مطالعه جدید سازمان کنفرانس اسلامی در زمینه وضعیت تحقیقات علمی در 57 کشور عضو، اطلاعات بیشتری را در مورد کاستیهای علم در این کشورها عرضه میکند. این اولین تلاش سازمان برای کمیتگذاری تولید و بهرهوری علمی اعضای آن است.
با وجودی که نتایج تحقیق حاکی از آن است که بسیاری از کشورهای اسلامی، برون داد علمی ضعیفی دارند، این بررسی نشان میدهد کشورهای یاد شده به طور فزایندهای به این درک رسیدهاند که باید از این نظر به پای بقیه جهان برسند و در غیر این صورت، از نظر سیاسی، اقتصادی اجتماعی از آنها عقب بمانند.
اگر کشورهای اسلامی بخواهند در قرن بیست و یکم به جوامعی نوآور و دانش مدار تبدیل شوند، باید سیاستهای منسجم و کارآمد علمی تدوین و محیط مستعد پژوهش ایجاد کنند.
مطالعه یاد شده با استفاده از پایگاه دادههای تامسون ساینتیفیک، برون داد علمی کل کشورهای عضو را بررسی کرده است. در این پایگاه، حدود 8700 نشریه تحقیقاتی و نیز تک نگاشت و مقالات کنفرانس نگهداری میشود. ترکیه با اختلاف زیادی در رأس این کشورها قرار دارد.
ارقام به چندین کاستی اشاره دارد؛ نخست، شمار واقعی انتشارات، بسیار اندک است. کشورهای اسلامی فقط 5/2 درصد از بیش 5/11 میلیون مقالهای را که هر سال منتشر میشود، تولید میکنند. این امر، نشاندهنده ارزش کمی است که به طور کلی به پژوهش و به خصوص به انتشار یافتهای علمی در بسیاری از کشورهای اسلامی داده میشود.
به علاوه، سه کشور پرجمعیت مسلمان (اندونزی، پاکستان و بنگلادش) از نظر علمی و فناوری، تولید قابل توجهی ندارند. در واقع، با در نظرگیری شمار انتشارات علمی به ازای هر میلیون نفر جمعیت، کشورهای کوچکتر مانند کویت، عملکرد بهتری دارند. این نابرابری بین کشورها نشان میدهد شمار زیادی از مسلمانان از کاروان تحقیقات علمی در سراسر جهان جدا هستند.
نگاهی دقیقتر به یافتههای مطالعه، حاکی از نبود تنوع موضوع در انتشارات علمی است. در حالی که بسیاری از کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی ممکن است نقاط برتری علمی کوچکی داشته باشند، آنها فاقد توانایی علمی گسترده و زیرساختی هستند که برای تحقق دستاوردهای اجتماعی لازم است.
همچنین، دانشمندان در کشورهای مسلمان در برخی عرصههای فناوری که به رشد اقتصادی غرب کمک کرده است، برون داد چندانی ندارند؛ از قبیل نیمهرساناها، فناوری اطلاعرسانی، ژنتیک و نانوتکنولوژی. این امر، مؤید ضعف این کشورهاست در تبدیل تحقیقات علمی به فناوریهای علمی که اساس توسعه علمی است.
نکته آخر آنکه هیچ کدام از 25 موسسه علمی مولد (بر اساس شمار انتشارات) در کشورهای اسلامی- از جمله دانشگاه آنکارا، دانشگاه قاهره یا دانشگاه ملک فهد – در فهرست دانشگاههای برتر جهان قرار ندارند. در حال که کیفیت نهادها، محیط و انگیزهها بر تصمیمها و انگیزههای دانشمندان تاثیر میگذارد. این نقیصه نهادینه تا حدی علت بهرهوری پایین در جهان اسلام است.
اما با وجودی که یافتههای مطالعه باعث تاسف است، شاخصهایی در آن دیده میشود که مبین تغییراتی است که در جهان اسلام آغاز شده است. ایران، پاکستان و ترکیه روند صعودی از نظر برون داد علمی دارند. این کشورها اخیرا بودجه علمی را افزایش زیادی دادهاند. مثلا پاکستان در طول 5 تا 7 سال گذشته، بودجه آموزش عالی را 5000 درصد افزایش داده است.
شمار انتشارات در شش کشور از 15 کشور جدول فوقالذکر رشد کرده است. چندین کشور با سرمایهگذاری چشمگیر در آموزش عالی و پژوهش، سعی در تقویت زیرساخت علمی دارند؛ مثلا قطر تلاش دارد با ایجاد شهر آموزش در دوحه، به کانون آموزش و دانش منطقه بدل شود. نیجریه اخیرا اعلام کرد در خلال یک دهه آینده، 5 میلیارد دلار در علوم و تحقیقات سرمایهگذاری خواهد کرد تا به رشد و توسعه اقتصادی کمک کند.
اما بهرهبرداری از این ابتکارها نیازمند آن است که کشورهای اسلامی سیاستهایی برای حمایت از کاربرد و توسعه زیرساخت علمی و فناوری اتخاذ کنند.
جهان اسلام باید آزادی علمی را تقویت و برنامههای مدونی برای تامین بودجه پژوهش و تاسیس موسسات آموزشی و تحقیقاتی با کیفیت تهیه کند و برای انجام و انتشار پژوهش، انگیزه پدید آورد. به علاوه، کشورهای اسلامی باید ارزش علم و فناوری را نزد مردم بالا ببرند. این کشورها باید بیاموزند از علم برای حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی مانند بیماری، کمبود منابع و توسعه اقتصادی استفاده کنند.
این گزارش تصریح میکند تنها با استفاده هوشمندانه از سیاست و در پی آن اجرای صبورانه و پافشارانه است که جهان اسلام میتواند از عقبافتادگی درآید و به بهره برنده و مشارکتکننده برابری در عصر علم بدل شود.