تاریخ انتشار : ۲۴ فروردين ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۹۱۲۴۷
به بهانه 15 بهمن، سالروز تاسیس دانشگاه تهران
فائزه فلاطونی مقدمه: در 15 بهمن 1313 سنگ بنای دانشگاه تهران گذاشته شد . طرح تاسیس دانشگاه تهران در سال 1313 شمسی به صورت لایحه قانونی به مجلس شورا ی ملی ارائه شد و پس از تصویب به مرحله اجرا درآمد. دانشگاه تهران د رمدارس عالی آن زمان مانند مدرسه عالی طب و مدرسه حقوق و علوم تشکیل می‌شد. این دانشگاه در بدو تاسیس شامل شش دانشکده به نام‌های: علوم طبی، انسانی، تربیتی ، سیاسی، اقتصادی و فنی بود و ریاست آن را از سال تاسیس تا سال 1317 ش، دکتر عیسی صدیق با همکاری دکتر علی‌اصغر حکمت به عهده داشتند. استقلال دانشگاه تهران از نظر اداری و فنی در زمان وزارت دکتر علی اکبر سیاسی د رسال 1321 ش عملی شد و نخستین بار طبق مقرارت قانون استقلال دانشگاه، رئیسان دانشکده‌ها از میان استادان و با موافقت و رأی آنان برگزیده شدند. همچنین رییس دانشگاه نیز از میان رییس دانشکده ها با رای شورای دانشگاه انتخاب گردید. دانشگاه تهران اکنون از مهم‌ترین و معتبرترین مراکز آموزش عالی در کشورمان به شمار می‌آید. مقاله حاضر به ذکر بسیار اجمالی چگونگی شکل‌گیری آموزش عالی در ایران و تأسیس دانشگاه تهران می‌پردازد.

آموزش رسمی در ایران از زمان تأسیس دارالفنون آغاز شده است. انگیزه امیرکبیر از تأسیس این مرکز، از روح استقلال طلبی و وطن دوستی او سرچشمه می‌گرفت که می‌خواست با تربیت و متخصص کردن عده‌ای از جوانان تا حدودی نیاز ایران را به کشورهای استعماری کم‌تر کند و باعث پیشرفت و اعتلای ایران شود. گر چه وی نتواتست به این اهداف خود جامه عمل بپوشاند و جانشینان وی دارالفنون را در مسیر افکار و امیال خود سوق دادند.
نظر امیرکبیر در انتخاب و استخدام معلمان مدرسه این بود که آن‌ها، هم از کشور پیشرفته‌ای در زمینه علوم و صنایع باشند و هم درباره ایران بی طرف و بی‌نظر باشند؛ به همین سبب متوجه اتریش شد و تعدادی استاد اتریشی را برای تدریس در دارالفنون دعوت کرد. علاوه بر آن ها، عده‌ای از دانشمندان فرانسوی و هلندی و لهستانی که از سابق در ایران بودند و چند مترجم که از میان محصلان اعزامی به فرانسه د ر1260 م، انتخاب شده بودند نیز جزو استادان بودند.
امیرکبیر نه تنها به فرستادن محصلان ایرانی به اروپا و تأسیس دارالفنون همت گمارد، بلکه مانند عباس میرزا به ترجمه کتب خارجی اهتمام ورزید. با کوشش‌های او بود که کتاب‌هایی از جغرافیای جدید جهان به فارسی ترجمه و کتب دیگری درباره مسائل سیاسی وامور بهداشتی ترجمه و منتشر شد. به هر حال، امیرکبیر از تأسیس نهاد آموزشی دارالفنون دو گونه انتظار بهره‌وری داشت؛ یکی امداد به آموزش نظامی در جوار تعالیم دارالفنون، و دیگری رواج تکنولوژی و دانش نو، که مولود انقلاب صنعتی اروپا بود. این بنیاد آموزشی نو، بیست سال پیش از دارالفنون در ترکیه و ژاپن تأسیس شد.
