تاریخ انتشار : ۳۰ دی ۱۳۸۹ - ۱۰:۴۶  ، 
شناسه خبر : ۹۳۲۷۲

نویسنده: مجتبی حبیبی
دوره دوم : 16
رمان " سلاخ خانه شماره‌ی پنج "
نویسنده : کورت ونه گات جوینور - مترجم : علی اصغر بهرامی - انتشارات روشنگران و مطالعات زنان - چاپ اول 1383 - چاپ چهارم 1386 - ونه گات متولد 11 نوامبر 1922 - در جبهه‌های جنگ در ماه دسامبر 1944 اسیر آلمانی‌ها شد. متفقین در بمباران اردوگاه در سدن 134000 نفر غیر نظامی را کشتند که ونه ‌گات جوینور جزء بازماندگان بود که به اردوگاه‌های دیگری منتقل شدند و به آمریکا بازگشتند . نخستین رمان ونه گات جوینر ( نوازنده پیانو 1952 ) ،‌ ( آژیرهای هیولا 1959 ) ‌، ( شب مادر 1963 ) ،‌ ( پرچینگ بازی 1963 ) ،‌ ( سلاخ خانه شماره‌ی پنج 1969 ) که چند سال بعد نسخه فیلم سینمایی آن نیز به نمایش درآمد. از کتاب ( میان زمان و تیمبوکتو 1977 ) نمایش تلویزیونی به اجرا گذاشته شد که به شهرت نویسنده افزود. ( صبحانه قهرمانان 1972 ) و ... از وی منتشر شده است.
به چاپ چهارم رسیدن کتاب از سلاخ خانه شماره‌ی پنج ،‌ ظرف سه سال ‌، خود حکایتی از راهبری دست‌های پنهان دارد که کتابی را بی‌وقفه در مراکز دولتی و غیردولتی ‌، محفلی و تبلیغی به معرض نقد و بررسی ،‌ معرفی و الگودهی قرار می‌دهد و در جایگاه خود به نرمی بر جریان تولیدهای نوشتاری و تصویری درباره دفاع مقدس هشت ساله کشورمان اثر گذار می‌گردد. در رمان نویسی جنگی ادبیات آمریکا کتاب‌های ارنست همینگوی اولین و کتاب‌هایی همچون ( سلاخ خانه شماره‌ی پنج ) در ادامه در بازار نشر و نقد و بررسی جایگاه ویژه باز کرده‌اند. چه همنشینی ‌، سنخیت مفهومی ،‌ جغرافیایی ‌، مردم شناسی ،‌ بلوک بندی سیاسی نظامی و ... بین جنگ‌های فرامنطقه‌ای آمریکا با دفاع مقدس سرزمینی و فرهنگی کشورمان وجود دارد ؟ چرا هر نویسنده دفاع مقدس برای تشرف به عرصه نویسندگی باید چندین بار " وداع با اسلحه " همینگوی را در اندازه کتاب‌های مرجع کنکوری مطالعه کند ؟ بسیاری از مفاهیم ،‌ لحظه پردازی‌ها ‌، شخصیت‌سازی‌ها ،‌ یأس فلسفی و حتی تکیه کلام‌های خاص فحاشی به اصطلاح " کهنه سربازان " آمریکایی بررسی و شورا و ... مملو از همان مقایسه کردن‌ها با آثار همینگوی و دیگران است. سر فصل‌های گفته شده بالا را با نشانی‌های فراوان در رمان‌های مختلف منتشر شده داخلی می‌توان به سهولت دریافت. این یادآوری از آن جهت ارائه می‌شود که در ظرف سه سال گذشته رمان سلاخ خانه شماره‌ی پنج در بنیاد حفظ آثار و ارزش‌های دفاع مقدس ،‌ حوزه هنری و ... با رقابت خاص به معرض دید و داوری گذاشته شده و درباره آن بحث‌ها صورت گرفته است.
