تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۷  ، 
شناسه خبر : ۹۱۰۳۸

یوسف محسن‌زاده
اجلاس 1+5 در مسکو و همچنین نتایج سفر رییس جمهوری چین به آمریکا به وضوح نشان داد بخش وسیعی از کشورهای جهان از دستور کار جنگ‌طلبانه، متهورانه و ستیزانه آمریکا علیه ایران ناراضی بوده و مایل نیستند مطابق میل آقای بوش و خانم رایس و رامسفلد عمل کنند.
این نتایج و برآوردها البته بی‌نتیجه و بی‌اثر نبودند. خانم رایس بعد از دریافت میزان عدم انطباق پذیری دیدگاه‌های جنگ‌طلبانه هیأت حاکمه آمریکا با توجهات و دیدگاههای جهانی، اکنون به سمت تشکیل ائتلافی مجزا از خواست و اراده سازمان ملل متمایل گشته است. این امر، به معنی شکست مفتضحانه واشنگتن در بهره‌گیری از ابزار سازمان ملل و شورای امنیت برای برخورد با برنامه هسته‌ای ایران، محسوب می‌شود.
واقعیت امر این است که مسوولان آمریکایی تمایلی ندارند که برنامه هسته‌ای را از طریق آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای که نهاد مرجع برای اظهارنظر درباره چنین برنامه‌هایی تلقی می‌شود، تحت نظارت قرار دهند. از چند سال پیش، واشنگتن می‌کوشد تا پای شورای امنیت سازمان ملل را به این برنامه باز کند. اکنون پرونده ایران را از وین به نیویورک انتقال دهند. اما تا به حال چه نتیجه‌ای اخذ کردند؟ این پرسش، البته پاسخ اصلی خود را پس از اتمام مهلت تعیین شده در بیانیه رییس شورای امنیت، خواهد یافت. بیانیه‌ای که از سوی ناظران سیاسی، کم‌رنگ، کم‌رمق و بیانگر تفرقه و اختلاف واضح در میان ارکان اصلی شورای امنیت، توصیف شده است.
بی‌شک، واشنگتن به دلیل فقدان براهین و ادله محکمه پسند، از محکومیت پرونده هسته‌ای ایران ناتوان است و لذا، با شعار و تهدید، قادر نیست جنگ پرهزینه دیگری را برای جهان و حتی مردم خود، به ارمغان بیاورد و دست کم، اعضای شورای امنیت را به اتخاذ روش ستیزه‌جویانه‌ای با ایران ترغیب کند.
با این حال، این امر مانع از آن نمی‌شود که طیف افراطی حاکم بر کاخ سفید، در راستای اجابت به درخواست‌های طرفداران اسراییل به یک ماجراجویی گزاف، پرهزینه و پرتلفات دست نزند.
اما، باور این جنگ طلبان به دستیابی به یک پیروزی سریع علیه ایران، تا به حال مانع از انجام این ماجراجویی شده است. به عبارت دیگر، هرچند آنان به یک پیروزی سریع نیازمندند، ولی محافل تخصصی آنان، در مورد اقتدار ایران و توانایی آن بر ارایه واکنش سریع و غیرقابل پیش‌بینی، مطالعات لازم ارایه کرده و نتیجه آن را به مقامات آمریکایی منعکس کردند. همین امر، آنان را به تأمل واداشته و از پیگیری دستور کار احمقانه و ماجراجویانه خود بازداشته است.
در کادر گسترده‌تر باید توضیح داد چنانچه هیأت حاکمه آمریکا در 27 سال گذشته تاکنون از فرصت مناسبی برای ضربه زدن به انقلاب ایران برخوردار می‌شد، تردیدی در ضربه زدن به انقلاب به خود راه نمی‌داد. اکنون وضع، متفاوت از گذشته نیست و چنانچه هیأت حاکمه آمریکا فرصت پیدا کند از آسیب رساندن به انقلاب و کشورمان خودداری نمی‌کرد. اما توانمندی‌‌های ایران و یکپارچگی مردم و پایبندی آنان به اهداف انقلاب، سد بزرگی در قبال این جا‌ه‌طلبی‌ها است.