یادداشت مهمان: منصور کاشانی
با توجه به عملکرد منفی دولتمردان مصر در طول جنگ 22 روزه رژیم صهیونیستی علیه مردم بی دفاع غزه، اکنون این رژیم راههای جبران این سوء مدیریت را با رویکردی به مراتب مخربتر و سادهلوحانهتر از دوران جنگ 22 روزه پی گرفته است. اتهامات بی اساس مصر علیه حزبالله به گناه حمایت از مردم مظلوم غزه، در این رابطه مطرح و توجیه میشود.
کارشناسان و ناظران سیاسی، علت رویکرد ناپخته و ضد ملی دولتمردان قاهره را ناشی از رویدادها و واقعیات زیر میدانند:
1- کمرنگ شدن جایگاه حکومت مصر در نزد دولت جدید آمریکا حکومت مصر انتظار داشت اولین سفر اوباما به منطقه خاورمیانه از قاهره آغاز شود، ولی سفر رئیس جمهور آمریکا به آنکارا، تصورات واهی آنها را بر هم ریخت. در صحنه جهان عرب هم برخی از کشورهای عربی نقش سنتی مصر را به چالش کشیدهاند به ویژه تحرکات قطر در میانجیگری بین گروههای متخاصم لبنانی، دولت مصر را به شدت عصبانی کرده است. در این میان افکار عمومی جهان عرب و داخل مصر بخصوص بعد از جنایاتی که اسرائیل در حق مردم غزه مرتکب شد، علیه مواضع دولت مصر بسیج شده است.
2- دولت مصر برای اینکه جلوی گسترش نفوذ فزآینده مقاومت مشروع حزبالله و حماس را در جهان عرب سد کند، در قالب ایران هراسی ساختگی با القاء این ایده به برخی از مقامات کشورهای عربی همچون بحرین، کویت و یمن اقدام به بازی سیاسی و رسانهای جدیدی کرده تا واقعیتهای میدانی مستحدثه در منطقه را لوس کند. هدف اصلی در این تحرک جدید، مقابله با ایران تعریف شده، ولی واقعیت چیز دیگری است و چالش اصلی که مصر با آن روبروست، تضعیف نقش و جایگاه این کشور در منطقه میباشد.
بد نیست بدانیم بخشی از توصیههای مصر در خصوص چگونگی ادامه تحمیل نظرات قاهره بر فلسطین، از سوی بازیگران بینالمللی و حتی منطقهای مورد توجه قرار نگرفته است و در این بین برخی از دولتهای عربی نیز در قضایای منطقهای با حکومت مصر همراهی نمیکنند.
3 - مصر در حالی که در ظاهر از روابط خوب با لیبی سخن میگوید، اما از سیاستهای قذافی ناراحت و گلهمند است. دولت مصر از عملکرد دولت سودان هم ناخرسند است، اما اتصال جغرافیایی و موضوع رود نیل که اهمیت راهبردی برای مصر دارد و شاهرگ حیاتی این کشور محسوب میشود، مانع از بروز خشم مصر در قبال دولت سودان شده است.
در صحنه آفریقا هم جایگاه مصر به شدت از سوی بازیگران جدید آفریقایی تهدید شده است، دولتمردان مصر از نگاه مثبت آفریقای جنوبی به مسائل آفریقا و افزایش روزافزون پرتوریا در قاره آفریقا ناخرسند هستند.
4- هماوردطلبی دمشق و دوحه با قاهره بر سر مسائل راهبردی منطقه، این باور را در نزد حکومت مصر تقویت کرده است که ستاره سیاسی قاهره در جهان عرب و خاورمیانه رو به افول است. به همین دلیل در شرایطی که حکومت مصر در حال بی وزنی قرار گرفته است تلاش میکند برای جبران مزیتهای از دست داده و نقشیابی جدید، اقدامات ناشیانهای را به کار بندد. در همین رابطه علیرغم اینکه مصر از نظر اقتصادی وضعیت نابسامانی دارد و فشار بی امان بدهیهای خارجی، آینده مبهمی را برای این کشور ترسیم کرده است، اما تلاش کرد تا مانند ترکیه و عربستان سعودی به گروه اقتصادی 20 بپیوندد.
خاطرنشان میشود تحرکات احمد ابوالغیط وزیر خارجه این کشور در این خصوص ثمری به همراه نداشت و با بی اعتنایی قدرتهای بزرگ روبرو شد.
