تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۵  ، 
شناسه خبر : ۹۲۵۰۸

سعید سبحانی

سخنگوی "گوردون براون" مدعی شده‌ است که تصمیم کاسترو اکنون فرصتی را به وجود آورده تا پیشرفتهایی در انتقال مسالمت‌آمیز به سوی یک دموکراسی کثرت‌گرا انجام‌شود. "جرج بوش" رئیس‌جمهوری آمریکا نیز ابراز امیدواری کرد که با تصمیم رهبر کوبا، نهادهای دموکراسی ایجاد‌ شود و زندانیان سیاسی آزاد شوند!

در خصوص اظهارات مقامات آمریکایی و انگلیسی در خصوص مسئله کناره‌گیری کاسترو از قدرت لازم‌است به سه نکته مهم اشاره شود:

1- فیدل کاسترو رهبری مردمی در کوباست و مشی سیاسی وی از سوی مردم هاوانا کاملا پذیرفته ‌شده است. تداوم حکومت فیدل کاسترو در سایه تهدیدات و تحریمهای واشنگتن و لندن نشان‌دهنده استواری رهبر کوبا در مقابل استعمار فرانو بوده ‌است. این مقاومت به صورتی پویا در بین همه مردم کوبا و آمریکای لاتین جریان داد و کناره‌گیری کاسترو از قدرت نمی‌تواند در آن خللی ایجاد نماید. از سوی دیگر، رائول کاسترو نیز همانند برادر خود در مبارزه با امپریالیسم نوین حضوری فعال داشته ‌است و حضور وی در راس معادلات سیاسی هاوانا سبب ادامه راه چریک پیر هاوانا خواهد شد. این در حالی‌‌ است که حضور سیاستمدارانی موفق و جوان مانند هوگو چاوز و اوو مورالس در کاراکاس موجب تقویت روحیه ضد امپریالیستی در کل آمریکای لاتین شده ‌است.

2- ایالات متحده آمریکا، انگلستان و فرانسه به لحاظ دموکراسی از عقب افتاده‌ترین کشورهای دنیا هستند. این عقب‌ماندگی خود را در دورانها و مقاطع مختلفی بروز داده‌ است. از این‌ رو بسیار مضحکانه‌ است که افرادی خشونت‌طلب مانند جرج واکر بوش، گوردون براون و نیکلا سارکوزی دغدغه وجود دموکراسی در کوبا را داشته‌ باشند. مقبولیت حکومت کوبا طی دهه‌های اخیر به مراتب از مقبولیت آمریکا و دول اروپایی در نزد ملتهایشان بالاتر بوده‌ است.

3- آینده کوبا به سمت و سوی احیای مبارزه با ایالات متحده آمریکا پیش‌ می‌رود. در این میان تهدیدات یا حتی تشویقهای ظاهری جمهوریخواهان و دموکراتهای ایالات متحده آمریکا نمی‌تواند این روند را متوقف ‌سازد. از سوی دیگر، پارلمان کوبا به عنوان یکی از اصلی‌ترین حامیان مسلک کاسترو در تقابل با آمریکا سعی‌ دارد بافت سیاسی درونی و ظاهری هاوانا را همچنان حفظ‌ نماید. رئیس پارلمان کوبا به دنبال کناره‌گیری رئیس‌جمهور از مردم این کشور خواست تا وحدت خود را حفظ‌ کنند. به دنبال اعلام  کناره‌گیری "فیدل کاسترو" رهبر کوبا از قدرت، "ریکاردو آلارکون" از مردم کوبا خواست تا وحدت خود را حفظ‌ کرده و از شان کشور پاسداری کنند.

آلارکون در یک نشست تلویزیونی اظهار نموده‌ است:

«ما باید به وی (کاسترو) قول بدهیم که همه در کنار هم هستیم، هم‌اکنون و برای همیشه قادر خواهیم‌ بود شان این کشور را در سطح بالای خود نگه‌ داریم، تا این مملکت به طور روزافزون شاهد عدالت، آزادی، استقلال، حاکمیت و زیبایی بیشتر داشته‌ باشد.»

واکنش برخی سیاستمداران اروپایی در خصوص جابه‌جایی قدرت در کوبا نشاندهنده تداوم راه کاسترو پس ‌از کناره‌گیری وی می‌باشد. نماینده حزب احترام در پارلمان انگلیس در این خصوص تصریح ‌نموده‌ است که پس از فیدل کاسترو سوسیالیسم همچنان در کوبا ادامه ‌خواهد داشت.

جرج گالووی از نظام انتخاب و رای‌گیری در کوبا دفاع کرد و گفت: محبوبیت فیدل کاسترو در کوبا و در آمریکای لاتین بسیار زیاد است و اگر کسی بخواهد در آمریکای لاتین رای به دست ‌آورد باید دوست فیدل کاسترو و هوگو چاوز و مخالف آمریکا باشد. در کوبا دموکراسی وجود دارد اما آن محدودیت‌هایی که وجود دارند به علت شرایطی است که آمریکا برای کوبا به وجود آورده ‌است، آمریکا صدها بار تلاش کرده ‌است که فیدل کاسترو را ترور کند. آمریکا با اقداماتی که در ارتباط با کوبا انجام‌ داده ‌است موجب ایجاد شرایط موجود در کوبا شده ‌است و این حالتی که در کوبا به‌ وجود آمده‌ است درست به مانند زمانی است که انگلیس در مقابل آلمان نازی عمل‌ می‌کرد.

