خاموش کننده شعلههای جهل
یکی از بارزترین ویژگیهای ظهور پیامبران الهی، هدایت انسان از گمراهی و تباهی بود که به خاطر سنتهای حاصل از نادانی اسلاف و پیشینیان، راه به بیراهه برده بود و از ارزشهای انسانی فاصله گرفته بود. سرزمین حجاز نیز به لحاظ شرایط اجتماعی و دور بودن از تمدنهای انسانی، تا قبل از ظهور پیامبر همواره شاهد جنگها و خونریزیهایی بود که به دلیل تعصبات بیجا و جاهلانه اعراب بدوی شکل میگرفت. آنگونه که آتش جنگها گاه سالیان سال به طول میانجامید و در این بین جان و مال انسانهای بسیاری تلف میشد.
واژه «جاهلیت» که علیالاطلاق به این دوره نسبت داده میشود از ریشه جهل است، اما آنچه از کتابهای لغت برمیآید، این است که مراد از آن تنها نادانی نیست، بلکه «دورانی» است که در آن ارزشهای اخلاقی معقول، موازین فرهنگی منطقی و باورهای دینی فراموش شده و تاریک اندیشی، شرک و… در آن غلبه یافته است.
زندگی قبیلهای و صحرانشینی از اعراب، روحیهای خشن ساخته بود که کمتر به عواطف انسانی توجه نشان میدادند و گاه به دلیل لجاجتها، بر سر کوچکترین امور دنیوی به نزاع و کینهخواهی برخاسته و آتش جنگهای خانمان سوزی را به راه میانداختند.
قران کریم بارها از این جهالت سخن به میان آورده و از جاهلیت قبل از اسلام به «جاهلیت اول» تعبیر فرموده و آنان که در این دوره زندگی میکردند را در ردیف کسانی که دلهایشان از جهالتها و نادانیها چون سنگ شده (قصیالقلب) مینامد.
همچنین قرآن در جایی دیگر دوره جاهلیت را نقطه سقوط انسان به پرتگاه آتش میداند:
«ای جمعیت عرب قبل از اسلام بر لب پرتگاه آتش بودید…» (1)
آیین بت پرستی در بین مردم حجاز و به ویژه مکه ریشه دوانده بود، آن گونه که خضوع اعراب در برابر بتهایی مثل لات، عزی، منات و هبل حیرتانگیز مینمود. آنان حتی در مقابل این ساختههای بشری دست به قربانی کردن حیوانات میزدند و حتی خون قربانی را به بدن خود میمالیدند و با آن تبرک میجستند.
آیین بت و موهوم پرستی در این دوره رواج بسیاری یافته بود. «کعبه در حقیقت بتخانه خدایان اعراب جاهلی بود و هر قبیله در آن جا بتی داشت و بالغ بر 360 بت به اشکال مختلف در این خانه بود. از جمله لات، منات و عزی که قریش آنها را دختران خدا میشمردند و مورد پرستش خاص آنها بود.» (2)
با این وجود اصلاح ابناء بشر نیاز به رسالتی داشت تا ارزشهای مغفول مانده انسانیت دوباره احیا شود. پیامبر اسلام (ص) در بین چنین قومی سربرآورد و به برکت اخلاق حسنه خویش، روحیه اعراب خشن جزیره العرب را آنچنان به نرمخویی عادت داد که در کمترین زمان، همه تعصبات قبیلهای و مطرود از بین آنان رنگ باخت و با آشنایی با تعالیم انسان ساز مکتب اسلام، یکی از عظیمترین تمدنهای بشری را پایهگذار شدند.
