تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۶  ، 
شناسه خبر : ۹۳۲۱۷
روایت مسافران ایرانی سازمان ملل

سرگه بارسقیان
اولین نماینده ایران در کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد، دکتر قاسم غنی بود؛عضو هیات اعزامی ایران به سانفرانسیسکو (کنفرانس تشکیل سازمان ملل) که پس از آن عازم واشنگتن شد و ردای سفارت ایران در ایالات متحده را پوشید.
غنی عضو هیات نمایندگی ایران بود به ریاست سیدمصطفی عدل وزیر دادگستری که از قضا از طرف دولت ایران منشور ملل متحد و اساس نامه دیوان بین المللی دادگستری را امضا کرد و اولین ترجمه اعلامیه جهانی حقوق بشر کار اوست.
علاوه بر این دو، سید باقر کاظمی وزیر سابق خارجه و معارف، علی اکبر سیاسی وزیر مشاور، اللهیار صالح وزیر سابق دادگستر، نصرالله انتظام وزیری وزیر اسبق خارجه، صادق رضا زاده شفق نماینده مجلی شورای ملی، جلال عبده نماینده مجلس شورای ملی، سرلشکر علی ریاضی آجودان مخصوص محمد رضا شاه و رئیس دفتر نظامی دربار، محمد شایسته (مشاور الدوله)وزیر مختار ایران در واشنگتن، قاسم قاسم زاده استاد دانشکده حقوق، فضلا... نبیل عضو وزارت خارجه، لطفعلی صورتگر استاد زبان انگلیسی، علی اکبر دفتری نائب اول سفارت واشنگتن، حسین نواب سرکنسول ایران در نیویورک و محمد گودرزی کارمند وزارت خارجه اعضای هیات ایرانی را تشکیل می دادند. در این کاروان بودند دو سه نفری که غرولندکنان رخت سفر بستند؛ کسانی چون انوشیروان سپهبدی (شوهر خاله امیر عباس هویدا) که عضویت در این هیات را دون شان خود می دانست؛ سیدباقر کاظمی هم تعداد افراد را تشریفاتی اضافی می شمرد و معتقد بود حضور یک نفر به عنوان نماینده ایران برای امضای منشور سازمان ملل کفایت می کند؛قاسم غنی اما از در بی اعتمادی وارد شد ، چنانکه در نامه ای به محمد علی جمال زاده پنج سال پس از تشکیل سازمان ملل در 1324/1945 نوشت:<اروپا از قرن نوزدهم به بعد مثل سایر امتعه ای که به بازار عرضه می دارد... خرابکاری ها را به نام های دلپذیر حقوق بشر، مساوات، مواسات، برابری، حریت فکر، نوع دوستی، احترام به شخصیت و هزار اصطلاح دیگر به بازار دنیا عرضه داشته است. مشتری هم زیاد دارد که هیچ وقت بازار نخواهد گندید.بر فرض بازار کساد شود، رنگ را عوض خواهند کرد.فی المثل جامعه ملل ژنوی، میثاق سانفرانسیسکو و سازمان ملل متحده نیویورکی می شود.این هم نماسد، چیز دیگر.>
غنی تنها نماند در نظرگاهش. بی اعتمادی به ساختمان مرتفع منهتن نیویورک از همان اول کار ریشه دوانده بود، شاید هم چون دیده بودند جامعه ملل به کجا انجامید و چگونه آتش جنگ دوم جهانی بی اعتنا به آن شعله کشید و چگونه قدرت های بزرگ و فاتحین جنگ، غنائم صلح را بین خود تقسیم کردند.صندلی های تالار شورای امنیت را آلمانی ها ساخته اند اما خود هیچگاه عضو ثابت آن نبوده اند و هنوز ژاپن، کنفرانس اسلامی و برخی دیگر از اروپایی ها و کشورهای آمریکای لاتین چشم بر آن دوخته اند تا مگر اعضای دائم شورای امنیت از تعداد انگشتان یک دست فراتر رود و دست در دست آنها نهند.
نخ کلاف را که بگیرید به طرح نمایندگان مجلس هفتم می رسید مبنی بر تغییر مقر سازمان ملل تا به قول آنها آمریکا از جایگاه میزبانی سوءاستفاده و اعمال نفوذ نکند.
