تاریخ انتشار : ۱۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۹۱۳۴۲
پاسخ‌های عباسی سلیمی نمین به ابراهیم یزد؛
اشاره: گروه اندیشه- عباسی سلیمی نمین، مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در یادداشتی که برای روزنامه سیاست روز نیز ارسال کرده است به برخی ادعاهای دبیر کل گروهک نهضت آزادی در خصوص انقلاب اسلامی پاسخ گفته است. این ادعاها که در ویژه‌نامه پایان سال یکی از نشریات درج شده فرآیند تثبیت انقلاب را ناشی از «نقش» جریان‌های شبه روشنفکر در مهندسی انقلاب عنوان می‌کند. در حالی که مدیر این موسسه مطالعاتی ضمن رد این نقش، ادعاهای موصوف را بی‌مبنا توصیف می‌کند. متن پاسخ سلیمی نمین به شرح زیر می‌باشد:

جناب آقای قوچانی سردبیر محترم روزنامه شرق
با سلام، جناب آقای ابراهیم یزدی در یادداشتی تحت عنوان «فانتزی انقلابی- که شرحی است بر دیدار با فیدل کاسترو و در شهریور -58 در ویژه نامه پایان سال 84 آن روزنامه به طرح نظریه‌ای در مورد نقش روشنفکران و روحانیون در تاریخ انقلاب اسلامی پرداخته‌اند. از آنجا که مصادیق ارائه شده برای اثبات این نظر فاقد استنادات لازم به لحاظ تاریخ است، لذا بازخوانی بخش‌هایی از این را ضروری می‌بینم.
این فعال محترم سیاسی مدعی است: «در انقلاب اسلامی ایران، روحانیان نقش بسیج مردم را داشتند. اما روشنفکران، بخصوص روشنفکران دینی، که به شرایط پیچیده جامعه کنونی و روابط جهانی آشنایی دارند، نقش مهندسی انقلاب را بر عهده داشته‌اند.» (سالنامه شرق، شماره 2، سال 84، ص 19)
صرفنظر از صحت و سقم چنین نظریه‌ای- که البته در ضرورت پرداختن به آن برای روشن شدن حقیقت هیچ گونه تردیدی نیست- آقای یزدی برای اثبات این ادعا ایفای نقش در مهندسی انقلاب، اخذ تصمیمات اساسی را به خود نسبت می‌دهد که با واقعیت‌های تاریخی هرگز تطبیق ندارد.
1- نویسنده در این یادداشت مدعی است: «پس از پیروزی انقلاب هنگامی که به وزارت خارجه منصوب شدم اولین گام، اعلام تصمیم دولت ایران در خروج ایران از عضویت در پیمان نظامی سنتو بود و همچنین پیمان‌های نظامی دوجانبه‌ای که زمان شاه میان ایران و آمریکا منعقد شده بود، همه را لغو کردیم» (همان)
چنین ادعایی به هیچ وجه پذیرفته نیست زیرا تصمیم به لغو عضویت ایران در سنتو در همان روزهای اولیه پیروزی انقلاب صورتی گرفت و خبر آن توسط مرحوم دکتر کریم سنجابی و در دوران آن وزارت خارجه ایشان اعلام شد: «پاریس- رویتر- روزنامه لوموند، دیروز از کریم سنجابی وزیر خارجه ایران، نقل کرد که ایران با وجود خروج از سازمان پیمان مرکزی (سنتو) در گروه کشورهای سازمان همکاری و عمران منطقه‌ای (آر- سی- دی) خواهد ماند و امیدوار است که این گروه توسعه یابد و عراق، افغانستان و هند هم به آن بپیوندند. وزیر خارجه ایران اعلام کرد سیاست خارجی این کشور در آیند بر اصول استقلال و عدم تعهد استوار خواهد بود. وی گفت ایران برای نشان دادن قصد خود به عدم ایفای نقش «ژاندارم خلیج» سربازانی را که شاه برای کمک به سرکوبی شورش ظفار به عمان فرستاد، بود بر می‌گرداند.» (روزنامه کیهان، شماره، 10658، یکشنبه 20 اسفند 57، ص 8)
بنابراین اتخاذ چنین تصمیمی ارتباطی با دوران وزارت خارجه آقای یزدی در سال 58 ندارد اما اینکه به چه دلیل چنین خطایی تاریخی صورت گرفته، طبعا بی‌ارتباط با اثبات ادعای ایفای نقش در مهندسی انقلاب نمی‌تواند باشد.
