حسن فتحی
گروه بینالملل
روی کارآمدن دولت حماس در فلسطین که با فشارهای منطقهای و بینالمللی همراه بود در عوض این که فلسطینیها را به اتحاد و همبستگی وادارد آنها را در مسیر خواستههای دشمنان این سرزمین قرار داده و به چالش با یکدیگر کشاند به طوری که فتح و حماس رویاروی هم قرار گرفته و به تسویه حسابهایی پرداختند که میتواند بزرگترین لطمه را به این سرزمین و مردمانش وارد بیاورد.
شواهد امر نشان از این واقعیت دارد که اوضاع در فلسطین چندان مساعد نبوده و اگر اختلافات و درگیریها ادامه یابد بیم آن میرود که این سرزمین با جنگ داخلی مرگباری مواجه شود که هیچ نفعی برای آنها نداشته و تنها به سود اسراییل خواهد بود.
نگاهی به آنچه در ارتباط با فلسطین میگذرد میتواند بیانگر حساسیت اوضاع باشد اما در این شرایط آنچه بیش از پیشنیاز است هوشیاری و درایت رهبران فلسطین است که متاسفانه در دام توطئهها اسیر شده و رویاروی هم قرار گرفتهاند.
با روی کار آمدن اولمرت به عنوان نخستوزیر اسراییل در شرایطی که او اعلام کرد که به صورت یک جانبه مرزهای مشترک با فلسطین را مشخص خواهد کرد حماس صراحتاً به نفی دولت این رژیم پرداخت و راه را برای هرگونه مذاکره و تفاهم مسدود کرد. ولی فشارها بر روی این گروه برای شناسایی اسراییل و تعامل با آن ادامه یافت. به طوری که محمود عباس رییس حکومت خودگردان تهدید میکند که اگر حماس برای شناسایی اسراییل اقدامی نکند همهپرسی برگزار خواهد کرد. این مساله با مخالفت حماس مواجه شده و محمود الزهار وزیر خارجه فلسطین میگوید: هنگامی که هیچکس حاضر نیست اسراییل را به رسمیت بشناسد دعوت برای اجرای طرح همهپرسی لزومی ندارد.
در این میان فقط محمود عباس نیست که از مذاکره حمایت میکند بلکه روسیه و چین هم از حماس میخواهند اسراییل را به رسمیت بشناسد و این درخواست در شرایطی اعلام میشود که با روی کارآمدن حماس، آمریکا و اتحادیه اروپا کمکهای خود را به فلسطین منوط به شناسایی اسراییل از سوی این جنبش دانسته و کمکهای مالی خود را قطع میکنند که برای دولت جدید مشکلآفرین میشود. به گونهای که کارکنان وزارتخانهها و موسسات دولتی فلسطین از جمله کارکنان بیمارستان «الشفا» در نوار غزه در پی دعوت اتحادیه کارکنان دولت در اعتراض به دریافت نکردن حقوق خود و محاصره این حکومت از سوی اسراییل و کشورهای عربی دست به اعتصاب زده و معلمان 3 مدرسه در شهر الخلیل در کرانه غربی نیز به همین دلیل در اعتصاب به سر میبرند.
اسماعیل هنیه نخستوزیر فلسطین که در روزهای اولیه، تحریمهای مالی و اقتصادی را بیحاصل دانسته بود با این واقعیت مواجه میشود که یک دولت را با بیش از 50 هزار حقوقبگیر نمیتوان با شعار و یا وعدههای دیگران اداره کرد. او در پی تشدید اعتراضات متعهد میشود در اسرع وقت وزارت دارایی حقوق کارکنانی را که ماهیانه 332 دلار حقوق میگیرند پرداخت کرده سپس اقدام به پرداخت حقوق 125 هزار کارمند دیگر نماید که بیش از این مبلغ دریافت میدارند. پرداختهای وعده داده شده به 55 میلیون دلار بالغ میشد در حالی که صورت حساب حقوق ماهیانه تشکیلات خودگردان 120 میلیون دلار است.
مشکلات دولت حماس به مراتب بیشتر از آن است که عنوان میشود زیرا آنچه میتواند اوضاع را وخیمتر سازد اختلاف بین حماس و فتح و سران حماس با محمود عباس رهبر فلسطین است. اسراییل با پشتیبانی آمریکا و جامعه جهانی فشارهای خود را تشدید کرده است. مشکل زمانی حاد میشود که اولمرت نخست وزیر اسراییل احداث دیوار حایل را کامل کرده و مرزهای موردنظر خود را برای اسراییل و فلسطین اعلام دارد. جالب توجه است که بوش رییس جمهوری آمریکا که قبلاً با این مساله به مخالفت برخاسته بود با اولمرت همراه میشود.
دولت حماس با تشدید فشارهای خارجی میتواند تقویت شده و این فشارها قادر است فلسطینیها را متحد سازد. اما مشکل اصلی، چالش الفتح و حماس است.
تندروی حماس و برخی از سران این گروه که به موضعگیری علنی محمود عباس علیه آنها انجامید اوضاع را بیش از پیش متشنج میکند. تا حدی که فلسطینیها را به رویارویی نظامی با هم واداشته و مواضع مخالفین حماس را تقویت کرده است. بحران زمانی حاد شد که حماس در قالب دولت فلسطین اقدام به ایجاد نیروی امنیتی کرد و درصدد مقابله با نیروهای امنیتی الفتح برآمد. در این راستا نیروهای امنیتی ویژه وزارت کشور به سرپرستی حماس که از اعضای دو گروه نظامی وابسته به حماس و کمیتههای مقاومت مردمی تشکیل شده در مناطق مختلف نوار غزه استقرار مییابند و محمود عباس رهبر فلسطین هم بلافاصله به اعضای سرویسهای امنیتی این کشور دستور استقرار در شهرهای فلسطین را میدهد.
