تاریخ انتشار : ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۹۲۵۱۱

صهیونیست ها که امروز جو جامعه جهانی را مغایر با سیاستهای خود می بینند تلاش دارند تا با تخریب چهره سایر ادیان و به چالش کشاندن پیروان آنها، ضمن ایجاد سد امنیتی برای تفکرات خویش راه را برای بقاء و اجرای تفکرات جنایت کارانه اشان بویژه در اراضی اشغالی فلسطین هموار سازند هرچند که جهان در برابر این توطئه مقاومت می کند.
صهیونیست ها که براساس آمار جمعیتی بخش بسیار ناچیزی از جمعیت جهان را تشکیل می دهند در طول تاریخ همواره به عنوان عنصر ناملایمات و بحران های جهانی شناسایی شده اند. تاریخ گواه است که بسیاری از جنگها، جنایات، تجاوزها و... به واسطه سیاستها و جاه طلبی های صهیونیست ها صورت گرفته است. دو جنگ جهانی، جنایات در سرزمین های اشغالی و خاورمیانه، تجاوزگری های قدرت بزرگ از جمله اشغال افغانستان و عراق و... نمونه های روشنی از نقش صهیونیست در ایجاد بحران و عدم تحقق صلح جدایی دارد. نفوذ و استیلای صهیونیست ها، نفوذ و جایگاه آنها در دستگاه سیاسی قدرت های بزرگ بگونه ای که بسیاری از روسای جمهور و مقامات ارشد توسط آنها تعیین می گردد(نظام آمریکا نمونه بارز این نفوذ می باشد) و... از ابزارهای صهیونیست برای حفظ و بهبود جایگاه خود در نظام بین الملل می باشد که بیشتر در پس پرده و پنهانی صورت می گیرد.
هرچند که صهیونیست ها در قالب رژیم صهیونیستی و یهودیان افراطی برای اجرای این توطئه ها و اهداف از کلیه ابزارها و سیاستها بهره می گیرند و از هیچ جنایتی فرو گذار نیستند اما در مقطع کنونی با چالش های بسیاری مواجه می باشند. افزایش جامعه جهانی به اسلام که بزرگترین تهدید برای تفکرات صهیونیست قلمداد می گردد(بویژه برای توسعه طلبی در اراضی اشغالی فلسطین و شعار نیل تا فرات) تفکرات قدیم در جامعه یهودی مبنی بر وجود سرزمین موعود و پربرکت یهودیت که باید در این سرزمین مستقر شود، دیگر جایگاهی ندارد و آنها مخالف تفکرات صهیونیستی می باشند، گفت و گوی ادیان و نزدیکی مسیحیت و اسلام و کنفوسیوس، سدی واحد در برابر تفکرات صهیونیسم ایجاد کرده که انحطاط آن را در پی دارد، بیداری جهانیان در برابر سیاستهای توسعه طلبانه صهیونیست ها بویژه در سرزمین های اشغالی، چهره جهانی آنها را به کلی تخریب و عدم مشروعیت آنها را بیش از پیش آشکار ساخته است.
براین اساس و با توجه به پیامدهای آنچه ذکر شد، صهیونیست ها اولویت سیاستهای خود را به تخریب چهره سایر ادیان و تقابل آنها برای حفظ موجودیت تفکرات صهیونیسم و در نهایت ایجاد حریم امن برای استمرار توسعه طلبی ها و زیاد خواهی های خود معطوف نموده اند.