2-آقای یزدی همچنین مدعی است: «بعد از برگشت از کوبا تجربه کوبا در بسیج جوانان و اعزام آنان به روستاها و مشارکت در بازسازی و نوسازی روستاهای کوبا را در جلساتی که روزهای جمعه با جمعی از جوانان انقلابی در دفتر نخست وزیری داشتیم مطرح ساختیم. از درون این مباحث طرح جهاد سازندگی تهیه و به رهبر فقید انقلاب پیشنهاد شد که مورد تایید ایشان قرار گرفت و بیانیه آن تهیه شد. با انتشار آن، جهاد سازندگی رسما آغاز به کار کرد.» (سالمانه شرق، شماره 2، سال 84، ص 19)
اعلام تشکیل جهاد سازندگی طی پیام رادیو- تلویزیونی در تاریخ 26 خرداد 58 صورت گرفت که طی آن امام فرمودند: «دانشجوهای عزیز، متخصصین، مهندسین، بازاری و کشاورز، همه قشرهای ملت، داوطلب برای این است که ایرانی که به طور مخروبه به دست ما آمده است بسازند. از این جهت، باید ما بگوییم یک جهاد سازندگی، موسوم کنیم این جهاد را به «جهاد سازندگی» که همه قشرهای ملت، زن و مرد، پیرو جوان، دانشگاهی و دانشجو، مهندسین و متخصصین، شهری و دهاتی، همه با هم باید تشریک مساعی و این ایران را که خراب شده است بسازند و البته آن جاهایی که بیشتر خرابی هست؛ مثل آنجاهایی که روستاها، جاهایی که مساکن عشایر هست، دهات دور افتاده که تقریبا هر کدام از گروه‌ها می‌آیند، شکایت از وضعشان دارند، می‌گویند برق نداریم، خانه نداریم، آب نداریم، آسفالت نداریم، بهداری نداریم؛ و همه هم صحیح می‌گویند. بنابراین بوده است که این طور ایران را خراب کنند. و الان که – بحمدالله- آن سد شکسته شد، برای مرحله ثانی، که مرحله سازندگی، است، ما دستمان را پیش ملت دراز می‌کنیم، و از ملت می‌خواهم که همه در این نهضت شرکت کنند و همه دست برادری به هم بدهند و این سازندگی و جهاد سازندگی را شروع کنند.» (صحیفه امام، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، جلد هشتم، ص 179) همچنین جهت اطلاع آقای یزدی از روند شکل‌گیری اندیشه تشکیل جهاد سازندگی و اینکه مهندسی این گام موثر و عظیم در انقلاب از آن چه کسی بود به ملاقات امام با دانشجویان در اوائل خرداد 58 که طی آن و در گفتگویی دوجانبه امام راه‌حل‌هایی برای برطرف کردن مشکلات ارائه می‌دادند اشاره می‌کنیم: «بروید، دعوتشان کنید به دانشگاه، ننشینید که من تعیین کنم. البته من آسید علی آقا را صالح می‌دانم برای این کار لکن ننشینید که من دعوت کنم. ... البته اگر مسائلی باشد که من هم از دستم برآید که خدمت بکنم، من خدمتگزارم و می‌کنم و اگر چنانچه اینها که گفتید باید به جایی رجوع بشود، بنویسید روی ورقه‌ای بدهید اینجا تا من با آنها صحت کنم تا درست بشود (در اینجا یکی از حاضران از طرح آمده شده برای جهاد روستاها سخن به میان آورد، امام فرمودند) بله، این مورد تایید است.» (همان، ص -134 ملاقات گروهی از دانشجویان دانشگاه تهران 23- خرداد 58)
حال چگونه است که جناب آقای یزدی معقدند بعد از بازگشت از هاوانا در شهریور 58 این ایده را در جلسات روز جمعه با دانشجویان مطرح کرده سپس طرح جهاد سازندگی را تقدیم امام می‌کند؟ قطعا این موضوع نیز نمی‌تواند بی‌ارتباط با ادعای مهندسی انقلاب باشد. از آنجا که آقای یزدی در مصاحبه‌ با خبرگزاری فارس نیز مسائل مشابهی را مطرح کرده‌اند یا در کنار خاطرات آقی محمد مهدی جعفری نیز به نقل از این فعال سیاسی ادعا شده که طرح روز قدس نیز از سوی ایشان به امام تسلیم شده است، علی القاعده مرکزی می‌بایست یادآور عدم انطباق این ادعاها با واقعیت‌های ثبت شده تاریخی بشود که ذی صلاح‌ترین مرجع در این زمینه «موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی» است، هر چند ناگفته نماند که این عزیزان زحمت ارزشمند و جاودانه گردآوری بیانات، پیام‌ها، مصاحبه‌ها، احکام، اجازات شعری و برنامه‌ها را متقبل شده‌اند و زمینه را برای تحقیق محققین و ارزیابی ادعاها تسهیل کرده‌اند.
به عنوان کسی که در زمینه تاریخ معاصر به تحقیق و مطالعه مشغولم آمادگی آن را دارم که به سایر ادعاهای طرح شده نیز به صورت مستند بپردازم که قطعا از حوصله این یادداشت خارج خواهد بود. اما لازم به یادآوری می‌بینم که در تاریخ مبارزات و خیزش اسلامی سراسری ملت ایران که منجر به پیروزی انقلاب اسلام شد، گروه‌ها و جریانهای سیاسی دارای خدمات و بعضا خطاهایی بوده‌اند. اگر به دلیل کثرت خطاها، برخی گروه‌ها از کانون توجه و اعتماد مردم خارج شدند، نمی‌بایست در نگارش تاریخ معاصر آنها را نادیده گرفت تا آنان برای مقابله با این افراط به وادی تفریط افتند و برای اثبات خود به طرح ادعاهایی بپردازند که با مسلمات تاریخ معاصر کشور در تعارض است.
با تشکر
مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران
عباسی سلیمی نمین