6 دهه با خانه ملل
در این 62 سالی که از عمر خانه ملل می گذرد، داستان ایرانی ها و سازمان ملل، حکایت سرنوشت سازی بوده است. اولین باری که گذر ایران به شورای امنیت افتاد سال 1325 بود جهت شکایت از شوروی برای خروج از آذربایجان ؛ رئیس هیات نمایندگی سید حسن تقی زاده بود سفیر ایران در لندن.دو سه باری بریتانیایی ها پای ما را به تالار شورای امنیت کشاندند که از قضا می گویند خیلی هم سرد است. پس از ملی شدن صنعت نفت در 1329 که با دفاعیات دکتر محمد مصدق در 1331 شکایت بریتانیایی ها نقش اهل باطل شد و یک بار هم در بهمن 1384 که انگلیسی ها شام دادند و 551 رای به ارجاع مساله هسته ای ایران به شورای امنیت.
یک بار هم ایران پای سازمان ملل را پیش کشید و آن هم زمانی بود که بحرینی ها استقلال می خواستند و شاه توپ را در زمین سازمان ملل انداخت که آنها میانداری کنند و وقتی هم نتایج رفراندوم استقلال طلبانه در بحرین به تائید سازمان ملل رسید شاه حکم بر جدایی داد.جنگ هشت ساله با عراق هم فصلی قطور در روابط ایران با شورای امنیت بود که در نهایت با پذیرفتن قطعنامه 598 خاموشی گرفت و ایران توانست با نشاندن حکم متجاوز بر پیشانی رژیم بعث به خواسته خود دست یابد.
محمدعلی رجایی اولین دولتمردی بود که پشت تریبون مجمع عمومی سازمان ملل نشست، پایش را روی تریبون گذاشت و از آنچه بر انقلابیون رفته سخن گفت. مسوولینی هم بودند چون میر حسین موسوی که گفته بود برای سامان های بین المللی اصالتی قائل نیست و به آن به مثابه ابزاری می نگرد برای انتقال پیام انقلاب. در اول مهر 1366 هم آیت الله خامنه ای ـ رئیس جمهور وقت، طی نطقی در مجمع عمومی سازمان ملل به تشریح <نظام سلطه> پرداخت و جنگ طلبی صدام را محکوم کرد.سید محمد خاتمی در شهریور 1377 ایده گفت و گوی تمدن ها را مطرح کرد و سازمان ملل، سال 2001 را به ایده خاتمی نامگذاری کرد.محمود احمدی نژاد هم دو بار در مجمع عمومی سازمان ملل حاضر شده و برای سومین سفر آماده می شود؛با ارائه ایده مشارکت خارجی ها در برنامه هسته ای ایران در سال اول.
اولین سفیر ایران در نیویورک پس از انقلاب منصور فرهنگ بود؛آن هم در دوره ای که تهران در واشنگتن سفیر نداشت و از آن پس نماینده ایران در سازمان ملل شد سخنگوی جمهوری اسلامی نه تنها در سازمان ملل که در آمریکا.سعید رجایی خراسانی دومین مسافر نیویورک بود؛ فارغ التحصیل دکترا در رشته فلسفه از دانشگاه دارام انگلیس.محمد جعفر محلاتی از 1366 تا 1369 سومین نماینده ایران در خانه ملل بود تا نوبت به سید کمال خرازی رسید؛با مدرک دکترای علوم تربیتی از دانشگاه هوستون آمریکا و رئیس ستاد تبلیغات جنگ. هادی نژادحسینیان سفیر بعدی بود، با دکترای ناتمام حمل و نقل از دانشگاه جورج واشنگتن آمریکا که جای خود را به محمد جواد ظریف داد؛با دکترای رشته روابط بین الملل از دانشگاه دنور.مسافر جدید تهران محمد خزایی ترشیزی است؛دانش آموخته مدیریت از دانشگاه تهران.