حضرت علی (ع) که در سالهای آغازین زندگیاش چنین دوره و زمانهای را به چشم دیده است، میفرماید:
«خدا محمد را به رسالت مبعوث ساخت تا جهانیان را بیم دهد و او را امین دستورهای آسمانی خود قرار داد. در آن حال شما ای گروه عرب بدترین دینها را داشتید و در بدترین سرزمینها زندگی مینمودید و در بین سنگهای خشن و مارهای گزنده میخوابیدند و از آب تیره مینوشیدید و غذای ناگوار میخوردید، خون یکدیگر را میریختید و پیوندهای خویشاوندان را قطع میکردید. بتها در میان شما برپا بود و گناهان، سراسر وجود شما را فرا گرفته بود» (3)
در این میان تلاش پیامبر (ص) برای خاموش کردن شعلههای کینه و عداوت که در بین مردم شبهجزیره سایه انداخته بود باعث شد تا قلوب مسلمانان بیشتر به هم نزدیک شود:
«کینهها بوسیله محمد دفن شد، شعله آشوبها را خاموش ساخت و خدا به وسیله محمد میان برادران محبت ایجاد کرد میان همردیفان جدایی افکند ذلیلان را عزیز و عزیزان را ذلیل ساخت… (4)
«خدا به وسیله محمد (ص) قوانین مجهوله را آشکار ساخت، بدعتهای معیوب را ریشهکن گردانید و مقررات کامل را بیان داشت» (5)
تلاش پیامبر (ص) برای زدودن غبار جاهلیت از چهره انسان اسیر در بند نفسانیات، اوج کوشش و مشقاتی که یک انسان میتوانست برای هدایت و راهنمایی بکار گیرد. ایشان در این راه سختیها را به جان خریدند تا جاماندگان از قافله بشریت را به سرمنزل مقصود برسانند:
«محمد خستگی و سستی را از واماندگان معرفت خدا میگرفت و شکست خوردگان راه هدایت را متوقف مینمود و در کنارشان آنقدر میایستاد تا آنان را به هدف الهی برساند» (6)
«در روزگاری که هواها بر عقلها غلبه داشت، خودخواهی همه را به فلاکت انداخته بود و نادانی عمومی همه را به خفت و خواری کشیده بود و در سختیهای شدید حیران و در بلادهای نادانی سرگردان بودند، رسول خدا مبعوث گردید و به پند و اندرز دادن به آنان همت گماشت…» (7)
از موارد دیگری که در قرآن درباره مردم دوران جاهلیت به کار میبرد، اصطلاح «بیمار» است که در معنا به کسانی اطلاق میشد که قلبشان بر اثر کینهها و نفرت از یکدیگر دچار مرضهای روحی و روانی شده بود. با آمدن حضرت محمد (ص) و تلاش آن حضرت برای آشتی دادن انسانها برپایه مهر و شفقت این کینه و بغض نیز از قلوب آنان پاک و جای خود را به صفا و همزیستی مسالمتآمیز داد:
«محمد پزشکی سیار بود… مرهمهای او دقیق و عمیق و به مورد نیاز بکار میبرد… محمد با معالجاتش قلبهای کور، گوشهای کر، زبانهای گنگ را معالجه میکرد و با دوای خود پایگاههای غفلت و آسایشگاههای حیرت را کوبید» (8)
هدایت انسان جاهلی
هدایت انسان بدوی عصر جاهلیت با آن روحیه تند و تیزی که اعراب بدوی داشتند، نیاز به خلق و خوی حسنهای داشت تا در روحیه سخت آنان تاثیرگذار باشد. هدایت افرادی که سالیان سال به دور از هرگونه فرهنگ و تمدن بزرگ شده و رشد یافته و سنتهای جاهلی را فراگرفته بودند و حتی حاضر میشدند عزیزترین افراد خانواده خود را به دلیل دختر بودن زنده به گور کنند کار سختی بود که از عهده هر کسی در آن برهه زمانی خارج بود. خداوند به وسیله اسلام نخوتهای جاهلی و افتخارهای مرسوم آن دروان را منسوخ کرد و مساوات اجتماعی را به دست پیامبرش تحقق بخشید.
حضرت علی (ع) با اشاره به گوشههایی از این عقاید خرافی و پوسیده میفرمایند:
«عرب جاهلی معتقد بود که خون را جز خون نمیشوید… اعراب آنچنان با خونریزی و غارتگری خوگرفته بودند که هنگام مفاخره، تاراج اموال دیگران را یکی از افتخارهای خود میشمردند» (9)
اعراب جاهلی چنان با عادات و رسوم منسوخ خود انس گرفته بودند که محال به نظر میرسید دوستی با یک قبیله یا یک سرزمین آنها را بر یک عهد و پیمان باقی نگهدارد. اما تلاش پیامبر خدا (ص) در دوران بیست و سه ساله رسالت بر آن بود که مردمان را با سیره انسانیت و روح خوب زیستن آشنا کند کلیه فضیلتهای بیاساس را که با فطرت انسانی بیگانه است، بسوزاند و محو کند.