ویژگی‌های رمان : در فیلم‌های سینمایی و رمان نویسی آمریکایی‌ها به رغم توصیف کردن صحنه‌های خشونت‌بار آمریکایی‌ها. از میان خود آمریکایی‌ها مسیح گونه‌ای برپا می‌خیزد و بی عدالتی‌ها را کنار می‌گذارد و بار دیگر آمریکایی گرتر مادی و مصنوعی رابه نمایش می‌گذارد. فیلم " کشتزار مرگ " نمونه کاملی از این مفهوم است. در رمان سلاخ خانه شماره‌ی پنج " بیلی پیل گریم " بینایی سنج ،‌ ساده لوح ‌، معصوم ‌، بلند بالا و لاغراندام به جنگ فراخوانده شده و از آموزشگاه نظامی داکوتای شمالی به جبهه لوکزامبورگ به عنوان دستیار کشیش فرستاده می‌شود. هنوز لباس و اسلحه دریافت نکرده و در گروگان و گردانی ثبت نام نکرده است که به همراه چهار نفر دیگر ( سه نفر دیده‌بان و یک نفر خدمه تانک ) به اسارت آلمانی‌های فلکزده‌ای چون خودش درمی‌آید. اول به اردوگاهی برده می‌شوند که صد نفر آمریکایی در آنجا در اسارت بسر می‌برند. بعد هم همه به میزبانی انگلیسی‌ها ( فیلم فرار بزرگ با بازی مارلون براندو و ... ) خوشگذارنی می‌کنند. روس‌ها در وضعیت تحقیرشده‌ای هستند. بعد هم صد نفر آمریکایی را پشت سر بیلی پیل گریم به شهر در سدن و سلاخ خانه شماره پنج " پیش از آن کشتارگاه خوک و گاو و ... بوده است " می‌برند. روز دوم اقامت آژیرهای خطر به صدا درمی‌آیند و متعاقب آن جنگنده بمب افکن های متفقین 134000 نفر ساکن در سدن را در آتش بمب‌های آتش‌زا می‌سوزانند.
بیلی پیل گریم که سوار بر گاری است و دو اسب آن را می‌کشد با فهمیدن زخم‌های اسب‌ها پیاده شده و زار زار گریه می‌کند. جنگ پایان می‌یابد و بیلی پیل گریم بعد از برطرف شدن عوارض جنگ از بیمارستان به خانه می‌رود و ... بعد از سقوط هواپیمایی که بیلی و دیگر بینایی سنجان را به کانادا می‌برد ،‌ به وسیله اسکی بازان اتریشی نجات داده شده در بیمارستان بستری می‌گردد. در بیمارستان هم اتاقی او پروفسور ،‌ سرلشگر احتیاط ‌، استاد دانشگاه و مورخ تاریخ نیروی هوایی ایالات متحده ( وامفورد ) بعد از رفع سوء تفاهم‌ها از هذیان گویی بیلی پیل گریم ،‌ گفته‌های او را برای استفاده در کتاب خلاصه شده 27 جلدی توسط وامفورد درج می‌شود. در مباحث وامفورد که به بیانیه هری. اس ترمن پرداخته می‌شود ( مقدمه کتاب مورخ انگلیسی هم متفقین را از بمباران در سدن تبرئه می‌کند. او می‌گوید موشک‌های وی 1 و وی 2 شهرهای انگلستان را هدف گرفته بودند ) بمباران‌های اتمی و هیدروژنی برای پایان دادن به جنگ توجیه می‌شود.
فانتزی : رمان سلاخ خانه شماره‌ی پنج بازسازی رمان معروف سروانتس ( دون کیشوت ) است. کتاب در کتاب و نقل قول از نقل قول که صحنه‌های رقت بار و کمیک شخصیت به آن امکان می‌دهد تا به اصطلاح سفر در زمان بکند. سفر در زمان‌های بیل پیل گریم تصورات اوست از کتاب‌های نویسنده‌ای به نام گیلکورتراوست درباره بشقاب پرنده‌ها و سیاره‌ای به نام ترالفاما دور که پایگاه آدمک‌های روباتیک است. باز هم تنها یک آمریکایی از آسمان برگزیده می‌شود.
استفاده‌های رسانه‌ای رمان : برتری نژادی انگلو ساکسون‌ها ( سربازان نیوزیلندی ‌، استرالیایی ،‌ کانادایی ‌، انگلیسی و آمریکایی چنانچه در فیلم فرار بزرگ خودنمایی می‌کنند و ... ) از میان ملت‌های آلمانی ‌، روسی ،‌ اسلاوها به نمایش گذاشته می‌شود. انگلوساکسون‌هایی که پس از پذیرش پروتستان از قرن هفدهم اکثر لشگرکشی‌ها به سرزمین‌های دیگران ( استرالیا ،‌ هندوچین ،‌ آمریکای شمالی و جنوبی و ... ) را ترتیب داده‌اند که آخرین آن اشغال افغانستان و عراق است. اگر مفهوم جنگ صلیبی آمریکا در خاورمیانه مصداق کامل ندارد. جنگ انگلوساکسون‌ها کامل است.
