آمریکای لاتین که روزگاری آمریکا آن را حیاط خلوت خود مینامید و در دهه ۱۹۶۰میلادی تا مرز یک جنگ تمام عیار با شوروی نیز در آنجا پیش رفت هم اکنون جولانگاه حضور پرقدرت کشورهائی مانند روسیه، ایران و چین شده است.
بسیاری از رسانههای جهان در روزهای گذشته به نگرانیهای آمریکا از افزایش نفوذ روسیه، ایران و چین در نیمکره غربی و مخصوصا در آمریکای لاتین پرداخته اند.
هیلاری کلینتون روز جمعه اعلام کرد که روسیه، ایران و چین راه خود را به سوی آمریکای لاتین باز کردهاند و منافع بسیاری را در این منطقه کسب کرده اند که میتواند حضور آمریکا در این منطقه را به مخاطره بیندازد. وی علت به وجود آمدن چنین وضعیتی را سیاستهای بوش دانست که به دنبال منزوی کردن کشورهای دشمن قاره آمریکا بود.
کلینتون در یک ارزیابی و بیان هشدار گفت در حالی که دولت بوش در این تلاش بود که کشورهائی نظیر کوبا و ونزوئلا را کشورهائی منفور و کم اهمیت در سطح جهان جلوه دهد کشورهائی مانند چین و ایران روابط اقتصادی و سیاسی بسیار محکمی را با کشورهای درون این منطقه پایه ریزی کردند.کلینتون که از رویکرد باراک اوباما در تعامل با روسای جمهور برخی از کشورها همچون ونزوئلا و کوبا در زمینه سیاست خارجی دفاع میکرد گفت: من فکر نمیکنم که این موضوع [سیاست بوش] در راستای منافع ما بوده باشد.
قبلا نیز آمریکا از حجم فعالیتهای ایران در نیکاراگوئه و دیگر کشورهای آمریکای لاتین ابراز نگرانی کرده بود و برخی جمهوری اسلامی را با آمریکا هم مرز خواندند. اما اکنون در سخنان کلینتون نگرانی بیشتری دیده میشود که اقدام جدی تر و حضور بیشتر آمریکا در آمریکای لاتین را میطلبد. وی در ادامه گفت: من فکر نمیکنم در جهانی که اکنون چند قطبی شده است و در موقعیتی که ما به دنبال رقابت روسها و چینیها و ایرانیها هستیم، منافع ما با پشت کردن به نیمکرهای که مال خودمان است تامین شود.
به اعتقاد برخی از کارشناسان در سخنان کلینتون با همه کشورها به یک لحن صحبت شده است در حالی که تهدید ایران و روسیه بیشتر متوجه امنیت آمریکاست و چین بیشتر به منافع اقتصادی میاندبشد.
مایکل شیفر از کارشناسان آمریکائی در موسسه گفتگوی درون آمریکا در روزنامه لس آنجلس تایمزمی گوید که چینیها به حساسیتهای آمریکا بسیار توجه دارند و چون نمیخواهند روابط خود را با آمریکا به مخاطره بیندازند در این موضوع محتاطانه حرکت میکنند. وی در مورد ایران اعتقاد دارد که حضور ایران میتواند تهدیداتی را در زمینه جاسوسی و تروریسم و قاچاق اسلحه به دنبال داشته باشد.
مراودات دیپلماتیک جدید ایران با نیکاراگوئه نیز موجب افزایش نگرانی ها شده است. در یک گزارش که سال قبل به وسیله مرکز محافظه کار سیاسی امنیتی در واشنگتن منتشر گردید عنوان شد که تاسیس سفارت خانه ایران در نیکاراگوئه برای آمریکا خطرناک است. کلینتون نیز این نگرانی را به صورت زیر بیان کرد که ایران در حال ساختن سفارتخانهای بزرگ در ماناگوئا پایتخت نیکاراگوئه است تصور کنید که هدف از ساخت آن چیست؟ حتی برخی مقامات آمریکائی آن را جبههای ایرانی در برابر آمریکا عنوان کرده اند.
مقامات ایران و کشورهای آمریکای لاتین متناوبا با یکدیگر ملاقات میکنند.
در ماه آوریل چاوز از ایران دیدار کرد. قرار است محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران نیزبه زودی از برزیل و دیگر کشورهای منطقه دیدن کند. برزیل اکنون بزرگترین شریک تجاری ایران در منطقه است.
