تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۹۲۱۴۳
از خوانندگی تا نخست وزیری
سهیلا قاسمى

تاجر میلانى که با ایجاد حزب«فورتزا ایتالیا» توانست در سال 1994 وارد عرصه سیاسى شود، پنج سال در راس قدرت ایتالیا بود و با این مدت زمان، در تاریخ پرفراز و نشیب جمهورى ایتالیا از خود رکوردى بى نظیر برجاى گذاشت. هنوز هم به نظر مى رسد که او در قدرت بى رقیب است. تحولات سیاسى اخیر ایتالیا هر چند خلاف این مسئله را نشان مى دهد، اما باید اذعان داشت که برلوسکونى مى تواند همچنان چهره اى مطرح بماند. شکست او در روز 10 آوریل، آن هم با اختلافى نه چندان زیاد از رقیبش هرگز نمى تواند به معناى مرگ سیاسى او باشد. سیلویو برلوسکونى در آستانه 70سالگى به اندازه کافى پول و قدرت دارد و از آن دسته افرادى هم نیست که بخواهد زود عرصه را خالى کرده و به پشت صحنه برود. به هر حال نتیجه عملکرد پنج ساله او در کیجى -کاخ نخست وزیرى ایتالیا - کاملاً هم منفى نبود و نتایج انتخابات هم موید این مطلب است. برلوسکونى به خودش کاملاً ایمان دارد. امپراتورى مالى و رسانه اى اش نیز از همیشه قدرتمندتر شده است و او هر لحظه ممکن است دوباره بازگردد.
آغاز تجارت
پیوند برلوسکونى با میلان از زمان تولدش در سپتامبر سال 1936و در خانواده اى متوسط ابدى شد. پدرش کارمند بانک بود و مادرش خانه دار. او مجبور شد براى تامین هزینه هایش کار کند و در کافه هاى شبانه و کشتى هاى تفریحى آواز بخواند. اواخر دهه 1950 به عنوان فروشنده جارو برقى مشغول کار شد. اما زمانى که لیسانس حقوق گرفت و در 25 سالگى در بانکى استخدام شد پول به دهانش مزه کرد و به یک باره وارد مسائل تجارى شد. در سال 1960 در ساخت مجتمع هاى مسکونى سرمایه گذارى کرد و با موفقیت در این کار سرمایه اى براى آغاز جهش هاى مالى اش فراهم کرد. ایجاد یک تلویزیون کابلى به نام «تله میلانو» براى مجتمع هاى مسکونى میلان،2شروع نفوذ رسانه اى او بود. او به تدریج به شبکه هاى تلویزیونى محلى نفوذ کرد و قطب قدرتمند و خصوصى خود به نام مدیاست (Mediaset) را راه اندازى کرد. در سال ،1980 Canale5، اولین شبکه تلویزیونى خصوصى ایتالیا را به راه انداخت و بعد شبکه هاى Italia1 و Rete4 را مالک شد. سپس به نفوذ سلطه خود در قاره پرداخت و در فرانسه شبکه ،5 در آلمان شبکه Telefunf و در اسپانیا شبکه Telecinco را خرید بعد هم مالک باشگاه آث میلان شد. فعالیت هاى او در امور مالى و سرمایه گذارى در بیمه، مالکیت شرکت هاى «مدیولانوم» و «پروگراما ایتالیا» را به همراه داشت و گروه فینینوست (Fininvest) او هم اکنون دومین گروه خصوصى ایتالیا محسوب مى شود. در سال ،1989 به امور نشر علاقه مند شد و «موندادورى» اصلى ترین انتشارات کتاب هاى ایتالیایى را از آن خود کرد. با خرید مدوزا (Medusa) و Cinema5 هم تبدیل به اولین تولیدکننده و نمایش دهنده سینمایى شد. او زمانى که به فکر ورود به عرصه سیاسى افتاد به راحتى یک حزب تاسیس کرد. با داشتن امپراتورى رسانه اى فینینوست (که مدیاست را کنترل مى کند) و تسلط بر تمامى رسانه هاى تصویرى _ نوشتارى و کنترل بسیارى از نهادهاى اقتصادى حضور بلندمدت او در راس قدرت سیاسى چندان عجیب نیست.
