تاریخ انتشار : ۲۰ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۹۰۹۹۱

حسن فتحی
سخنان چند روز قبل رئیس دیوان محاسبات در حضور رئیس جمهوری موجی از انتقادها را در پی داشت و این ذهنیت را به وجود آورد که هم سویی و یک دست شدن دولت مجلس، شورای نگهبان و مجموعه قوای نظارتی و اجرایی کشور سبب تضعیف ابزار و سیستم نظارتی شده است. اگرچه هیچ شواهد و اسنادی در ارتباط با سستی سازمانها و یا ارکان نظارتی در کشور که فعالت مسوولان را خصوصا در امور اجرایی عهده‌دار هستند در دست نیست اما آنچه رئیس دیوان محاسبات بر زبان آورد می‌تواند عواقب ناگواری در پی داشته و سبب محاسبات اعتماد عمومی از ارگان‌ها و نهادهای نظارتی نظیر مجلس، شورای نگهبان، دیوان محاسبات و دیگر نهادهایی شود که چنین وظایفی را عهده‌دار هستند. نگاهی به سخنان رئیس دیوان محاسبات و واکنش نمایندگان مجلس و معترض‌ها بسیار گویا و سوال‌برانگیز است به طوری که این سوال را در ذهن مردم به وجود آورد که آیا برخورد این ارگان و یا ارگانهای مشابه با مسوولان دولت‌های پیشین هم چنین بوده است یا این که به دلیل اختلاف سیاسی و جناحی، در ارتباط با آنها قرار بود مو از ماست کشیده شود اما امروزه، هم جناحی و ارتباط تنگاتنگ با دولت و مسوولان اجرایی سبب گردیده با اغماض و گذشت به فعالیت و یا احیانا تخلفات آنها نگریسته شود؟ روزی که آیت‌الله مشکینی رئیس مجلس خبرگان طی سخنانی درباره نمایندگان مجلس هفتم، آنها را برگزیدگان امام عصر (عج) نامید که همان زمان بیان مسائل مزبور با اعتراض و انتقادهایی مواجه گردید. بیم و هراس جامعه را فراگرفت که نکند ابر و باد و مه خورشید و فلک دست به دست هم داده‌اند تا با سر پوش گذاردن بر نارسایی‌ها و بزرگ‌نمایی‌ها عملکردها خودی‌ها را گروهی موفق و کارآمد جلوه دهند و قبلی‌ها را ناکارآمد و دشمن!!ولی در ماههای گذشته این تصور به وجود آمده بود که به دلیل مشکلاتی که از سوی برخی از نمایندگان مجلس به وجود آمد و اعتراضاتی را برانگیخت، ایجاد تقدس و تقدس مآبی برای مسوولان به فراموشی سپرده شده و یا کارآیی خود را از دست داده است.
در حالی که سخنان رئیس دیوان محاسبات کشور در همایش با حضور دکتر احمدی‌نژاد بر این واقعیت صحه گذارد که مقوله‌ای تقدس مآبی نه تنها پایان نیافته بلکه متاسفانه از سوی برخی از مسوولان که وظیفه نظارت و بازرسی دارند با تملق و چاپلوسی مخلوط گردیده و ترویج می‌شود. ماجرا ازآن جا آغاز شد که رئیس دیوان محاسبات کشور خطاب به رئیس جمهوری اعلام کرد: دیوان در خدمت شما خواهد بود. وی می‌افزاید: سال گذشته گزارش مشروحی از تخلفاتی که در سال‌های قبل صورت گرفته بود به دکتر حداد عادل دادم ولی در خدمت شما آمار ارائه نمی‌دهم. چرا که مطمئن هستم دولت جنابعالی مملو از وزیران کارآمد، کاردان و پاکدامن است که تخلفات در آن به شدت کاهش پیدا می‌کند. رئیس دیوان محاسبات کشور در ادامه به سفری به سوریه بیان نقل قولی از یک مسلمان سوری اشاره کرده و می‌گوید: اگر بنا بود بعد از پیامبر اسلام (ص) پیامبری بیاید آن احمدی‌نژاد بود. بیان این مسائل اگر از سوی یکی از طرفداران عادی رئیس جمهور صورت می‌گرفت قابل قبول و پذیرفته بود اما جایگاه رئیس دیوان محاسبات کشور جایگاهی نیست که در آن تملق و چاپلوسی جایی داشته باشد. زیرا رئیس دیوان محاسبات کشور مطابق اصل 55 قانون اساسی باید زیرنظر خانه ملت، ناظر بر دستگاههای دولتی بوده و گزارش نهایی خود را به مردم ارائه کند. یعنی هرگونه تخلف قوه مجریه را یافته و به اطلاع مردم و نمایندگان آنها در مجلس برساند. در پی انتشار این سخنان، بافی لغت‌ها و اعتراضاتی در مجلس مواجه می‌شویم به طوری که داریوش قنبری نماینده ایلام خواستار سلب مسوولیت از رئیس دیوان محاسبات می‌شود در حالی که حداد عادل رئیس مجلس به توجیه قضیه پرداخته و معاون حقوقی و پارلمانی رئیس جمهوری نیز در حمایت از رحیمی رئیس دیوان اعلام می‌دارد: ارزیابی از عملکرد یک مسوول شاخص‌هایی دارد که این شاخص‌ها را بگویند. اگر از زمانی که آقای رحیمی مسوول شده‌اند. مواردی هست که برخورد نکرده آن موارد را به ایشان متذکر می‌شوند. اگر برخورد نکردند آن وقت در مجلس آنها را علنی کنند وی در مورد اغراق‌آمیز بودن سخنان مزبور می‌گوید: در این باره باید مردم قضاوت کنند. مساله این نیست که دولت سالم و وفادار است یا این که احمدی‌نژاد پاکدامن است بلکه مساله اصلی جایگاه افرادی است که بدون در نظر گرفتن مسوولیت خود منافع خطی و جناحی را برتر و بالاتر از قوانین و مقررات دانسته و حاضرند جامعه را فدای خواسته گروهی کنند.
