تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۴  ، 
شناسه خبر : ۹۳۲۱۳
جانشین بلر در مصاحبه با تایم:
مترجم: حسین رزمنده مقدمه: با اعلام کنارگیری تونی بلر از نخست وزیری انگلستان در 6 تیرماه سال جاری وزیر دارایی کابینه انگلیس گوردون براوان، طی مصاحبه ای با هفته نامه آمریکایی تایم به سؤالات آن نشریه پاسخ گفته است از براوان به عنوان جانشین احتمالی بلر یاد می شود. توجه شما را به این مصاحبه جلب می کنیم.

* شایعه شده است شما برنامه ای یکصد روزه دارید که به محض آن که نخست وزیر بشوید آن را اجرا خواهید کرد؟
** البته در واقع هدف من این نیست، زیرا شما نمی توانید بلافاصله جهت را تغییر داده و ناگهان انتظار وقوع حوادث را داشته باشید زیرا من سیاست را تنها دست ساخت یک یا دو نفر نمی دانم که فقط تصمیم بگیرند و اعلام و اجرا نمایند، بلکه، پیروزی و به دست آوردن رضایت مردم و برانگیختن حس ملی آنها، بهترین دستاوردهای سیاسی است. هیچ پیروزی، بهتر از پیروزی بر قلوب مردم نیست در نتیجه وقتی شما صحبت از مقابله با تروریسم می کنید، عملاً باید بر مغزها و قلبها قالب شوید. اگر از محیط زیست صحبت می کنید، حتماً باید از مردم بخواهید تا به مسؤولیتهای اجتماعی و شخصی خود عمل نمایند و اگر چنانچه از اقتصاد جهانی و جهانی سازی اقتصاد می گویید، ناگزیرید مردم را تشویق کنید تا خود را با مهارتهایشان به روز کنند.
* بسیاری از سیاستهای بلر نگران کننده شده است آیا این مسایل، پست نخست وزیری را برای شما سخت نکرده است؟
** به دلیل چالشهایی که هر کشوری با آن مواجه است، نیاز به سیاستها و امیدبخشی و خوشبختی را باید در جامعه افزایش داد. لذا مردم به سیاست تنها به عنوان امور روزمره نگاه نمی کنند، بلکه به سیاست به عنوان یک امری جدی برای پاسخگویی به چالشهای پیش روی می نگرند.
* چه موقع شما با مسایل خارج از انگلستان درگیر شدید؟
** من تابستانها در بیمارستان بودم زیرا جراحی چشم داشتم که ناشی از بازی راگبی بود، لذا، در جوانی بسیاری از طرحهای اصلی من برای مسافرت خارجی متوقف شد، اما با دوستان آمریکایی روابط قوی داشتم که به سالها قبل مربوط می شود، در بزرگسالی به مراکز اصلی اروپا به طور مرتب مسافرت می کردم، پدر من وزیر کلیسا بود. او عادت داشت سالی دو مرتبه به اسراییل مسافرت کند. لذا من چیزهای بسیاری درباره خاورمیانه آموختم.
* چه چیزی باعث جلب توجه شما نسبت به ایالات متحده شد؟
** آمریکا کشوری است که قطعاً مردم آن را با آزادی و فرصتهای طلایی می شناسند، اما اگر حقیقتش را بخواهید، اصولاً دموکراسی و آزادی آمریکایی همراه با بریتانیا، متولد شدند و آزادی آن، مترادف با وجود کشوری به نام انگلستان است، زیرا ما اولین کشوری بودیم که فریاد آزادی را بلند کردیم. فریاد آزادی و آزادیخواهی ما از آن جا نشأت گرفت که مردم نمی خواستند سلطنت در امور مردم دخالت کند و به حکومت استبدادی و دیکتاتوری پادشاهان خاتمه داده شد. در نتیجه انقلاب آمریکا، از ایده های آزادیخواهانه ما سرچشمه گرفت. به طوری که در جنگهای داخلی آمریکا هر دو طرف ادعا می کردند که برای آزادی مبارزه می کنند.
* شما به تازگی با بوش ملاقات کردید. روابط میان خود را در آینده چگونه پیش بینی می کنید؟
** فکر می کنم روابط بریتانیا و آمریکا، همواره قوی خواهد ماند که دلایل بسیاری دارد. البته نمی توانید حوادث و تحولات آینده را پیش بینی کنید. اما من همچنان معتقدم روابط در آینده ادامه خواهد یافت. به طوری که چنانچه ارزشهایی دارید، در آن ارزشها هر دو سهیم هستیم.
