تاریخ انتشار : ۰۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۰  ، 
شناسه خبر : ۹۱۲۱۴

فریبا داوودی مهاجر
دموکراسى فقط امکان راى دادن نیست بلکه امکان گفت وگو درباره مسائل به صورت علنى و آزادانه به دور از تسلط قدرت نیز هست. یکى از موضوعاتى که امروز باید درباره آن بدون ترس و واهمه صحبت کنیم موضوع مطالبات و دغدغه هاى زن ایرانى است و نقد نگاهى که زن ایرانى را دعوت به پذیرش کلیشه هاى جنسیتى مى کند. به خصوص همان نقدى که کانت ویژگى انسان مدرن مى داند و رسالت روشنفکر است. روشنفکرى که وضع موجود را در معرض انتقاد خردورزانه قرار مى دهد و سعى مى کند کاستى هاى جامعه را در گفتار و نوشتار و عملکرد خویش روشن کند.به نظر مى رسد وقت آن رسیده است که زن ایرانى به طور جدى و با روش کانتى از خود بپرسد، من چه مى توانم بدانم، من چه باید بکنم، من به چه مى توانم امید داشته باشم و در نهایت تلقى و تصویر من از انسان و تلقى از خود چیست و البته باید آگاهانه واقف به این برداشت از خود باشد.اگرچه ممکن است جامعه مردسالار با روش هاى مختلف از دستیابى به این آگاهى که مى تواند مبناى همه عمل و کارهاى ما در حال و آینده باشد ممانعت کند. گاهى با تهمت یا تکفیر، گاهى با سنگ اندازى و تحدید امکانات و گاهى با وضع قوانین یکسویه به نام مصلحت زنان و یا روش هاى دیگر. اما به هر حال به نظر مى رسد وقت آن رسیده که با تمام موانعى که در مسیر خودآگاهى با آن مواجهیم تصویرى از خود و مولفه هایى که این تصویرها را شکل مى دهند داشته باشیم و ارتباطى با خود و جامعه و طبیعت برقرار کنیم که اگر به هر دلیل نتوانیم این ارتباط را به درستى در خودمان شناسایى کنیم بدون شک دچار تشتت و پراکندگى در عمل و اندیشه خواهیم شد.وقت آن رسیده است که همه ما زنان از خود بپرسیم ما که هستیم، چه مى خواهیم و منابع قدرت ما چیست.همان سئوالاتى که همواره سعى شده زنان با آن مواجه نشوند و اگر هم مى شوند جواب همان باشد که مردان در طول تاریخ خواسته اند چرا که اگر زنان جواب آن را بیابند دیگر تن به پذیرش نقش هاى جنسیتى و تکالیف نوشته شده نخواهند داد.و امروز زمان یک اعتراض است. اعتراضى جدى و همگانى به مناسباتى که ما را تعریف مى کند. اعتراضى که از شاخصه هاى جنبش هاى اجتماعى جدید است و چه بسا بدون آن نمى توان مدعى یک جنبش تمام عیار بود. اعتراض به چارچوب هایى که زنان را انسان هایى زیرمجموعه تعاریف دیگران مى داند. به گونه اى که اگر یک فعال اجتماعى یا سیاسى مى شویم، همان برون دادهایى را داشته باشیم که از ما انتظار دارند. به اندازه اى حرکت و پیشروى کنیم که آنها مى خواهند. چارچوب هایى که آن قدر ظریف تعریف مى شوند که باور مى کنیم خود خواسته ایم و اساساً مصلحت جامعه زنان جز آن نیست. اما فى الواقع خواسته ما نیست. خواسته جامعه، نهادها، گروه ها و سازمان ها و حتى دولت مردسالار است. اینجا همان نقطه آغازى است که ما را وادار مى کند از دغدغه هایمان عبور کنیم چرا که دغدغه هاى پیرامونى مقدم بر نیازهاى انسانى ما است. آنهایى که ما را از هر فعالیتى برحذر مى دارند مبادا ملعبه دست اغیار شویم و یا در معرض سوءاستفاده دشمنان قرار گیریم و یا جماعتى روشنفکر که فعالیت هاى زنان را هیاهویى فمینیستى براى انحراف مردم سالارى یا اصلاح طلبى و یا روند دموکراسى از مسیر اصلى خود تلقى مى کنند و در این میان فعالان جنبش زنان نه تنها مى دانند که چه مى خواهند بلکه مطمئند که چه نمى خواهند.همان گونه که مى دانند باید همه صدایشان را بشنوند حتى زیر آماج انواع مخالفت ها، مى دانند که نمى خواهند براى آنها تصمیم گیرى و خطوط قرمز معین شود.
