تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۲:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۹۲۴۶۸

دیدار نماینده ایران در سازمان ملل، محمدجواد ظریف، با وزیر خارجه اسبق ایالات متحده، جیمز بیکر گذشته از اهمیت ذاتی دیدار دو دیپلمات ایرانی و آمریکایی از آن جهت شایان توجه بیشتر است که در میانه گمانی‌زنی‌ها و برآوردها برای محقق شدن مذاکره میان دو کشور معمولا <ناهمراه> بر سر عراق صورت گرفته است.
زمان دیدار دو دیپلمات- برخلاف زمان انتشار خبر آن - به ماه اکتبر بازمی‌گردد، دورانی که شاید سیاستمداران جمهوریخواه بیش از هر زمانی با رهایی از گرداب عراق فرصت نجات داشتند. بیکر هرچند در دیدار خود متذکر شده است که سخنگوی آمریکا و دولت این کشور نیست و تنها خواهان دریافت نظرات و شاید مساعدت‌های ایران است اما بدیهی است که آمریکایی‌ها بیش از هر زمان دیگری دریافته‌اند که هرچند به عزم خود به خاک عراق یورش بردند اما برای خروج از این مرداب نیازمند مساعی همگان هستند. در چنین بستری است که حتی پس از انتخابات کنگره و شکست محافظه‌کاران و متعاقب آن کنار گذاشته شدن رامسفلد، طراح جنگ عراق، سیاست خارجی آمریکا در تغییری نسبی تعامل با ایران و سوریه را به عنوان کشورهایی که می‌توانند دروازه نجات آمریکا از عراق باشند، بر تقابل ترجیح داده است.
اشتیاق مقام‌های آمریکایی به یاری گرفتن از تهران و دمشق را شاید از انتصاب وزیر دفاعی که معتقد به تعامل با این دو کشور و بهره‌گیری از توان و ظرفیت‌های بالقوه آنان است، بتوان دریافت و یا شاید از آن آشکارتر در سخنان دو یار و موتلف همیشگی واشنگتن؛ بریتانیا و استرالیا.
سیاستمداران بریتانیایی و استرالیایی در روزهای گذشته بارها از بوش درخواست کرده‌اند که تهران و دمشق را برای حل بحران عراق به یاری بطلبد و چه کسی است که نداند دو راس مثلث انگلوساکسون مداخله‌گر در عراق در هراس از فرو رفتن متعاقب خود در گرداب عراق هستند و راهی جز متقاعد کردن بوش - به‌ظاهر - و هموار کردن راه مذاکره - در عمل - ندارند.
تهران اما در این میان چه باید بکند؟ پیشتر در همان روزهای انتشار دعوت سیاستمداران عراقی از تهران برای مذاکره با آمریکا معایب و مضرات نشستن بر سر میز مذاکره با آمریکا بیان شد. در شرایط فعلی، بهترین گزینه برای تهران بهره‌گیری هوشمندانه و خردمندانه از موقعیت ژئواستراتژیک خود است. ضمن آنکه ایران با استفاده از مزیت و توانایی خویش به درماندگی دولت آمریکا جهت حمایت از حقوق و ثبات سیاسی در عراق کمک می‌کند، باید مترصد استفاده از مزیت‌هایش در امور ملی مربوط به خود باشد. در این موقعیت تلاش برای کمک جمعی همسایگان به این کشور مزیتی منحصر به فرد به ایران برای نشان دادن نقش مثبت و مسوولانه خویش در منطقه می‌دهد.ایران در صورت کمک به دولت عراق، در عمل به جای دست دادن به دولت آمریکا که در باتلاق عراق فرو رفته است، مزیتی سه‌گانه را رقم می‌زند؛ 1- از یک سو به دولت عراق در جهت ثبات و استقرار کمک می‌کند.2- موقعیت و توان اثرگذاری خویش را اثبات می‌کند. 3- مدلی را برای شروع حل منازعات و آغاز گفت‌وگوهای سازنده با آمریکا محک می‌زند. ‌
تهران پس از این می‌تواند در انتظار <سپاسگزاری> غرب باشد و در صورت دریافت سیگنال‌های مثبت، بر سر میز مذاکره‌ای حاضر شود که در پای آن نه درباره سرنوشت کشوری دیگر که در مورد تحقق منافع ملی خود بحث کند.
تجربه افغانستان و همکاری تهران با واشنگتن نشان داده است که غرب چندان <سپاسگزاری> را نیاموخته است در چنین شرایطی نهادن تمامی اعتبار ایران بر میز مذاکره بدون لحاظ ابعاد و تضمین‌هایش چندان خردمندانه به نظر نمی‌رسد. تهران با تغییر جهت مذاکرات به سمت دولت عراق و یا حداکثر همسایگان آن، می‌تواند بدون به قمار گذاشتن اعتبار خود در انتظار واکنش طرف مقابل نشسته و با محک زدن صداقت و حسن نیت آنان، حرکت‌های آتی خود را شکل دهد.