5- مصر آرزو دارد رهبری جهان عرب را در دست داشته باشد تا بتواند به عنوان یک بازیگر درجه اول ایفای نقش کند، ولی واقعیتها بیانگر این مطلب است که دولتمردان مصر برخلاف این خواسته حرکت میکنند و اصرار مقامات این کشور بر ادامه این مسیر غلط آنها را از هدف غایی خود دورتر میکند. اتهامات وارده به ایران و حزبالله دقیقاً در همین مسیر نادرستی است که قاهره برگزیده است. اکنون مصر از بازیگران بینالمللی که به توصیههای قاهره برای حل بحران فلسطین توجهی نمیکنند و آن دسته از کشورهای عربی که در راستای سیاستهای مصر حرکت نمیکنند، ناراحت است. لذا برای جبران اشتباهات و بی وزنیها اقدام به تهاجم سیاسی و رسانهای زشت علیه دیگران میکند.
از نظر اعلامی دولت مصر ایران را مسبب این اوضاع میداند، اما واقعیت امر این است که تضعیف جایگاه مصر ناشی از پیروی ناشیانه از سیاستهای منطقهای آمریکا در منطقه به ویژه در عراق، لبنان و فلسطین است. سیاستی که تاریخ مصرف حکومت فعلی قاهره را خاتمه یافته میانگارد.
اقدام اخیر حکومت مصر علیه حزبالله نیز تلاشی است برای فرافکنی ضعف مفرط خود و جلب توجه و عواطف دولتهای عربی و انتقام از موضع افتخارآمیز حزبالله در طول جنگ 22 روزه غزه.
این جنگ و مواضع ضد ملی و عربی قاهره در طول جنگ، حکومت مصر را با چالش بزرگی روبرو ساخت و تهدیدهای جدید اسرائیل علیه مصر (اظهارات اخیر لیبرمن وزیر خارجه افراطی جدید رژیم صهیونیستی که مصر را به انهدام سد عالی تهدید کرده است) قاهره را به باج دهی بیشتر و جلب دوستی اسرائیل ترغیب کرد.
از طرف دیگر رژیم مصر میخواهد به آمریکا نشان دهد که قاهره هنوز میتواند با تروریسم موردنظر غرب مبارزه کند و برای اجرای سیاستهای منطقهای آمریکا، مهرهای با ارزش به حساب میآید و از این طریق اعتماد از دست رفته آمریکا را به دست آورد و در نهایت افکار عمومی جهان عرب را علیه حزبالله و حماس با تبلیغ اینکه حزبالله و دولت قانونی و برخاسته از آراء مردم فلسطین عامل سیاستهای ایران است و برای گسترش تشیع در مصر فعالیت میکند، بسیج کند.
اکنون پس از چند ماه تلاش مذبوحانه باید دید آیا مصر توانست به اهداف خود دست یازد یا خیر؟
در این رابطه نیز باید به واقعیتهای زیر توجه کرد:
- مصر در جلب تعاطف حکومتهای عربی موفقیتی به دست نیاورد.
- افکار عمومی عربی با توجه به اینکه این مسئله با قضیه فلسطین که اولویت اول اعراب است ارتباط داشت، از مقاومت و حزبالله حمایت کرده و موضع مصر را نکوهش کرد.
- در جلب اعتماد دولت جدید آمریکا هم دستاوردی نداشت، زیرا جمعبندی کلی دولتمردان آمریکا و دول غربی بر این امر استوار است که حکومت کنونی مصر نقش خود را در منطقه از دست داده است، لذا به دنبال بازیگران جدید و قدرتمند هستند.
- حکومت مصر سعی کرد تا اقدام حزبالله را در راستای سیاستهای ایران تبلیغ کند و این اتهام را با طرح اینکه علیه امنیت ملی این کشور است، بزرگنمایی کرد. از آنجایی که در طول جنگ غزه رژیمهای عربی و رسانههایشان با حمله به حزبالله و حماس مدعی شدند چرا این حزب اقدامی عملی علیه اسرائیل انجام نمیدهد و در رابطه موجی تبلیغاتی به پا کرده بودند، اینک غوغاسالاران با هدف تضعیف حزبالله عملاً اثبات میکنند که مقاومت و پیروزی رزمندگان فلسطینی در غزه مدیون کمکها و تحرکات حزبالله بوده است.
در نهایت اگر امنیت ملی از نظر دولتمردان مصر اهمیت دارد، چرا مانع از فعالیتهای مخرب دستگاههای امنیتی و جاسوسی اسرائیل در مصر نمیشوند و حق حاکمیت نقض شده مصر در سینا مورد اعتراض قاهره قرار نمیگیرد و عوامل امنیتی اشغالگران فلسطین به سهولت و بدون هیچ دردسری در هماهنگی با سازمان امنیت مصر در سراسر این کشور در تردد هستند.
براساس موافقنامه صلح کمپ دیوید، مصر نمیتواند از ارتش خود در سینا استفاده کند و این عملاً به معنی نقض حاکمیت مصر در سیناست، زیرا تنها مجاز به استفاده از تعداد محدودی نیروی انتظامی در این منطقه میباشد.