امیرالمؤمنین در خطبهای میفرماید: «خدا محمد را با نور (قرآن) اعزام نمود و او را بر دیگران و توسط آن حضرت مفاسد و اختلافها را برطرف نمود، پیروزمندان را مغلوب ساخت مشکلات را از میان برداشت سختیها را آسان گردانید و سرانجام گمراهی را از راست و چپ فراری داده شد» (10)
حضرت علی (ع) بارها به فرستاده شدن پیامبر و تلاش آن حضرت در راه احیای ارزشهای الهی اشاره کرده است:
«خدا محمد (ص) را با قرآنی اعزام داشت که مطالب آن هم واضح بود و هم متین، تا مردم خدای خود را که نمیشناختند بشناسند و به خدایی که منکر بودند اعتقاد پیدا کنند و به وجودش اعتراف نماید» (11)
حضرت علی (ع) در چندین خطبه همچنین به همین روحیه رحمت و ایثارگری پیامبر (ص) و حریص بودن ایشان به هدایت مردم اشاره میکند:
«رسول خدا هم امر رسالت را به مردم ابلاغ نمود. مردم را در طریق وظیفه قرار داد و آنها را در این مسیر راهنمایی کرد. نشانههای هدایت را استوار ساخت و نورافکن را برپا داشت…» (12)
ساده زیستی و مذمت دنیا
از مهمترین ویژگیها و خصلتهای پیامبر (ص) که در قرآن کریم نیز از سوی خداوند متعال ذکر گردیده، خلق حسنه نیکوی آن حضرت میباشد که او را در برابر همه مخلوقات امتیاز میبخشد.
«و انک لعلی خلق عظیم؛ ای پیامبر همانا تو بر پایه اخلاقی بزرگ استوار هستی» (13)
در سیره هیچ شخصیتی در طول تاریخ به اندازه سیره درخشان رسول گرامی اسلام (ص) احترام و ادب برخاسته از عمق جان در قبال انسانها به چشم نمیخورد. ایشان در مقام دعوت حتی در مواجهه با کافران و مشرکان نیز با نهایت احترام و ادب سخن میگفت و رفتار میکرد.
بر طبق روایاتی که از خود ایشان نقل شده دلیل و مراد از رسالت پیامبر پیوند انسان با مکارم اخلاق است تا آن را در بین مردمان غیرمتمدن که میانه خوبی هم با اخلاق انسانی ندارد، تکمیل کند:
«انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق؛ من برانگیخته شدم تا اخلاق نیکو را میان مردم تکمیل کنم»(14)
آن چنان که ذکر آن آمد حضرت علی (ع) که زندگیاش با عمر گرانبار پیامبر (ص) گره خورده بود و با فضایل اخلاق ایشان آشنا بود پیامبر را به عنوان برگزیدهترین انسانها از نظر اخلاق معرفی کرده است. آن حضرت میفرماید:
«پیامبر اکرم از همه مردم اندیشه آزادتر و زبانی راستگوتر و اخلاقی نرمتر و معاشرتی نیکوتر داشت. او بسیار بخشنده و به وعده خود وفادار بود. هر شخصی که برای بار اول او را میدید کششی نسبت به آن حضرت احساس میکرد و هر که با او نشست و برخاست داشت، محبت او در قلبش رسوخ میکرد، مانند آن حضرت دیده نشده و نخواهد شد» (15)
همچنین در جایی دیگر میفرماید: «خداوند از زمان شیرخوارگی فرشتهای از فرشتگان خویش را با پیامبر اکرم (ص) همراه نمود تا در شب و روز او را در راه مکارم و اخلاق نیک راهبری کند» (16)
امام علی (ع) حتی به رفتار پیامبر (ص) با حیوانات نیز اشاره کرده است که چگونه آن حضرت به تمام ابعاد اخلاقی توجه کامل داشته است. ایشان میفرماید:
«روزی پیامبر اکرم وضو میگرفت در اثنای وضو گربهای که در خانه بود جلو آمد و به آن حضرت پناه آورد پیامبر متوجه شد که آن حیوان تشنه است ظرف آب را جلویش گذاشت و آن گربه آب آشامید.» (17)
پیامبر (ص) راه و رسم زندگی خود را بر پایه معنویات قرار میدهد و در مقابل زیادهخواهیهای بعضی از مسلمانان برای جمعآوری مال و مکنت دنیوی، شیوه ساده زیستی و بیمیلی به مادیات را در پیش میگیرد و آنان را به کسب فضایل معنوی فرامیخواند.
