تاریخ انتشار : ۱۵ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۵۶  ، 
شناسه خبر : ۹۱۳۴۹

علی تتماج
روابط دو کشور آلمان و آمریکا در طی سالهای اخیر را به دو دوره می‌توان تقسیم نمود:
الف) دوران صدر اعظمی شرودر:‌ سیاستهای منطقه‌ای و گرایش شرودر به اتحادیه اروپا، معطوف بودن آلمان به تحولات داخلی به جای سیاست خارجی، مخالفتهای شرودر یا سیاستهای جنگ‌طلبانه آمریکا که مانع از حضور آلمان در جنگ عراق گردید سبب شد تا روابط برلین- واشنگتن چندان ارتقاء نیافته و صرفا در مناسبات اقتصادی متمرکز گردد.
ب) در دوره مرکل: قدرت‌یابی دموکرات مسیحی‌ها به رهبری مرکل را باید دوران جدیدی در سیاست خارجی آلمان بویژه در بخش روابط با آمریکا قلمداد نمود. مرکل از همان ابتدا رسما اعلام نمود که توسعه مناسبات با آمریکا و همراهی با آن در عرصه جهانی جزء اولین اولویتهای سیاست خارجی وی می‌باشد. در این چارچوب در ماه‌هایی که از صدر اعظمی مرکل می‌گذرد، مقامات ارشد دو کشور دیدارهای بسیاری داشته و توافقنامه‌های بسیاری میان طرفین منعقد گردیده است.
در ادامه سیاستهای همگرایانه دو کشور، آنجلا مرکل امروز برای دومین بار طی چهار ماه گذشته، از آمریکا دیدار نمی‌نماید تا مهر تاییدی باشد بر تلاش مضاعف دو کشور برای ارتقاء روابط. بر این اساس و با توجه به تحولات جهانی مهمترین ابعاد سفر مرکل را چنین می‌توان ارزیابی نمود.
1-یکی از مهمترین مسائل مطرح در مذاکرات بوش و مرکل، پرونده هسته‌ای ایران می‌باشد. البته به این نکته باید توجه داشت که به رغم اینکه طرفین بر حل این پرونده اتفاق‌نظر دارند، اما در نحوه چگونگی برخورد با آن اختلافات بنیادین وجود دارد. در حالی که آمریکایی‌ها بر اصل توصل به زور تاکید دارند، آلمانها (بویژه افکار عمومی این کشور) خواستار حل دیپلماتیک و حتی دادن امتیازاتی به ایران هستند. بر این اساس طرفین در این دیدار تلاش می‌کنند تا به تعدیل مواضع یکدیگر بپردازند در حالی که از اهداف آنها مقابله با چین و روسیه‌ای می‌باشد که مانع تحقق اهداف آنها در قبال پرونده ایران گردیده‌اند.
2- بررسی تحولات خاورمیانه بویژه سرزمین‌های اشغالی فلسطین نیز یکی از بخشهای اصلی مذاکرات می‌باشد. هدف اصلی در این بخش را می‌توان چگونگی افزایش کمکها به رژیم صهیونیستی و تعامل با دولت جدید آن از یک سو و مقابله با گروه‌های مقاومت فلسطین بویژه وادار ساختن دولت حماس به برقراری روابط با تل‌آویو ارزیابی نمود. مرکل امیدوار است که با این راه کار از حمایتهای اقتصادی و سیاسی لابی‌های صهیونیستی و حتی همپیمانان آنها نظیر آمریکا، برای تحقق اهداف جهانی و داخلی خود، برخوردار گردد.
3- در طی سالهای اخیر بخش اصلی روابط آلمان و آمریکا را مناسبات اقتصادی را شامل گردیده است. در شرایط کنونی که آلمان با رکورد اقتصادی و بحران‌های مالی مواجه است توسعه مناسبات اقتصادی و نیز برخوردار از حمایتهای مالی آمریکا می‌تواند برای بهبود وضعیت کنونی موثر باشد.