همان گونه که لزوم یک گفتمان مشترک و تئوریزه کردن جنبش را درک مى کنند، مى دانند که گروه هاى مختلف با دلایل مختلف براى حذف زنان به نتایج یکسانى رسیده اند. همان گونه که مى دانند این اعتراض براى فعالین هزینه دارد نمى خواهند که نماد بیرونى آن را به یک هیاهوى زودگذر مبدل کنند و چه بسا همین نگرش بتواند نیروهاى پراکنده زنان را در یک مسیر واحد هدفمند فعال ساخته تا به شکلى متراکم در جهت تحقق منافع خودشان گام بردارند. ما خود به خوبى مسیر و هدف را شناخته ایم. به ما تنها یک موضوع مربوط مى شود و آن مسئله این است که دیگر نمى خواهیم نسخه رونویس شده تاریخ باشیم؛ تاریخى که جز پریشانى و سرگردانى و حیرت در تمام شئون زندگى فردى و اجتماعى دستاوردى براى زنان نداشته است. تشتت و پریشانى که زنان را دچار یک ناتوانى و درماندگى آموخته شده، تنش، تعارض، بى عملى، ابهام، ناهماهنگى و حتى سردرگمى کرده است. امروز وقت آن رسیده است تا با تلاشى بنیادى و به دور از خودمحورى به مسائل زیربنایى بپردازیم. مهم این نیست که چه کسى گام اول را برداشته است. مهم این است که چه کسانى همگام هستند و تا آخر راه مى مانند تا با پاسخ به سئوالاتى که تاریخ راه رسیدن به آن را سنگلاخ کرده است راه و مسیر درست را شناسایى و با تحلیل درست شرایط حرکت را طراحى و مدیریت کنند. ما باید پاسخ هاى فراخور به سئوالات تاریخى از خودمان بدهیم؛ سئوالاتى که زنان با آن متولد شده و حتى با آن مرده اند. من نمى دانم چه تعداد زنانى به این سئوالات در گوشه مطبخ ها و یا پستوها و یا دانشگاه ها پاسخ داده اند ولى مى دانم که تعداد کمى جرات کرده اند با صداى بلند نه پاسخ سئوالات که حتى صورت مسئله را طرح کنند. شاید به این دلیل که همواره مدافعین حقوق انسان ها خود اولین قربانیان این دفاع بوده اند.تلاشى که ما آغاز کرده ایم فراخوانى است براى تمام زنانى که صرف نظر از سواد، طبقه، جنس، مذهب و قومیت مى خواهند سئوال کنند و بدانند جایگاهشان چیست و براى رسیدن به جایگاهى بهتر تلاش کنند. چه زنانى که در مناطق محروم از کمترین امکانات بى بهره اند و چه زنانى که به ظاهر داراى موقعیت اجتماعى هستند. تلاشى که ما آغاز کرده ایم، شناختن اش سخت نیست. فهمش دشوار نیست. همه زنان آن را درک مى کنند، چرا که یک «نه» است به هرگونه تبعیض علیه زنان و یک «آرى» به برقرارى حقوق بشر، تضمینى براى رعایت حیثیت و کرامت انسان ها، فارغ از اینکه زن باشند یا مرد. شاید بهتر باشد همه منظورمان را ساده بیان کنیم تا تمامى زنان ایرانى دست ما را بگیرند.