الف) یکی از اهداف و ابزارهای صهیونیست ها برای مقابله با اسلام و مسیحیت تخریب چهره بزرگان دینی و علما و رهبران آن می باشد. این اقدام در دو بعد اجرا می گردد
اولا تحریف قرآن و انتشار کتب و نوشتارهایی با اسناد غیرواقعی در زمینه اسلام و سیره رسول اکرم(ص) که آیات شیطانی و انتشار کاریکاتورهای موهن را می توان نمونه هایی از آن دانست. دگرگونی در انجیل و تحریف آن از یک سو و بهره گیری از رسانه ها و شبکه های بزرگ سینمایی نظر«هالیوود» برای به نمایش گذاردن چهره ای غیرواقعی از حضرت مسیح نظیر آنچه در فیلم کد داوینچی صورت گرفت از سیاست های آنها برای تخریب چهره زیربناهای اسلام و مسیحیت می باشد در حالی که در تمام این طرح ها اسلام در مسیحیت را دین شمشیر و جنگ معرفی می کنند که تعدیدی برای صلح جهانی می باشند. این اقدام در حالی صورت می گیرد که آنها ضمن درخواست برای مهار این ادیان یهودیت، با تفکرات صهیونیستی را تنها عامل جلوگیری از این فجایع معرفی می کنند.
ثانیا تخریب چهره علمای اسلامی از یک سو و رهبران دین مسیح شامل پاپ و اسقفها بعد دیگر این سیاست را شامل می شود آنها با نفوذ در میان افراد از ابزارهای گوناگونی برای تخریب چهره آنها بهره برداری می کنند. امروزه مشاهده می گردد که برخی علمای اسلامی از سوی صهیونیست ها تقویت و تحریک می گردند تا به تخریب چهره دین بپردازند. در باب مسیحیت نیز آنها با انتشار اسناد و مدارک مبنی بر فساد اخلاقی رهبران کلیساها، همکاری آنها با باندهای مافیایی و حتی نازی های در عصر دوران جنگهای جهانی، در راستای این مهم تلاش می کنند.(این اهداف بیشتر در قالب کنفرانس، مقالات مندرج در نشریات تحت سیطره صهیونیست ها و سینمای هالیوود صورت می گیرد). این گونه تحرکات در قبال اسلام و مسیحیت در حالی صورت می گیرد که صهیونیست ها برای حفظ جایگاه تفکرات خود در جامعه جهانی بویژه افکار عمومی در رژیم صهیونیستی از آن بهره برداری می کنند. آنها بدین وسیله لوحی از پاکی و صداقت و صلح طلبی را از تفکرات ناپسند اسلام و مسیحیت و پاک ماندن جامعه یهود ترویج می گردد.
ب)رژیم صهیونیستی که دیگر جایگاه جهانی خود را از دست رفته می بیند تلاش دارد تا با تقابل میان مسیحیت و اسلام و حتی کنفوسیوس حاشیه امنیتی برای خود و طرح های توسعه طلبانه اش ایجاد کند. جنگ تبلیغاتی علیه اسلام و مسلمانان در اروپا که آنها را تهدید امنیتی برای مسیحیان معرفی می کنند، انتشار کاریکاتورهای موهن در نشریات غربی، تحریک رهبران مسیحی به موضع گیری سخت و تفرقه افکنانه در قبال اسلام که نمونه بارز آن را در عملکرد پاپ بندیکت شانزدهم و برخی اسقفهای مسیحی مشاهده نمودیم و... از طرح های آنها برای اجرای این توطئه می باشد.
براین اساس می توان گفت که صهیونیست که امروز زوال و نابودی خود را تجربه می کنند، رمز بقاء را در چالش آفرینی، تفرقه افکنی و تزلزل در اتحاد جهان اسلام و مسیحیت و در کنار آن کنفوسیوس یافته اند لذا تمام سیاست خود را برای اجرای این مهم بویژه تخریب چهره رسول اکرم(ص) و حضرت مسیح(ع) تدوین نموده اند که متاسفانه برخی علماء اسلام و مسیحی نظیر پاپ بندیکت شانزدهم اسیر این توطئه شوم گردیده اند.
لذا در شرایط کنونی جا دارد تا جهان اسلام و مسیحیت بویژه علمای آنها با برگزاری نشست ها و اجلاس های مشترک ضمن تاکید بر اتحاد دوباره با این توطئه صهیونیست ها مقابله نموده تا از تفرقه بیشتر میان این ادیان بزرگ الهی که بر خلاف اظهارات صهیونیست ها همواره بر صلح و عدالت استوار بوده اند، جلوگیری و راه زوال عامل این تفرقه ها(صهیونیست ها) را بیش از پیش هموار سازند.