2- در حالی که کلیت رمان به واقعه بمباران در سدن در روزهای پایانی جنگ جهانی دوم متمرکز است ،‌ نویسنده هرازگاهی با نشان دادن قالب‌های صابون در انبار و یا دستشویی سربازان به تبلیغ هولوکاست یهودی می‌پردازد که از چربی‌های تصفیه شده یهودیان ساخته شده است. صفحه‌های 24 و 81 و 125 این مرثیه سرایی‌ها دیده می‌شود. خاخام یهودی ارتش آمریکا در میان اسرا در واگن به رغم زخم‌های زیاد با روحیه و مهربان است.
3- در به اصطلاح سفر زمان ،‌ بیلی پیل گریم بعد از دهه هفتاد ،‌ او به عضویت باشگاه لاینزها درمی‌آید ( لاینزها همانند فراماسونرها ،‌ روتارین‌ها و ... در خدمت اهداف یهودیان برای حکومت به غیر یهودیان جهان شکل گرفته و یکی از مراکز پشت پرده سیاست جهانی صهیونیسم و امپریالیسم است ) در صفحه‌های 70-81 و 87 اعضای باشگاه لاینزهای شهر ایلیوم در نقش حافظان امنیت اجتماعی و راهبردی آمریکا نشان داده می‌شوند. بیلی پیل گریم مدتی به عنوان مدیر باشگاه در سال 1967 است.
4- در جنگ جهانی دوم به صرف شیطنت‌های فراماسونرها و یهودیان ‌، ژاپن به بندر پرل‌هاربر در اقیانوس آرام حمله می‌کند و آمریکا هم با همان شیطنت‌ها آن را حمله به خاک خود تلقی کرده وارد جنگ جهانی دوم می‌شود. همین شیطنت‌های جنگ افزارسازی یهودیان آمریکا (زرادخانه‌های اتمی و راهبردی شرکت‌های لاکهید و ... با سرمایه یهودیان کار می‌کند ) رییس جمهور یهودی وقت آمریکا ( هری . اس ترومن ) را وادار به صدور فرمان بمباران اتمی شهرهای هیروشیما و ناکازاکی ژاپن می‌کند. نویسنده رمان سلاخ خانه شماره‌ی پنج آن را توجیه می‌کند. و در فصل نهم به انحأ زیرکانه‌ای آن فجایع را ضرورت پایان دادن به جنگ جهانی دوم به خواننده القا م‌کند. قرینه اجتناب ناپذیری بمباران‌های اتمی را در هیأت مفلوک سربازان روسی نشان می‌دهد تا خواننده قانع گردد راهی به جز آن وجود نداشته است و سران وقت یهودی آمریکا محق بوده‌اند.
5- سینمای هالیوود و به طبع رسانه‌های دیگر وابسته به صهیونیست‌ها به ویژه در آمریکا اتحاد ناگسستنی آمریکا و صهیونیسم را در تفوق به نه تنها قدرت‌های زمینی بلکه فرازمینی نیز شبیه سازی کرده نه تنها بر وضعیت حال بلکه به آینده نیز گسترش می‌دهند. رمان سلاخ خانه شماره‌ی پنج در سال انتشار ( 1969 ) با تکیه بر فرضیه‌های جنگ ستارگان قسمتی از رمان را به سیاره ترالفاما دورنشین‌ها ( مونتا نازن و بیلی پیل گریم شوهر ) اختصاص می‌دهد که آمریکایی‌اند. از طرف آن موجودات فرازمینی انتخاب شده‌اند و بچه‌ای هم درست کرده‌انند تا در آینده همچنان ابر قدرت آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها ملکه اذهان عمومی جهانیان گردد. طرح جنگ ستارگان رونالدریگان و فیلم‌های سینمایی مربوطه به آن دو دهه پیش به نمایش گذاشته شد. با تقسیم بندی‌های بالا می‌توان به سهولت دریافت که چرا شرکت انتشارات روشنگران و مطالعات زنان دست به انتشار کتاب زده است. همچنین مقدمه پر آب و تاب صفدر تقی زاده به عنوان پیشگفتار نیز جالب توجه است که با چه دلبستگی خوانندگان را به مطالعه رمان فرامی‌خوانند.
