهم جمع شوند. حبیبی این ائتلاف را مقدمه ای برای انسجام عمیق تر از ائتلاف ارزیابی می کند.
گرامی مقدم نیز وفاقی را منجر به پیروزی اصلاح طلبان شد، استراتژی بعدی ائتلاف اصلاح طلبان در آینده می داند. وی تاکید می کند که مهم این است که در هنگام قدرت در ائتلاف باقی بمانیم. گرامی مقدم می افزاید؛ اگر حزب اعتماد ملی پذیرفت که وارد ائتلاف شود به این خاطر بود که می خواست ائتلافی شکل بگیرد که حقیقی باشد، نه تنها برای حذف رقیب. ائتلاف باید بر مبنای اندیشه صورت پذیرد.
پیرموذن هم شکل گیری ائتلاف را نشانه جرات و جسارت انجام اصلاحات و تغییر در ساختار سیاسی و تصمیم ازی در کشور دانسته و می افزاید؛ سه جریان در درون جبهه اصلاحات وجود دارد؛ 1- اصلاح طلبانی که سنت گرا هستند 2- جریانی که اعتدال و میانه روی را در برنامه های خود قرار داده است. 3- جریانی که به دنبال تغییرات اساسی و انجام اصلاحات بنیادین در کشور است.
بنابراین اصلاح طلبان در آینده باید نقطه ائتلاف این سه جریان فکری را فراهم کند. وی همچنین نقش هاشمی، کروبی و خاتمی را در انسجام درونی اصلاح طلبان موثر می داند. تاجرنیا هم گرایش به اعتدال، محوریت خاتمی و دوری گزیدن از سهم خواهی را سه عاملی می داند که اصلاح طلبان باید در برنامه های خود به آنها توجه کنند.
تاکتیک اصلاح طلبان
اگر ائتلاف، به منزله تاکتیکی برای حذف رقیب مشترک، منجر به اجتماع اصلاح طلبان شد، اکنون برای پایداری این ائتلاف باید به محورهای تقویت کننده ائتلاف به عنوان تاکتیکی دیگر اندیشید. به عنوان نمونه اصلاح طلبان از چنددستگی اصولگرایان در این دوره از انتخابات به این نتیجه رسیدند که باید ائتلاف را انتخاب کنند. یعنی رقیب مشترک یا همان اصولگرایان محور بخشی از برنامه های مقطعی و تاکتیکی خواهد بود که اصلاح طلبان در مقاطع مختلف و البته انتخابات برمبنای آن برنامه ریزی می کنند. به بیان دیگر باید رفتار اصولگرایان را اکنون که انتخابات به پایان رسیده مورد ارزیابی قرار داد و بر این اساس دید که بهترین برنامه برای شکست رقیب مشترک چه باید باشد.
به عقیده حبیبی، اصل بر ائتلاف و تمرکز نیروها برای رویایی با رقیب است. گرامی مقدم هم علاوه بر اینکه رقیب مشترک را یکی از تاکتیک های ائتلاف می داند، می افزاید که اصلاح طلبان باید به این اندیشه باشند که این طیف نشأت گرفته از راه و خط امام است. بنابراین اگر ائتلاف را بر مبنای اعتقادات شکل بدهیم مستحکم تر خواهد بود. نورالدین پیرموذن هم با بیان اینکه کسانی که قدرت را در دست دارند، تمامی اهرم های اصلاح طلبان را از آنها گرفته اند می افزاید که باید با استفاده از حداقل امکانات، انتظارات و توقعات مردم را ارزیابی کرده و در راستای رفع نیازهای جامعه حرکت کرد. بنابراین به گفته پیرموذن، رفع نیازهای شهری مردم تاکتیک دیگری برای اصلاح طلبان می تواند باشد.
مطبوعات چه کنند؟
در این عرصه مطبوعات هم نقش قابل ملاحظه ای در تحکیم وحدت و تداوم ائتلاف اصلاح طلبان دارند. پرداختن به جنبههای مختلف ائتلاف و پررنگ کردن این مسئله از سوی مطبوعات علاوه بر اینکه سایر گروه های اصلاح طلب را به حضور و تداوم مسیر ائتلاف ترغیب می کند، زمینه ایجاد و گسترش احزاب بزرگ و فراگیر را نیز فراهم می کند.
حبیبی در این باره می افزاید که از نظر فکری مطبوعات می توانند ائتلاف را تغذیه کرده و در فوائد وحدت و مزایای آن به عنوان عامل تقویت اقتدار ملی سخن بگویند. وی همچنین تاکید می کند که مطبوعات می توانند خطرات خودخواهی و منفعت طلبی یک گروه کوچک را نیز تذکر داده و گروه ها را از خودخواهی، سهم خواهی و منفعت های کوتاه مدت برحذر دارند.
پیرموذن هم اگرچه اعلام می کند که جز چند روزنامه، اصلاح طلبان پایگاه و تریبونی ندارند، می افزاید؛ روزنامه ها و مطبوعات باید بیان کنند که مقصد بعدی اصلاح طلبان مجلس هشتم است. وی یکی از برکات دولت نهم را وحدت و ائتلاف اصلاح طلبان عنوان کرده و تاکید می کند که این شیوه را باید همچنان حفظ کرد. سازمان دهی به حضور احزاب و جهت بخشی به حرکت آنها در راستای تحقق اهداف مشترک، طراحی برنامه های طولانی مدت برای منافع ملی و سیاست خارجی (طرح های استراتژیک) و اتخاذ سیاست های گام به گام در جهت رویایی با رقیب مشترک ازجمله عواملی است که ائتلاف شکل گرفته در آستانه انتخابات 24 آذر 85 را استمرار می بخشند.