تاریخ انتشار : ۲۲ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۴۸  ، 
شناسه خبر : ۹۰۸۹۱
تحلیل زیباکلام از چند دستگی اصولگرایان؛
مقدمه: تلاش جناح راست تا چند ساعت باقیمانده به آغاز تبلیغات کاندیداهای شوراها برای ارائه فهرست واحد به نتیجه نرسید و در نهایت، جناح راست با سه فهرست حامیان احمدی نژاد، حامیان قالیباف و راست سنتی در این انتخابات رقابت خواهند کرد. در جناح مقابل اما، اصلاح‌طلبان برخلاف سه انتخابات گذشته که از تفرقه و اختلاف درونی رنج می‌بردند، هم‌اکنون به ائتلافی بزرگ و یکپارچه دست یافته‌اند. ”صادق زیبا کلام“ استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران درباره علل اختلاف و چند دستگی در میان جناح راست و مشکلات این جناح در صورت شکست در انتخابات شوراها و احتمال شکل‌گیری دو قطبی خاتمی- احمدی نژاد در انتخابات شوراها پاسخ گفته است.

* در انتخابات گذشته شاهد تفرقه در میان اصلاح‌طلبان بودیم به‌طوری که با چندین فهرست در انتخابات حاضر می‌شدند، اما در انتخابات شوراها اصلاح‌طلبان به ائتلاف رسیدند و با فهرست واحد در انتخابات شوراها حضور دارند، این درحالی است که هم‌اکنون قضیه برعکس شده و این تفرقه و چند دستگی را ما در جریان راست شاهدیم. چرا این چند دستگی و تفرقه در میان جریان راست به وجود آمده و چه دلایلی به لحاظ تحلیل سیاسی و ترکیب نیروهای سیاسی دارد؟
** جریان راست به طور کلی به سه بخش قابل تقسیم هستند: دو جریان در اصولگرایان (طرفداران احمدی نژاد و طرفداران قالیباف) و جریان سوم یعنی طیف سنتی جناح راست (روحانیت مبارز، جامعه مدرسین و موتلفه). پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم در تیر 84 و پیروزی احمدی نژاد، او تلاش کرده که رهبری مجموعه جریانات راست را به دست بگیرد. احمدی نژاد چون هم از قدرت و هم از امکانات برخوردار است چندان پذیرای گروه‌های دیگر جریان راست نیست و نمی‌خواهد آنها را در قدرت شریک کند ولو اینکه اصولگرا باشند. بنابراین، پیام احمدی نژاد به تمامی اصولگرایان این است که فرماندهی اصولگرایان در دست جریان طرفداران من است و هرکس که این را می‌پذیرد، در گروه اصولگرایان قرار دارد وگرنه از اصولگرایی خارج است.
* جدا از مساله تلاش احمدی نژاد برای تسلط بر جریان راست چه مسائل دیگری باعث شکاف در میان اصولگرایان شده است؟
** جدا از رقابت‌های سیاسی و موضوع ”تلاش احمدی نژاد برای رهبری جناح راست“، مساله دیگری که باعث شکاف در میان اصولگرایان می‌شود این است که اصولگرایان با یک مشکل بنیادین روبرو هستند. واقعیت این است که بخش عمده‌ای از اصولگرایان با سیاست‌های احمدی نژاد موافق نیستند و چندان آن را صحیح و اصولی نمی‌بینند، به خصوص از منظر اقتصاد. این عده معتقدند که دولت احمدی نژاد، سیاست‌های اصولی برای حل‌وفصل مشکلات اقتصادی تدارک ندیده است. این افراد اساسا با بسیاری از سیاست‌های احمدی نژاد در حوزه اقتصاد مخالف هستند و آنها را به خیر و صلاح اقتصاد کشور در بلند مدت نمی‌دانند. افرادی مانند دکتر خوش چهره، دکتر توکلی و.... از این دست هستند.
* آیا جناح راست سنتی از سیاست‌های احمدی نژاد پیروی خواهد کرد؟
** جریان‌های اصلی جناح راست به دلیل برخی سیاست‌های اجرایی و برخی نگرش‌های احمدی نژاد با او احساس نزدیکی نمی‌کنند و نگران شده‌اند. بنابراین، حاضر نیستند صددرصد از احمدی نژاد پیروی کنند. مساله کیش شخصیت و رهبری احمدی نژاد بر جریان راست و سیاست‌هایی که در پیش گرفته، باعث شکاف در جریان راست شده است.
* آیا احمدی نژاد در انتخابات شوراها حاضر به مشارکت با سایر جریانات اصولگرا و محافظه‌کار خواهد بود؟
** ممکن است انتخابات شوراها باعث شود مجموعه جناح راست به خود بیایند و تلاش کنند که شکاف‌های درونی خود را ترمیم کنند و احتمال دارد که این اختلافات ادامه پیدا کند اما شخصا معتقدم که احمدی نژاد حاضر به مشارکت و همدلی با سایر جریانات اصولگرا و محافظه‌کار نیست و بر سیاست‌های خود اصرار دارد. بنابراین بعید به نظر می‌رسد که در آینده جناح راست بتواند یک استراتژی واحد را اتخاذ کند. این اختلاف و شکافی که در انتخابات شوراها شاهدیم در آینده ادامه خواهد یافت و بیشتر هم خواهد شد.