در سخنان علی (ع) به روحیه مادی ستیزی پیامبر و مذمت دنیا و رویگردانی از آن نیز بارها اشاره شده است:
«به پیامبر پاکیزه و پاکت اقتدا کن که راه و رسم او الگویی است برای الگوطلبان… پیامبر از دنیا چندان نخورد که دهان را پرکند و به دنیا به گوشه چشم نگریست، دو پهلویش از تمام مردم فرو رفتهتر و شکمش از همه خالیتر بود دنیا خود را در اختیار محمد (ص) گذاشت اما آن حضرت زیر بار نرفت…» (18)
«در زندگی رسول خدا (ص) سرمشق و راهنمایی برای تو درباره مذمت و عیب دنیا و زیادی ناراحتی و بدی آن وجود دارد، چشم رسول خدا از دنیا فروبسته شد خانه و زندگی آن حضرت در اختیار دیگری قرار گرفت از خوراک دنیا محروم شد زیباییهای دنیا از آن حضرت کناره گرفت» (19)
پیامبر (ص) در کنار مذمت دنیا و مدح آخرت، همواره بر ساده زیستی تأکید داشت. ایشان زندگی را بر سادهترین راه و رسم قرار داده بود و همواره از تکلف و تقید به امور دست و پاگیر اجتناب میفرمود. در جایی علی (ع) ضمن مذمت دنیا و دنیاطلبی به بخشهایی از سیره و زندگی و ساده زیستی آن حضرت اشاره میکند:
«رسولا… با دست خود کفشش را تعمیر میکرد، پارگی لباسش را خودش میدوخت، پردهای بر در اطاق محمد (ص) آویزان بود و در آن نقش و نگار بود، رسول خدا همسرش را صدا زد و فرمود: این پرده را از برابر دیدگانم دور کن که هرگاه نگاهم به آن میافتد به یاد دنیا و زینتهای آن میافتم». (20)
و نیز میفرماید: «محمد دنیا را از قلب خود بیرون کرده بود، نام آن را از جان خود خارج نموده بود... نظر محمد از این روش آن بود که از دنیا لباس زیبا تهیه نکند و دنیا را محل سکونت نداند و به ماندن در آن امیدوار نباشد به همین جهت دنیا را از روح خود بیرون رانده بود و از قلب خود خارج کرده بود» (21)
سیره اخلاقی
یکی از ابعاد برجسته در زندگی پیامبر اسلام (ص) سیره اخلاقی ایشان است. به گفته برخی از سیرهنویسان، اخلاق پسندیده پیامبر (ص) یکی از رموز و موفقیت ایشان در هدایت و ترویج دین مبین اسلام بوده است. به همین خاطر پیامبر (ص) دایماً با مردم با مهربانی و خوشرویی رفتار میکردند:
«رفتار پیامبر (ص) با همنشینانش چنین بود که دائماً خوش رو، خندان، نرم و ملایم بود. هرگز خشن، سنگدل، پرخاشگر، بدزبان، عیبجو و مدیحهگر نبود. هیچ کس از او مأیوس نمیشد و هر کس به در خانه او میآمد، نومید باز نمیگشت. سه چیز را از خود دور کرده بود: مجادله در سخن، پرگویی و دخالت در کاری که به او مربوط نبود. او کسی را مذمت نمیکرد و از لغزشهای پنهانی مردم جستجو نمینمود، جز در مواردی که ثواب الهی دارد سخن نمیگفت. در موقع سخن گفتن به قدری گفتارش نفوذ داشت که همه سکوت نموده و سراپا گوش میشدند...» (22)
توجه ایشان به رعایت حقوق دیگران و همدردی با آنان در مواقع سختی و پیجویی احوال یاران در همه حال محبوبیت ویژهای به آن حضرت داده بود. آن حضرت چنان در میان مردم زندگی میکرد که اگر بیگانهای با او روبرو میشد ممکن بود او را نشناسد، ولی با اولین برخورد با چهره و رفتار پیامبر (ص) علاقه شدید قلبی نسبت به آن حضرت پیدا میکرد.