با بنیاد «دارالفنون» آموزش در ایران به مرحله‌ای دیگر رسید و توجه به آموزش، از حد نخبگان سازمان دیوانسالاری گذشت و در میان سر جنبانان جامعه رواج یافت. دارالفنون ریشه و مادر دانشگاه‌ها شد و سال‌ها بعد نخستین دانشکده‌ها از تنه این سازمان رویید. همچنین دارالفنون، در مقام نهاد آموزش پیش‌رو، بر اندیشه و آگاهی جامعه اثر گذاشت.
تأسیس دانشگاه تهران
از سال 1307 اندیشه ایجاد دانشگاه در کشور مطرح و از سال 1310 مطالعات اولیه در این زمینه آغاز شد. در سال 1310 دکتر عیسی صدیق برای مطالعه در امر آموزش و پرورش آمریکا از طرف دولت ایالات متحده به آن کشور دعوت شد. وزیر دربار وقت به دستور رضاخان، ایشان را مأمور کرد که طرحی برای دارالفنونی جدید در تهران با تعیین نوع برنامه و کار لازم تهیه کند و بودجه آن را تقدیم دارد. به دنبال سفر دکتر صدیق که آن هنگام ریاست دانشسرای عالی معلمان را نیز به عهده داشت، بررسی ایجاد دانشگاه در ایران انجام شد. ایشان طرح و اسلوب تشکیلاتی آموزش دانشگاهی را برای اجرا کردن به ایران آوردند و آن را در سال 1310 برای وزیر دربار فرستادند و طرح مزبور تصویب شد و به وزیر وقت معارف یعنی قرار گوزلو اعتماد الدوله دستور داده شد که آن را به موقع به اجرا درآورد.
سرانجام در سال 1312 شمسی، فکر تأسیس مراکزی که جامع همه یا اغلب مدارس عالیه باشد به مرحله عمل درآمد. طرح مزبور که به گفته عیسی صدیق، از نظر اداری و سازمانی به تبعیت از آمریکا و به لحاظ نظام آموزشی به تقلید از فرانسه تهیه و نتظیم شده بود، در تاریخ 8 خرداد1312 شمسی در مجلس شورای ملی آن زمان، به تصویب رسید، ماده قانونی آن تنظیم شد و مجلس شورای ملی به وزارت معارف اجازه داد که مؤسسه‌ای به نام دانشگاه تهران برای تعلیم درجات عالیات علوم و فنون و ادبیات و فلسفه در تهران تأسیس کند. از اهدافی که دکتر صدیق برای دانشگاه تهران ذکر می‌کند این است که دانشگاه در درجه اول باید به تعلیم و تربیت پیشوایان و رؤسای قوم بپردازد و در درجه دوم به تحقیق و تتبع و ایجاد علم. انگیزه ایجاد دانشگاه را می‌توان نیاز یه تحصیل کرده‌های رشته‌های گوناگون دانست. این مطلب را دکتر صدیق در سال 1306 به وزیر فرهنگ وقت می‌گوید: «حالا که ایران وارد مرحله جدیدی از تاریخ خود شد، هر کاری که می‌خواهد بکند«آدم» ندارد، برای راه آهن و راه‌سازی مهندس ندارد، برای تأسیس بیمارستان پزشک ندارد و بعد پیشنهاد می کند که باید محصل به فرنگ فرستاد. این پیشنهاد را رضا شاه قبول می‌کند و قرار بر آن می‌شود که سالی 100 نفر محصل را اعزام کنند که بعد از تأسیس دانشگاه تهران عده‌ای از این محصلان اعزامی به استادی انتخاب می‌شوند. تا قبل از تأسیس دانشگاه تهران در ایران چند مدرسه عالی به روش مؤسسه‌های آموزشی عالی غربی تأسیس می‌شود که تقریباً همه به وزارتخانه‌ها وابسته بودند؛ چرا که هدف اساساً تربیت نیروی انسانی مورد نیاز دولتی بود. به این ترتیب، پیدایش مؤسسه‌های آموزش عالی در ایران، بر حسب نیاز دستگاه‌های اجرایی صورت گرفته و تشکیلات اداری حاکم بر آن نیز جزئی از تشکیلات اداری دستگاه اجرایی مربوط به شمار می‌رفت. چنان که طی سال‌های بعد به تدریج مدرسه عالی علوم سیاسی (1277 ه.ش)، مدرسه حقوق زیر نظر وزارت عدلیه (1299 ه.ش) مدرسه عالی فلاحت و صنایع روستایی زیر نظر وزارت فواید عامه (1301 ه.ش) و مدرسه عالی تجارت زیر نظر وزارت مالیه (1305 ه.ش) تأسیس شد و نیز در سال 1310 دارالمعلمین عالی و در سال 1311 مدرسه دامپزشکی تأسیس شد.
