تاریخ انتشار : ۱۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۹۱۰۶۲
نگاهی به روابط ایران و عراق پس از سرنگونی صدام
منوچهر پارسا دوست اشاره: گروه کتاب و اندیشه: کشور عراق همواره برای همسایه اش ایران از موقعیت مهمی برخوردار بوده است. چه به لحاظ حضور بارگاه های امامان شیعه در آن کشور و چه به دلیل ذخایر نفتی و وضعیت ژئوپولتیک آن. اکنون نیز حکم اعدام صدام حسین قطعی شده است و این امر بستر مناسبات آینده عراق است. مقاله حاضر بخشی از کتاب در دست انتشار «ما و عراق؛ از گذشته دور تا امروز» است که به زودی از سوی شرکت سهامی انتشار، منتشر خواهد شد.

عراق همسایه غربی ایران است و 1250 کیلومتر با کشور ما مرز زمینی مشترک دارد. این مرزها پس از به وجود آمدن عراق، اغلب ناامن و به علت اختلاف های مداوم دو کشور باعث نگرانی ها و برخوردها بود. از زمان به قدرت رسیدن عبدالکریم قاسم، سربازان ایران و عراق در مرزها تمرکز یافتند و نیروی انسانی و مالی دو کشور در اختلاف های بیهوده به کار گرفته شد. با تجاوز نظامی صدام به ایران در 31 شهریور 1359 صدها هزار از کودکان، زنان و مردان دو کشور کشته، زخمی و علیل شدند؛ ده ها هزار خانه و تاسیسات صنعتی و اقتصادی ویران گردید و حدود یکهزار میلیارد دلار خسارت تنها به کشور ایران وارد شد.
دشواری ایران در عراق تنها به واسطه وجود زمامداری چون صدام در آن کشور نبود، بلکه حاکمیت ایدئولوژی بعث که بر پایه اندیشه های افراطی ملت گرایی - ناسیونالیسم - بود پیامدهای تلخ تری به وجود آورد.  حزب بعث - که در گذشته اندکی از ایدئولوژی آن شرح داده شد و هنوز بر مردم سوریه حکومت می کند - معتقد به ایجاد وحدت در میان اعراب سراسر جهان و تشکیل امپراتوری عرب از تمام کشورهای عربی است. حزب بعث تاکید دارد که تمام اعراب مقیم هر سرزمین که زیر حاکمیت عرب قرار ندارند باید به «سرزمین پدری عرب» ملحق شوند. حزب بعث عراق، زیر حاکمیت صدام، برای جدا کردن خوزستان از ایران که اقلیتی از ایرانیان عرب زبان بیش از یکهزار سال قبل با احساسی دوستانه در آن استان با مردم ایران زندگی می کنند - به شرحی که گذشت - فتنه ها برانگیخت و توطئه ها به پا کرد. اصولا در تعریف حزب بعث تصریح شده است که آن حزب «یک سازمان ملی است که شامل تمام سازمان های عربی در داخل و یا خارج سرزمین پدری عرب غمانند خوزستانف می شود» بدین ترتیب، حزب بعث خود را موظف به تحریک اقلیت ایرانی عرب زبان و شورش گروهی از آنان علیه حکومت مرکزی و ایجاد آشوب و ناامنی در آن ناحیه می دانست.
اکنون حاکمیت صدام و حزب بعث بر عراق پایان گرفته و مردم مصیبت ها دیده عراق در تلاش برقراری آزادی و دموکراسی در کشور خود هستند. بی گمان واقع گرایانه نبود که انتظار می داشتیم عراق پس از سرنگونی صدام به زودی دارای حکومت مردمسالار گردد. از روزی که عراق در 10 اوت 1920 تشکیل شد مردم عراق در اداره امور کشور خود دخالت بسیار اندک و یا چون دوران طولانی حاکمیت حزب بعث هیچ دخالتی نداشته اند. مردم عراق از سال های تشکیل آن کشور، در نظام بسته استبدادی که امکان آزادی بیان و قلم وجود نداشت، در مبارزه با قدرت تجاوزکار و آزمند انگلستان و عوامل داخلی آن بودند. از 17 ژوئیه 1968 نیز که حزب بعث قدرت را به دست گرفت با بی رحمی های هراس انگیز صدام در زندانی و شکنجه کردن و کشتن مخالفان، هر صدای مخالفی در حلقوم ها خفه گردید و عراق مانند بسیاری از کشورهای استبدادزده به گورستانی تبدیل شد که اشباحی به نام انسان ها در آن در حرکت بودند. مردم عراق در آن سال های طولانی هیچ امکانی برای تمرین دموکراسی و به دست آوردن فرهنگ دموکراسی نداشتند. به دور از واقع بینی است اگر امید می بود که نظام مردمسالار در عراق در آینده نزدیک مستقر می شد. این امید با توجه به واقعیت ترکیب جمعیت عراق باز ضعیف تر می گردد.
