تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۹۳۰۳۰
در ششمین دور ریاست جمهوری

مترجم: محمدعلی فیروزآبادی
هرگاه آسمان شهر را دود و غبار نگرفته باشد، «هدی ناصر» می تواند چشم انداز قاهره را به راحتی به تماشا بنشیند. در غرب این شهر اهرام سر به فلک کشیده اند و در شرق مناره های مسجد فاطمیه آسمان را می خراشند و در جنوب این رود نیل است که به شمال می ریزد و از هزاران سال پیش بادبان های قایق ها در این رود افراشته می شوند و به اهتزاز درمی آیند.
سگی قهوه یی رنگ روی پارکت های طبقه بیست و ششم به آرامی قدم برمی دارد و یک مرد جوان قهوه ترک آماده می کند. روی دیوار نقاشی های قاب شده گران قیمتی به چشم می خورد و علاوه بر آن یک صندلی راحتی نفیس با بالشتک هایی به رنگ سبز در بالکن قرار دارد. هدی ناصر 63ساله شلوار جین و یک تاپ مشکی اسکادا و پیراهنی روی آن پوشیده است و می گوید: «جمال مبارک نمی تواند رئیس جمهور مصر شود. او بسیار متکبر است و هیچ شناختی از این مردم ندارد. من می دانم از چه حرف می زنم.»
غباری از عظمت گذشته و سال های پیشین بر این شهر سایه افکنده است و این مساله شامل آپارتمان هدی یعنی همان دختر «جمال عبدالناصر» هم می شود. کشور مصر از سال 1954 تاکنون تنها سه رئیس جمهور را به خود دیده است: جمال عبدالناصر یعنی همان قهرمان ملی که بساط سلطنت را برچید و یک جمهوری اقتدارطلب تاسیس کرد و با ادبیاتی ضداستعماری تبدیل به بت پان عربیسم شد، «انورسادات» که با اسرائیل جنگید و سپس با آن قرارداد صلح امضا کرد و «حسنی مبارک» 80 ساله که میراث بر جای مانده از اسلافش را اداره می کند.
مبارک از 28 سال پیش بر سر قدرت است و این دوره به مراتب از دوران ناصر و سادات طولانی تر شده است. در سال 2011 پنجمین دوره ریاست جمهوری وی به پایان می رسد و امروزه در مصر کمتر گفت وگوی سیاسی است که با این پرسش خاتمه نگیرد: بعد از او چه کسی به قدرت می رسد؟ پسر 45ساله اش جمال؟ اخوان المسلمین؟ یک نظامی یا یک بار دیگر شخص حسنی مبارک؟ او در پایان این دوره 83ساله می شود و اگر دوره بعدی هم رئیس جمهور شود، پایان آن دوره مصادف با 89سالگی حسنی مبارک خواهد بود.
هدی ناصر می گوید: «مصر تحت رهبری پدرم موجب حرکتی در جهان شد.» این دختر اولین رئیس جمهور مصر که در دانشگاه قاهره به تدریس علوم سیاسی مشغول است، ادامه می دهد: «پدرم به آفریقا ایده استقلال، به مسلمانان رویای آزادی و به اعراب اعتماد به نفس عرضه کرد. اما از این همه چه باقی مانده است؟ آیا مبارک هنوز هم چیزی برای عرضه کردن به مصر دارد؟»
حال با روی کار آمدن باراک اوباما در واشنگتن و به تاریخ پیوستن سیاست خاورمیانه یی دولت بوش سه پرسش در مورد مصر مطرح می شود: آیا قاهره هنوز هم از قدرت لازم برای ایجاد یک جهش در مناقشه خاورمیانه برخوردار است یا این رژیم خسته تر از آن است که بتواند فلسطینی ها را وادار به صلح و آشتی کند؟ آیا اصولاً مصر هنوز هم می خواهد نقش رهبری را که زمانی از آن برخوردار بود و امریکا هم هنوز این نقش را برای این کشور قائل است، داشته باشد؟ و چه کسی جانشین حسنی مبارک، این مرد پیر خاورمیانه خواهد شد؟
مردم مصر از سال ها پیش شاهد این هستند که چگونه با بروز هر بحران جدیدی از نفوذ کشورشان در منطقه کاسته می شود. پرزیدنت مبارک در سال 2003 برای دولت وقت ایالات متحده امریکا با صراحت پیش بینی کرد چه چیزی در عراق انتظارشان را می کشد اما سیاستمداران واشنگتن نه تنها به حسنی مبارک بلکه حتی به مقاومت کشورهای اروپایی هم در این مورد وقعی ننهادند. اتحاد سودان برای مصر به عنوان اصلی ترین کشور حاشیه نیل اهمیتی حیاتی دارد اما جالب آنکه قاهره در انعقاد صلح میان خارطوم و سودانی های جنوب آن کشور در سال 2005 هیچ نقشی ایفا نکرد.
مصر مصرانه خواهان آن است که اسلامگرایان تحت حمایت ایران در لبنان و فلسطین از قدرت ساقط شوند اما غافل از این واقعیت است که حزب الله و حماس این قدرت را داشتند که در سال های 2006 و 2008 علیه اسرائیل بجنگند. در همان حال که صلح با اسرائیل برای حسنی مبارک اهمیتی بس حیاتی دارد، وزیر خارجه جدید اسرائیل یعنی «اویگدور لیبرمن» محترمانه به وی هشدار داده که بهتر است «به جهنم» برود،
این روزها آن ساختمان ها و آسمان خراش های عربی و الیت اقتصادی به جای حاشیه نیل در خلیج فارس مستقر شده و می شوند. از سوی دیگر اغلب کشورهای خاورمیانه می دانند این ترکیه است که ندای همزیستی اسلام سیاسی با کشوری صنعتی و صادرکننده را سر می دهد. و جالب آنکه به عقیده صاحب نظران مصری آن شعارهای پان عربیستی که زمانی از سوی جمال عبدالناصر برای مردم منطقه مطرح می شد امروزه از تهران سربرآورده است. سیاستمداران مصری بر این عقیده اند که ایران در حال حاضر قدرت قدیمی منطقه یی مصر را به چالش طلبیده است و چنان روی این ادعا مانور می دهند که چند هفته پیش «احمد ابوالغیط» وزیر خارجه مصر پرده ها را درید و با صدایی که آشکارا از آن وحشت می بارید از تهران و متحدانش گفت: متحدانی که آشکارا همان حزب الله، سوریه و حماس هستند: «اگر ایران به همراه متحدانش به عنوان سلطان جدید خاورمیانه پا به میدان بگذارد آنگاه است که مصر تبدیل به ساقدوش عروس خواهد شد.»