تاریخ انتشار : ۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۹۱۰۸۷

دوم خرداد، چه آن را چنان که بزرگان گفته‌اند حماسه بخوانیم و چه آن طور که کوچک‌ترها پنداشتند فاجعه بدانیم، دو راز در خود داشت که حفظ آن بی‌توجه به این که نمایندگان آن جنبش در دولت و مجلس کار خود درست انجام دادند یانه، باید از آن پاسداری کرد. رازهائی که متعلق به مردم است و از سرمایه مردم نمی‌توان خورد. اهمیت صندوق رای و لبخند.
این که در نه سال گذشته بر اصلاحات و نمایندگان در حکومت چه آمد، بر دانشجویان سخت گذشت و یا خوش، بر روزنامه و روزنامه نگاران چه گذشت، در بستر سرنوشت ایرانی خیر بود یا شر، همه به کنار. اما آن چه را نمی‌توان به کنار نهاد همان صندوق رای و لبخندست.
از میان‌ آن چه در دنیای امروز به آن ارزش‌های مدرن می‌گویند، بسیاری با مزاج و مذاق شرق آشنا نیست و برخی را در هیچ جای دنیا به تمامی نمی‌توان یافت، مخصوص اروپای قرن بیستم است. همان‌ها که موضوع سخن برتولوچی در آخرین فیلم اوست خیال‌بافان که درباره وقایع مه 1968 پاریس است و تابوشکنی و حریم‌شکنی‌هایش. اما در مجموعه ارزش‌های مدرن بشر امروز نکته‌ها هم می‌توان یافت که دستاورد بشرست و خاص منطقه‌ای، قومی و مردمی نیست. به راستی از ارزش‌های والای بشری است. صندوق رای از آن‌هاست. اهمیت نهادن به آن و حفظ سلامتش هم معیار تعهد آدمیان است به ارزش‌های بشری. به بشر، به فخر مخلوقات خداوند.
بشر تا به این جا برسد که رسیده است از گردنه‌های سخت گذشته که یادآوری بعض آن‌ها هم دشوارست و دلگزا، مانند همان که در دوران انگیزسیون کشیش‌های مسیحی به نام خدا بر سر مردم و علم و فلسفه آوردند. جنگ‌ها، آئین‌کشی‌ها، قوم‌کشی‌ها، جابه‌جا کردن انسان‌ها و کوچ دادنشان از سرزمین‌های مالوف به سرزمین‌های جدیدی که تا قرن‌ها، نسل‌ها در آن اهلی نشدند، راهی است که بشر پیمود از بی‌قانونی جنگل به منشورهای جهانی جهانمشمول. در این راه دراز قدرت با بشر چه‌ها که نکرد و نمی‌کند. و آزادی چه دست و پاها که زیر دست و پای قدرت نزد. این و یا آن قدرت‌طلب گاه از این سوی دنیا به سوی دیگرش بادبان کشید و لشکر راند. و در همین تاریخ اما پیامبرانند و اولیای علم و تفکر که منادی صلح و یگانه‌پرستی و آرامش بشر آمده‌اند.
و حاصل جمع همه تجربه‌ها که بشر کرد، شد همان که امروز فلسطینی‌ها با قبولش به سمت رفع ظلم می‌روند و عراقی‌ها و افغان‌ها به تولایش زهر اشغال خارجی را از تن جامعه خود دور می‌کنند.
صندوق رای هم، همانند مادر خود آزادی، دیرزمانی توسط قدرت‌ها به سخره گرفته شد، هنوز نیز در سرزمین‌هائی شکل صندوق را نگاه داشته‌اند، اما تنها شکل آن را، و به قرار و قاعده‌ها و زور و تزویرها آن را از محتوا خالی نگاه داشته‌اند. اما حتی در آن جوامع هم به دید اهل نظر، صندوق رای موجودی است که بودش از نبودش بهترست. حتی وقی که کاملا از رای و نظر مردم پر نمی‌شود. این دستاورد بشری، گاه بوده است که به شگرد مردم، در میان ناباوری‌ها اهمیت خود بازیافته است. دوم خرداد سال 1376 در ایران چنین بود. روز باور صندوق، روز باور رای و نظر. اما آن چه به دوم خرداد شان حماسه داد، جز بازیافت اهمیت صندوق‌ رای توسط نسل نو، لبخندی بودکه بر لبان پیر و جوان در آن روز و شب‌ها جاری شد. نسل جدید، انگار خود را در آن روز کشف کرد، انگار ورود خود را به عرصه جامعه جشن گرفت. انگار پیام فرستاد که تند و تلخ گذشته را از یاد می‌برد تا آینده را شهد و شیرین بسازد. و این هر دو هر گاه به جامعه بازگردد، باز هم حماسه است. پست و بلند جهان فراوان است، جنبش دوم خرداد هم از این قاعده تاریخی استثنا نیست. چنان که اهمیت صندوق رای و لبخند نیز. به روحیه‌ای که با لبخند به جوانان و زنان ملک باز گردد، دوم خرداد بازگشتنی است. روزهای می‌گذرند اما گم نمی‌شوند در تاریخ. و بدتر لحظه‌های زندگی ملت‌ها زمانی است که گروهی در آن امید گم کنند. امیدی که همچنان در گرو صندوق رای و لبخندست. نشانه‌های صلح و زندگی. و باطل‌السحر جنگ و و مرگ. بی‌تردید که جامعه ماندگار ایرانی، آینده خود را با همین صندوق رای و لبخند خواهد ساخت.