تاریخ انتشار : ۲۲ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۱:۰۸  ، 
شناسه خبر : ۹۲۱۴۵
بهمن کشاورز:
سهیل آصفی مقدمه: بهمن کشاورز همانقدر در اندیشه و بیان آن راه احتیاط را پی می گیرد که در سخن گفتن آرام و شمرده و کلمه به کلمه. می گویم چرا آنقدر شسته رفته؟ می‌گوید، «گزیده گویی اقتضای کار وکالت است.» این عضو کانون وکلای ایران که در جریان دادگاه غلامحسین کرباسچی سیمای او با آن صدای گرفته، آشنای مردم کوچه و خیابان شد، مهمان امروز «گپ آخر» شده است تا از فراز و فرود حرفهء وکالت و از این‌که چرا آنقدر محافظه کارانه حرکت می‌کند...

*سایه پدری چون کریم کشاورز چقدر بر زندگی بهمن سنگینی می کند؟
**بدون تردید بنده آنچه را که هستم مرهون و مدیون پدر و مادرم هستم و در جوار اجتماع. چه خوب و چه بد همه صفات خود را از پدر و مادر گرفته ام و بعد هم اجتماع در شکل گرفتن آن قطعائ موثر بوده است.
*دکتر کریم کشاورز را برای ما تعریف کنید.
**البته ایشان دکترا نداشتند همچنان که بنده هم ندارم. در یکی از مجلات ادبی دوران گذشته که عکس ایشان را به روی جلد خود داشت، این‌گونه عنوان شده بود: کریم کشاورز، مولف، مترجم و انسان.
*کریم کشاورز چند فرزند دارد؟
**سه فرزند. دو پسر و یک دختر.
*و خود شما؟
**دو فرزند.
*ایران هستند؟
**بله.
*اسم بچه ها؟
**کریم پسرم و شهبانو بهارک دخترم. هر دو وکیل هستند.
*کریم به یاد پدر؟
**بله. البته در زمان حیات ایشان ما این نام را گذاشتیم.
*شما مشوق آنها برای انتخاب حرفه وکالت بودید؟
**من نه آنها را تشویق کردم و نه منع.

*تفاوت میدان کاری یک وکیل زن با یک وکیل مرد در ساختارهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ما چه هست؟
**البته مشکل خانم های وکیل بعضائ مانند مشکلات سایر خانم هایی است که حرفه ای دارند. ولی در مجموع همکاران خانم ما مشکل ویژه ای فراتر از آنچه آقایان دارند، ندارند. البته مشکلات آقایان کم نیست.
*یک وکیل دادگستری معمولائ فرد ثروتمندی است؟
**این شایعه و توهمی است که در اذهان است. ولی ما هم هرگز دوستان را تشویق نمی‌کنیم که این را تکذیب کنند. برای اینکه از خود شکستن و اظهار عجز مطمئنائ برای کسی عظمتی حاصل نمی شود. ولی از راه وکالت تنها یک وکیل حرفه ای مطمئنائ جزو ثروتمندان جامعه نخواهد بود. تا به حال هم ما ندیده ایم.
*یعنی با زد و بند می‌تواند ثروتمند شود؟
**من این عرض را نکردم. بلکه عرض بنده این است که از وکالت به تنهایی نمی توان ثروتمند شد. کسانی که ثروتمند شده اند یا ارث پدری و امثالهم داشتند یا کاری غیر از وکالت.
*آقای کشاورز، سیمای حرکت شما چرا آنقدر محافظه کار است؟
**تعریف محافظه کار و غیر محافظه کار و افراطی و ... در متون ادبی و سیاسی روزگار و در ایران، تعریف روشنی نیست و بر حسب موارد و زمان‌ها و مکان‌ها بسیار متفاوت است. بنده خودم را محافظه کار یا افراطی یا چیز دیگری نمی دانم. من انسانی هستم مانند همه انسان‌های دیگر.
*بر سر دادگاه مشهور غلامحسین کرباسچی چهرهء شما برای مردم کوچه و خیابان هم آشنا شد. چرا صدای شما آنجا آنقدر گرفته بود؟
**من مشکلی در حنجره دارم که گاهی به علت بروز حساسیت، مشکل تکلم پیدا می کنم.متاسفانه آن زمان هم درست با یکی از بحران‌های شدید حنجرهء من برخورد کرده بود.
*وقتی در برابر حجت الاسلام محسنی اژه ای قرار گرفتید و از کرباسچی دفاع می کردید، چه حال و هوایی داشتید، الان که فکر می کنید؟
**از دیدگاه من که یک وکیل حرفه ای بودم و هستم، محاکمه ای مانند محاکمات دیگر بود. اتفاقائ بعد از اینکه روند دادرسی شروع شد، ما متوجه شدیم که دوربین تلویزیون هم حضور خواهد داشت.
*شما بیشتر صبور بودید یا آقای اژه‌ای؟
**تصور می کنم که هر دو صبور بودیم و ایشان هیچ زمانی با من هیچ برخورد نامطلوبی نکردند. همیشه هم آن‌چه را که بنده در مقام دفاع می خواستم بگویم، ایشان مانع نشدند و از این نظر کاملائ تفاهم و همکاری بین ما برقرار بود.
*بعد از این‌که شنیدید آقای اژه‌ای مسوولیت وزارت اطلاعات را در دولت جدید به عهده گرفت چه حسی داشتید؟
**با توجه به سوابقشان، برای این پست مناسب بوده و هستند.
شده است در خیابان‌های تهران که می‌رانید، با دیدن پل‌ها، اتوبان‌ها، پارک‌ها، فرهنگسراها و... به یاد موکل خود بیفتید؟ شهردار اسبق تهران.
البته من هم در این مورد با سایر مردم هماهنگم که بیشتر مردمی که آن زمان تهران را دیده اند همین احساس را دارند. بنده هم در این مورد مانند آنها فکر می‌کنم.
*در روزهای پر حرارت بهمن 57، کانون وکلای ایران با تحصن و ماوا دادن به خانوادهء همافران نقش تاریخی در پیروزی بهمنی ایفا کرد از آن روزها چه به یاد دارید ؟
**خانوادهء همافران در کانون متحصن شده بودند. کمیسیونی به نام کمیسیون حقوق بشر داشتیم که بنده هم عضوش بودم و حتی شمارهء تلفن منزل خودمان را در روزنامه آگهی کرده بودیم تا کسانی که دربارهء مسایل حقوق بشر، شکایتی دارند بتوانند مستقیما با ما صحبت کنند. در تحصن در کانون وکلای مرکز تا پاسی از شب و بعضائ تا صبح تعدادی از وکلا از جمله بنده به آن محل می‌رفتیم که عایق و مانعی باشیم در برابر تعرض به خانواده همافرانی که تحصن کرده بودند. دوران پر شور و پر التهابی بود. بله، گمان می‌کنم که کانون وکلا در پیروزی انقلاب نقش مهمی داشت.
*آیا تا به حال عاشق شده‌اید ؟
**چه کسی می تواند بگوید که هرگز عاشق نشده؟
*چه نمودی از عشق در ذهنتان است؟
**مطمئنائ تفاهم، ازخودگذشتگی و صداقت از اجزای اصلی آن است.
*کی ازدواج کردید؟
**در سنین جوانی، 26 سالگی
*و هنوز عاشقید؟
**دقیقائ.
*آزادی؟
**از واجبات.
*دیوارهای بلند بند؟
**تصوری از آن ندارم.