عراق به گونه کلی از سه گروه اجتماعی، کردان، شیعیان و سنیان که دو گروه اخیر عموما عرب هستند، تشکیل می یابد.
طبق اعلام وزارت کشور عراق، در سال 2005 بیش از دو هزار و 800 عملیات تروریستی روی داد که طی آنها بیش از 7 هزار نفر کشته و تعداد کثیری زخمی شدند. گروه های تروریستی عملیات انتحاری متعددی در مکان های مقدس شیعیان، به ویژه کربلا و سامرا انجام دادند و موجب کشته و مجروح شدن صدها نفر گردیدند. هدف عمده از این عملیات تروریستی، تحریک شیعیان به واکنش قهرآمیز و انجام عملیات مسلحانه و یا انتحاری علیه سنیان و مراکز مذهبی و مقدس آنان و سرانجام، جنگ داخلی در عراق بود تا عدم امنیت گسترده تر و عمیق تر شود و راه برای برقراری مجدد نظام استبدادی هموار گردد.
عراق با آنکه زیر تسلط نیروهای بیگانه به رهبری آمریکا قرار داشت و با آنکه به علت عملیات تروریستی هزاران نفر به هلاکت رسیدند و تروریست ها ضمن تحریم انتخابات تهدید نموده بودند که شرکت کنندگان در انتخابات را به قتل خواهند رساند، موفق گردید قانون اساسی تازه ای که بر پایه دموکراسی و حاکمیت مردم بر مردم قرار دارد، در 15 اکتبر 2005 (23 مهر 1384) از طریق همه پرسی به تصویب برساند. پس از آن، انتخابات مجلس نمایندگان عراق در 15 دسامبر 2005 (25 آذر 1384) انجام گرفت. در انتخابات مجلس نمایندگان قریب 70 درصد از واجدان شرایط شرکت کردند و مردم با بهره مندی از آزادی، نمایندگان خود را انتخاب نمودند. طبق قانون اساسی عراق که در همه پرسی به تصویب رسید رئیس جمهوری از طرف مجلس نمایندگان عراق انتخاب می شود. او نخست وزیر را که باید در مجلس نمایندگان از حمایت اکثریت برخوردار باشد، انتخاب می کند. نخست وزیر طبق قانون اساسی بالاترین مقام اجرایی کشور است و نیروهای مسلح زیر نظر او قرار دارند. رئیس جمهور یک مقام تقریبا تشریفاتی است. چون شیعیان در مجلس نمایندگان عراق اکثریت دارند نخست وزیر از میان آنان انتخاب می شود و بدین ترتیب، نیروهای مسلح عراق زیر نظر شیعیان قرار می گیرد.
کشورهای عربی و اتحادیه عرب پافشاری در حفظ هویت عربی کشور عراق دارند. عراق از کشورهای مهم عربی است که در مهمترین منطقه حساس جهان - منطقه خلیج فارس که به تنهایی بیش از 60 درصد ذخیره های شناخته شده نفت جهان را دارد - واقع است. عراق با داشتن نفت و گاز از اعضای مهم اوپک است و در سیاست گذاری های آن نقش مهم دارد. ولی کردان که جلال طالبانی از آن قوم و رهبر اتحادیه میهنی کردستان، رئیس جمهوری عراق شده است تمایلی به ادامه هویت عربی عراق ابراز نمی دارند. کردان با رشته های باریکی که همواره احتمال گسسته شدن آنها هست به دولت مرکزی عراق پیوستگی دارند، ولی عملا به گونه ای راه استقلال و داشتن هویت مستقل، جدا از هویت عربی را در پیش گرفته اند.
