سیدعباس ایمانی پارسا / کارشناس ارشد مطالعات فرهنگی
نظام سرمایهداری در فرایند جهانی شدن به تناسب موقعیت پوسته انداخته و از این طریق سلطه خود را حفظ و تداوم میبخشیده است امروزه این سلطه به قول سمیر امین شامل چند انحصار است که تامینکننده منافع کشورهای سه کشور (اروپای غربی، ژاپن و ایالات متحده) است و شامل:«انحصار کنترل سرمایه» جریانهای مالی جهانی از طریق بانکها، کارتلهای بیمه و صندوقهای بازنشستگی کشورهای کانون «دسترسی به منابع طبیعی کره زمین»، «رسانههای جمعی و ارتباطات» و «سلاحهای کشتار جمعی» را در برمی گیرد.
سلطه اقتصادی نظام سرمایهداری برخلاف دورههای گذشته خود با عنصر فرهنگی همراه شده و توانسته از این طریق بر تداوم خود بیافزاید. اندیشمندان مکتب فرانکفورت از کسانی هستند که به این دوره سرمایهداری اشاره داشته و از اصطلاح صنعت فرهنگی استفاده میکنند صنعتی که استانداردسازی، کلیشهسازی، محافظهکاری و مصرفگرائی و به طور کلی بتوارگی کالاها را بر انسان تحمیل میکند. از ویژگیهای بارز صنعت فرهنگ ایجاد نیازهای کاذب و کوشش در جهت برآوردن آنها از طریق فرآوردههای مختلف است فرآوردههایی که بر ارزش مبادلهای آن بیش از ارزش مصرف آن تاکید میشود.
از جمله نیازهای کاذبی که شرکت های شبکه ای نظیر گلدکوئیست در اعضا به وجود می آورند شامل:
ایجاد ذائقه کلکسیونی به منظور جمع آوری سکه های شرکت با دامنه های گسترده و پایان ناپذیر؛
حس شبکه ای بودن و ارتباطات مستمری که بین اعضاست.
به نظر می رسد برای کنکاش پدیده گلدکوئیست باید از دو زاویه با موضوع روبه رو شد: اولی اهداف نظام سرمایه داری است که توضیحات آن در بالا ارائه شد و دومی که عاملی درونی است و مرتبط با فرایند اول مبحث اهداف و وسایل مورد نیاز برای دستیابی به آن در سطح جامعه است در جوامعی که فاصله طبقاتی جلوه های آشکاری پیدا کند و نمودهای ان در سطوح بالای سیاسی متجلی می شود و پول و دارائی به عنوان مهمترین وسایل رسیدن به طبقات بالا باشد به مرور زمان هدف های آن جامعه را دستخوش تحول خواهد نمود و ارزش های مادی را بسی مهم و در عین حال دست نیافتنی خواهد ساخت لذا همچنانکه مرتون می گوید وقتی در جامعه اهدافی مطرح می شود و سپس وسایل رسیدن به آن اهداف در جامعه برای مردم فراهم نشود زمینه لازم برای چند نوع کنش فراهم خواهد شد:
اولین کنش برمی گردد به اینکه مردم هدف های تبلیغ شده را می پذیرند ولی چون وسایل رسیدن به آن فراهم شدنی نیست دست به نوآوری می زنند. دومین کنش برمی گردد به اینکه مردن مجذوب هدف ها می شوند ولی به علت عدم دسترسی به وسایل به انزوا روی خواهند آورد و گروه سوم با طرد اهداف و وسایل دستیابی به آن اهداف و وسایل جدیدی را مطرح می سازند که این خود زمینه ساز جنبش های بزرگ تاریخی بوده است.
به نظر می رسد رواج شرکت های شبکه ای گلدکوئیستی متاثر از اولین نوع باشد به این شکل که در ساختار عمده جامعه ما اهدافی همچون پولدار شدن، داشتن ماشین آخرین سیستم، خانه های گران قیمت و... به عنوان مهمترین ارزش ها، مطرح شده اند و نمودهای آن در بسیاری از تبلیغات تجاری رسانه ها قابل رویت است لذا در جامعه ما شاهد اهدافی هستیم که وسایل رسیدن به آن برای همه فراهم نیست و دستیابی به امکانات مطرح شده جزء در قالب رویای یک شبه پولدار شدن تحقق نخواهد یافت با خلاء ایجاد شده مهمترین کنش نوآوری در وسایل رسیدن به این هدف هاست به نظر می رسد نظام سرمایه داری به عنوان عامل جهانی خود را در این خلآهای کشورهای عدم توسعه یافته قرار داده و با ایجاد وسایل جدید تحت عنوان تجارت شبکه ای سیکل موجود را کامل می کند.