4- در طی ماه‌های اخیر، سیاست خارجی آلمان روندی جهانی را در پیش گرفته است. حضور در شرق آسیا، آفریقا، آسیای میانه و قفقاز توسعه روابط با روسیه که با دیدار مرکل از مسکو شتاب بیشتری گرفت و در نهایت برقراری ارتباط با کشورهای آمریکا لاتین، بخشی از این سیاستها را شامل می‌شود. با توجه به اینکه بسیاری از مراکز از حوزه‌های نفوذ آمریکا است، از سوی دیگر برقراری روابط با کشورهایی نظیر روسیه و چین چندان خوشایند واشنگتن نمی‌باشد، لذا دیدار مرکل را می‌توان تلاشی برای جلب رضایت آمریکا جهت استمرار این رونده و نیز اعلام اهمیت و نقش برجسته آمریکا در سیاست خارجی آلمان دانست تا از بروز اختلافات میان طرفین پیشگیری گردد.
5- در حالی که انگلیس متحد اصلی آمریکا در اروپا قلمداد می‌شود. این روزها به دلیل افزایش فشارهای داخلی چندان در چارچوب آمریکا حرکت نمی‌کند. در همین حال احتمال شکست حزب کارگر در انتخابات محلی می‌تواند بر این امر دامن زند. بر این اساس با توجه به سیاست مرکل برای گرایش به آمریکا، می‌توان گفت که آلمانها برآنند تا با این دیدارها به نحوی خود را جایگزین انگلیس در اروپا نمایند تا از منافع سیاسی و اقتصادی این هم پیمانی برخوردار گردند.
البته به این امر باید توجه داشت که به رغم تمام تلاش‌ها، عواملی مانع از توسعه همه جانبه روابط می‌گردد از جمله:
الف) از یک افکار عمومی آمریکا نگاهی منفی به آلمان داشته و آن را کشوری قدرت طلب و جنگجو می‌اند که در صورت قدرت‌یابی جهان را با چالش مواجه می‌سازد لذا دولتمردان واشنگتن با احتیاط بیشتر به روابط با آلمان می‌پردازند. از سوی دیگر آلمانها نیز آمریکا را عامل عقب‌ماندگی چند دهه اخیر خود می‌دانند، لذا برقراری روابط و همکاری با‌ آن بویژه در قبال سیاستهای توسعه طلبانه آن در جهان را نمی‌پذیرند.
ب) از اهداف دولتمردان آلمان، مبدل شدن به قدرت اول در اتحادیه اروپا است، این سیاست سبب می‌شود تا آنها با احتیاط بیشتری به توسعه روابط با آمریکا مبادرت ورزند. آنها به خوبی آگاهند که رویکرد مطلق به واشنگتن سرنوشتی همچون انگلیس را برای آنها به همراه خواهد داشت. لذا اجبار اولویت را به اروپا و سپس آمریکا اختصاص داده‌اند.
ج) برخی اختلافات سیاسی در ماههای اخیر از جمله مسئله پروازهای مخفی سازمان سیا بر فراز اروپا که آلمان را نیز شامل می‌شود، گزارش پنتاگون از بهره‌گیری از اطلاعات آلمانها در زمان حمله به عراق، از دیگر عوامل تاثیرگذار بر روابط می‌باشد. بر این اساس می‌توان گفت که هر چند دو کشور بر ارتقاء مناسبات تاکید و آنرا اقدامی برای تحقق اهداف دو جانبه می‌دانند، اما سیاستهای متضاد آنها در قبال برخی تحولات و نیز نگاه‌های آنها به گذشته یک دیگر، مانع تحقق کامل اهداف مشترک آنها می‌شود. لذا دیدار اخیر مرکل نیز نمی‌تواند تاثیر چندانی بر این مناسبات داشته باشد و صرفا راهی برای ارتباطات آینده و کاهش اختلافات ایجاد شده در ماههای اخیر خواهد بود.