مجید مختاری
«و نُنَزِّل من القرآن مَا هُو شِفاءٌ وَرَحْمَة لِلمؤمِنِین وَلا یَزید الظالِمین الّا خساراً» (اسراء ـ 64)
امروز رهبران 26 کشور عضو سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (NATO) در ریگا پایتخت لتونی گردهم میآیند تا در خصوص سیاستهای آتی این سازمان بحث و تصمیمگیری نمایند و قرار است جرج بوش، ژاک شیراک و تونی بلر در این اجلاس سخنرانی کنند.
ناتو پس از جنگ جهانی دوم در سال 1949 از سوی کشورهای غربی با محوریت آمریکا برای مهار بلوک شرق شکل گرفت چنانکه در بند پنجم اساسنامه آن آمده است هر گونه حمله به هر یک از اعضای این سازمان در حکم تجاوز به تمامی کشورهای عضو خواهد بود، در مقابل شوروی نیز مشارکت کشورهای همسو، پیمان ورشو را ایجاد کرد که با فروپاشی نظام مارکسیستی منحل شد.
اما اعضای ناتو پس از جنگ سرد در چندین نشست متناوب کوشیدند با شناسایی یا ایجاد دشمنان مشترک به نوعی پیمان و اتحاد خود را حفظ نمایند و در این میان تروریسم و بنیادگرایی اسلامی با توجه به مکتوبات و دیدگاههای برخی استراتژیستهای غرب مهمترین رقبایی بودند که بعنوان عامل توجیه بقای ناتو مطرح شدند.
در مقام عمل مهمترین اقدامات این سازمان عمدتاً نظامی اولاً در جریان جنگ دوم خلیج فارس بوده که با مجوز شورای امنیت عراق را مورد حمله قرار داد(1991م.) و ثانیاً اشغال افغانستان در اکتبر سال 2001 میلادی بوده است که پس از وقایع ساختگی 11 سپتامبر ـ در پی روی کار آمدن نومحافظهکاران کاخ سفید ـ به رهبری آمریکا صورت پذیرفت.
اشغال افغانستان در شرایطی صورت پذیرفت که این کشور با سابقه 20 سال جنگ خونین به یکی از ضعیفترین کشورهای اسلامی تبدیل شده بود و هزینه بمبها و موشکها به مراتب بیش از مواضعی بود که بوسیله آنها تخریب می شد البته جدای از انسانهای بی گناهی که در جریان این حملات جان باختند.
درست است که در ریشه یابی فاجعه تصرف کابل مسائل داخلی خصوصاً تفرقه و جنگ در افغانستان سهم مهمی را به خود اختصاص میدادند لکن غصب یک سرزمین اسلامی از سوی جبهه کفر و استکبار جهانی موضوعی نیست که هیچ مسلمانی بتواند از آن چشم پوشی نماید و بدون تردید و به حق هر انسان مؤمنی اعم از شیعه و سنی مبارزه با اشغالگران را وظیفه شرعی و عقلی خود میداند حتی اگر این مهم جز با شهادت میسر نباشد، حال حتی اگر رهبران و علمای مسلمان رهبری جریان مقاومت را بر عهده نگیرند بالطبع این مساله ممکن است مورد سوء استفادههای اطلاعاتی دشمن و عوامل صهیونیسم جهانی قرار گیرد که نمونه های آنرا به کرات شاهد بوده و هستیم.
به هر حال افغانستان که به لحاظ تاریخی و فرهنگی از بیشترین قرابت با ایران برخوردار است از زمان اشغال تا کنون هیچگاه فرصت آسایش را به متجاوزان نداده و به رغم تساهل برخی دولتمردان سازشکار تودههای ملت خواب راحت را از چشمان غاصبان ربوده اند و این مهم طی هفته های گذشته روندی صعودی یافته و هلاکت صدها نظامی اشغالگر را در پی داشته است.
اینک اعضای ناتو که حدود 31 هزار نیرو با رهبری انگلیس در افغانستان مستقر و چندین بار حضور نیروهای خود را تمدید کردهاند ـ این میزان غیر از حدود 10 هزار نظامی موسوم به ائتلاف تحت رهبری آمریکا میباشد ـ با فشارهای مضاعفی از سوی مردم و برخی دولتها (همچون بلژیک و تا حدی فرانسه) برای خروج از افغانستان مواجهند و در اجلاس امروز ریگا این موضوع بر کلیه مباحث به نوعی سایر [ سایه] میافکند،اما سران ناتو باید بدانند که هیچ تصمیمی جز خروج کامل از افغانستان و دیگر کشورهای اسلامی و مستضعف منافع بلند مدت آنها را تامین نخواهد کرد.
با وجود این کشورهای اسلامی منطقه بویژه دولتمردان جمهوری اسلامی لازم است با بررسی جوانب اخراج اشغالگران تمهیدات مقتضی را برای افغانستان پس از اشغال فراهم نمایند و جهت جلوگیری از وضعیت های خطرناکی چون جنگ داخلی که معمولاً کشورهای غربی در آستانه خروج از مستعمرات تدارک می بینند اقدامات لازم را انجام دهند. با این امید که وزارت امور خارجه دولت اصولگرا و سایر نهادهای ذیربط به انجام وظایف خود در این زمینه به نحو شایان اهتمام ورزند.