* به نظر شما عملکرد دولت در 15 ماه گذشته چه اندازه در آرای جناح راست تاثیرگذار خواهد بود؟ آرای جناح راست تا چه حد تحت تاثیر یکدست شدن حاکمیت است؟
** مشکل این طیف از اصولگرایان این است که در زمان دولت هاشمی همیشه یک مفری برای اینکه ناکامی‌ها را به گردن یک نفر بیندازد داشت و می‌توانست بگوید هاشمی و سیاست‌های او باعث نابسامانی‌ اوضاع به‌ویژه فقر، شکاف طبقاتی و.... شده است. در زمان ریاست جمهوری سید محمد خاتمی هم جناح راست همین استراتژی را برگزید. منتها مدعی بود که بی‌توجهی اصلاح‌طلبان به مسائل اقتصادی و حل‌وفصل آن باعث مشکلات است و اصلاح‌طلبان فقط به دنبال توسعه سیاسی، جامعه مدنی و.... هستند و به همین دلیل وضعیت محرومان بهبود پیدا نکرده است. اما بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم و یکدست شدن حاکمیت که قوای مقننه، مجریه، قضائیه و شوراها تحت تسلط یک طیف قرار گرفتند، دیگر محافظه‌کاران نمی‌توانند بگویند مقصر هاشمی و خاتمی و اصلاح‌طلبان بودند زیرا همه چیز و هرچیز در دست محافظه‌کاران است و هیچ بهانه‌ای ندارند که مطرح کنند. به همین دلیل جناح راست اگر موفق نشود حرفی برای گفتن ندارد و نمی‌تواند بگوید چه کسی مقصر است.
* به نظر شما مشکل اصلی اصولگرایان در وضعیت کنونی چیست؟
** مشکل اصلی آن است که نه به لحاظ استراتژی اقتصادی برنامه مشخصی دارند و نه از نظر سیاسی. می‌بینیم که دولت نهم هم از خصوصی‌سازی صحبت می‌کند و هم در عین‌حال نهادهایی که خصوصی هستند را برنمی‌تابد؛ مانند بانک پارسیان و دانشگاه آزاد. یعنی با دست بخش خصوصی را پس می‌زند و با پا پیش می‌کشد. در سایر بخش‌های اقتصادی دیگر هم این بلاتکلیفی وجود دارد. به همین دلیل است که طی 15 ماه گذشته یک حالت رکود بر اقتصاد ایران در بخش‌های مختلف مثل مسکن، صنعت، توزیع، صادرات و واردات حاکم شده است. این موضوع را اکثر اقتصاددانان تایید می‌کنند. شعار آوردن نفت سر سفره‌های مردم تا اندازه مشخصی برد دارد و به تدریج وقتی مردم که نگاهشان به دولت بوده احساس کنند تحولی به وجود نیامده و تورم، بیکاری، فساد مالی و مفاسد اقتصادی همچنان وجود دارد و مهمتر از آن شکاف طبقاتی افزایش یافته، دیگر به شعارهای احمدی نژاد توجه نخواهند کرد. بنابراین اگر دولت احمدی نژاد در سیاست‌های خود تجدیدنظر نکند این عوامل ادامه پیدا می‌کند و بخشی از جناح راست به صورت عملی از سیاست‌های دولت انتقاد خواهند کرد. از طرف دیگر، بخشی از مردم که در انتخابات ریاست جمهوری به ایشان رای دادند به امید بهبود وضعیت معیشتی خود به او رای دادند و وقتی احساس کنند در وضعیت معیشتی‌شان تغییری حاصل نشده دلیلی ندارد به طرفداران احمدی نژاد رای دهند.
* به نظر شما در انتخابات شوراها شاهد دو قطبی بودن خاتمی- احمدی نژاد خواهیم بود؟
** نه، هنوز زود است بگوییم دو قطبی اصلاح‌طلبان و اصولگرایان. چون هنوز بخش وسیعی از 17 میلیون نفری که به احمدی نژاد رای دادند، به طرفداران احمدی نژاد رای خواهند داد. از طرف دیگر کسانی که از اصلاح‌طلبان سرخورده‌ شده‌اند و در دور دوم شوراها و مجلس هفتم با رای ندادن نارضایتی خود را از اصلاح‌طلبان اعلام کردند، به گمان من آن سرخوردگی و ناامیدی از اصلاح‌طلبان همچنان ادامه دارد و بعید به نظر می‌رسد آن استقبالی که از خاتمی در خرداد 76 و همچنین در انتخابات مجلس ششم تکرار شد و برای آخرین بار در دور دوم ریاست جمهوری خاتمی اتفاق افتاد، تکرار شود. چون احساس یاس بین طرفداران خاتمی و رای‌دهندگان به اصلاح‌طلبان به طور کامل رفع نشده است.
* برخی کارشناسان می‌گویند ارایه لیست حامیان دولت به معنای رفراندوم گذاشتن دولت احمدی نژاد است. تحلیل شما چیست؟
** من با این نظر موافق نیستم. ممکن است دولت احمدی نژاد تلاش کند یک لیست واحد ارائه کند و لیست او هم برنده شود اما فکر نمی‌کنم موید چیزی باشد چون مشکلات عمیق اقتصادی هنوز حل نشده و در راه است. حتی اگر طرفداران احمدی نژاد برنده شوند هیچ چیزی را نمی‌رساند و تنها موید کاریزمای احمدی نژاد است که همچنان وجود دارد. اگر احمدی نژاد وعده‌هایی که داده را تحقق نبخشد، مطمئنا این کاریزما فروکش خواهد کرد.