مستاجر خیابان پنجم منهتن
حضور پرشمار جواد ظریف در دانشگاه ها، مجامع سیاسی و اجتماعی و باشگاه های سیاسی آمریکا به حدی بود که لیسا آندرسون رییس موسسه امورعمومی و بین المللی دانشگاه کلمبیا بطور کنایه آمیزی از او پرسید که آیا قرار است در رقابت های انتخاباتی در آمریکا شرکت کند!؟ لطیفه این است که ظریف، سفیر ایران در سازمان ملل بود و ایران از 1980 به بعد هیچ روابط دیپلماتیکی با ایالات متحده ندارد. ظریف 48 ساله، بخش عمده زندگی بزرگسالی خود را در ایالات متحده گذرانده و انگلیسی محاوره ای را با لهجه امریکایی صحبت می کند. درباره توانمندی وی برای برقراری روابط صمیمانه با بسیاری از رهبران ایالات متحده و با جمع آمریکایی هایی که وی معمولابرای آنها سخنرانی و از مواضع کشورش دفاع می کند ، گزارشها و تفاسیر متعددی نوشته شده است، به ویژه اکنون که پنج سال خدمت او در سازمان ملل متحد پایان یافته است. موقعیت و منصب وی به عنوان رییس نمایندگی ایران در سازمان ملل امری اتفاقی بوده است و او آن را به مقامات امریکایی ربط می دهد. ظریف در خانواده ای ثروتمند در امور نساجی و تجارت در تهران بدنیا آمد و خانواده همسرش دارای املاک وسیعی بودند اما وی می گوید که هیچیک از دو خانواده درگیر مسایل سیاسی نبودند و لذا هیچ پیامد دیگری برای آنها نداشت. وقتی که در سال 1976 با ویزای دانشجویی به ایالات متحده آمد، برای تدریس در ایران آماده می شد. اما دقیقا زمانی که وی آزمون های جامع دکترایش در دنور را در سال 1985 گذراند، اداره مهاجرت ایالات متحده، روادید او را باطل کرد و شانس های او را برای تکمیل تحصیلاتش از بین برد.
او که می خواست بصورت قانونی در آمریکا باشد، به نیویورک رفت و در نمایندگی ایران مشغول بکار شد. وی طی سه سال بعد و از راه دور، تحصیلاتش را تکمیل کرد و در طول آن مدت ارزش خود را برای دولت ایران به اثبات رساند که از او خواست به وزارت خارجه ملحق شود. ظریف می گوید: لذا من هم بصورت کاملااتفاقی و هم بدلیل تصمیم اداره مهاجرت، دیپلمات شدم. فعالیت هایش در دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل موجب شد تا وی به استخدام وزارت خارجه ایران درآید. در هشتمین کنفرانس سران اسلامی در سال 1997 (1376) در تهران سخنگو و رئیس کمیته سیاسی بود. یک سال پس از آن ریاست کمیته سیاسی دوازدهمین جنبش عدم تعهد در دوربان به وی سپرده می شود.در سالهای 98 - 1997 میلادی هم ریاست کمیته مشورت حقوقی آسیایی آفریقایی را بر عهده داشت. در سال 2000 رئیس کمیسیون خلع سلاح می شود و طی سال های 2002-2000 به عضویت گروه گفت وگوی تمدن های سازمان ملل درمی آید. پیش از عزیمت به نیویورک در سال 1381 به مدت 10 سال معاون حقوقی - بین الملل وزیر خارجه بوده و 3 سال معاونت نمایندگی دائم ایران در سازمان ملل را عهده دار بود. طی مدت اقامت در ایران در دانشگاه تهران در رشته حقوق بین الملل تدریس می کرد؛ تا اینکه مرداد 1381 کرسی نمایندگی ایران در سازمان ملل را به وی پیشنهاد کردند.
ظریف در منهتن در یک خانه زیبای نئوکلاسیک سبک فرانسوی در خیابان پنجم زندگی می کند که در سال 1912 ساخته شده و در دهه 1960 خریداری و پیش از انقلاب ایران محل برگزاری مراسم ولخرجانه ای بود. ظریف می گوید در خلال سالهای حضور در نیویورک چنان گرفتار سخنرانی ها بوده که وقت اندکی برای شناخت شهر و یا حضور در محافل جشن دیپلماتیک داشته است. در مجامع عمومی به صحبت های او با احترام گوش داده می شود و به گرمی تشویق می گردد. وی می گوید: من می دانم آنچه که می گویم دقیقا آن چیزی نیست که آنها می خواهند بشنوند اما من هیچ مشکلی در برقراری یک ارتباط اصیل با گروه زیادی از آمریکایی ها نمی بینیم. ظریف البته در سخنرانی ها و مصاحبه هایش یک حامی جدی برای ایران است. ظریف در باره هولوکاست استدلال می کند که احمدی نژاد این موضوع را مطرح نکرده که آیا چنین چیزی رخ داده است بلکه صرفا می گوید که فلسطینی ها به اشتباه تاوان آن را می دهند. وی همچنین می گوید که اعتقاد دارد ایالات متحده مدارک مربوط به اتهام ارسال بمب و سلاح به داخل عراق را جعل می کند و درباره بن بست هسته ای می گوید که غرب در خلال دو سال که ایران با تعلیق غنی سازی اورانیوم موافقت نمود، از مذاکره اجتناب کرد و لذا تهران اعتماد به مذاکره را از دست داده بود. از وی پرسیده شد که آیا رویکرد ایران را نیز دارای عیب و نقص می بیند، ظریف فقط تایید کرد که ما ممکن است بدلیل تشریح نکردن وضعیت خودمان به بهترین نحو ممکن، در برخی سوءبرداشتها سهیم باشیم.
