«هیلاری کلینتون» نامزد احتمالی حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا در انتخابات سال 2008 میلادی طی یکی ازسخنرانیهای اخیر خود با مخالفت شدید مخاطبان و دانشجویان روبهرو شد. وی در حالی که سعی داشت در قالب شعارها و جملات تزیین شده خود و حزب دموکرات را الگوی برتر سیاست در ایالت متحده معرفی کند با مخالفت یکی از مخاطبان روبهرو شد: تو ازحامیان جنگ عراق هستی…
به دنبال این حمله برخی دیگر از مخالفان اشغال عراق نیز چنین اتهامی را بر هیلاری کلینتون وارد ساختند. در هر حال آن روز برای نامزد احتمالی حزب دموکرات روز سختی بود. هنگامی که سخنان وی به پایان رسید صحنه شکست جانکری در انتخابات سال 2004 برای همگان مجسم شد.
گویا دموکراتها قصد ندارند از شکست در انتخابات گذشته درس خوبی بگیرند. شش سال دورماندن از صحنه اجرایی سیاستهای آمریکا هنوز بسیاری از اعضای این حزب را به خود نیاورده است.
دموکراتها هنوز نتوانستهاند مرز تفکیک میان خود و جمهوری خواهان را برای شهروندان آمریکایی ترسیم کنند. در چنین شرایطی باید رویای پیروزی در انتخابات 2008 توسط دموکراتها از ذهن سران تئوریسینهای این حزب بیرون رود.
دینوها افرادی هستند که پس از حادثه 11 سپتامبر 2001 تاکنون درلبه پرتگاه زندگی میکنند. آنها از یک سو نمیتوانند به صورت کامل به حزب جمهوری خواه بپوندند و از سویی دیگر با اصول و مبانی تعریف شده در حزب خود (دموکرات) با مشکل مواجه هستند. دینو(Democrates in name onloy) به معنای دموکرات بودن در نام است. افرادی مانند «جان کری» و حتی «هیلاری کلینتون» را میتوان در زمره این گروه جای داد.
زمانی که جانکری با افتخار تمام از نحوه جنگیدن خود در جریان جنگ ویتنام سخن میگفت بسیاری از هواداران حزب دموکرات و مخالفان سیاستهای جنگ و اشغال از سوی بوش نتوانستند مرز تفکیک میان «جان کری» و «جرج واکربوش» را مشخص کنند. واقعا تفاوت میان دموکرتهایی مانند «جان کری» و جمهوری خواهان جنگ طلبی مانند «جرج بوش» و «رامسفلد» در تعبیر واژگان «جنگ» و «خشونت» چیست؟
جان کری در جریان انتخابات سال 2004 هرگز کلیت اشغال عراق را به طور مستقیم و براساس مدارک و شواهد قابل اثبات هدف قرار نداد. وی در مناظرات خود سعی داشت تا فرار بوش پسر از سربازی را کلید پیروزی خود در انتخابات قرار دهد. هدفی که وی به آن نرسید…
«هوارددین»،«الگور»،«البرایت»،«وسلی کلارگ»،«جیمی کارتر»، «بیل کلینتون»،«هیلاری کلینتون» و «جان کری» علیرغم نطق ظاهری به حزب دموکرات ایالات متحده آمریکا در سطح نگرش و عملکرد در صحنه اجرا به هیچ عنوان مطابقت لازم اداره یک کشور را با یکدیگر نمیتوانند برقرار کنند. چنین ضعف و ناتوانیهایی باعث شده است بسیاری از هواداران حزب دموکرات در ریختن آراء خود به سوی نامزدهای این حزب خودداری و در نهایت «تامل» کنند.
در حالی که بیکفایتی بوش پسر، شکاف در جمهوری خواهان و عدم تحقق وعدههای انتخاباتی بوش و دیک چنی نقطه آسیب حزب کنونی حاکم بر واشنگتن به شمار میرود دموکراتها به جای استفاده از فضای موجود در مرحله تعریف کامل خود به عنوان حامیان اصول و پایههای مشترک درون حزبی به بنبست رسیدهاند. در این حقیقت شکی نیست که «دینوها» بازندهاند. دموکراتهای جمهوری خواه به علت تناقضات وجودی و گنگی در رفتار و گفتار توانایی اداره یک سیستم سیاسی را ندارند. ابین حقیقتی است که دموکراتهای غیر دینو نیز نسبت به آن غافل ماندهاند.
«ال گور» و «البرات» هم اکنون شاهد زوال روابط تعریف شده در حزب دموکرات هستند. مسلما از دست دادن مجدد کاخ سفید برای سومین دفعه متوالی موجبات انزوای بیشتر دموکراتهای آمریکا را در معادلات داخلی و خارجی واشنگتن را فراهم میکند. در این صورت دینوها باید برای مدتی طولانی فکر دستیابی به قدرت را از سر برهانند.