ورود کره شمالی به جرگه کشورهای صاحب قابلیت هستهای در حیطه نظامی، محققاً هیچ گونه غافلگیری را شکل نداد. این انتظار میرفت که به دنبال موفقیت نسبی این کشور در آزمایش موشکهای دور پرواز بالستیک که قابلیت هدف قرار دادن ژاپن در آن سوی دریا و آلاسکا در آن سوی اقیانوس را دارند، این کشور به آزمایش سلاحهای هستهای هم بپردازد. اما آنچه آزمایش زیر زمینی کره شمالی را ابعادی دیگر میدهد تأثیری است که بر به هم خوردن معادلات منطقهای دارد. محققاً آمریکا با در نظر گرفتن سیاستهایش در رابطه با مخالفت با هر گونه گسترش در اشاعه سلاحهای کشتار جمعی، به رویارویی سیاسی و دیپلماتیک با این کشور برخواهد خاست. ولیکن به جهت انجام آزمایش زیرزمینی کره شمالی تغییری در وضعیت نظامی و یا موقعیت جهانی آمریکا در سطح کلان به وقوع نخواهد پیوست.
به همین روی روانشناختی مردم و رهبران آمریکا، همچنان در قالبهای متداول به فعالیت خواهد پرداخت. ولیکن در خصوص دیگر بازیگران مطرح جهانی موضوع به شدت متفاوت باید در نظر گرفته شود. توان هستهای که کره شمالی ادعای در اختیار داشتن آن را دارد، به ضرورت تغییرات گسترده در محیط روانی حاکم بر کشورهای همسایه به وجود آمده است. اگر آمریکا در آیندهای دور میبایستی توان هستهای کره شمالی را برای خود خطر محسوب سازد، کشورهای همسایه آن را برای خود در زمان کنونی تهدید قلمداد میسازند. آنچه مهم است حجم توان هستهای کره شمالی نیست که باعث هراس است چه این کشور از زرادخانه بسیار حقیری برخوردار است بلکه صرف وجود توانمندی است که محیط روانی را به شدت دچار تحول ساخته است. کشورهای ژاپن، کره جنوبی، چین و روسیه در معرض تهدید امنیتی هستند، هر چند که هر یک به میزانی یکسان این تهدید را احساس نمیکنند.
روسیه و چین به عنوان دو قدرت هستهای به جهت وجود قدرت بازدارندگی هستهای، خود را در آستانه تهدیدی بزرگ نمییابند. در ضمن این دو کشور و بالاخص چین به جهت روابط شکل گرفته به دنبال پایان جنگ دوم و نقشی که در جنگ کره در مخالفت اقدامات نظامی با آمریکا و کره جنوبی بازی کردند، خود را صاحب نفوذ در ساختار تصمیم گیری کره شمالی میدانند. موقعیت چین حتی از روسیه هم متمایز است زیرا کره شمالی برای سیر کردن مردم خود و تامین الکتریسیته و سوخت مورد نیاز کارخانهها و منازل به شدت متکی به همسایه خود چین است. کره شمالی به عنوان آخرین دژ استالینی در جهان و پیرو کمونیسم جنگی، برای رهبران چین کمونیست جایگاه یک «رفیق» هر چند نوع رقیق و مخدوش شده آن را دارا است. پس شریانهای بقای رهبران کره شمالی در دستان چین است.
اما آنچه رهبران چین و روسیه را به خود مشغول ساخته است، واقعیت داخلی حاکم بر کره شمالی است. در کشوری که ماهیت رژیم به شدت در پرده ابهام قرار دارد و فرآیند تصمیم گیری در چارچوب قابل رویت و رویههای درک پذیر تحقق نمییابد، امکان وسیع وجود دارد که در صورت تضعیف موقعیت کیم جونگ ایل کشور در ورطه بیثباتی قرار گیرد و میلیونها نفربه شکل آواره و مهاجر به سوی مرزها و بالاخص مرزهای چین و کره جنوبی به حرکت درآیند.
در عین حال در شرایط بیثباتی ناشی از گسل در ساختار رهبری، تهدید امنیتی حتی به وسیله کشوری که زرادخانه هستهای کوچکی نیز دارد برای دو قدرت هستهای جهان یعنی روسیه و چین جدی خواهد بود. با در نظر گرفتن این واقعیات است که روسیه و چین به واکنش منفی در قبال آزمایش زیرزمینی هستهای کره شمالی دست زدند و به پذیرش توجیه آمریکا برای تحریم این کشور تن در دادند. در کنار چین و روسیه به عنوان دو قدرت برتر اتمی دو کشور ژاپن و کره جنوبی هم با وجود اینکه با آمریکا قرار دادهای نظامی دوجانبه دارند و امنیت آنها به وسیله چتر هستهای آمریکا تامین شده است به شدت واکنش نشان دادند.
رهبر جدید ژاپن به دنبال آزمایش زیر زمینی کره شمالی جلسه فوق العاده کابینه تشکیل داد و به تحریم همه جانبه این کشور اقدام کرد و به کشتیهای کره شمالی کمتر از یک روز فرصت داد که بنادر این کشور را ترک کنند. ژاپن بدون اینکه منتظر نتایج مشورتها و مذاکرات بین آمریکا با دیگر کشورهای منطقه شود به این اقدام دست زد که نشان از نگرانی عمیق این کشور دارد. نخست وزیر جدید ژاپن قبل از انتخاب شدن به این مقام قول داده بود که در صدد برخواهد آمد قانون اساسی ژاپن را تغییر دهد و ماده 9 آن را که در خصوص منع تبدیل ژاپن به یک قدرت نظامی است ملغی سازد.