مسعود شفیعیکیا
یکی از آسیبهایی که نظام اسلامیمان را تهدید میکند، تهاجم فرهنگی است که در جهت حساسیتزدایی نسبت به دشمنان نظام از سوی جریانی خاص دنبال میشود. این جریان خاص از یک سو با ترویج «تلورانس» و لبخند به دشمنان و فراهم کردن زمینههای فرهنگی در جامعه از طریق مطبوعات و سینما برای به فراموشی سپرده شدن جنایتهای دشمنان در اذهان عمومی و از سوی دیگر با برقراری ارتباط با دشمنان نشاندار که در تاریخ انقلاب، شاخص دشمنی با نظام و کشورمان بودهاند و با به کارگیری ادبیاتی دوستانه دربارۀ ایشان سعی دارند به نسلی که دشمنیهای ایشان را ندیده و با گوشت و پوست خویش درک نکردهاند چنین القاء کنند که دشمنیهای گذشته زاییده بدبینی و سوءتفاهم بوده است. البته این همان تحلیلهای تکراری ملیگراها و «نهضت آزادی»ها در اوایل انقلاب است که امروزه از سوی افرادی که ظاهر خودی دارند و بعضاً در لباس روحانی نیز هستند ارائه میشود.
نمونههایی از این حساسیتزدایی را میتوان در سخنان «سید عطاءالله مهاجرانی» مبنی بر مسلمان بودن صدام و برادرکشی در جنگ تحمیلی؛ و نیز سخنان اخیر دکتر حسن روحانی دربارۀ اشتباههای نظام و رهبران آن در بدبینی به غرب که به تسخیر لانۀ جاسوسی، هشت سال جنگ تحمیلی و مشکلات توسعۀ اتمی انجامیده است، یافت. صرف نظر از خدشههای اساسی که بر این استدلالها وارد است، سلسلهوار بودن این موضعگیریها و اظهارنظرهای تاسفانگیز سیدمحمد خاتمی در آمریکا در تمجید از «جیمی کارتر» رئیسجمهور سابق ایالات متحده که اواخر دولت ستمشاهی و اوایل انقلاب در این سمت بود و از حامیان جنایتهای شاه و براندازان انقلاب به شمار میرود و در صحنۀ خاورمیانه نیز با به راه انداختن پیمان سازش «کمپ دیوید» بزرگترین خیانت را به مسلمانان منطقه و بیشترین خدمت را به رژیم اشغالگر قدس نمود، قابل تأمل است.
حضرت امام خمینی(ره) در موضعگیریها و سخنان خویش در طول نهضت و به ویژه در سالهای پرتلاطم پیروزی بیش از 260 مرتبه از کارتر به پلیدی و همدستی با «محمدرضا پهلوی» یاد کرده و او را «استاد اعظم» شاه خیانتکار دانستهاند.(1)
ولی سیدمحمد خاتمی در پاسخ به خبرنگار «فایننشال تایمز» میگوید: «به طور کامل طرحهای کارتر را درک میکنم و معتقدم که او شخصیتی است که گذشته(!) و جایگاهش(!) را در راه مبارزه با فقر و کاهش تنش ـ از طریق انتقاد از سیاستهای طرفدار خشونت یا از طریق آماده کردن زمینههایی برای صلح و تفاهم بیشتر ـ قرار داده است. بسیاری از طرحهای آنها در مرکز کارتر میتواند به طرحهایی که من در مرکز گفتوگوی تمدنها دارم نزدیک باشد... به آقای کارتر احترام میگزارم و برایش آرزوی موفقیت میکنم. ممکن است اگر شرایط آماده شود بتوانیم به همراه هم برای صلح و کاهش تنشهای بینالمللی و نیز ایجاد تفاهم میان ملتها کار کنیم، فکر نمیکنم هیچ مشکلی برای این کار وجود داشته باشد.»(2)
این سر در برف کردن ها و پزهای روشنفکری در حالی است که مردم این مرز و بوم آن هنگامی که گویا حضرات در «هامبورگ» به سر می بردند، مسلح شدن شاه به وسیله کارتر و حمایت بی وقفه رئیس جمهور آمریکا از جنایت های محمد رضا شاه در به راه انداختن کشتارهایی چون 17 شهریور، 19 دی و 29 بهمن را آشکار می دیدند و حضرت امام خمینی سلامالله علیه در آن روزگار مردآزما می فرمود: «این میبت هایی که ما مبتلای آن هستیم از آمریکا و اذناب آن است. برخورداری شاه از پشتیبانی رئیس جمهور آمریکا این کشتارهای بی رحمانه را به بارآورد، و ملت مسلم را سوگوار کرد.»(3)
و یا دربارۀ جمعۀ سیاه 17 شهریور و دیگر قتل عام ها می فرمایند: «ادعای بشر دوستی و طرفداری از حقوق بشر از طرف کسانی مطرح است که متجاوز به حقوق بشر هستند، و قهرمان در این امر کسی است که تجاوزش از همه بیش تر است و آن در عصر حاضر، شخص کارتر است.