حضرت علی (ع) بارها درباره این اخلاق نمونه پیامبر (ص) سخن به میان آورده است:
پیامبر هر کسی از اصحابش را که مغموم و ناراحت مییافت با شوخی و مداعبه او را خوشحال میکرد» (23)
همچنین درباره صفات اخلاقی و شیوه معاشرت آن حضرت میگوید: «رسول خدا (ص) بخشندهترین مردم، شجاعتر راستگوتر و باوفاتر از تمام مردم بود و اخلاقش از همه مردم ملایمتر و معاشرتش از همه گرامیتر بود». (24)
آنگونه که علی (ع) میگوید، رسول خدا (ص) هیچگاه نیازمندی را از خود بدون رفع حاجاتش دور نمیکرد و اگر چیزی برای بخشیدن نداشت، او را حتی با یک تبسم هم که شده از خود راضی نگاه میداشت:
«هرگز رسول خدا حاجت نیازمندی را رد نکرد و در حد امکان حاجت او را برمیآورد وگرنه با سخنان مهرآمیز و شیرین او را خرسند میساخت...» (25)
آنان که با پیامبر (ص) نشست برخاست داشتند و در محضر ایشان رفت و آمد داشتند، هیچگاه به یاد ندارند که پیامبر (ص) به خاطر مطامع دنیوی بر کسی خشم بگیرد و او را از خود براند. با این حال آن حضرت در اموری که دین خدا مورد اهانت قرار میگرفت و محرمات الهی نادیده انگاشته میشد، بسیار ناراحت و خشمگین میشد.
«هرگز دیده نشد که پیش روی کسی پای خود را دراز کند و ظلمی که به او میشد، انتقام نمیگرفت، مگر این که محارم خدا هتک شود که در این صورت خشم میگرفت و خشمش نیز برای خدا بود. رسول خدا تا زنده بود در حال تکیه دادن غذا میل نفرمود.». (26)
وجود صفات انسانی و برجسته آن حضرت همواره مورد ستایش مردم بوده است. برخورد ایشان با دیگران در کوچه و بازار و حتی در منزل بر سر سفره و غذا میتواند درسهای فراوانی داشته باشد:
«اشخاص، آن حضرت را به بوی خوش که از وی به مشام میرسید میشناختند. هنگام غذا خوردن از غذای جلوی خود میل میفرمود. آشامیدنی را با سه نفس میآشامید و آن را میمکید و نمیبلعید». (27)
با وجود این که آن حضرت برگزیدهترین مخلوقات خداوند بود و در درگاه خداوند متعال از چنان ارج و منزلتی برخوردار بود که مقامش تا معراج و تقرب الیالله رسید، اما آنگاه که در پیشگاه حضرت معبود به عبادت میایستاد، چنان حالتی از خوف و خشیت الهی به ایشان دست میداد که گاه بر سر نماز، محراب ایشان از شدت گریه آن حضرت تر میشد:
«رسول خدا از خوف خدا به قدری اشک میریخت که جای نمازش تر میشد با این که گناه نیز نداشت» (28)
با این اوصاف است که حضرت علی (ع) پیامبر (ص) را بهترین الگو برای هدایت انسان میداند. آن حضرت میفرماید:
«شما باید روش پیامبر پاک و مطهر را پیروی کنید، زیرا در وجود آن حضرت برای کسی که بخواهد سرمشق بگیرد و یا به تکیهگاهی نسبت داشته باشد موجود است. محبوبترین بندگان خدا کسی است که به پیامبر (ص) اقتدا کند و روش آن حضرت را الگوی خود قرار دهد». (29)
تلاش پیامبر برای احیای دین
تلاش پیامبر برای احیای ارزشهای آسمانی که از زمان انبیای الهی تا زمان ایشان به فراموشی سپرده شده بود بسیاری از محققان را به تعجب واداشته است. سختکوشی و مجاهدت ایشان در راه احقاق حق محروم و ستمدیده، مجاهدت و روحیه سلحشوری، قاطعیت در اجرای فرمانهای الهی، صبر و بردباری در برابر منکران راه حق، ایجاد برادری و دوستی در بین طوایف و قبایل متخاصم، کوبیدن تفاخر و تکبر جاهلی و پایداری در تبلیغ و ترویج دستورات خداوند از نمونه کوششهای مشقت بار آن حضرت در برپایی اهداف متعالی و ارزشهای اخلاقی به شمار میرود.