قابل توجه : صفحه اول کتاب این جمله‌ها با فونت درشت برجسته شده است : " ترجمه‌ی این کتاب به خاطره مسیح و حسن ،‌ شهیدان جنگ تحمیلی تقدیم می‌شود ،‌ که حتی پیکرهاشان به خانه برنگشت. روانشان شاد باد. " راستی خاطره شهیدان جنگ تحمیلی چه نسبتی با رمان سلاخ خانه شماره‌ی پنج دارد ؟! آیا مترجم آن شهدا را در ردیف جان باخته‌گان آلمانی محسوب می‌کند یا در ردیف سربازان آمریکایی ؟ یا نه شیطنتی دیگر در پشت آن کلمه‌ها نهفته است : رزمندگان که به راه و مرگ خود ناآگاه بودند ؟! یا همه جنگ‌ها چه دفاعی و چه دست درازی به سرزمین دیگران همانند هم است ؟! بنابراین به راحتی می‌توان به جوگیر شدن جلسه‌های نقد و بررسی رهنمون شد. چهار کلمه نامربوط بر پیشانی کتاب از مترجم و تبرک کردن رمان آمریکایی که بعدها مراکزی آن را حلوا حلوا کنند ؟! سرمشق نویسی از رمان‌های آمریکایی به خصوص آن دسته از رمان‌ها که به اصطلاح ضد جنگ هم می‌نمایند می‌تواند سرابی برای ادبیات ملی و اسلامی ما به ویژه در گونه ادبیات دفاع مقدس باشد.
" خورشید عریان "
نویسنده : ایساک آسیموف ـ ترجمه : هروس شعبانی ـ نشر : انتشارات شقایق ـ چاپ اول : 1375 ـ ایساک آسیموف از جمله یهودیان روسیه است که از آن کشور مهاجرت کرده و به آمریکا رفته است. دوران نویسندگی وی در آمریکا بوده است. متولد 1920 و در سال 1992 از جهان رفته است. در میان برتری‌طلبی‌های آمریکاییان ، یهودیان بیشترین نقش را دارند ، به ویژه این یهودیان در عالم ادبیات و هنر با تبلیغ دوسویه خود ، هم نقش اسراییلی خود را متشخص‌تر می‌کنند و هم آمریکا را به عنوان پایگاه اصلی یهودیان تبلیغ می‌کنند. سینمای هالیوود و هزاران شبکه رادیویی ، تلویزیونی ، اینترنتی و روزنامه‌ها و هفته‌های با تیراژ میلیونی همه و همه در اتحاد آمریکا ـ یهود متجلی می‌شوند. برتری در فضا و کهکشان‌ها یکی از گونه‌های ادبیات علمی ـ تخیلی است که در آمریکا یهودیان فیلم‌ساز و نویسنده با مهارت کامل از عهده آن برآمده و هر روزه محصولات جدیدتری را به بازار جهانی ارسال می‌کنند.
گفته می‌شود بعد از نسل ژول‌ورن و چند نفر دیگر ، در گذشته قرن بیستم محل هنرنمایی ایزاک آسیموف است : " در این رمان " الیاس بیلی " افسر پلیس و کارآگاه ویژه تحقیقات فضایی از نیویورک به واشنگتن فراخوانده می‌شود. در وزارت دادگستری " می‌نیم " وی را در جریان مأموریت قرار داده و حکم اعزام را ابلاغ می‌کند. در سیاره سولاریا قتلی اتفاق افتاده است و سران آنجا روی دو نفر که با هم قبلاً بر روی پروژه‌ای کار کرده و موفق شده بودند این بار برای رفع مشکل در آن سیاره فراخوانده شده‌اند. نفر دوم " دانیل " رباط انسان‌نمایی است که از سیاره دیگر به کمک " الیاس بیلی " می‌آید. الیاس بیلی در سفینه قرار گرفته و راهی سیاره می‌شود. در آن سیاره دانیل اولیوا و همکار سابق به وی می‌پیوندد. دانیل در مور قوانین سولاریا توضیحاتی می‌دهد. او می‌گوید در اینجا در قبال هر یک نفر موجود انسانی هزاران رباط وجود دارد.
