تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۹:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۹۲۷۵۹
فاجعه‌ای که جهان را تهدید می‌کند

سیروس عبدی
این روزها بحران پاکستان بشدت جامعه بین‌الملل را در نگرانی فرو برده است و جهان با چشمانی نگران رخدادهای این کشور بحران‌خیز را نظاره می‌کند. تحرکات طالبان اخیرا به‌طور چشمگیری شدت یافته و در حال حاضر نزدیک به دو سوم پاکستان عملا در اختیار این گروه قرار دارد. به نظر می‌رسد توافقاتی نیز که در دره سوآت میان طالبان محلی و دولت به وجود آمد نه تنها اوضاع را بهتر نکرده که بر وخامت اوضاع کشور افزوده و عرصه جولان طالبان را بازتر کرده است.
16 فوریه 2009، دولت مرکزی پاکستان توافقنامه‌ای را با طالبان محلی در دره سوآت به امضا رساند که به آنها اجازه داد تا با توجه به قوانین شریعت در این منطقه به حکمرانی بپردازند و عملا آن منطقه را به عنوان منطقه‌ای خودمختار در اختیار طالبان قرار داد. نیروهای طالبان به مدت بیش از دو سال بود که در راستای برقراری سیستمی جدید در دره سوآت، این منطقه را به آشوب کشیده بودند. از آن طرف نیز طالبان متعهد شدند که سلاح‌های خود را زمین گذاشته و علیه دولت و مردم از آن استفاده نکنند. شرط اصلی دولت مرکزی پاکستان برای امضای این توافقنامه خلع سلاح نیروهای افراطی در منطقه سوآت بود، اما شرایط حتی در این راستا نیز حرکت نکرد و درحالی که یوسف‌رضا گیلانی، نخست‌وزیر پاکستان در آمریکا به سر می‌برد، آصف‌علی زرداری، رئیس‌جمهور پاکستان که فشارهای بسیاری را تحمل می‌کرد،‌ ناچار شد این توافقنامه را امضا کند. اعلام این توافق بعد از تایید پارلمان توسط رئیس‌جمهور، اولین موفقیت سیاسی برای شبه‌نظامیان طالبان محسوب می‌شد. تا پیش از این تمامی پیروزی‌های جریان افراطی در پاکستان جنبه نظامی داشت و این دستاورد جدید یک موفقیت سیاسی برای آنها به شمار می‌رفت.
به واقع امضای این توافقنامه از جانب دولت با شبه‌نظامیان به این معنی تلقی می‌شد که دولت پاکستان این گروه را به رسمیت می‌شناسد و این دستاورد کمی برای طالبان تلقی نمی‌شد. آنها با تکمیل کردن پیروزی‌های نظامی اکنون به پیروزی سیاسی دست پیدا کرده‌اند. در آن برهه بسیاری دولت زرداری را به خاطر امضای این توافقنامه نکوهش کردند چرا که سوآت در 160 کیلومتری اسلام‌آباد قرار دارد و این عده حضور دائمی طالبان را در کنار اسلام‌آباد خطری بزرگ برای دولت مرکزی می‌دانستند. در نهایت نیز طالبان نه‌تنها سلاح خود را زمین نگذاشت که با حمله به شهر بونیر در 100 کیلومتری اسلام‌آباد آنجا را هم تصرف کرد تا نشان دهد به هیچ معاهده‌ای پایبند نیست هرچند که به دلیل تهدید جدی دولت اسلام‌آباد این گروه ناچار به عقب‌نشینی از بونیر شدند، اما هیچ یک از این عوامل مسائلی نیستند که تمامی جهان را نگران کرده باشند؛ سلاح‌های هسته‌ای موجود در پاکستان هراس جامعه بین‌الملل را به دنبال داشته است.
در حال حاضر پاکستان 100 سلاح اتمی در اختیار دارد و در صورتی که این سلاح‌ها در اختیار القاعده یا طالبان قرار گیرند وضعیتی بسیار اسفبار انتظار تمامی کشورهای جهان را می‌کشد. هرچند که مسؤولان پاکستان و حتی آمریکا پیش از این ادعا می‌کردند بشدت از این سلاح‌ها حفاظت می‌شود اما مدتی است لحن سخنان آنها تغییر کرده است و به نظر می‌رسد آنها نیز از عدم دستیابی افراطیون به سلاح‌های هسته‌ای چندان اطمینان خاطر ندارند. چندی پیش مایکل‌مولن، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در پاسخ به سوالی درباره اطمینان از موقعیت سلاح‌های هسته‌ای پاکستان گفت که تا حدودی از وضعیت آنها اطمینان دارد در حالی که تا چند ماه پیش مدعی بود کاملا از امنیت آنها مطمئن است. این در حالی است که حتی مقامات آمریکایی نیز از محل تأسیسات و سلاح‌های هسته‌ای پاکستان آگاهی ندارند. به‌رغم آنکه آنها اعلام کرده‌اند اگر پاکستان سقوط کند برای حفظ سلاح‌های هسته‌ای و ممانعت از دستیابی افراطیون به آنها وارد خاک پاکستان خواهند شد، حتی در صورت وقوع این سناریو نیز احتمال آنکه آمریکا بتواند محل این سلاح‌ها را کشف کند بسیار اندک است. گفته می‌شود در حال حاضر بالاترین سطح حفاظت از سلاح‌های هسته‌ای انجام می‌شود.
ظاهرا کلاهک‌های هسته‌ای پاکستان جدا از کل قطعات اصلی نگهداری می‌شوند و این دو قطعه بدون یکدیگرعمل نمی‌کنند. به علاوه اینکه، دستگاه اصلی حامل این دو قطعه (موشک) جدا از تجهیزات کلاهک نگهداری می‌شوند. آمریکا حدود 100 میلیون دلار از زمان 11 سپتامبر 2001 برای تقویت زرادخانه‌های هسته‌ای پاکستان به این کشور اختصاص داده است. در حالی که اکثر این مقدار در اعزام پرسنل هسته‌ای پاکستان به آمریکا برای آموزش و در امور سخت‌افزار از جمله سیستم‌های شناسایی و امنیتی نیز هزینه شده است، با این حال به هیچ‌وجه نمی‌توان مسأله دستیابی افراطیون القاعده یا طالبان را به این سلاح‌ها منتفی دانست. حفاظت از این سلاح‌ها در اختیار ارتش پاکستان قرار دارد و کیست که نداند ارتش از روابط نزدیکی با شبه‌نظامیان افراطی برخوردار است. بی‌شک نفوذ جاسوسان طالبان در سیستم‌های امنیتی مربوط به تأسیسات هسته‌ای به هیچوجه دور از ذهن نیست. در صورت تحقق این موضوع فاجعه‌ای عظیم جامعه جهانی را تهدید می‌کند چرا که طالبان یا القاعده در صورتی که به این تسلیحات دست پیدا کنند در استفاده از آنها تردیدی به خود راه نخواهند داد.