براساس اظهارات جرج گالوی و بسیاری از کارشناسان مسائل آمریکای لاتین، بهداشت و درمان رایگان و آموزش رایگان همچنان در کوبا ادامه ‌خواهند ‌داشت و مردم کوبا خواستار این هستند که از سلطه آمریکا رها شوند.

این در حالی است که یک نماینده حزب کارگر نیز در پارلمان انگلیس گفت، فیدل کاسترو دستاوردهای بزرگی را در زمینه‌های بهداشت و درمان و آموزش در کوبا داشته ‌است.

ایان گیبسون رئیس گروه پارلمانی انگلیس که گروهی متشکل از همه احزاب این کشور است، درباره کناره‌گیری فیدل کاسترو از سمت ریاست‌ جمهوری و رهبری کوبا در این خصوص اظهار نموده ‌است:

"من فکر می‌کنم کناره‌گیری آقای کاسترو از رهبری کوبا می‌تواند عاملی در گشوده‌ شدن دریچه تازه‌ای از روابط کوبا با دیگر کشورهای دنیا باشد.

به عقیده من روحیه انقلابی بر نسل جوانتر کوبا باقی ‌خواهد ماند، اما به طور یقین تفاوت‌هایی در روابط کوبا با دیگر کشورها به ‌وجود خواهد آمد.

کوبا این مسئله را درک‌ می‌کند که اکنون اقتصاد جهانی وجود دارد و به عقیده من با تغییری که اکنون در کوبا به‌ وجود آمده ‌است، ترس کمتری از آمریکا در کوبا وجود خواهد داشت و بین کوبا و اروپا نیز تعامل بیشتری پدید خواهد آمد."

فیدل کاسترو در مدت ریاستش دستاوردهای بزرگی را در زمینه ساخت نظام بهداشت و درمان و نظام آموزش در کوبا به‌ دست  آورده ‌است و بویژه زمانی که به پیشینه کوبا نگاه ‌می‌شود و با توجه به وجود دهه‌هایی از تروریسم اقتصادی آمریکا، می‌بینیم که این دستاوردها کاملا قابل تحسین هستند.

البته برکناری فیدل کاسترو از سمت رهبری کوبا به معنای از میان رفتن نفوذ فیدل کاسترو در اداره امور کوبا نیست زیرا فیدل کاسترو همچنان سمت دبیرکل حزب کمونیست را در کوبا بر عهده دارد و همچنان از اختیارات و نفوذ گسترده‌ای در کوبا برخوردار است.

از سوی دیگر، رئیس آلمانی فراکسیون حزب "سوسیال دموکرات" پارلمان اروپا خواستار لغو تحریم‌های اقتصادی اتحادیه اروپا علیه کوبا شد.

"مارتین شولتز" در این ‌خصوص گفته ‌است که اتحادیه اروپا در پی استعفای "فیدل کاسترو" از قدرت در کوبا، باید تحریم‌های اقتصادی خود علیه این کشور را به طور رسمی لغو کند. وی افزوده ‌است که این تحریم‌ها دیگر بیش از این فایده‌ای نخواهند داشت و اکثر کشورهای اتحادیه اروپا هم این نظر را تائید می‌کنند.

این نماینده پارلمان اروپا همچنین با اذعان به اینکه بسیاری از کشورهای این اتحادیه پیش از این هم از تحریم‌های واشنگتن علیه کوبا در عمل تبعیت نمی‌کردند، گفته ‌است که واشنگتن در تحریم‌های خود علیه هاوانا تنها به دنبال مسائل عقیدتی خود بود، این در حالی‌ است که ما امیدواریم با لغو تحریم‌ها، از فضای موجود برای اصلاحات در این کشور و نیز تقویت نیروهای اصلاح‌طلب استفاده‌ کنیم و برای همین هم نیازی به منزوی کردن کوبا نیست.

اتحادیه اروپا به دنبال اعتراض به دستگیری برخی مخالفان دولت، اعمال تحریم‌های اقتصادی علیه کوبا را تصویب ‌کرد و در پی آن هم از سفر مقامات رسمی هاوانا به کشورهای عضو این اتحادیه ممانعت به عمل ‌آورده ‌است.

واقعیت این است که سوسیالیستهای تندروی اروپایی نیز با گذشت 5 دهه از حضور موثر کاسترو در هاوانا نخواسته یا به عبارت بهتر، نتوانسته‌اند مناسبات قدرت در کوبا و آمریکای لاتین را درک‌ نمایند. تمایل مردم و دولتهای آمریکای لاتین به سوی جمهوری اسلامی ایران، چین و روسیه نشان‌دهنده فاصله‌گیری زیاد آمریکای لاتین از غرب است. این فاصله‌گیری طی سالهای آتی افزایش خواهد داشت.