تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۹۳۱۷۷
نگاهی به دلایل و ادعاهای سرزمینی امارات علیه ایران

علیرضا پیروزان
طی روزهای گذشته بار دیگر شاهد تکرار ادعاهای بی پایه و اساس عبدالرحمن العطیه دبیرکل شورای همکاری خلیج فارس درباره اطلاق نام جعلی بر خلیج فارس و طرح دوباره موضوع جزایر سه گانه ایرانی ابوموسی، تنب کوچک و تنب بزرگ در خلیج فارس بودیم. البته این مساله که اعضای شورای همکاری خلیج فارس و به ویژه اماراتی ها درصدد هستند که حق حاکمیت ایران بر این جزایر را سلب کند به نوبه خود نه تنها موضوع چندان تازه ای نیست، بلکه به نوعی هم کهنه و منسوخ شده است. اما در هر حال مقامات فدراسیون امارات متحده عربی همچنان و هرازگاهی که این مساله رو به فراموشی می رود تلاش دارند تا از راه های گوناگون دیپلماتیک بار دیگر ادعای خود را تجدید کند. در هر صورت اگرچه اماراتی ها تاکنون راه به جایی نبرده اند و هنوز هم سرگرم تکرار همان ادعاهای قدیمی خود می باشند، اما باید دید که چه مولفه هایی تا به امروز در سیاست خارجی این کشور نسبت به ایران نقش عمده و اساسی را بازی کرده است و بهتر است تمهیدات نوینی توسط دستگاه دیپلماسی و سیاست خارجی ایران اندیشیده شود تا مقامات اماراتی هم احساس نکنند که هر زمان می توانند به تکرار حرف های بی اساس خود درباره حاکمیت تجزیه ناپذیر ایران بپردازند.
سیاست خارجی امارات در برخورد با ایران
امارات متحده عربی از معدود کشورهایی است که با کسب استقلال در سال 1971 پردامنه ترین جدال های امنیتی را فراروی ایران نهاده است. این امر ناشی از بحران توزیع حوزه های سرزمینی و جغرافیایی در منطقه خلیج فارس می باشد. کشورهای حوزه خلیج فارس علاوه بر بحران های متعارف دارای مشکلات جدی در ارتباط با تقسیم واحدهای سرزمینی می باشند. با نگاهی گذرا به تعاملات منطقه ای در خلیج فارس می توان به این جمع بندی رسید که اکثریت قریب به اتفاق این واحدهای سیاسی با یکدیگر اختلاف سرزمینی داشته و بسیاری از بحران ها و نزاع های منطقه ای ناشی از تداوم این اختلافات است. جزایر سه گانه به عنوان اصلی ترین موضوع بحران روابط ایران و امارات عربی متحده محسوب می شود. اعاده حاکمیت ایران بر جزایر تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی در اوایل دسامبر 1971 شکل گرفت، یعنی زمانی که هنوز نیروهای انگلیسی در حوزه خلیج فارس حضور داشتند و به عنوان نقش موازنه دهنده منطقه ای روابط کشورهای حوزه خلیج فارس را متوازن می کردند.
در سال 1971 ایران با دو بحران بزرگ در حوزه سیاست خارجی خود روبه رو بود. در ابتدا جدال هایی گسترده در عرصه دیپلماتیک زمینه استقلال بحرین را فراهم آورد. بحرین که در دوران گذشته، یعنی دوران پیش از ورود اسلام به ایران، و همچنین از دوران سلسله پادشاهان صفوی بخشی از حوزه جغرافیایی ایران بوده است، به دلیل بافت فرهنگی و منطقه ای که عمده جمعیت آن را مردم عرب زبان تشکیل می دهد تمایل به استقلال از ایران داشت. از سوی دیگر بحرین در حوزه جنوبی خلیج فارس واقع گردیده بود. اگر بحرین به عنوان بخشی از سرزمین ایران تلقی می شد، تبعا حوزه امنیتی و همچنین حوزه دریای سرزمینی ایران به مناطق جنوب خلیج فارس گسترش می یافت. مسلما این امر منجر به ایفای نقش هژمونیک سیاسی ـ نظامی ـ اقتصادی ایران در خلیج فارس می شد، در حالی که بر اساس دکترین ریچارد نیکسون و استراتژی منطقه ای هنری کیسینجر، ایران و عربستان سعودی باید نقش موازنه دهنده منطقه ای را ایفا می کردند. بر این اساس بعد نظامی تامین امنیت منطقه خلیج فارس برعهده ایران و هزینه های اقتصادی آن بر دوش عربستان سعودی گذاشته می شد. به همین دلیل نماینده سازمان ملل متحد ضمن حضور در جزیره بحرین و مذاکره با روسای برخی قبایل، زمینه به قدرت رساندن خاندان آل خلیفه و استقلال بحرین را فراهم کرد.بحران دوم مربوط به جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی می باشد. این جزایر تا اواسط حکومت پهلوی اول متعلق به دولت ایران محسوب می شد. در این مقطع انگلیسی ها از طریق ابزارهای نظامی و اعمال محدودیت فراگیر علیه رضاشاه توانستند زمینه طرح ادعای »راس الخیمه« بر جزایر »تنبان« را فراهم آورند. از طرف دیگر شیخ نشین »شارجه« نیز بر جزیره »ابوموسی« ادعای ارضی کرد.به هر ترتیب در سال 1971 بر اساس توافقی که میان ایران، انگلستان و ایالات متحده آمریکا انجام پذیرفت، نیروهای هوابرد ارتش ایران توانستند در اوایل ماه دسامبر سه جزیره یاد شده را تسخیر کنند و حاکمیت ایران را بر آن جزایر اعاده نمایند.