رباط‌ها مواظب سلامتی انسان‌ها هستند. آنها ضمن ارائه خدمات به انسان‌ها ، موظف به حفظ انسان هم هستند قانون چنین است : 1- یک روبات نبایستی به یک موجود انسانی صدمه‌ای وارد سازد ، یا از طریق اقدام نکردن ، اجازه دهد که یک انسان صدمه ببیند. 2- یک روبات می‌بایست از دستورهایی که توسط موجودات انسانی به او داده می‌شود اطاعت کند ، به جز در مواردی که چنین دستورهایی موجب نقض قانون اول گردد. در اولین حرکت در فضای باز بیلی بیهوش می‌شود. بعد از به هوش‌آمدن بیلی ، آن دو طبق برنامه به دیدن رییس سازمان امنیت سولاریا " هانس گروئرو " می‌روند. گروئرو در توضیحات خود نام مرد کشته شده " ریکین دلمار " را به آنها می‌گوید. توضیح می‌دهد که همه به یک نفر که زن اوست " گلادیا " مظنون هستند. اضافه می‌کند که آنها می‌توانند از فردا از گلادیا به عنوان شاهد بازجویی کنند. بعد از خداحافطی‌کردن گروئرو ، بیلی تازه متوجه می‌شود در این سیاره " دیدن " وجود ندارد بلکه " مشاهده " متقابل انجام می‌گیرد. در محل اقامت بیلی از دو ربات می‌خواهد که ترتیب ملاقات با گلادیا را بدهند.
بیلی در اولین اقدام و به رغم عدم آگاهی به زبان و ساختار زندگی سولاریایی‌ها توانست گلادیا را سوال‌پیچ کند. در جایی که دو کارآگاه و گروئرو نشسته‌اند ، گروئرو دانیل را برای بستن پنجره‌ها می‌فرستد. در آن فرصت پیش آمده می‌گوید که چون دکتر دلمار شبکه خرابکاری کشف کرده بود کشته شد. اگر این توطئه قتل کشف نشود در آینده به کره زمین هم اثر خواهد گذاشت گروئرو به بیلی تأکید می‌کند که مبادا از صحبت خصوصی‌شان چیزی به کارآگاه آئرویایی " دانیل " بگوید. بیلی از دکتر تول‌دو که رابطه‌ای با گلادیا و دکتر گالیمار داشته ، بازجویی می‌کند. در صحنه دیدار دو کارآگاه با گروئرو که هر دو دیده بودند گروئرو بعد از نوشیدن چند قطره از نوشابه‌اش به حالت کما رفته است بیلی بعد از آن به راستی به حرف او درباره وجود توطئه معتقد می‌شود. بیلی بلافاصله با جانشین گروئرو یعنی " کوروین اتل‌بیش " قرار ملاقات می‌گذارد. اتل‌بیش با رفتار تند می‌خواهد آنها را مرعوب کند.
در اقدامی دیگر بیلی همکارش دانیل را وادار می‌کند تا به روبات‌بودن خود اعتراف کند. دانیل از زیر لباس‌هایش اجزای پیچ و مهره‌ای ساختمان بدنش را نشان می‌دهد. بیلی او را به دست سه روبات می‌سپارد. بیلی به دیدار جامعه‌شناس سیاره " آنسلیموکوثموت " می‌رود. در جریان بازجویی از او به نکاتی درباره وجود توطئه دست می‌یابد. بعد از آن به سراغ دستیار دکتر دلیمار که او جنین‌شناس است و کلاریسا نام دارد می‌رود. کلاریسا توضیح می‌دهد که در سولاریاسن مرگ و میر سیصدسال است. این برنامه‌ریزی برای آن است که جمعیت انسانی سولاریا همیشه در عدد بیست هزار نفر باقی بماند. بیلی بعد از شنیدن حرف‌های او تأکید کرد که قاتل دلیمار کسی مثل خود اوست و نه گلادیا ، او شگفت‌زده شد.