حجم مبادلات تجاری چین با آمریکای لاتین نیز در حال افزایش است و بین سالهای ۲۰۰۰تا ۲۰۰۷هفت برابر شده و به مرز ۱۰۰میلیارد رسیده است. اما حجم واقعی سرمایهگذاری چین در این منطقه ۱/۹میلیارد دلار در سال ۲۰۰۷ بوده است.
به گفته کلینتون اکنون آمریکا در حال آماده شدن برای تقویت روابط با کشورهای منطقه از جمله با هوگو چاوز است تا با حضور و نفوذ کشورهای دیگر مانند ایران و روسیه در این منطقه مقابله کند. نمایندگان و سفرای آمریکا علیرغم اخراج شدن از ونزوئلا و و بولیوی برای عزیمت به این کشورها آماده می شوند. وی همچنین گفت که خواهان روابط گستردهای با اکوادور نیز می باشد. به گفته کلینتون باراک اوباما محدودیتی برای برقراری روابط با کشور ها و رهبرانی که دیدگاه متفاوتی با آمریکا دارند قائل نیست.
مدت زیادی از حضور نمایندگان نظامی ایران در ونزوئلا نمیگذرد. چندی قبل هواپیماهای استراتژیک روسیه در ونزوئلا فرود آمدند ضمن اینکه ناوهای جنگی روسی مانوری نظامی را با همکاری نیروهای ارتش ونزوئلا برگزار کردند. علاوه بر اینها در چند ماه گذشته قرار دادهای تسلیحاتی چند میلیارد دلاری بین روسیه و ونزوئلا بسته شده است. کارشناسان علت افزایش تحرک روسیه در ایجاد رابطه با کشورهای آمریکای لاتین مخصوصا ونزوئلا را ترس روسیه از افزایش نفوذ آمریکا در اروپای شرقی عنوان میکنند.
از چند سال قبل کارشناسان مسائل سیاسی در آمریکا در مورد پایان وجهه و اعتبار آمریکا و روند روبه افول نفوذ و قدرت این کشور در آمریکای لاتین پیش بینیهایی کرده و هشدارهائی داده بودند. اکنون این کارشناسان آمریکای لاتین را که روزگاری آمریکا آن را حیاط خلوت خود مینامید و حاضر شده بود حتی در دهه ۱۹۶۰میلادی تا مرز یک جنگ تمام عیار با شوروی در آنجا پیش برود جولانگاه حضور پرقدرت کشورهائی مانند روسیه، ایران و چین میدانند.
گرچه در این روابط نزدیک موضوع انرژی و نفت و منافع اقتصادی اهمیت فوق العادهای دارد اما نباید فراموش کرد که همه کشورها برحسب توانائیها و امکانات خود به دنبال گسترش نفوذ و یا به عبارتی ایجاد حوزههای نفوذی هستند که بتوانند در بازیهای سیاسی و در عرصههای بحرانی از آن به عنوان برگ برنده خود استفاده کنند.
در این رقابت آمریکا خود را شکست خورده میبیند به همین دلیل است که این سخنان از زبان وزیر امور خارجه آمریکا بیرون آمده است. آیا اوباما می خواهد تغییری در سیاستهای آمریکا در آمریکای لاتین بوجود آورد؟ به نظر میرسد که آمریکا اکنون دارای جایگاه مستحکمی نباشد و راهی جز این ندارد. بیشتر دولتهای کشورهای آمریکای لاتین گرایشهای چپ دارند.
بسیاری از آنها از حمله روسیه به گرجستان حمایت کردند. دولت ایران روابط اقتصادی و سیاسی گرمی را با بسیاری از کشورهای منطقه برقرار کرده است و حتی به گفته یکی از مقامات وزارت خارجه برای بهبود چهره ایران، دولت ایران انجام پروژههای اقتصادی در این کشورها را تضمین میکند.
آمریکا به جزکشورهای کلمبیا و مکزیک در دیگر کشورهای منطقه جایگاه محکمی ندارد لذا برای اینکه در بازیهای سیاسی مجبور به دادن امتیازات به رقبای خود از خارج از این قاره نباشد تصمیم گرفته است تا با زیر پاگذاشتن غرور، دست دوستی را به صورت یک جانبه به سوی کشورهای معارض آمریکای لاتین دراز کند. پس تغییر در سیاستهای اوباما در قبال آمریکای لاتین اجتناب ناپذیر خواهد بود..