پس از این مرحله جدال علیه سیاست خارجی ایران در منطقه خلیج فارس در دو سطح شکل گرفت: در سطح اول جدال ها جلوه بین دولتی (Inter states) داشت. در این راستا »شیخ زاید« به عنوان رئیس فدراسیون امارات عربی متحده اعلام داشت که جزایر یاد شده جزئی از حوزه سرزمینی امارات بوده است و ایران این سه جزیره را غصب کرده است! این در حالی است که اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه حتی از منظر نمادین نیز پیش از اعلام استقلال و تشکیل فدراسیون امارات عربی متحده صورت پذیرفته است.
دومین سطح جدال میان ایران و کشورهای عربی در حوزه منطقه ای (Inter regional) شکل گرفت که بدین ترتیب می توان آن را در ردیف جدال میان واحدهای منطقه ای یا (Inter regional conflict) به حساب آورد. بر همین اساس موضوع جزایر سه گانه به »شورای امنیت سازمان ملل متحد« ارجاع شد. شورای امنیت با بررسی موضوع، درخواست ارائه دهندگان طرح دعوا علیه ایران را مورد پذیرش قرار نداد. اما به رغم چنین فرآیندی همواره دولت های امارات، عربستان سعودی و عراق حتی در دوران پیش از وقوع انقلاب اسلامی ایران نیز مواضع خصمانه ای را در مورد جزایر سه گانه علیه ایران اتخاذ می کردند.
از این رو در جهت کاهش تنش های منطقه ای در ماه دسامبر 1971 دولت ایران یادداشت تفاهمی ـ Memorandum of Understanding ـ را با شیخ شارجه منعقد کرد که بر اساس آن نوعی حاکمیت مشترک بر جزیره ابوموسی مورد توافق قرار گرفت و از سوی دیگر مقرر شد تا ایران کمک های اقتصادی لازم را به شیخ شارجه انجام دهد. »به هر ترتیب ایفای نقش هژمونیک ایران در حوزه خلیج فارس و منطقه خاورمیانه در دوران پیش از انقلاب اسلامی منجر به این شد که هیچگونه تهدید استراتژیک یا اقدام عملی علیه ایران در منطقه خلیج فارس شکل نگیرد.جدال های تبلیغاتی نیز از اواسط دهه 1970 کاهش یافت. اما شدت جدال ها تا سال 1991 افزایش پیدا نکرد. در این سال رویدادهایی موج دوم جدال ها را به وجود آورد. در آوریل سال 1992 گزارش هایی منتشر شد مبنی بر اینکه ایران از ورود تعدادی کارگر هندی و پاکستانی که در استخدام شارجه بوده اند به جزیره ابوموسی جلوگیری کرده است. شورایعالی امارات متحده عربی در دوازدهم ماه می 1992 جلسه ای جهت بررسی مساله ابوموسی برگزار کرد. نماینده امارات که قبل از اجلاس اخیر به تهران آمده بود، به مقامات جمهوری اسلامی ایران پیشنهاد کرد کمیسیون مشترکی از نمایندگان دو کشور تشکیل شود تا موضوع را تحت بررسی قرار دهد. دولت ایران ضمن رد پیشنهاد مذکور، به مقامات اماراتی خاطرنشان کرد که: اولامساله ای به نام مساله ابوموسی وجود ندارد؛ و ثانیا توافق موجود درباره جزیره ابوموسی، توافقی است میان ایران و شارجه و هیچ مرجع دیگری حق دخالت در این موضوع را ندارد.