باید گفت مردم عراق سده ها پیش از اسلام و پیش از آنکه عرب گردند و در زمانی که اعراب حجاز در جهالت و حالت بدوی به سر می بردند با مظاهر پیشرفته تمدن عصر آشنایی و در ساخت تمدن بشری نقش مهم داشتند. تیسفون پایتخت شاهان ساسانی که سده ها از مراکز مهم دانش و تمدن جهان بود در سرزمین فعلی عراق قرار داشت. مردم عراق سابقه درخشان تمدن خود را ارج می گذارند و در حال حاضر، ضمن قبول داشتن هویت عربی، خود را از لحاظ آشنایی دیرین با تمدن، از اعراب به طور کلی و از اعراب حجاز به طور اخص جدا می دانند. سعودی الفیصل وزیر خارجه عربستان مانند اتحادیه عرب پافشاری در حفظ هویت عربی عراق داشت و از سنیان آن کشور که معتقد به حفظ آن هویت می باشند حمایت می کرد. او در آبان 1384 در شورای رابطه های خراجی سنای آمریکا ضمن اشاره به دموکراسی در عراق اظهار داشت که آمریکا استان های مرکزی و جنوبی عراق را رها کرده و این استان ها زیر تسلط سرویس های اطلاعاتی و امنیتی ایران قرار دارند. وزیر کشور عراق که عرب بود پاسخ تندی به او داد و گفت؛ «بیابان نشین های شترسوار» نمی توانند دموکراسی و تمدن را به مردم عراق که سابقه چند هزار ساله تمدن دارند یاد دهند. اعراب عراق ضمن عرب بودن برای خود شأن فرهنگی دیگری قائلند.
عامل مهمی که به فرآیند جدایی کردان از داشتن هویت عربی، افزون بر اختلاف نژادی شتاب می بخشد نظر آنان در تغییر الفبای عربی به الفبای لاتین است. با چنین اقدامی نه تنها برای جدایی خود از جامعه عرب و هویت عربی گام برمی دارند، بلکه گذشته خود را که پیوندهای طولانی با فرهنگ و تمدن اسلامی داشته است آگاهانه از آن جدا می کنند و خود را با فرهنگ و تمدن غرب که آمریکا و کشورهای غربی خواهان برقراری آن در خاورمیانه هستند، نزدیک می نمایند. این اقدام که پس از ترکیه و کشور آذربایجان در ناحیه ای از خاورمیانه برقرار می شود، می تواند پیامدهای مهمی به همراه داشته باشد.
از زیان های سنگین نظام های استبدادی پس از به دور افکنده شدن آنها، به وجود آمدن تنش های تند میان گروه های اجتماعی است. مردمی که با اختناق نفس گیر نظام استبدادی امکان تبادل اندیشه های مخالف و ناهمگون، برخاسته از منافع گروهی متضاد را نداشتند و با فرهنگ گفت و شنود نیز که تحمل و مدارا را توصیه می کند، نتوانسته اند آشنا شوند عموما دچار دوران پرآشوب و ملتهبی می گردند که با تنش ها و برخوردها همراه است. با میراث شوم نظام استبدادی که مانند عموم نظام های ضدمردمی فضای اجتماعی کشور را برای بقای خود از خشم و کینه آکنده می کند، مردم عراق برای به خود رسیدن و واقع بینانه به منافع ملی خود نگاه کردن و آن را برتر از ملاحظات نژادی و مذهبی شمردن به زمان احتیاج دارند. هر چه این زمان کوتاه تر شود و آنان قادر به استقرار نظام مردمسالاری در کشور خود گردند، ما مردم ایران از مزیت های داشتن یک همسایه دموکرات زودتر برخوردار خواهیم بود. همان قدر که کشور استبدادزده همسایه با ایجاد تنش ها و برخوردها به مردم هر دو کشور زیان های سنگین وارد می کند و مدتی بخش مهمی از نیروی انسانی و مالی کشور را صرف رفع مزاحمت ها می نماید، کشورهای دموکرات همسایه با ایجاد رابطه های دوستانه و دست کم مسالمت آمیز، به یکدیگر کمک می کنند تا با تخصیص همه نیروی انسانی و مالی برای آبادانی کشور و بهروزی مردم گام های استوار و بلندی برای پیشرفت و تعالی بردارند.
ما و مردم عراق سده های طولانی پیوندهای سیاسی، فرهنگی، مذهبی و اجتماعی داشته ایم و در هر دو کشور تعداد کثیری از مردم کشور دیگر زندگی می کنند. آرامگاه های امامان علی (ع) و حسین (ع) که مورد احترام و علاقه قلبی شیعیان ایران است در عراق است و هر سال زائران کثیری با شور و اشتیاق از ایران روانه عراق می شوند. از آن سوی، شیعیان عراق نیز با همان احساس برای زیارت امام رضا(ع) به ایران می آیند. ما و مردم عراق با علاقه های مشترک که ریشه در تاریخ طولانی دارد نسبت به هم احساس دوستانه داریم و این احساس با برقراری نظام مردمسالاری در عراق فرصت تجلی بیشتر می یابد و به گونه استوار استحکام می پذیرد.
