در ادبیات سیاسی ایران، ترکیه همواره به عنوان یکی از بازیگران عمده و مهم در منطقه و یکی از کانون های بالقوه تهدید علیه ایران مطرح بوده است و این تهدیدات تاکنون در حوزه های امنیتی و اقتصادی مشکلاتی را برای ایران به وجود آورده است که عمدتاً ناشی از نوع جهان بینی و درک متفاوت دو کشور از مسائل بین المللی می باشد.
به طوری که بسیاری از کارشناسان بر این باورند با این وجود هرگز نتوان آنها را به طور کامل با هم سازگار ساخت زیرا ترکیه در تلاش است تا خود را به عنوان حافظ منافع آمریکا در جنبه های مختلف سیاسی، فرهنگی، امنیتی و اقتصادی به منطقه تحمیل کند و این آن چیزی است که با سیاستهای ایران سازگاری ندارد. برخلاف اظهارات فوق برخی از کارشناسان و تحلیل گران مسائل سیاسی بر این باورند که ترکیه یکی از متحدان دیرین و راهبردی آمریکا در منطقه خاورمیانه می باشد و در جنگ سرد نیز نقش مهمی در استراتژی کلان این کشور ایفا نمود روابط دو کشور ان گونه که در ظاهر به نظر می رسد فارغ از تنش و اختلاف نبوده است و اولین اختلاف جدی ترکیه با آمریکا در پی استقرار نیروهای نظامی ترکیه در قبرس شمالی به وجود آمد و در آن قضیه آمریکا ترکیه را تحریم تسلیحاتی نمود.
اما چون پنتاگون در آن زمان به ترکیه احتیاج داشت تحریمها را لغو کرد. اما در نهایت منافع امنیتی آمریکا و منافع اقتصادی و سیاسی ترکیه از جمله دلایلی میباشد که دو طرف برای اجتناب از هرگونه تنش در روابط در نظر میگیرند زیرا در ادبیات روابط دو کشور گفته میشود، که ترکیه یک سرمایه امنیتی برای آمریکاست موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه این کشور و مجاورت آن با شوروی در زمان جنگ سرد و بحرانخیزترین مناطق دنیا (بالکان، خاورمیانه، آسیای مرکزی و قفقاز و مدیترانه شرقی) آمریکا را نیازمند ترکیه کرده است. آمریکا نیز به منظور بحران مدیریت در این مناطق و حتی مداخله نظامی در آنها نیازمند همکاری ترکیه بوده است و استقرار پایگاه نظامی آمریکا در اینجرلیک نیز بر همین اساس صورت گرفته است. با این وجود مهمترین منافع استراتژیک آمریکا در روابط با ترکیه از این منظر عبارت خواهد بود از:
1- ترکیه به عنوان یک متحد دموکراتیک و با ثبات که قابلیت تبدیل شدن به یک الگو برای کشورهای آسیای مرکزی قفقاز را دارد.
2- به عنوان یک بازیگر ایفا کننده نقش مثبت در امنیت مناطق پیرامونی این کشور.
3- نیاز تسهیل کننده آزادی عمل و قدرت نمایی آمریکا در مناطق پیرامونی این کشور.
4- نیاز به ترکیه برای تامین امنیت اصلی ترین متحد خود در خاورمیانه یعنی اسراییل و نیز تقویت محور غربی در این منطقه.
5- نیاز به ترکیه برای الگوسازی در طرح خاورمیانه بزرگ به عنوان الگویی از سازش اسلام و دموکراسی.
6- نیاز به مقابله با تهدیدات ایران و سوریه که در همسایگی ترکیه قرار دارند و اصلی ترین منافع ترکیه در حفظ روابط استراتژیک با آمریکا شامل موارد زیر می توان باشد:
1- نیاز به حمایت های اقتصادی و مالی آمریکا خصوصاً در نهادهای مالی نظیر بانک جهانی و صندوق بین المللی پول که در حل بحران های مالی ترکیه ایفا کرده اند.
2- به منظور اعمال فشار به اتحادیه اروپا برای پذیرش عضویت ترکیه.
3- برای مدرنیزه کردن سیستم دفاعی و حفظ برتری نظامی ترکیه نسبت به همسایگان خود.
4- نیاز به آمریکا در حل بحران قبرس.
5- ورود به نظام سرمایه ای و اقتصاد جهانی. بنابراین منافع فوق در این تحلیل باعث می گردد تا روابط دو کشور با وجود تنشهای مقطعی همچنان برای دو طرف اهمیت حیاتی داشته باشد. گر چه بعد از رای منفی پارلمان ترکیه به استقرار نیروهای آمریکایی در خاک این کشور برای حمله به عراق در سال 2003 عده ای بر این باور بودند که دوران روابط استراتژیک آمریکا ترکیه به سرآمده است. اما مقامات ترک و خصوصاً نظامیان به آمریکا اطمینان دادند که همکاری های دو کشور در زمینه های مختلف همچنان ادامه خواهد یافت. از این منظر برخلاف آنچه ادعا می شود این کارشناسان بر این باورند که در سال های آینده ترکیه همچنان اهمیت ژئوپلیتیکی و امنیتی خود را برای آمریکا و اروپا حفظ خواهد کرد و با توجه به بحران عراق آمریکا و اروپا همچنان نیازمند آن خواهند بود که ترکیه در برقراری امنیت در خاورمیانه بزرگ با آنها همکاری کند. در کنار این نیاز امنیتی تاکید آمریکا بر مساله دموکراتیزاسیون و دولت ـ ملتسازی در خاورمیانه بزرگ باعث خواهد شد تا ترکیه از منظر دموکراتیک بودن و تداوم اصلاحات سیاسی، اقتصادی و حقوقی نیز جایگاه ویژه ای در استراتژیک کلان آمریکا در خاورمیانه بزرگ و حتی جهان اسلام داشته باشد. ترکیه هم می تواند از این وضعیت برای تحقق آرمان دیرین خود یعنی پیوستن به اتحادیه اروپا بهره گیرد. لذا از منظر این کارشناسان انتظار می رود روابط آمریکا ـ ترکیه در سال های آینده هم چنان اهمیت خود را حفظ کند و دو طرف مانع از ایجاد بحران جدی در این روابط شوند.