خود آن حضرت در جایی میفرماید: «من نه به مال و ثروت شما نظر دارم و نه خواستار ریاست و سلطنت بر شما هستم. خداوند مرا به پیامبری برگزید و بر من کتاب نازل فرموده و از جانب او مأمورم که شما را بیم و بشارت دهم. من مأموریت خود را انجام دادم. اگر از من پیروی کنید، سعادتمند خواهید شد و اگر قبول نکنید، آنقدر صبر و مقاومت خواهم کرد تا خدا میان من و شما حکم کند». (30)
به دلیل شرایط سخت اولین روزهای آغاز اسلام و به خاطر سختگیریهایی که مشرکان مکه در حق مسلمانان روا میداشتند، نیاز بود تا مسلمانان از پایگاه امن اجتماعی برخوردار باشند. هم به این خاطر و هم به لحاظ شرایط سختی که گاه در جنگها بر مسلمانان غالب میشد، وجود نازنین پیامبر (ص) و اهل بیت او مأمن و پناهگاه مناسبی بود تا مسلمانان بدان پناه ببرند:
«هر وقت جنگ شدت میگرفت و مردم حمله میکردند رسول خدا (ص) اهل بیت خود را پیش میانداخت و اصحاب خود را به وسیله اهل بیت خویش از گرمی شمشیر و نیزه حفظ میکرد». (31)
روحیه شجاعت و دلاوری آن حضرت در صحنههای نبرد با مشرکان و نیز معاندان راه حق بر همگان واضح است. شجاعت پیامبر اسلام (ص) در میدان بدر و احد، احزاب و در سایر غزوات یکی از مهمترین عوامل پیروزی و پیشرفت سریع اسلام بود. آن حضرت در میدان کارزار و در صحنه دفاع از ارزشهای دین و محافظت از دستاوردهای اسلام، آنگاه که جنگجویان با شدت هر چه تمامتر مشغول جنگ و شمشیر زدن بودند با توان و نیرویی فوقالعاده که از روحیه معنوی آن حضرت نشأت میگرفت آماده حمله به دشمن بود.
حضرت علی (ع) در جایی درباره روحیه شجاعت و جنگجویی پیامبر (ص) در کارزار با دشمنان اسلام میفرماید:
«هنگامی که جنگ شدت مییافت و دیدگان جنگجویان از نظاره صحنه خونین جنگ قرمز میشد ما به شخص پیامبر که از همه مسلمانان به دشمن نزدیکتر بود پناه میبردیم. در جنگ بدر هم در اطراف پیامبر که از همه ما به دشمن نزدیکتر و فعالیت جنگیش بیشتر بود گردآمدیم» (32)
سفارشات پیامبر (ص)
با رحلت پیامبر (ص) مرحله دیگری از زندگی امام علی (ع) آغاز شد. هنوز پیکر مقدس پیامبر (ص) به خاک سپرده نشده بود، که عدهای در «سقیفه بنی ساعده» جمع شدند و با پیش کشیدن ماجرای زمامداری و خلافت پس از پیامبر، مسأله زعامت مسلمانان از مسیری که پیامبر (ص) بارها سفارش و تأکید کرده بود به صورت دیگری رقم خورد. در این بین حق مسلم علی (ع) برای جانشینی رسول خدا نادیده انگاشته و علی (ع) از عرصه حکومت و رهبری جامعه، کنار گذاشته شد.
در این شرایط برخی از قبائل به شورش پرداختند. زیرا میپنداشتند بعد از پیامبر (ص)، دین اسلام معنای خود را از دست داده و پیروی از آن کار بیهوده است. از طرفی عدهای سودجو به دروغ ادعای پیامبری کرده و برخی از قبائل را به پیروی از خود ترغیب مینمودند. اساس اسلام با خطری جدی مواجه شد. زیرا جو ناآرام داخلی، زمینه را برای حمله دشمنان خارجی فراهم میکرد و چند دستگی در داخل جامعه مسلمانان، سبب رخنه دشمن در صفوف مسلمانان میشد.
