تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۹۰۷۷۰
فاطمه رجبی

اینکه گرانی در برخی کالاها به وجود می‌آید و اینکه مقام معظم رهبری نسبت به رفع آن به دولت رهنمود داده‌اند، برای فضا سازی و بلوای جناح‌ها دلیل موجهی پیش نمی‌آورد. چرا که این قضیه جناحی سر دراز دارد. از سوی دیگر کاهش قیمت اجناس و فراوانی برخی کالاهای ضروری هم مسئله‌ای است که از چشم کم سوی شکست خوردگان در انتخابات همواره دور می‌ماند. به راستی به استثنای سیاسی کاران و قدرت طلبان و باندهای قدیم و جدید مافیایی و هواداران نامزدهای پرمسئله با پرونده‌های مالی سنگین در انتخابات نهم، چه کسی در این کشور منکر آن است که «احمدی نژاد» برای خدمت به مردم و اجرای عدالت یک لحظه آرام ندارد؟!
چه کسی انکار می‌کند که اگر وکلای مجلس با داشتن ماشین‌های مدل؟ و حقوق و مزایا و سفرهای خارجی و پی در پی و مرخصی‌های بی‌حساب، گاه موکلان خود را نظاره می‌کنند، دکتر احمدی نژاد و مردان دولتش با بسیاری از افراد دیگر حضوراً ملاقات دارند، دردهای آنها رامی‌شنوند و مشکلات شخصی ایشان را رسیدگی می‌کنند. از این روی «مردم‌گرایی» شدید و غلیظ کنونی و این «دردمندی برای مردم» و این همه غم و بیماری دو جناح از «گرانی» و «فقر» سبب می‌شود تا ملت بگویند: ای کاش زودتر احمدی نژاد رئیس جمهور می‌شد که ملت «آدم» به حساب بیایند. «گرانی» مطالبه آنها باشد. «فقر» واقعیت پیدا کند و مخارج دولت «زیر ذره‌بین‌های سیاه» راست و چپ برود.[...]
حزب‌ها، گروه‌ها، باندها، مطبوعات، راست، چپ، صاحبان قدرت پیشین همه و همه به برکت صدا و سیمای ضرغامی هرچه تیر در ترکش داشتند و دارند و به سوی احمدی‌نژاد پرتاب می‌کنند. چرا؟ ملت به درستی واقعیت را دریافته است: «احمدی‌نژاد نه تنها خارج از حلقه مافیاگران است، بلکه در اندیشه‌اش قطع دست این اژدهای هفت سر را می‌پروراند. از این روی باید فرصت‌های او را سوزاند، کاه را کوه کرد، هرسخن و قدم و عمل را تخریب نمود و هر کاری انجام داد تا نیمه راه احمدی نژاد از پای بیفتد و مافیا دوباره بر مسند کار قرار بگیرد.» به معنای دیگر ملت باید بفهمد خارج از حلقه مافیا هیچ کس دیگر را به ریاست جمهوری نمی‌تواند برگزیند؟!
به هر حال امروز همه مردم گرا شده‌اند و همه از گرانی که «گویی یک پدیده عجیب و جدید و بی‌سابقه است برای مردم می‌نالند». الحق که «ضرغامی» هم برای [...] ابزارخوبی است و دربست پوشش همه چیز را توام با کمرنگ کردن، حذف، تضعیف و تخریب دولت دنبال می‌کند. امروز رئیس دولت سازندگی با نوعی دهن کجی به مردم از عدالت به توزیع فقر تعبیر می‌کند و آن را خیانت می‌خواند!!! و شعور مردم را نادیده می‌گیرد که هشت سال توسعه «فقر فزاینده» را به مردم ارزانی داشت و «خاندان‌های سرمایه خوار» را در حلقه‌های به هم فشرده حاکمیت بخشید. شگفت‌تر آنکه امروز درد مردم حتی «خاتمی» را هم دردمند کرده تا به یاد بیاورد که به احمدی نژاد پیرامون توزیع فقر هشدار داده بود. امروز رئیس قوه قضائیه به دولت اخطار می‌دهد که گرانی بی رویه !؟ را رفع و فتق کند.