* براساس معیارها و روابط شخصی آیا در راه تقویت روابط با آمریکا تلاش خواهید کرد؟
** قطعاً. اگر چه نمی توان روند تحولات را پیش بینی کرد. من نمی خواهم هیچ پیش فرضی ارایه کنم. اما معتقدم منافع مشترکی که براساس آن ارزشهای مشترک را بنا نهادیم، از بنیاد و پایه قوی برای تمام تجدید روابط در آینده برخوردارند.
* چه خصوصیتی در بوش است که شما را بیش از سایر مسایل تحت تأثیر قرار داده است؟ آیا او آدمی است که می توانید با او کار کنید؟
** بوش فرد منتخب مردم آمریکاست. من خوشحالم که فرصتی را برای گفتگو با او به دست آوردم. البته ما در خصوص مسایل به صورتی غیررسمی و غیر تشریفاتی با هم مذاکره کردیم، فقط در مدت کوتاه با هم صحبت کردیم. البته من با افرادی چون «رابرت رابین» و «لاری سامرس» به عنوان وزیران خزانه داری و نیز «پائول اونیل» و «جان اسنو» و در حال حاضر «هانک پالسون» روابط حسنه ای در دولتهای آمریکا داشته ام. لذا فکر می کنم روابط ما با هر دو حزب قوی و محکم باشد.
* می توانیم انتظار تغییراتی در استراتژی انگلستان در خصوص عراق با آمدن شما داشته باشیم؟ و آیا شما به دنبال اجرای کاری متفاوت هستید؟
** من مسؤولیت را آن گونه که کابینه ام را تشکیل بدهم با کمک آنها برعهده خواهم گرفت تا موضوع عراق را به خوبی حل و فصل کنم. البته ممکن است انجام اقدامات ما و فاصله گرفتن از تصمیمات اتخاذ شده گذشته، چندان محسوس نباشد. لذا تصمیماتی که می گیریم، معتقدیم که امنیت دسته جمعی جهان و قطعنامه های مصوبه سازمان ملل طی 10 سال گذشته باید مدنظر قرار گیرد.
* احساسی وجود دارد مبنی بر اینکه انگلستان بیشتر و بهتر می توانست با اروپایی ها در خصوص عراق کار کند، اما به نظر می رسد شما فراتر از یک ارتباط اروپایی معمولی باشید؟
** من حامی بزرگ اتحادیه اروپا هستم، در عین حال از ورود به این اتحادیه هرگز حمایت نکردم. نه به این دلیل که من به دلیل مسایل اصولی علیه آن هستم، بلکه به لحاظ اقتصادی برای انگلستان این موضوع را مناسب نمی دانم.
لذا از آن جایی که اروپا به لحاظ اقتصادی نقش مهمی را در دنیا ایفا می کند عملاً معتقدم سهیم شدن اتحادیه اروپا در صلح و آرامش اروپا، اغلب غیرقابل ارزیابی باقی مانده است. از جمله اینکه فکر می کنم توانایی اروپا برای ملحق نمودن اروپای شرقی به اتحادیه اروپا چیزی است که شایسته تقدیر و حتی پاداشهای بزرگی را در آینده دارد. لذا من مایلم آن روزی را ببینم که آمریکا و اروپا همراه با یکدیگر به دنبال احیای تجارت و مذاکره بر سر آن باشند. من اصرار و تأکید بر آمریکا و اروپا برای ارایه پیشنهاداتی در خصوص برزیل، هند و کشورهای در حال توسعه دارم که در پس یک معامله تجاری قرار دارند، معتقدم ما می توانیم در تابستان در خصوص آن به توافق برسیم.
* در کدام جهانی شدن فرصت بیشتر از تهدید است؟
** ما نیاز به یک مرامنامه جهانی و نیز دستور کار جدید برای جهانی شدن داریم که ملتهای صنعتی پیشرفته می توانند با کشورهای فقیرتر مشارکت داشته باشند. لذا مذاکرات تجاری با آنها موضوع مهمتری است. پس مجبوریم موضوع را برای جهانی شدن به مفهوم باز کردن بازارها و انعطاف پذیری و تجارت آزاد مورد اجرایی و عملیاتی شدن قرار دهید. در نتیجه فرصت بهره مندی آنها را از یک اقتصاد جهانی فراهم سازیم. علاوه بر آن باید ثابت کنیم که ما خواهان کمک به آنها در کسب مهارتها، آموزش و پرورش و زیرساختارها برای برخورداری از مواهب جهانی شدن هستیم.
