تاریخ انتشار : ۰۱ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۷  ، 
شناسه خبر : ۹۱۱۷۳
مترجم: مرضیه خادم شریف مقدمه: اشپیگل آنلاین - بشار اسد، 40 ساله، رییس‌جمهور سوریه می‌گوید به نظر می‌رسد خاورمیانه در آستانۀ آشوب قرار دارد. اسد دربارۀ رابطۀ دشوار کشورش با ایالات متحدۀ آمریکا، فشار موجود برای وارد شدن در جنگ و پیامدهای جنگ لبنان و عراق با اشپیگل به گفت‌وگو پرداخت.

* آقای رییس‌جمهور، حمله به سفارت آمریکا در دمشق موجب کشته شدن شش نفر شد و یک بار دیگر توجه جهانیان به رابطهء بغرنج سوریه با آمریکا معطوف شده است. شما دربارهء پیشینهء این حمله چه می‌دانید؟
** این حملهء‌ تروریستی بسیار کوچکی بود. امروزه تروریسم یک وضعیت فکری است که از یک طرف از روی غفلت و نادانی انجام و از سوی دیگر منجر به ناامیدی از یک شرایط سیاسی می‌شود که گاهی اوقات شکل انتقام را به خود می‌گیرد. این امر در مورد این حمله صادق بود، در واقع این حمله واکنشی نسبت به سیاست‌های آمریکا در عراق، فلسطین و افغانستان بود.
* یکی از حمله‌کنندگان مدت کوتاهی پس از حمله زنده بود، آیا سرویس‌های اطلاعاتی شما از او بازجویی کردند؟
** خیر، پیش از مرگ او در کما بود. نتیجهء تحقیقات ما براساس اطلاعات موجود در رایانه‌های این حمله‌کنندگان و اطلاعاتی از زندگی شخصی آن‌ها‌ست. همهء آن‌ها از نظر فکری و ذهنی یکسان بودند، همانند فردی از گروه القاعده که اسامه‌بن‌لادن را «شیر اسلام» نامیده است. و این لقب نه از روی سلسله مراتب بلکه از روی دیدگاهش به اسامه نسبت داده شده است. مردان جوان منزوی در حومهء دمشق که ممکن است کارهای خطرناکی را انجام دهند. ما می‌توانیم با یک گروه تروریستی مبارزه کنیم ولی این شبکه‌های مجزا نشان می‌دهد که چنین ایده‌هایی شایع است.
* برای آشتی بین سوریه و آمریکا چه اتفاقی باید بیفتد؟
** آمریکا باید به حرف‌های ما گوش بدهد. آمریکا باید به علایق دیگران توجه کند. ولی آن‌چه واضح است آمریکا هیچ منافع مشترکی ندارد. جنگ علیه تروریسم را در نظر بگیرید. هر دو کشور از این وضعیت آسیب دیده ولی آمریکا خواهان همکاری با ما نیست.
* وضعیت پس از 11 سپتامبر 2001 برای مدت کوتاهی تفاوت کرد؟
** بله، پس از حملات، من نامه‌ای به بوش نوشتم و برای مسایل امنیتی پیشنهاد همکاری بیش‌تر کردم. ما به مدت کوتاهی با آمریکا همکاری کردیم،‌‌همان‌طور که جورج تنت رییس سازمان سیا در کنگرهء آمریکا تایید کرد که ما موجب نجات زندگی بسیاری از آمریکایی‌ها شدیم.
* پس از این حملهء‌اخیر تماسی بین دیپلمات‌های آمریکایی و مقامات سوری صورت گرفت.
** بله، ‌ولی این نشست‌ها به خواستهء‌آمریکایی‌ها بستگی خواهد داشت. باید دربارهء چه نوع مسایلی مذاکره کنیم؟ آیا ما باید در جلسه بنشینیم ، قهوه بنوشیم و دربارهء هوا صحبت کنیم؟ یا این‌که دربارهء عراق ،‌لبنان و روند صلح در خاورمیانه به نتایجی دست یابیم؟ کسانی که از دولت آمریکا نظری را جویا می‌شوند هیچگاه پاسخی دریافت نمی‌کنند.