در پی این اقدام جوسازیهای طرفین علیه یکدیگر شدت میگیرد به گونهای که ماهر مقداد سخنگوی الفتح شکلگیری نیروهای وزارت کشور را غیرقانونی دانسته و اعلام میدارد که این نیرو و اقداماتش وحدت فلسطینیها را تهدید میکند اما در عوض سعید صیام وزیر کشور فلسطین ناتوانی سرویسهای امنیتی را دلیل شکلگیری این نیروها میداند.
به دنبال این اقدامات نیروهای نظامی الفتح و حماس در جنوب غزه به جان هم میافتند و اولمرت نخستوزیر اسراییل محمود عباس را ناتوان خوانده و میگوید: او حتی قادر نیست کمترین عملیات تروریستی فلسطینیها را متوقف کند. در این شرایط محمود عباس اعلام میدارد چنانچه مصلحت فلسطین اقتضا کند انتخابات زودهنگام ریاست حکومت خودگردان و مجلس قانونگذاری را برگزار خواهد کرد. او میافزاید به عنوان رییس حکومت از حق برکناری کابینه برخوردار هستم.
درگیری نظامی میان حماس و الفتح موضوع جدیدی نیست که این روزها روی داده باشد بلکه حتی در زمانی که کنترل دولت در دست الفتح بود نیز شاهد وقوع چنین حوادث ناگواری بودیم. اما اقدامات فوق این روزها شدت گرفته و اوضاع در سرزمینهای اشغالی بحرانی شده است. با تشدید بحران یک عضو عالی رتبه الفتح بر این مساله تاکید میورزد که گزارشهای اطلاعاتی روزانه نشان میدهد که حماس قصد دارد محمود عباس را به زور برکنار کند. وی مدعی می شود نیروهای امنیتی فلسطین وفادار به محمود عباس در نظر دارند حملهای را علیه شاخه نظامی حماس انجام دهند که چنین مسالهای میتواند منجر به شروع جنگ داخلی فرقهای در اراضی فلسطین شود. او که با روزنامه انگلیسی ساندی تایمز سخن میگفت میافزاید: زمان برای حماس در حال سپری شدن است. ما زمان و مکان مناسب را برای رویارویی نهایی نظامی انتخاب میکنیم و پس از آن هیچ مبارزی از حماس وجود نخواهد داشت.
اوضاع در فلسطین روزبهروز وخیمتر میشود و پیدایش این وضعیت به نفع اسراییل است که مایل به تشتت و اختلاف میان فلسطینیهاست و به طرق مختلف به آن دامن میزند.
از روزی که حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین به پیروزی رسید و در پی آن دست به تشکیل کابینه زد و مشخص بود که با مشکل مواجه خواهد شد به این دلیل که حماس دیدگاههایی ضداسرائیلی داشته و سالها از منتقدان و مخالفین مذاکره و آشتی بود. این گروه با در دست گرفتن کنترل دولت فلسطین همان رویه قبلی را پیش گرفت. این شیوه مخالفت طرفداران اسراییل را در پی داشت که تحریمهای مالی و اقتصادی دولت فلسطین از جمله آنها بود.
با وجود این که چالش و اختلاف بین حماس با اسراییل و آمریکا قابل پیشبینی بود اما آنچه در این میان فلسطینیها را در تنگنا قرار داده نزاع و درگیری حماس و الفتح است.
درخواست گروهی از زندانیان فلسطینی در قالب منشور وفاق ملی که در آن خواستار آشتی تمامی گروهها و پذیرش اسراییل و تشکیل کشور مستقل فلسطین در قالب مرزهای قبل از جنگ 6 روزه سال 1967 شده بودند و مخالفت حماس با این خواستهها، اختلافات را تشدید کرده است زیرا در یک سو محمود عباس اعلام کرده که از اختیارات قانونی خود برای منحل کردن دولت و پارلمان و برگزاری همهپرسی بهره خواهد گرفت و در سوی دیگر اسماعیل هنیه نخست وزیر هرگونه همهپرسی را نفی کرده و در مقابل رهبر فلسطین صفآرایی کرده است. اگرچه طرح همهپرسی و منشور وفاق ملی را میتوان بهانهای برای قدرتنمایی محمود عباس و اسماعیل هنیه و یا الفتح و حماس به حساب آورد اما آنچه مشخص است این واقعیت است که دشمنان فلسطین به گونهای به برنامهریزی و صحنهآرایی پرداختهاند تا فلسطینیها در عوض تلاش برای پیشبرد اهداف خود به مقابله با هم برخاسته و تمامی توجه و نیرو و امکاناتشان را در از بین بردن طرف مقابل به کار بگیرند. این رویارویی هیچ نفعی برای فلسطینیها در پی ندارد و صرفاً میتواند آنها را تضعیف کند. ضربه نهایی در این ارتباط زمانی وارد خواهد شد که اولمرت با حمایت آمریکا و جامعه جهانی اقدام به ترسیم یک جانبه مرزهای اسراییل و فلسطین نماید.
فلسطینیها باید به این واقعیت توجه کنند که راه رهایی از این مشکلات و تشکیل یک کشور مستقل، اتحاد و همبستگی تمامی گروههاست. آنها باید در کنار یکدیگر فعالیت و همکاری کرده و اجازه ندهند اختلاف نظرها به خونریزی و برادرکشی انجامیده و موضع فلسطینیها را تضعیف کند.