سفر به سرزمین بی‌سفیر
محمد خزایی ترشیزی 54 ساله است. سفیری که پیش از این معاون وزیر اقتصاد و رئیس سازمان سرمایه گذاری خارجی، توسعه و همیاری اقتصادی بوده است. در فاصله سالهای 1358 تا 1366 نماینده مجلس بود. چندی مشاور رئیس اجرایی بانک جهانی شد.خزایی بیشتر اهل تجارت جهانی است تا سیاست بین الملل. نیک پیداست که وی فقط سفیر ایران در نیویورک نیست چراکه واشنگتنی ها هم چشم به وی دوخته اند. اگر ظریف با آناتولی دوبرینین، سفیر افسانه ای اتحاد جماهیر شوروی مقایسه می شد که در طول جنگ سرد نزدیک به یک ربع قرن در آمریکا بود، امروز همین نگاه متوجه خزایی است چه اینکه آنان ناچارا به عنوان تنها نماینده رسمی جمهوری اسلامی در ایالات متحده، مسئولیت برخی دیدارها را نیز بر عهده دارند و اگر خزایی راه ظریف را ادامه دهد، دیپلماسی راه دو در انتظار اوست که مجموعه ابتکاراتی است شامل بر گفت و گوهای غیر رسمی و دیپلماسی فعال اما در مجرای خصوصی آن.پس از حملات 11 سپتامبر دیپلمات های ایران و آمریکا دیداری واقعی را در یک اتاق کوچک آغاز کردند.
ظریف در سال 2001 در کسوت فرستاده ایران در گفت وگو های سازمان ملل درباره آینده افغانستان پس از خلع طالبان به بن رفت و به طور روزانه با جیمز دابینز فرستاده آمریکا دیدار کرد. در سال 2003 سه بار با زلمای خلیل زاد که در آن زمان کارمند شورای امنیت ملی بود و یا ریان کروکر که هم اکنون سفیر آمریکا در عراق پس از خلیل زاد است دیدار کرد. در سال 2005 با بحث بر سر میز شام درباره برنامه هسته ای ایران با رابرت اینهورن مشاور سابق وزیر امور خارجه در امور منع اشاعه که مورد حمایت گروه بحران بین المللی بود و به میزبانی جورج سوروس عضو شورا برگزار شد، موافقت کرد. ظریف سال گذشته در سمینار پرینستون از طریق ارتباط ویدئویی شرکت کرد زیرا نتوانست مجوز وزارت امور خارجه برای سفر از نیویورک را دریافت کند. پاییز سال 1385 که جیمز بیکر وزیر امور خارجه اسبق آمریکا روی گزارش گروه عراق کار می کرد شام را میهمان ظریف بود تا با او درباره همکاری در خصوص عراق صحبت کند. مهم ترین بخش این گزارش نهایی دسترسی دیپلماتیک به ایران و سوریه برای کمک به ثبات عراق را توصیه کرد.
از دیگر سو، دیدگاه منتشر شده خزایی حاکی از همسانی برداشت وی از سازمان ملل با دیدگاه دیگر مقامات رسمی ایرانی است: < اگرچه درباره برخی از عملکردهای سازمان ملل متحد به ویژه شورای امنیت انتقادهایی وجود دارد، اما من معتقدم این نهاد بین المللی پایگاه و فرصتی برای مراودات بین المللی و تبیین مواضع حقیقی کشورها به دور از جنجال های امپریالیسم خبری است که باید از آن بهره برد. ما در سازمان ملل متحد با همکاری و تعامل سازنده با کشورهای حوزه خلیج فارس، جنبش غیرمتعهدها، اتحادیه اروپا و دیگر نهادهای بین المللی پروسه صلح و ثبات بین المللی را پی گیری خواهیم کرد.> این همان سوءتفاهم ریشه داری است که مابین ایران و سازمان ملل پا دوانده است.شکوه از تبعیض در خانه ملل یا همان اصطلاحی که طی دوره 5 ساله ظریف به <وجود استانداردهای دوگانه>ترجمه شد.گلایه ای که درباره ایران هم گفته می شود تهران از یکسو اسرائیل را به خاطر نقض قطعنامه های شورای امنیت محکوم می کند و از سوی دیگر قطعنامه های همان شورا درباره پرونده هسته ای ایران را کاغذ پاره توصیف می کند.