* هنگامی که بحث عراق مطرح می‌شود شما خیلی بدبین می‌شوید. کشورهای خاورمیانه برای عراق چه کاری می‌توانند انجام دهند؟
** من پیش از این جنگ هم خیلی بدبین بودم. من حتی به آمریکایی‌ها گفته بودم شکی نیست که در این جنگ پیروز می‌شوید ولی پس از آن در باتلاقی فرو خواهید رفت. آن چیزی که رخ داده از پیش‌بینی‌های من بدتر است. دو مشکل عمده وجود دارد، اول قانون اساسی و مسالهء حکومت فدرال است که هنوز بحث اصلی بین سنی‌ها و شیعیان است و دوم مسالهء کرکوک و جنگ داخلی است که بین کردها و اعراب در حال شکل‌گیری و توسعه است. این مشکلات باید عنوان شود. عنوان کردن مسالهء انتخابات و همچنین بالا بردن استانداردهای زندگی در عراق کمکی به آمریکایی‌ها نمی‌کند. این‌ها مسایل صوری و ظاهری هستند.
* پس از آتش‌بس بین اسراییل و شبه‌نظامیان حزب‌الله، شما دربارهء وضعیت خاورمیانه سخنرانی بسیار مهمی ایراد کردید. در سخنرانی‌تان به «مرحلهء حساسی از تاریخ سوریه و منطقه اشاره کردید» این فرصت چیست؟
** اول از همه، بر همه روشن است که وضع موجود جنگ و درگیری و بی‌ثباتی دیگر قابل قبول نیست. اکنون آمریکا وارد صحنه شده ولی آمریکا به دلیل اهمیت و مسوولیت‌اش می‌تواند واسطهء اصلی برای صلح در خاورمیانه باشد، ولی دولت بوش اکنون تحت فشار قرار دارد. این دولت متهم است که طی شش سال هنوز موفق نشده است، صلح را حاکم کند. این فشار خوب است. نقش سیاست‌خارجهء اروپا اکنون افزایش بیش‌تری یافته است. ما خواهان نقشی خاص برای اروپایی‌ها در این مورد نیستیم. ما از اروپایی‌ها می‌خواهیم که با آمریکا همکاری کنند تا صلح برقرار شود.
* نقش سوریه چیست؟
** بدون حضور سوریه هیچ صلحی در خاورمیانه صورت نمی‌گیرد. درگیری‌های لبنان و فلسطین به طور جدایی‌ناپذیری با سوریه در ارتباط هستند. من قبلائ به حضور 500 هزار پناهندهء فلسطینی به سوریه اشاره کردم. تا زمانی که ما دربارهء بلندی‌های جولان با اسراییل به توافق نرسیم، نمی‌توانیم ثبات را حاکم کنیم. ما تنها می‌توانیم امید را از فلسطینیان بگیریم و آن‌ها را از پناهنده به جنگجویان مقاومت تبدیل کنیم. به این جهت سوریه مصمم است که به صلحی جامع دست پیدا کند.
