* استراتژی اصولگرایان برای ورود به انتخابات خبرگان و شوراها چه مولفه و ابعادی دارد؟
** نجابت: در دو انتخابات آتی البته جایگاه خبرگان در قانون اساسی جایگاه بسیار مهم و تعیینکنندهای است؛ هر چند که ممکن است تصمیمات این نهاد روزانه و یا حتی ماهانه نباشد بلکه در یک دوره نظارت بر فعالیت رهبری و تقویت این جایگاه مهم و در صورت لزوم انتخاب رهبری صورت میگیرد و البته این به تنهایی کافی است تا جایگاه رفیع خبرگان را مشخص نماید. کسانی که هم رهبر را انتخاب میکنند و هم بر فعالیتهای رهبری و سازمانهای تحت نظر ایشان نظارت میکنند بایستی مجتهدینی باشند که آگاه به زمان و عادل و عالم و متقی باشند. برای رسیدن به این خصوصیات و شناخت این افراد بایستی به صورت منطقی به افرادی که برای ما مرجع و رهبر انتخاب میکنند مراجعه کنیم. در طول چندین دورهای که انتخابات خبرگان رهبری در کشور برگزار شده است اصولگرایان ـ چه زمانی که با این نام فعالیت میکردند و چه زمانی که تحت این نام سازماندهیشان صورت نگرفته بود ـ به علمای بلاد خود مراجعه کرده و در هر شهر هماهنگ با نظرات آنان خبرگان را انتخاب میکردند. الان هم به نظر میرسد که کار اصولگرایان در این معرفی و انتخاب چندان مشکل نیست.
به طور منطقی لیست جامعه مدرسین و جامعه روحانیت و لیستی که علمای بلاد آن را تایید کرده باشند اصولگرایان هم از آن لیست در خبرگان حمایت خواهند کرد. اگر این شیوه دنبال شود به دلیل آنکه اختلاف در میان علمای عامل، مثلا جامعه مدرسین و سایر تشکلها فاحش نیست و در حد چند نفر است، این اختلاف تعیینکننده و شکننده نخواهد بود. بنابراین اصولگرایان به لیست جامعه مدرسین به عنوان لیست تعیینکننده مینگرند و طبیعتاً اگر اختلاف جزئی هم وجود داشته باشد چندان مهم نیست.
* در انتخابات شوراها چه شیوهای بایستی مد نظر اصولگرایان قرار گیرد؟
** نجابت: انتخابات شوراها کاملا متفاوت از خبرگان است. در شوراها اما بایستی جمعیتی در حدود دویست هزار نفر را انتخاب کنیم که در شهرها، شهرستانها، روستاهای شهرهای بزرگ و مراکز استانها تعیین میشوند. به نظر میرسد که هیچ تشکل و جریانی در کشور نیست که بتواند لیست مشخصی در شوراهای تهران تا دورترین نقاط کشور معرفی کند.
اغلب تشکلهای سیاسی بر روی شوراهای تهران و مراکز استانها و حداکثر چند شهرستان بزرگ تمرکز دارند. در این رابطه البته کار بسیار مشکلتر است. اصولگرایان بایستی بدین نکته توجه کنند که آنان یک جبهه هستند که اصول اساسی اصولگرایی را قبول دارند، اما آرای آنها در بعضی موضوعات درجه دو و سه با همدیگر متفاوت است. اگر این نکته فهم شود که به نظر میرسد فهم شده است بایستی در مرحله بعد به لیست واحد دست یابند؛ چرا که لیستهای متکثر، آنان را دچار مشکل خواهد کرد. این تنها راه چارهساز است. به نظر میرسد مردم روندی را که در شوراهای دوم شروع کرده و در مجلس هفتم و دولت نهم آن را ادامه دادهاند تداوم بخشند و به افراد متعبد، معتقد، پاک و تحولخواه و متخصص رای بدهند. وظیفه اصولگرایان آن است که ضابطههای کلی را تبلیغ نمایند و از افرادی که این ویژگیهای اصولگرایی را دارا هستند حمایت کنند. طیف انتخابشوندگان در شوراها بسیار وسیعتر از خبرگان است اما به نظر میرسد که اکثریت آنان از میان این طیف برگزیده شوند.
* مردم بین اصولگرایان و اصلاحطلبان کدام یک را سر بلند از بوته آزمایش دیدهاند؟
** نجابت: مردم از اصولگرایان بیمهری و انحراف از معیارها را به شکل فاحش ندیدهاند. اینگونه نیست که کسی بتواند ادعا کند مجلس از حرفهای اصولی خود منحرف شده است یا آنکه دولت آقای احمدینژاد انگیزهاش برای بسط عدالت اجتماعی و کم کردن فاصلهها را از دست داده است. وقتی مردم فعالیت را ببینند و انگیزه سالم را مشاهده کنند اقبال نشان میدهند.