مجله فوربس دارایى هاى او را 12 میلیارد دلار در سال 2004اعلام کرده که در این صورت او ثروتمندترین مرد سراسر کشورش است. به هر حال نام برلوسکونى در لیست بلندبالاى مفسدان مالى قرار دارد و شاید آغاز مبارزه با فساد و تصویب قانونى به نام «دست هاى پاک» دلیل او براى آغاز فعالیت هاى سیاسى باشد. او تاکنون با تصویب قوانینى توانسته از چنگ مراجع قضایى بگریزد اما حالا که چپ گرایان بر مسند قدرت هستند او به شدت در معرض تهدید قرار گرفته است.
پیروزى هاى 1994 و 2001
در سال ،1994 برلوسکونى به یک باره تصمیم گرفت در انتخابات سراسرى حاضر شود تا شاید بتواند عنوان رئیس دولت را از آن خود کند. در سال 1993 حزب او به نام فورتزا ایتالیا تاسیس شده بود و او مى توانست به عنوان رهبر راست گرایان میانه رو در برابر کمونیست هاى سابق قد علم کند. اما جدایى یک باره حزب متحدش به نام لیگ شمال و پیوستن آن به اپوزیسیون این امکان را از او گرفت. همان سال بود که او و گروه فینینوست اش بارها و بارها در دادگاه حاضر شدند اما برلوسکونى به خوبى توانست خود را از خطر نجات دهد و بعد هم براى انتقام علیه قضات میلانى شکایت کرد.
اما سال 2001 سال پیروزى واقعى او بود و توانست با ائتلافى به نام «خانه آزادى ها» که حزب ائتلاف ملى، فورتزا ایتالیا، UDC و لیگ شمال و سایر احزاب کم اهمیت تر را شامل مى شد، قدرت را به دست بگیرد. او تا 20 آوریل 2005 نخست وزیر بود. اما بزرگترین بحران ایتالیا با کنار رفتن دو حزب دموکرات مسیحى ائتلاف آغاز شد. او ناگزیر در برابر رئیس جمهور کارلو آزگلیو چیامپى استعفا داد. اما رئیس جمهور استعفا را به تشکیل دولت بدون ائتلاف یا درخواست انتخابات زودرس مشروط کرد. دو روز بعد رئیس جمهور از او خواست دولت جدیدى تشکیل دهد و در کابینه اش حتماً وزراى دموکرات مسیحى را هم جاى دهد. روز23 آوریل او دولت جدیدش را که تغییرات چندانى در آن دیده نمى شد معرفى کرد و به کار ادامه داد.
مرد هزارچهره
برلوسکونى براى رسیدن به قدرت سیاسى و حفظ موقعیت اقتصادى خود از هیچ تلاشى فروگذار نمى کند. این مرد خودخواه و البته خودساخته مى گوید: «من بسیار بهتر از ناپلئون عمل مى کنم.» و همچنین معتقد است که نجات دهنده مردم کشورش است: «من مسیح سیاست ایتالیا هستم.»
به نظر مى رسد او به دنبال زندگى جاودان است براى همین هم همیشه ورزش مى کند. پشتش را صاف نگه مى دارد. از جراحى هاى زیبایى به ویژه کشیدن پوست صورت، کاشتن مو، از بین بردن پف هاى زیر چشم، کوچک کردن غبغب و مصرف داروهاى هورمونى غافل نمى شود.
او کلکسیونر تابلوهاى هنرى است و به اشیاى عتیقه هم علاقه زیادى دارد. موسیقى ملایم و آوازهاى فرانسوى هم او را به خود مجذوب مى کند. علاقه اش به کتاب نیز سبب شده که در مرکز نشرش به طور مستقیم بر انتشار آثارى از مارکس، انگلس، توماس مور و... نظارت داشته باشد.
بسیارى بر این باورند که پیشرفت سیاسى برلوسکونى و بقاى طولانى مدت او ناشى از همین تاثیر بر افکار عمومى و فریب مردم توسط رسانه ها است. پى یرموسو کارشناس رسانه هاى ایتالیا معتقد است که تلویزیون سالارى در این کشور باعث شده که چنین ظواهرى نقش بسیار تعیین کننده اى در نتیجه انتخابات داشته باشد. به اعتقاد او برلوسکونى نه تنها از زمان به قدرت رسیدنش، بلکه از همان ابتداى آغاز کار رسانه اى دیدگاه ها، فرهنگ و هژمونى خود را بر کشور تحمیل کرده است. او همواره از «ایتالیایى متفاوت» و «کشورى که من دوست دارم» حرف مى زند و مردم با وجود او که معجزه ایتالیا یا شوالیه لقب گرفته بود براى اولین بار حس کردند خودشان هستند. چپ گرایان براى تغییر این وضعیت و تحمیل نظریات خود مسلماً با مشکلاتى جدى مواجه خواهند شد.