سوال مهمی به ذهن خطور می کند. ما مردم ایران نسبت به وحدت و یا تجزیه عراق چه نظری باید داشته باشیم؟
آمریکا با جنگ با صدام و دستگیر کردن او، قدرت برتر در اشغال طولانی عراق بود و عملا آن کشور را اداره می کرد. آمریکا برای اجرای «طرح خاورمیانه بزرگ» که موجب تغییرهایی در وضع بعضی از کشورها خواهد بود کوشید دموکراسی را در عراق برقرار نماید و تسلط خود را به آن کشور به گونه ای طولانی کند. مسئله انرژی، مهمترین مسئله جهان امروز است و منطقه خلیج فارس نیز به تنهایی دارای بیش از 60 درصد ذخیره های شناخته نفت جهان می باشد.آیزنهاور و کارتر رئیس جمهوران آمریکا- همانطور که پیشتر گفته شد- منطقه خلیج فارس را منطقه «منافع حیاتی» آمریکا اعلام داشته اند و آمریکا برای حفظ این «منافع حیاتی» نیروی عظیمی در خلیج فارس و بعضی از کشورهای ساحلی آن متمرکز کرده است. آ مریکا مصلحت «منافع حیاتی» خود را در حفظ وحدت عراق با ساختار سیاسی فدرالیسم می داند و با فعالیت هایی که به عمل آورد آن نظر را تحقق بخشید.
درس مکرر تاریخ است که وجود فرمانروای مستبد و نظام استبدادی در کشور همسایه - همان طور که صدام عمل نمود- عموما خطرآفرین است. آلمان نازیست موجب نگرانی مردم فرانسه و عامل تهدیدکننده امنیت آن بود. با سرنگونی هیتلر و استقرار دموکراسی در آلمان، تمام اختلاف های فرانسه و آلمان حل گردید و بهترین رابطه های دوستانه بین آن دو کشور برقرار شد. مردم عراق نیز از فشارهای جانکاه جامعه استبدادزده خود رها شده اند و اندیشه و فرهنگ دموکراسی در تلاش نهادینه شدن و زدودن آلودگی ها از فضای اجتماعی عراق است؛ سرزمینی که کهن ترین رابطه تاریخی با ایران دارد و سده ها «دل ایرانشهر» نامیده می شد و پایتخت ایران در آن جای داشت.
ما باید با توجه به رابطه های تیره گذشته با عراق که عموما ناشی از وجود حکومت استبدادی، نبود آزادی در عراق و عدم دخالت مردم در تصمیم گیری های کلا ن کشور بود، قدرت وجود دموکراسی در عراق و حاکمیت مردم آن را بر کلیه امور کشور بدانیم و خواهان آن باشیم که وحدت و تمامیت ارضی عراق حفظ شود و پایه های دموکراسی و حکومت مردم بر مردم در عراق تثبیت و تحکیم یابد. ما از گذشته با عراق اختلاف های زیادی داشتیم که جنگ نیز مانند اخذ خسارت به آن افزوده است. پس از هشت سال جنگ، حتی پیمان صلح بین دو کشور منعقد نشده و تنها آتش بس برقرار شده است. اکنون بهترین زمان مناسب برای رفع اختلاف های دو کشور و برقراری همکاری نزدیک و دوستانه براساس قرارداد 1975 الجزیره است.این قرارداد که پس از سال های طولانی اختلاف و ستیز با یکدیگر به امضا رسیده و عادلانه ترین و جامع ترین قراردادی است که بین ایران و همسایه غربی آن - در گذشته عثمانی و بعد عراق - منعقد شده است می تواند و باید اساس مذاکره های دو کشور قرار گیرد. مصلحت ماست که از فرصت بسیار مساعد پس از سرنگونی صدام با خردمندی بهره گیریم و کلیه اختلاف های خود را با عراق حل کیم و شالوده استوار برای برقراری رابطه های دوستانه و طولانی با عراق متحد و دموکرات که بی گمان همسایه خوب ما خواهد بود، بنا نهیم.