امروز رئیس مجلس مدام اعلام خطر می‌کند، هشدار می‌دهد اما او وقت خواندن مقاله‌های انتقادی نسبت به کارکرد مجلس را ندارد و مردم را هم از دادن نامه به مسئولان توبیخ می‌کند. امروز وکلا مردم دوست شده‌اند. اقلیت و اکثریت از گرانی به مانند یک «مولود تازه» برای مردم می‌نالند. وکلایی که 70 نفر از آنها در مجلس ششم حضور داشتند و در مجالس پیشین هم تعدادی از آنها صاحب کرسی بوده‌اند اما «له شدن اکثریت مردم را زیر چرخ‌های فقر فزاینده گرانی سرسام‌آور و دیگر مصیبت‌ها نه دیدند و نه شنیدند.»
امروز کارشناسان هم افزایش یافته‌اند و هم بسیار مردم‌گرا. کارشناسانی که به همه امور وقوف کامل دارند و همه با داشتن سمت‌های متفاوت یک دکتر هم پیشوند نامشان شده است و البته بیشتر تزئینی است و همه برای مردم علیه دولت فریاد سر می‌دهند. این فضای مسموم، البته «دکتر توکلی» را به انصاف وا می‌دارد که به «جنگ روانی پیرامون گرانی» اشاره کند و مطبوعات چی‌ها را به پاسخگویی در پیشگاه خداوند انذار دهد و خبرنگاران را به اطلاع رسانی راقعی و نه جنجال آفرینی رهنمون شود. اما در سوی دیگر «خوش چهره» که از آغاز به کار دولت نهم حتی یک جمله جز ناسزا و تخریب و تضعیف علیه دولت از او شنیده نشده 16 سال روند سکولار کردن جامعه و برنامه‌های نمودن از بالا را از خاطر برده به همین دلیل اینک به هراس افتاده است که عملکرد دولت در آینده جامعه را به لاثیم سوق دهد؟!! ازاو می‌پرسم عملکرد مجلس چطور؟ شهرداری چطور؟ شورای شهر؟ آیا مردم فقط یک «چشم» دارند و مقدار کمی «شعور» که آن را هم به عملکرد دولت طبق روال کار حزب‌ها و باند‌ها و تخریب‌ها و تضعیف‌ها نموده‌اند؟ آیا مجلس را و تصویب و رد لوایح را و نطق‌ها را و خط و نشان کشیدن‌ها را تخریب‌ها و دشنام‌ها را و... ملت را از دستور کار خود خارج کرده است؟
اما من در این واویلای خیلی مردم گرایانه به یاد می‌آورم روزی از روزهای اوج توسعه و سازندگی را که در مغازه میوه فروشی برخود لرزیدم و هنوز از یادآوری‌اش به شدت متاثر می‌شوم. آن روز که رئیس دولت درخطبه‌های نماز جمعه سخنرانی‌ها و... همراه با ده‌ها تریبون یار و یاورش از «رفاه مردم» می‌گفت و ثمربخشی برنامه‌های توسعه را مدام برسر و جان مردم می‌کوفت. همان روز که زن بدحجابی به دلیل قیمت سرسام آور میوه نیم کیلو زردآلوی خریده را پس از شنیدن قیمت بسیار بالای آن به فروشنده بازگرداند. آن زن کودک خردسالی هم در آغوش داشت. اما نه آن روز و نه فردای اصلاح طلبانه و نه امروز هیچ یک از این حنجره‌های مردم دوست کمترین زحمتی به خود نداد تا از گرانی و بیدادهای رفته برملت مانند امروز فریاد کند. چرا؟[...]