به نظر میرسد تنها کسی که در لحظههای پایانی زندگانی پیامبر رحمت، بر سر بالین آن حضرت حاضر بوده و به آخرین حرفها و سفارشات پیامبر (ص) گوش فراداده، حضرت علی (ع) بوده است. همین موضوع و این که امیرالمؤمنین (ع) سالها در رکاب آن حضرت فیض حضور داشته و در محضر آن حضرت به تلمذ و شاگردی پرداخته است باعث شده تا رازهای ناگفتهای که بین پیامبر (ص) و حضرت علی (ع) ردوبدل شده در بیانات ارزشمند امیرمؤمنان (ع) تجلی یافته باشد که یک نمونه از آن سفارش پیامبر (ص) به علی (ع) درباره وقایعی است که بعد از رحلت ایشان به وقوع خواهد پیوست. پیامبر (ص) علاوه بر این که در زندگانی گرانبار خود همواره دغدغه مسلمانان را داشتند و برای آن تلاش میکردند حتی به هنگام رحلت نیز در اندیشه امت خود و اصلاح آن بودند.
حضرت علی (ع) در نهجالبلاغه میفرماید:
«رسول خدا (ص) فرمود: یا علی مردم بعد از من بوسیله ثروت آزمایش میگردند بر خدا منت میگذارند که دین دارند و از خدا آرزوی رحمت خدا را دارند و از عذاب خدا خویشتن را در امان میبینند، با اشکالات دروغ و هواهای غفلت، انگیزه کارهای حرام را حلال میدانند. شراب را به نام نبینند، رشوه را به نام هدیه و ربا را به عنوان بیع میخورند...» (33)
و در جایی دیگر از قول آن حضرت، میفرماید:
«رسول خدا (ص) فرمود: امت من بزودی پس از من به فتنه گرفتار میگردند» (34)
حضرت علی (ع) درباره این شرایط حساس که میرفت تا در صفوف به هم پیوسته مسلمانان رخنه ایجاد کند و در پیوندی که به برکت تلاشهای پیامبر (ص) ایجاد شده بود شکاف ایجاد کند میگوید:
«دست نگه داشتم تا اینکه ملاحظه کردم روح ارتجاع در مردم بیدار شده و از اسلام برمیگردند و برای محو دین محمد (ص) در تلاشند. در چنین موقعیتی ترسیدم که اگر اسلام و مسلمانان را کمک نکنم، رخنه و یا انهدامی در دین رخ دهد که مصیبت و ناراحتی آن برای من بزرگتر از محروم شدن از ولایت و حکومت بر شما خواهد بود...»
اختلاف در شیوه سرپرستی امت اسلامی و گماشته شدن کسانی که در دوران پیامبر (ص) از سرسختترین دشمنان اسلام بودند و حال به برکت حضور خلفای بعد پیامبر به مناصب بالایی دست یافته بودند، شکاف طبقاتی جدیدی در جامعه اسلامی ایجاد میکرد و از آنجا که هر گروهی برای رسیدن به مطامع شخصی و قبیلهای در تفسیر دین به سلیقه شخصی و حزبی عمل میکرد، آتش اختلافات را برافروختهتر میکرد:
«آنگاه که محمد (ص) دار دنیا را وداع کرد، مسلمانان در ریاست پس از وی به اختلاف افتادند... تا این که دیدم مردم از دین عقب گرد میکنند و برای ریشه کن شدن دین محمد (ص) تبلیغ مینمایند» (35)
به هر تقدیر، باید گفت نگاه پیامبر (ص) به امت اسلامی آنگونه به نظر میرسد که حتی با وجود تلاش چندین ساله ایشان برای هدایت و انتقال مفاهیم بلند دینی به مردم و موفقیت ایشان در طول زندگانی پرثمر خود در این راه، باز هم نگرانیهای عمیقی نسبت به بعضی از اعتقادات و افکار انحرافی داشتند که در نهایت هم به ایجاد شکاف در بین مسلمانان منجر گردید. شاید یکی از نگرانیهای حضرت علی (ع) ـ آنگونه که در نهجالبلاغه میفرماید ـ همین مصیبتهایی است که جامعه اسلامی را به صحنه منازعات بیهوده و اختلافات عقیدتی کشاند.