تأسیس مؤسسه‌های آموزش عالی دیگر
پس از تأسیس دانشگاه تهران، در سال 1326 دانشگاه تبریز و سپس در سال 1328 دانشگاه شیراز به وجود آمدند و در سال‌های بعد دانشگاه‌های مشهد (1335 )، اصفهان(1337 )، اهواز (1337 )، دانشکده صنعتی پلی‌تکنیک تهران(1338 )، دانشگاه ملی ایران (1339 ) و هنرسرای عالی (1342 ) به وجود آمد و تعداد مؤسسات آموزش عالی زیاد شد، از سال‌های 1340 به بعد تدریجاً تعداد زیادی مؤسسات آموزش عالی به شکل وابسته به مؤسسات دولتی و وزارتخانه‌ها یا وابسته به بخش خصوصی (البته از طریق افراد ذی‌نفوذ و وابسته به دستگاه حاکم) اغلب تحت عناوینی مانند آموزشگاه عالی، موسسه عالی و مدرسه عالی در کشور تأسیس شدند. برخی از مهم‌ترین و معتبرترین دانشگاه‌های ایران به طور مشخص بر اساس الگوهای دانشگاهی آمریکا طراحی شده بودند. برای نمونه در سال 1344 شاه به دکتر مجتهدی دستور می‌دهد که در ایران، دانشگاهی شبیه به دانشگاه M.I.T آمریکا، که از دانشگاه‌های شاخص و پیشرفته است طراحی و تأسیس کند که در واقع ، همان دانشگاه‌های صنعتی آریا مهر (شریف کنونی) است که از الگوی معین دانشگاه M.I.T الگو برداری شده است و به تعبیری یک M.I.T ایرانی است. حرکت مشخص دیگر در سال 1339 رخ می‌دهد، بدین صورت که یکی از فارغ‌التحصیلان ایرانی به نام دکتر شیخ‌الاسلامی، پس از بازگشت از آمریکا در ملاقات با شاه از نوعی نظام آموزشی عالی آمریکایی به نام دانشگاه ملی یاد می‌کند و شاه هم او را مأمور طراحی آن نوع نظام در داخل می‌کند که دانشگاه ملی ایران (دانشگاه شهید بهشتی) – بر اساس نظام دانشگاه‌های ملی آمریکا طراحی می‌شود. همچنین در سال 1345 دانشگاه پهلوی شیراز- اولین دانشگاه مشترک آمریکا و ایران – تأسیس می‌شود. که در واقع می‌توان گفت دانشگاه پهلوی، شعبه‌ای از دانشگاه پنسیوانیا بوده است چرا که نظام درسی، واحدهای درسی، کتب، استادان مدعو، همه از آن جا تدارک دیده می‌شد و نیز تأسیس مرکز مطالعات مدیریت ایران- اولین شعبه دانشگاه هاروارد- از اقدامات بعدی بود که صورت گرفته و می‌توان گفت این دانشگاه فقط از لحاظ مکانی و جغرافیایی در ایران بوده است. اما در بقیه موارد از قبیل نظام درسی، آموزشی، اداری و سرمایه و مدارک، تمام عیار مرتبط با خارج بود.