اگر مردم مشاهده کنند که شعارها با عمل در تضاد است آن هنگام از یک فکر و یا یک جناح دلزده خواهند شد، که بحمدالله فعلا چنین احساسی در بین مردم نسبت به اصولگرایان وجود ندارد. مثلا در مساله قیمتها بحثهای زیادی صورت میگیرد که مقدار زیادی از آن جوسازی است. دقت کنید که در طول پنج ماهه اول سال 85 قیمت گوشت سفید، میوه، خدمات دولتی نظیر آب، برق، تلفن، بنزین و دارو افزایش نیافته است. البته ممکن است وسایل مرتبط با آن مثل فولاد و آهن و سیمان افزایش یافته باشد که البته همه میدانند که متاثر از قیمت بالای جهانی است و به دلیل آنکه ما وارد کننده هستیم در این بخش دچار افزایش شدهایم. اما به واقع تورم کاهش یافته است.
گزارش بانک مرکزی و سازمان مدیریت و برنامهریزی نشان میدهد که تورم به رقم ده درصد که رقمی بیسابقه است نزدیک شده است و این نشان دهنده تلاشهای دولت و مجلس است تا به وعدههایشان عمل کنند. البته این بدان معنا نیست که آنها توانستهاند اهدافشان را به طور صددرصد محقق نمایند. ظاهراً نگاه ارزشی که دولت و مجلس نسبت به مردم و مسایل داشتهاند برای مردم بسیار مهم است. این نگاه ارزشی تغییر نیافته است. در سیاست خارجی براساس حکمت و مصلحت و عزت عمل شده است و پایبندی به اصول انقلاب با هیچ امری تعویض نشده است. این باعث عزت نظام شده است و هیچ کس نمیتواند ادعا کند که عزت نظام معامله شده است. مردم هم هنوز به جبهه اصولگرایی اعتقاد دارند و آنان را بر اصلاحطلبان ترجیح میدهند.
* در فعالیت اصولگرایان تا چه میزان میبایست نسبت به منشور اصولگرایی مد نظر مقام معظم رهبری اهتمام صورت گیرد؟ آیا میتوان توقع داشت که عقلای جبهه اصولگرایان افرادی منطبقتر با منشور اصولگرایی را به مردم معرفی کنند؟
** نجابت: از چهار سال پیش که شعار اصولگرایی شروع شد این شعار تحت عنوان سازماندهی جدیدی صورت گرفت. این سازماندهی جدید هر روز و هر سال که میگذرد بایستی خط و خطوط روشنتر و پالایش شدهتری را پیدا کند به خصوص که اینان یک جبهه هستند و یک حزب و نهاد نیستند. در یک جبهه کسانی وجود دارند که در اصول مشترکند و ممکن است که در فروع اختلاف داشته باشند. اگر بخواهیم که این اصول دائماً مبنای کار قرار گیرد بایستی نظامهای روبنایی را شفافتر کنیم. همانگونه که شما هم اشاره کردید انتظار آن است که در این دوره نسبت به دوره قبل معیارهایی گذاشته شود تا افراد بتوانند راحتتر انتخاب کنند. هم در نظر آنانی که میخواهند لیست ارائه دهند بایستی به معیارها به صورت جدیتر پرداخته شود و مثلا افرادی را که پایبندتر به سادهزیستی، مبارزه با فساد، ارزشهای حاکم بر انقلاب و... هستند معرفی کنند و آن منشور اصولگرایی رهبر معظم انقلاب را مدنظر داشته باشند و هم آنانی که میخواهند انتخاب کنند بایستی این معیارها را مدنظر داشته باشند و به نظر میرسد که خطوط اصولگرایی شفافتر هم خواهد شد.
* تحرکات اخیر اصلاحطلبان را چگونه ارزیابی میکنید؟ آیا گفتمان آنان تغییر پیدا کرده است؟
** نجابت: اینکه آنان به دنبال رسیدن به قدرت هستند یک امر مسلمی است. البته هم احزاب سیاسی تلاش دارند که تبدیل به اکثریت شده و قدرت را در اختیار بگیرند. اما اینها متوجه شدند که مردم شعارهای تند و افراطیشان را پس زدهاند. اینان گاهی در مقابل حاکمیت قرار گرفتند و شعارهای حاکمیت دوگانه و رفراندوم و... را مطرح میکردند که الان دریافتهاند این شعارها قابل تحمل نیست و از این رو چه در کنگره مشارکت و چه در کنگره مجاهدین (انقلاب) رویکرد نرمتر و منعطفتری مشاهده شده است. یادمان نرفته است که همین گروهها سه سال پیش رسماً بحثهایی را در قالب تغییر حاکمیت مطرح میکردند و چون دیدند که آن شعارها نه تداوم تاریخی یافت و نه اقبال مردم را جذب کرد بنابراین اکنون نرمتر صحبت میکنند. البته هدفشان به دستگیری قدرت است. بایستی صبر کرد و دید که استراتژی آنها تغییر یافته است یا اینکه اینان در تاکتیک به این شیوه رسیدهاند.