در 24 اگوست سال 1992 بار دیگر گزارشی منتشر شد که دولت ایران از ورود بیش از 100 آموزگار اهل شارجه که به همراه خانواده های خویش قصد سفری »به ظاهر توریستی«! به جزیره ابوموسی را داشته اند جلوگیری کرده است. با توجه به اینکه ابوموسی، جزیره بیابانی کوچکی با جمعیتی بسیار اندک است، و از آنجا که چنین جزیره ای به هیچ روی متناسب با برنامه های توریستی آن هم برای چندصد نفر نیست و صرفا دارای ارزش استراتژیک برای ایران است، بدیهی است که چنین اقدامی، آن هم بدون اطلاع قبلی دولت ایران، توطئه ای شیطنت آمیز و برنامه ریزی شده جهت آسیب رساندن به منافع ملی ایران در خلیج فارس محسوب می شود. از این مقطع زمانی به بعد ایران برای ورود اتباع اماراتی به جزیره ابوموسی ایجاد محدودیت کرد. لذا مقامات دولت امارات عربی متحده از مقطع زمانی فوق الاشاره تا به امروز به گونه ای وقفه ناپذیر موضوع جزایر سه گانه را به عنوان نشانه ای از سیاست های تهاجمی ایران تلقی می کنند.
دیپلماسی و رویکرد نوین امارات
امارات عربی متحده طی سال های 1994 تاکنون از سیاست بین المللی کردن موضوع اختلافات خود با جمهوری اسلامی ایران در مورد جزایر سه گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی پیروی کرده است. در این راستا اماراتی ها درصدد هستند تا فشار دیپلماتیک، تبلیغاتی، و سازمانی گسترده ای را علیه ایران اعمال کند، که این اعمال فشارها تاکنون از چهار طریق زیر صورت پذیرفته است:
1 - در مرحله اول دولت امارات عربی متحده همیشه و در هر موقعیتی مبادرت به انجام اقدامات تبلیغی خاص خود در مورد جزایر سه گانه ایرانی کرده اند. دو سازمان منطقه ای »شورای همکاری خلیج فارس« و »اتحادیه عرب« سازمان هایی هستند که تاکنون از ادعاهای امارات حمایت به عمل آورده اند.
2 - در مرحله دوم اماراتی ها درصدد برآمده اند تا موضوع اختلاف خود با ایران را به »دیوان بین المللی دادگستری« ارجاع دهند. البته لازمه این امر پذیرش موضوع دعوای امارات توسط دولت جمهوری اسلامی ایران می باشد، که این امر تاکنون انجام نپذیرفته است. زیرا ایران نیز مدعی است که »دیوان بین المللی دادگستری« صلاحیت بررسی اختلاف میان دو کشور را ندارد.
3 - در مرحله سوم دولتمردان امارات متحده عربی تلاش می کنند تا موضوع مورد اختلاف را به »شورای امنیت سازمان ملل متحد« ارجاع دهند. این مساله نیز تا به امروز نتیجه چندانی برای اماراتی ها در بر نداشته است. این شورا ضمن آنکه از طرفین خواست تا موضوع مورد اختلاف را خود به شیوه های مسالمت آمیز حل و فصل کند، پرونده شکایت علیه ایران را مختومه اعلام کرد.
4 - در مرحله چهارم که از سال 1999 آغاز گردیده و تا به امروز ادامه داشته است، مقامات امارات متحده عربی بار دیگر تلاش کرده اند تا موضوع اختلاف خود را به جوامع و سازمان های منطقه ای ـ بین المللی تسری دهند. دیپلمات های اماراتی طی دو سال گذشته همواره از طرح اختلافات خود در مجامع بین المللی حمایت به عمل آورده اند و درصدد هستند تا از این طریق افکار عمومی جهانی را تحت تاثیر رفتارهای دیپلماتیک خود قرار دهند. اما مجامع جهانی نیز تاکنون توجه چندانی به این خواسته نامشروع اماراتی ها از خود نشان نداده اند و همین امر خشم مقامات اماراتی را برانگیخته است.
ذکر نکته ای بسیار لازم و ضروری است که توسل به چنین استدلال هایی به هیچ روی از منظر حقوق بین الملل پذیرفته نیست که کشوری بدون امضای قراردادی مشخص و معتبر بخشی از سرزمین خود را در ازا به دست آوردن سرزمینی دیگر واگذار کند. اصولااین مساله بسیار مهم نباید فراموش نشود که موضوع ایرانی بودن جزایر سه گانه امری است که به هیچ عنوان نباید در محافل و رسانه های داخلی یا بین المللی محل شک و تردید قرار گیرد.