همه شاهد قتل عامهای مکرر و دسته جمعی در بسیاری از شهرستان های ایران که به دست شاه صورت گرفت، بودیم. و اخیراً تهران شاهد قتل عامی وسیع از طرف شاه بود که به حسب مشهور تعداد کشته شدگان به بیش از چهار هزار نفر رسید. (17 شهریور) آقای کارتر که برای یک زندانی در شوروی آن قدر هیاهو درآورد، پس از کشتارهای پیاپی شاه پشتیبانی خود را از او دریغ نکرد.»(4)
حضرت امام خمینی سلامالله علیه در 29 مهر 1357 پس از حمایت کارتر از شاه و دموکرات و آزادیخواه خواندن او، فرمودند: «چند جمله دارد حرف های کارتر: یکی این که «یک دموکراسی تند قاطع در ایران به دست شاه عمل شده»! این یک جمله. یک حمله این که «دموکراسی یک جامعه مترقی، شاه در ایران بنیانگذاری کرده است»!... کارتر گفته است که ایشان چون آزادی تند قاطع دادند، منشأ اختلاف مردم و مخالفت چپ و راست با او همین معنا است که او آزادی قاطع داده ... ملت هم با او مخالف است که چرا تو آزادی دادی؟!!!...»(5)
«منشأ مخالفت مردم با او این است که مردم می گویند ما ترقی نمی خواهیم! ما می خواهیم الاغ سوار بشویم!؟... آقای کارتر حیله(اش) این است. او خیال می کند این حیله ها را دیگر مردم می پذیرند. آقای کارتر باید بداند که دیگر این حیله ها، بازی ها را دیگر کسی نمی پسندد از او؛ دیگر مردم فهمیده اند قضیه را.»(6)
اقدام های کارتر پس از پیروزی انقلاب مبنی بر تحویل ندادن شاه به ایران برای محاکمه، توطئه علیه انقلاب با کمک به تجزیه طلبان و براندازان، حمله نظامی مستقیم در طبس به دنبال تسخیر لانه جاسوسی، محاصره اقتصادی، تشویق صدام برای حمله نظامی به ایران و ... اندکی از اقدامات خشونت آمیز وی بوده است. امام راحل(ره) میفرمایند: «این آقای انسان دوست! این آقایی که برای انسان دوستی، محمد رضای جانی را برده آن جا نگه داشته، یا توطئه گری می خواهد از آن جا شروع بکند. این آدم انسان دوست! وزیر خارجه اش را دوره گری فرستاد برا یاین که ما را در اقتصاد در انزوا بنشاند و محاصره اقتصادی بکند. این آقای انسان دوست همه دنیا را می خواهد بسیج کند که ما از گرسنگی بمیریم!»(7)
«انسان دوستی آقای کارتر یا دیگران این بوده است که برای «نصیری» و برای «هویدا» هیاهو کردند. لکن بیست و چند سال که این ها مردم را آن قدر اذیت کردند، آن قدر کشتار کردند، یک کلمه در آن جا نبود، در این حقوق بشر و در این سازمان کذا، و سازمان ملل، در این شورای امنیت.»(8)
«آقای کارتر با زور سرنیزه تمام حقوق انسانی را نقض می کند، و در مقابل ملتی که می خواهد حقوق خویش را مطالبه کند، به توطئه و ارعاب، دخالت نظامی و محاصذه اقتصادی پرداخته است. در منطق آقای کارتر، جواب درخواست بحق یک ملت را باید با قدرت و قوای نظامی داد. و در این منطق، منطق قرون وسطایی و حکومت جنگل بر تمام ارزش های انسانی و قوانین بیت المللی حکومت دارد.»(9)
«آقای کارتر خوف این معنا دارد، وحشت زده شده الان که چنانچه محاکمه بشود محمدرضا (شاه) و ما او را محاکمه بکنیم، علاوه بر جرایم خودش که ثابت خواهد شد، جرایم دیگران که روسای جمهور وقت بوده اند و خصوصاً آقای کارتر که در اخیر رئیس جمهور بوده، جرایم آن ها هم ثابت خواهد شد.»(10)
