علی تتماج
حسنی مبارک که در انتخابات به اصطلاح دموکراتیک سال گذشته توانست برای یک دوره دیگر در راس قدرت قرار گیرد، تالشهای خود را بر تحکیم قدرت استوار کرده است. تصویب قوانین جدید که در چارچوب تثبیت پایههای قدرت وی میباشد، بازداشت رهبران اخوان المسلمین، تشدید تدابیر امنیتی تمدید 2 ساله حالت فوق العاده از جمله این اقدامات میباشد. آنچه در چارچوبهای سیاستهای مبارک قابل تامل است. دیدارهای مکرر وی از اروپا و قدرتهای بزرگ جهانی است. چنانکه وی در حال حاضر دیداری چند روزه از ایتالیا، آلمان و سپس مراکش دارد، در حالی که چندی پیش نیز دیدارهایی از این کشورها بعلاوه آمریکا و فرانسه داشته است. این دیدارها در حالی صورت میگیرد که:
1) مبارک این روزها در عرصه داخلی با چالشهای بسیاری مواجه است. اولا مخالفتهای شدید احزاب و گروههای سیاسی و مردم با سیاستهای و قوانین حاکم بر کشور که به مخالفت آشکار آنها با مبارک مبدل شده. (تاکنون صدها تظاهرات علیه وی بر پا گردیده است.) ثانیا نارضایتی مردم از روند اقتصادی و توسعهای کشور ثالثا مخالفت گروهای حقوق بشر از سیاست سرکوب و افزایش محدودیتها که بر جامعه اعمال حاکم گردیده، بخشهایی از مشکلات مبارک میباشد. بر این اساس مبارک با دیدار از کشورهای اروپایی تلاش دارد تا از یک سو دولت را در عرصه اقتصادی و دیپلماسی فعال نشان داده تا رضایت مردمی را جلب نماید، از سوی دیگر با معطوف شدن افکار عمومی جهان به این سفرها از توجه آنها به تحولات داخلی مصر جلوگیری نماید، در حالی که در این سفرها رضایت قدرتهای بزرگ برای سکوت در برابر اقدامات خود جلب مینماید
2) این روزها در عرصه تحولات خاورمیانه قدرتهای بزرگی چون و عربستان حضور دارند. عملکرد موفق این کشورها در تحولات منطقه موجب تحت الشعاع قرار گرفتن جایگاه مصر گردیده است. (بویژه اینکه سیاستهای ضد غربی این کشورها بر محبوبیت آنها در جمع کشورهای اسلامی افزوده است.) در این راستا، مبارک با این دیدارها سعی دارد تا به نحوی خود را بازیگری مهم در منطقه و عرصه بینالمللی معرفی نماید. چنانکه محور مذاکرات وی نیز بیشتر تحولات عراق، فلسطین، سوریه و لبنان میباشد. (در این راستا مصر به برگزاری اجلاسهای متعدد در قاهره مبادرت ورزیده تا سندی باشد بر جایگاه آن در منطقه) البته این نکته قابل ذکر است که ایران و عربستان بیشتر به کشورهای آزادیخواه و مستقل بویژه در شرق گرایش دارند، در حالی که مبارک کشورهای اروپایی را در نظرگرفته است که میتوان این اقدام را نوعی صفبندی شرق و غرب دانست. (با توجه به تحولات کنونی جهان اسلام، غربیها برای بازگشت به دوران گذشته از حضور در کنار مصر استقبال و به تقویت آن میپردازند.)
3) مهمترین سیاسهای منطقهای مبارک، حفظ موقعیت کنونی در سرزمینهای اشغالی فلسطین است. هر چند پس از قرارداد ننگین کمپدیوید، قاهره توانست تا بابر فراری روابط با رژیم صهیونیستی به اصلیترین بازیگر تحولات فلسطین مبدل گردد، اما در شرایط کنونی که حماس پیروز انتخابات گردیده از سوی دیگر رژیم صهیونیستی از تعیین یک جانبه مرزها سخن به میان آورده، موقعیت مصر تحتالشعاع قرار گرفته است. در چنین شرایطی مبارک بر آن است با بهرهگیری از نفوذ قدرتهای بزرگ اولا مانع از قدرتیابی کامل حماس گردد تا منافعش در فلسطین حفظ گردد ثانیا رژیم صهیونیستی را برای عدم تعیین مرزها (با توجه به حضور در صحرای سینا) تحت فشار قرار دهد ثالثا همچون گذشته به عنوان میانجی در برقراری صلح و آتشبس میان فلسطین و تلآویو ایفای نقش نماید. (تکراری بر شرمالشیخ که آتشبس یک ساله را در پی داشت.)
4) مبارک به خوبی آگاه است که مردم کشورش خواستار ارتقاء و حتی حفظ روابط با آمریکا نمیباشد، در همین حال مبارک نیز چندان رضایتی بر اجرای اصلاحات آمریکایی ندارد. در چنین شرایطی مبارک با گرایش بازیگران جدید نظیر آلمان، ایتالیا و فرانسه سعی میکند که اولا چنان وانمود سازد که از آمریکا دور گشته تا رضایت افکار عمومی را بدست آورد. ثانیا تا حدودی از اجرای اصلاحات آمریکایی سرباز زده و سیاستهای خود را پیگیری میکند ثالثا این نکته قابل تامل است که وی در اجرای این سیاست برخلاف سایر کشورها (از جمله عربستان) به کشورهایی که نگرش کاملا ضد آمریکایی دارند گرایش نیافته و به تحکیم روابط با اروپا میپردازد که از یک سو متحد آمریکا قلمداد میشوند و از سوی دیگر چندان مخالفتی با سیاستهای واشنگتن ندارند.
5) نکتهای که در سفرهای مبارک قابل تامل است حضور مکرر آن در آفریقا است. چنانکه وی پس از دیدارهای اروپایی راهی آفریقا میگردد. این اقدام میتواند به چند دلیل صورت گیرد اولا اینکه مبارک از حضور بازیگران جدید در آفریقا ناراضی بوده و سعی دارد در این شرایط جایگاه خود را حفظ و ارتقاء بخشد ثانیا همزمانی این دیدارها با سفرهای اروپایی را میتوان سیاستی برای معرفی مبارک که به عنوان پیک و مجری طرحهای اروپا برای برقراری صلح و حتی رسیدگی به اوضاء نابسامان آفریقا ارزیابی نمود. به عبارتی وی خود را عاملی برای تحقق خواستههای آفریقا در برابر اروپاییها و نیز مجری صلح و امنیت در این قاره معرفی میکند.
در نهایت میتوان گفت که مبارک با توسعه سیاست خارجی از یک سو سعی در سرپوش نهادن بر مشکلات و سیاستهای داخلی دارد، از سوی دیگر تلاش دارد تا مصر را در دیدگاه افکار عمومی جهان قرار دهد، تا موجب ارتقاء جایگاه جهانی خود و کشورش در معادلات جهانی گردد، که مسلما در تحقق اهداف منطقهای و بینالمللی آن بویژه اجرای طرح عضویت دائم در شورای امنیت و حضور در تحولات فلسطین، سوریه، لبنان و عراق تاثیرگذار خواهد بود.