انگلستان می تواند یکی از کشورهای بزرگ و موفق جهانی در قرن بیست و یکم شود. در قرن نوزدهم اولین بار، ما بودیم که اقتصاد آزاد را رایج کردیم. در قرن بیست و یکم هم به آن اعتقاد داریم زیرا ما یک ملتی بین المللی گرا هستیم. جهانی شدن ما به تمام قاره ها رسیده است. ما نیز اهمیت علوم و تکنولوژی را درک می کنیم، به طوری که بودجه علوم خود را دو برابر کرده ایم.
* چه چیزی باعث سیاستمدار شدن شما شد؟
** ارزشهای ذاتی که اکثر مردم را وادار می سازد تا درگیر مسایلی شوند که سرانجام به تغییر و یا بهبود مسایل اطرافشان منجر گردد. من نیز از این امر مستثنا نبودم. زیرا معتقدم هر کسی باید شانس توسعه استعدادهای خود را داشته باشد.
* آیا نخست وزیر بودن مشغله ای متفاوت از اداره خزانه داری است؟
** بله. این دو شغل کاملاً با یکدیگر متفاوت هستند. یک نفر می گفت: سیاست تنها حرفه ای است که به آموزشهای سخت نیاز ندارد.
اگر چه خودم به این مسأله اعتقاد ندارم، زیرا دوران سخت آموزش و کسب تجربه را پشت سر گذاشتم که طی 10 سال گذشته کمک شایانی به من کرد. من امروز در بروکسل هستم تا تجربه خود را طی چند سال آینده به اروپایی ها منتقل کنم.
ابتدا اینکه ما اولین کشوری هستیم در تاریخ که هر کودکی شانس تحصیل دارد و نیز اینکه ما اولین کشوری خواهیم بود که شانس غلبه بر بیماریهای مرگباری چون وبا، مالاریا، طاعون، یرقان را خواهیم داشت. اما آنچه ما نیاز مبرم داریم تا اراده سیاسی به این مهم اقدام نماید. اگر نسل ما می تواند بگوید در دهه 1960 انسان را به کره ماه فرستاد، اکنون در سال 2007 ما باید مطمئن شویم که هر کودکی بر روی زمین شانس تحصیل را دارد و نیز از ابتلای بیماریهای خطرناک مصون بماند.
اینجاست که ما باید قادر به حذف و ریشه کنی آنها باشیم و به اخلاقیات و تعهدات اخلاقی سیاسیون ما بستگی دارد.
* این مسأله درست مفهوم سرشت و وجدان را دارد. آیا فکر می کنید که بلر به ندای وجدانش توجه کرده است؟
** وقتی مردم به انتقاد از تونی بلر دست می زنند، نمی دانند که ما در شرایط 1997 قرار داشتیم که نوعی عقب گرد اقتصادی برای ما محسوب می شد. در آن زمان توانسته ایم 5/2 میلیون شغل راه اندازی کنیم. ما به خدمات عمومی پرداختیم، در حالی که مردم فکر می کردند قادر به انجام اصلاحات نیستیم.
* به عنوان نخست وزیر آینده آیا از تونی بلر به عنوان مشاور استفاده می کنید؟
** امیدوارم که ما همچنان دوستیمان باقی بماند و برای مدتهای طولانی این دوستی پا برجا باشد. من 25 سال پیش برای اولین بار با او آشنا شدم. در یک حزب و یک دفتر با هم کار می کردیم. ما ساعتها با هم بحث کردیم تا حزب کارگر جدید را به وجود آوردیم. شما هرگز چنین نخست وزیر و وزیر کابینه ای را که تا این حد با یکدیگر طی 10 سال نزدیک باشند ندیده اید.
حتی در تاریخ معاصر انگلستان چنین رابطه ای میان من به عنوان وزیر دارایی و نخست وزیری چون بلر در میان هیچ یک از وزرا و نخست وزیران سابقه نداشته است.