«کارتر اصلاً از ان مفلوک هایی هست که حق را نمی تواند بپذیرد.»(11)
در مصاحبه سید محمد خاتمی با گفایننشیال تایمز ـ با لحنی روبه رو می شویم که تاسف او را از گروگان کرفته شدن جاسوسان آمریکایی در 13 آبان ـ که حضرت امام از آن به انقلاب دوم تعبیر مردهاند ـ نشان می دهد و به وضوح با منش و روش امام راحل دشمنی می شود ولی معالاسف مراکزی چون «موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)» موضع گیری های جناحی را بر حفظ مکتب امام خمینی برتری می دهند و در مواردی مانند این، چشم و گوش خویش را بر زیاده گویی هم جناحی های خود بسته اند ولی براساس توهم ها حافظان اصیل خط حضرت امام خمینی را مخالفان سیره آن سفر کرده وانمود کنند؛ در صورتی که امام راحل بارها بر جاسوسی و همچنین مجرم بودن کارتر و دیگر رئیسان جمهور آمریکا تاکید کرده بودند: «بساط این جا (سفارت آمریکا) بساط جاسوسی بوده، و بساط توطئه بوده. افرادش هم افراد توطئه گر بودند و جاسوس بودند، مجرم بودند در مملکت ما. باید در همین مملکت این ها مسائلشان رسیدگی بشود و ما رسیدگی می کنیم ان شاءالله به جرایم نیکسون، و به جرایم جانسون، و به جرایم روزولت و امثال این ها ما رسیدگی می کنیم.»(12)
نخبگان و اصحاب رسانه ای کشور نباید فراموش کنند که کارتر، شاخصه ای از دشمنی مزدورانه آمریکا با نظام اسلامیمان است و کسانی که بین جمهوری خواهان و دموکرات های آمریکا تفاوت قائلند، به اشتباه افتاده اند؛ چرا که مقصد هر دو نابودی اسلام و تسلط بر کشورهای منطقه است؛ البته یکی با تاکتیک ساده جنگ و دیگری با حیله و نفاق و در پشت نقاب صلح طلبی. سخن امام خمینی را فراموش نکنیم که فرمود: «(سیاست بازان کاسب کار) به نظرشان فرقی نیست ما بین علم اسلام یا علم کفر. آن کسبش را می خواهد بکند. او می خواهد اسم بلند کندو او می خواهد مردم او را به روشنفکری بشناسند... لکن شیطانشان را دست برنمی دارند. زیر (پرده توطئه می کنند) در ظاهر فریاد می کنند و اسلام را ترویج می کنند و رژیم سابق را «طاغوت می کویند و رژیم فعلی را «جمهوری اسلامی» می کویند. لکن زیر پرده مخالفت می کنند با اسلام. مخالفت م یکنند با جمهوری اسلامی. اگر امروز کارتر پیش بیاید، این ها سینه زن برای کارترند، حالا هم در زیر دارند سینه می زنند برایش. الان هم روابط با آمریکا، هم مستقیم هست هم مع الواسطه. هر کس پیش بیاید آن طوری است. منافقین این طورند. اصلاً این صفت منافقین است. در زمان رسولالله هم آن گرفتاریی که اسلام برای منافین داشت و از دست منافقین داشت، از دست کفار نداشت.»(13)
در پایان باید به این جریان متذکر شد که: شما عالی جنابان دیرآمده و می خواهید زود بروید چرا که این آزموده را کسانی چون «عرفات» و «انور سادات» از سر گذراندند و دست دادن و لبخندشان به «جیمی کارتر» نه در دنیا برایشان عزت آورد و نه در آخرت و این امضاء کنندگان پیمان خنت بار «کمپ دیوید» به جایی رسیدند که در سفر به آمریکا، برخی از ایالت ها از ورودشان به اتهام تروریست بودن جلوگیری می کردند و از چشم دوست و دشمن افتادند. واعتبروا یا اولی الابصار.