* چه اتفاقی برای مهاجران فلسطینی خواهد افتاد؟ آن‌ها باید به کجا بازگردند؟
** آن‌ها حق بازگشت به فلسطین را دارند.
* به فلسطین یا اسراییل؟
** شما باید در این مورد با فلسطینی‌ها صحبت کنید. آن‌چیزی که اکنون دربارهء آن صحبت می‌کنیم بازگشت فلسطینی‌ها به فلسطین است. این همان چیزی است که جورج بوش دربارهء آن صحبت می‌کند. این امر سوالات زیادی را مطرح می‌کند. این چه نوع دولتی است؟ دولت مستقل یا فقط قطعه‌ای زمین؟فکر نمی‌کنم که اکثر پناهندگان تمایل بازگشت به اسراییل را داشته باشند. بیش‌تر آن‌ها خواهان بازگشت به سرزمین فلسطین سال 1967 هستند. مشکل این است که اکنون اسراییل این مساله را رد می‌کند، این تکذیب از نظر ما قابل قبول نیست.لحن شما در سخنرانی‌تان کمی متفاوت بود. در آن سخنرانی شما اسراییل را «دشمن» نامیدید و «نبردهای شکوهمند» حزب الله را مورد تقدیر قرار دادید. فرانک والتر اشتانمایر، وزیر خارجهء آلمان به همین دلیل سفر خود به دمشق را لغو کرد.هرگاه شما آلمان‌ها به سوریه می‌آیید، دربارهء‌آزادی عقیده صحبت می‌کنید. چرا اکنون این حق را به من نمی‌دهید که عقیدهء خود را داشته باشم. ولی جدائ، سیاستمداران باید با دقت به حرف‌ها گوش دهند. من در سخنرانی‌ام، 57 بار از کلمهء «صلح» استفاده کردم و اگر این سخنرانی ستیزه‌جویانه بوده، چطور باید ارسال زیردریایی آلمانی به اسراییل را تفسیر کنیم؟
* آیا زمانی که اشتان مایر سفر خود را لغو کرد، شما ناامید شدید؟
** البته که ناامید شدم، ولی وزیر خارجهء آلمان با وزیر خارجهء ما همچنان در ارتباط است و او گفته که تمایل دارد به سوریه سفری داشته باشد. مسالهء دیگر این است که اکثر مردم کشورم همانند من فکر می‌کنند. ما به نظر مردم کشورمان اهمیت می‌دهیم همان‌طور که اروپایی‌ها به نظر مردمشان اهمیت می‌دهند.
* مردم در آلمان نمی‌پذیرند که وزیر خارجهء کشورشان هیچ واکنشی نسبت به دشمن خواندن اسراییل توسط شما نداشته باشد.
** ولی اسراییل بخشی از کشور مرا اشغال کرده، پس حتمائ اسراییل دشمن من است. اگر شما می‌خواهید نقشی را در منطقهء ما بازی کنید پس باید بتوانید عقاید ما را درک کنید. این امر در طبقه‌بندی حزب‌الله به عنوان یک سازمان تروریستی نیز صادق است. در سال 2004، آلمان نقش مهمی را در مبادلهء اسرا بین حزب‌الله و اسراییل بازی کرد . نکتهء مهم این است که باید با توجه به واقعیات موجود در این منطقه کار کرد.
* چطور سوریه از حزب‌الله حمایت می‌کند؟ آیا تسلیحات در اختیار حزب‌الله قرار می‌دهد؟
** حزب‌الله به عنوان یک سازمان مقاومت حق این را دارد که خود را مسلح کند و تسلیحات آن‌ها بیش از حد لازم است. در سوریه، ما با تحویل اسلحه به حزب‌الله خود را آماج حملهء اسراییل قرار نمی‌دهیم. ما در بازسازی لبنان و دادن مجوز تحصیل به دانشجویان این کشور به حزب‌الله کمک می‌کنیم.
* سوریه و اسراییل در زمان حکومت پدرتان، خیلی به معاهدهء صلح نزدیک شدند. آیا ممکن است شما و ایهود اولمرت، نخست‌وزیر اسراییل روزی دور میز مذاکره بنشینید؟
** دیپلمات‌ها ممکن است مدت طولانی برای مذاکره بنشینند، همانند 10 سال گذشته که ما با اسراییل سخت میانجیگری بیل
کلینتون، رییس جمهور وقت آمریکا به مذاکره پرداختیم. اگر صلح به دست آید سپس اوضاع تغییر خواهد کرد. صلح توانایی زیادی دارد. این که با اولمرت به مذاکره بنشینم، این که با او دست بدهم، من تصمیم خواهم گرفت که زمان آن چه موقع است.
* شش سال پیش شما به عنوان یک اصلاح‌طلب قدرت را در دست گرفتید. اکنون از این که توفیق چندانی در این زمینه به دست نیاورده‌اید، ناراحت هستید؟
** هدف اصلی من ایجاد رفاه است. ولی امروز به دلیل جنگ در عراق، امنیت در اولویت قرار دارد. با وجود آن که از برنامهء خود عقب‌تریم ولی به سوی مدرن‌سازی در حرکت هستیم. در سال جاری ما پنج درصد رشد اقتصادی داریم. امسال ما اولین شبکهء تلویزیونی خصوصی و روزنامهء خصوصی را افتتاح می‌کنیم. ما باید محتاط باشیم. با توجه به شرایط همسایگان‌مان همیشه احتمال وجود آشوب وجود دارد و ما خواهان آشوب نیستیم.