همین چندی پیش بود که پس از ارسال نامه رئیس جمهوری به جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا از طریق تریبون نماز جمعه این نامه با نامه پیامبر اسلام «ص» به خسرو پرویز مقایسه شد. همچنین هنوز مردم مقوله هاله نور را فراموش نکرده‌اند که به یکباره شاهد بیان این مسائل هستند که می‌توانند به دولت لطمه وارد سازد. مقوله تقدس مآبی اختصاص به نمایندگان مجلس هفتم و یا احمدی‌نژاد و دولت او ندارد بلکه همان کسانی که امروزه سخنرانی هاشمی رفسنجانی را بر هم زده و از قرار گرفتن او و مصباح یزدی در یک لیست انتخاباتی آشفته می‌شوند روزگاری شعار می‌دادند که مخالف هاشمی مخالف رهبر است، مخالف رهبری، دشمن پیغمبر است تجربه نشان داده که این شعارها و واکنش‌‌ها مقطعی بوده و پس از مدتی کارآیی خود را از دست می‌دهند. ولی آنچه در این راستا اهمیت دارد و باید مورد توجه قرار گیرد کم‌رنگ و یا بی‌اثر شدن ارکان نظارتی بر فعالیت‌های دولت و مسوولان اجرایی است که می‌تواند عواقب ناگوار و وخیمی در پی داشته باشد. کسی که رئیس جمهوری را با پیامبر مقایسه می‌کند و یا دولتی را بدون استثنا پاکدامن می‌داند نمی‌تواند در جایگاه یک ناظر بی‌طرف نشسته و فعالیتها را در ترازوی نقد و بررسی قرار دهد. یکی از مسائل ناپسندی که در جامعه شاهدیم و روز به روز ابعاد جدید و وسیعی به خود می‌گیرد رقابت در اطاعت است این مقوله در جامعه‌ای که مسوولیتش به دلیل نقش جمهوریت هر لحظه در آستانه برکناری و تغییر قرار دارند نه تنها اقدامی پسندیده نیست بلکه مغایر جمهوریت است.
به این دلیل که مسئولان به صورت ابدی و همیشگی قدرت را در دست نداشته و ناگزیر هستند پس از مدتی جای خود را به چهره‌های جدید بدهند. آنهایی که جریانات دوران امام«ره» و اولین مجلس شورای اسلامی را به یاد می‌آورند و اگر حضور نمایندگان خبرگان را در حسینیه جماران فراموش نکرده باشند در جریان سخنان و مواضع خارج از عرف و غیرعادی فخرالدین حجازی نماینده اول تهران و آیت‌الله مشکینی رئیس مجلس خبرگان خطاب به امام قرار دارند. آنها طی سخنانی سعی کردند امام را با بکار بردن الفاظ تملق‌آمیز انسانی غیرعادی جلوه دهند که بلافاصله با اعتراض ایشان مواجه شدند. اگر ما خود را پیرو و طرفدار امام«ره» می‌دانیم باید سیر و روش او را هم سرلوحه اقدامات و برنامه‌های خود قرار دهیم در غیر این صورت به بیراه رفته و اجازه رشد رقابت در اطاعت داده و جامعه را دچار عدم تعادل خواهیم کرد. یک رژیم دموکراتیک رژیمی است که زمامدارانش توسط اداره‌شوندگان انتخاب می‌شوند. ولی رشد تفکر رقابت در اطاعت می‌تواند به این روند لطمه زده و جمهوریت نظام را تحت‌الشعاع قرار داده و از اعتبار بیندازد جامعه ما نیاز به افرادی کارآمد دارد که منافع گروهی و حزبی را فدای مصالح عمومی نماید سوال مردم این است که امثال رئیس دیوان محاسبات می‌توانند ناظری درستکار و دقیق برای رسیدگی به تخلفات باشند یا این که خودی‌ها می‌توانند از اغماض و سستی او به نفع خود بهره گرفته و هرگونه که مایلند فعالیت کنند!