دلمار در نظر داشته تخمک‌های ماده غیربارور را در مخازنی که دارای درجه حرارت هوای مایع است نگهداری کرده و لقاح مصنوعی تولید کند. براساس نظریه او می‌شد امتزاج نژاد انسانی را اصلاح کرده و برای همیشه نژادهای پست را از بین ببرد. در حین گشتن با کلاریسا از سوی نوجوان سولاریایی تیرکمانی آلوده به زهر از فراز سر بیلی رد شده و به درخت اصابت می‌کند. کلاریسا توضیح می‌دهد که انسان زمینی نوعی پست از نژاد بشر است که نباید اجازه ورود به سولاریا را داشته باشد. بیلی در مواجهه با یک روبات‌شناس چیزهایی درباره علم روباتیک می‌شنود. سپس به " لی‌بیگ " پیغام می‌دهد که علم روباتیک با خطاپذیری همراه است. همچنین بیلی با افشاء نوشابه‌ای که به مسمومیت گروئرو انجامیده بود. لی‌بیگ را با دوستی که با دکتر دلمار و زنش گلادیا داشته و ناگهان قطع کرده است وی را به قتل متهم می‌کند. سرانجام بیلی در شرایطی که به نظر گلادیا مثبت بوده قدم می‌زند و در این لحظه دانیل خود را رسانده و مانع از کشتن غیرمستقیم بیلی به وسیله گلادیا می‌شود. پرونده خیانت‌کاری لی‌بیگ بررسی می‌شود و قاتل دلمار ، مسموم کننده گروئرو پیدا می‌شود. مأموریت به پایان می‌رسد.
بیلی در واشنگتن گزارش کار می‌دهد و به شهر خود نیویورک نزد خانواده‌اش برمی‌گردد. " فضای علمی رمان و تخیلات شیرین و شگفتی‌آوری که از متن به خواننده ارزانی می‌شود همه شیرینی‌های دور " سم " هستند که خواننده به راحتی آن را هضم کند. یک کلانتر از سیاره زمین [ یهودی ] الیاس بیلی با حکم معاون وزیر دادگستری [ یهودی ] آمریکایی به سولاریا می‌روند و برتری خود را علاوه بر زمین به کائنات هم اثبات می‌کنند. در بخش " تیری خطا می‌رود از صفحه 218 تا 230 در موضوع اصلاح‌گری نسل انسان ، نویسنده به تمثیل فاشیست‌های آلمانی می‌پردازد که می‌خواستند نژاد برتر آریایی خودشان را اصلاتح و بقیه انسان‌های پست‌تر را محو کنند.
یعنی اگر بیلی یهودی به آنجا نمی‌رفت : فاشیست نوین در سولاریا اصلاح ژنتیک را انجام داده دست‌آورد خود را به زمین منتقل کرده و اهداف ناکام مانده فاشیست‌ها این بار انجام می‌گرفت. " ... ما می‌توانیم بین دنیاهای خودمون ، پراکنده بشیم و تبدیل به فضایی بشیم. اگه همین‌طور در زمین بسته بمونیم دیگه چاره‌ای به جز شورش‌های مرگبار و بیهوده باقی نمی‌مونه. اگه مردم بخوان بی‌خودی به ضعف‌های خیالی فضایی‌ها دلخوش کنن ، اوضاع از این هم که هست بدتر می‌شه ـ صفحه 362 " قابل توجه است که صهیونیست‌ها در فیلم‌های خودشان پا را از رمان‌های آسیموف فراتر گذاشته‌اند. کافی است " هوش مصنوعی " اسپیلبرگ را به یاد بیاوریم که نوزادی نیمه روباتیک به نام " داوود " چگونه شگفتی‌ها را در میان اهالی شهرهای بزرگ به ارمغان می‌آورد. اصطلاح انسان‌سازی یهودیان به افسانه‌ای در قرن پانزدهم برمی‌گردد که خاخامی در جمهوری چک امروزی از گل، انسان به وجود می‌آورد " گولم " و یهودیان از آن زمان تاکنون در ابعاد مختلف از عرفان کابالا تا دستبردن به علم ژنتیک ، تفسیرهای سوء از تورات و ... پرداخته‌اند. در کل تبلیغات صهیونیستی به وسیله روشنفکران کشورهای دیگر در معرض گسترش روزافزون است. تنها از آسیموف بیش از سی کتاب در ایران ترجمه شده و بارها تجدید چاپ شده‌اند.          ادامه دارد ...