این شرایط حساس حضرت علی (ع) را ناچار ساخت تا برای حفظ و تحکیم اسلام، سیاست مدبرانهای را در پیش گیرد.
نگاهی به تاریخ و سیر و تطور اسلام بعد از پیامبر (ص) و وقوع حوادث جانکاهی چون ظهور بنیامیه در مسند قدرت و به حاشیه رانده شدن اسلام ناب محمدی، ظهور خوارج و تبدیل خلافت مسلمانان به سلطنت و حکومت استبدادی معاویه و یزید، وقوع جنگهای خونین در سرحدات جامعه اسلامی و در نهایت شهادت امام حسین (ع) که ریشه در جهل و نادانی باقی مانده از روزگار جاهلیت اعراب بدوی داشت، بیش از پیش بر سخنان آن حضرت گواهی میدهد. آنگونه که علی (ع) رحلت پیامبر را آنچنان مصیبتی میداند که دیگر مصیبتها در مقابل آن ناچیز خواهد بود.
صلوات بر پیامبر
صلوات از ریشه صلاه در اصل به معنای توجه خاص و احترامی است که از طرف دیگران صادر میشود. اگرچه بر مؤمنان فرض گردیده است که به هنگام شنیدن نام متبرک و نورانی پیامبر اسلام (ص) برای احترام به ایشان صلوات بگویند، اما باید توجه داشت که چنین عملی مورد سفارش خداوند متعال نیز بوده است زیرا قبل از این که خداوند از مؤمنین بخواهد که بر پیامبرش درود بفرستند، در سوره احزاب آیه 56 خود ابتدائاً بر آن حضرت درود فرستاده است:
«خدا و فرشتگان بر پیامبر صلوات میفرستند. ای کسانی که ایمان آوردید، بر او صلوات فرستید و سلام کنید، سلامی نیکو».
فرستادن صلوات سبب میشود نام و یاد پیامبر اکرم (ص) برای همیشه زنده و جاوید بماند. به همین دلیل آفریدگار عالم هستی و تمام فرشتگانی که تدبیر این جهان به فرمان حضرت حق بر عهده آنها گذارده شده است، بر او درود میفرستند.
با این وجود، سفارش بزرگان و ائمه اطهار این بوده است که هرگاه خواستید حوائج دنیا و آخرت را با خدا در میان بگذارید، با ثنا و ستایش الهی آغاز کنید و سپس بر محمد و آل محمد صلوات بفرستید و بعد از این، از خداوند حاجت خود را بخواهید (36)
علی (ع) نیز با این موضوع که فرستادن صلوات در بزرگداشت و عظمت پیامبر اسلام (ص) باعث گشایش در کارها و آسان شدن مشکلات میشود هم عقیده است:
«هنگامی که حاجت داری قبل از این که از خدا بخواهی صلوات بفرست، زیرا خدا بزرگواتر از ان است که دو حاجت از وی درخواست شود و یکی را برآورد و دیگری را برنیاورد.» (37)
علاوه بر این، صلوات فرستادن برای پیامبر (ص) باعث میشود تا گناهان انسان به واسطه تقرب و مقام بلند و رفیع پیامبر در پیشگاه خداوند متعال مورد رحمت و بخشایش الهی قرار گیرد:
امام علی (ع) همچنین در این باره میفرماید: «صلوات فرستادن بر پیامبر (ص)، گناهان را بسان ریختن آب بر آتش از بین میبرد»
بر طبق آن چه گذشت، پیامبر (ص) به عنوان انسانی وظیفه شناس که مأموریت ابلاغ تعالیم اسلام و دستورات خداوند و تبلیغ آنان را برعهده داشت، تلاش زیادی برای کاملتر شدن رسالت پیامآوری خویش انجام داد و این راه اگر نبود اخلاق و منش نیکو و صداقت آن حضرت، شاید تا این حد انتظار بالندگی و رشد و ترقی از انسان انتظار نمیرفت.