* بعد از پیروزی احمدینژاد در انتخابات ریاست جمهوری بود که نام ثمره هاشمی سر زبانها افتاد. آشنایی شما با آقای احمدینژاد از چه زمانی بود؟
** ایام سال نو را خدمت خوانندگان روزنامه جامجم تبریک میگویم و سالی پر از موفقیت، شادکامی و پیشرفت را برای کشور آرزو میکنم و انشاءالله شاهد تحقق هر چه بیشتر آرمانها و اهداف انقلاب اسلامی و مردم عزیز ایران باشیم.
آشنایی بنده با جناب آقای احمدینژاد تقریبا از سال 55 و 56 شروع میشود که آن هم به دلیل هم دانشگاهی بودن و اشتراک فعالیتهای فرهنگی و سیاسی قبل از انقلاب، دوران انقلاب و بعد از انقلاب است.
در دوران قبل از انقلاب مرکز فعالیتهای دانشگاه علم و صنعت در امور فرهنگی و سیاسی، مسجد دانشگاه بود و از آنجا آشنایی ما آغاز شد و سپس در دوران انقلاب ادامه یافت بویژه این که در تاسیس انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت با هم مشارکت داشتیم. انجمن اسلامی قالب بسیار مناسبی برای فعالیتها بود و با توجه به این که خلاء آن در قبل از انقلاب حس میشد، فرصت بسیار خوبی برای حضور دانشجویان و فعالیتهای آنان بود.
تا جریان انقلاب فرهنگی این آشنایی ادامه داشت و از ارکان موثر در انقلاب فرهنگی دانشگاه علم و صنعت بود. بنده و ایشان نیز در این فعالیتها نقش داشتیم و بعد از انقلاب فرهنگی نیز برای تصحیح روند دانشگاهها، تجدیدنظر در درسها، اصلاح سیستم و برنامهها و سیاستها در چارچوب انقلاب فرهنگی حدود 2 سالی دانشگاهها تعطیل بود و فرصت خوبی برای وارد شدن دانشجویان برای فعالیتهای اجرایی در نهادها و دولت بود.
عدهای از دانشجویان جهاد دانشگاهی تشکیل دادند، عدهای وارد جهاد سازندگی شدند و برخی نیز وارد بدنه سپاه شدند که در این میان من و آقای احمدینژاد وارد وزارت کشور شدیم. به همراه عدهای دیگر از دانشجویان به آذربایجان غربی رفتیم که آقای احمدینژاد مسوولیت فرمانداری ماکو و سپس خوی را داشتند و من هم در استانداری کار میکردم.
این فعالیتها ادامه داشت تا این که در بهمن سال 60 به کردستان منتقل شدم و آقای احمدینژاد در آذربایجان به کار خود ادامه داد تا سال 64 که بنده برای ادامه تحصیل به دانشگاه بازگشتم و در مدت کوتاهی تحصیلاتم را به اتمام رساندم، آقای احمدینژاد هم مشغول کار اجرایی بودند و هم در دانشگاه به تحصیل ادامه میدادند و به تناوب در جبههها هم حاضر میشدند.
دوستیمان ادامه داشت تا این که در پایان سال 67 از کردستان آمدم و در این فاصله آقای احمدینژاد نیز مدتی را در کردستان به عنوان مشاور عمرانی حضور داشتند و همزمان توانستند مدرک کارشناسی ارشد خود را از دانشگاه علم و صنعت دریافت کنند و دکترا را به رغم این که شامل بورسیه و اعزام به خارج از کشور شده بودند، نپذیرفته و شخصا پیگیری کردند تا مقطع دکترا نیز در رشته عمران در دانشگاه علم و صنعت راهاندازی شود. ایشان در آن مقطع عضو هیات علمی دانشگاه هم بودند.
در سال 67 که به تهران بازگشته بودم، با یکدیگر در یکی از شرکتهای ساختمانی وابسته به بنیاد مستضعفان کار میکردیم تا این که وارد وزارت خارجه شدم. آقای احمدینژاد هم در دانشگاه بودند، اما ارتباطات ما با هم برقرار بود تا این که رسیدیم به شهرداری و ایشان به عنوان شهردار انتخاب شدند و بنده توفیق یافتم در شهرداری به عنوان مشاور ایشان کارم را ادامه بدهم. به این ترتیب فصل جدیدی آغاز شد، بعد از انتخابات ریاست جمهوری نیز وارد این نهاد شدم. در این فاصله تقریبا بیش از 30 سال همواره اول با هم دوست بودیم و در مواردی هم همکاری داشتیم.
* به لحاظ سنی شما بزرگتر هستید یا آقای احمدینژاد؟
** تقریبا هم سن و سال هستیم.
* شما بیشتر از ایشان حرفشنوی دارید یا ایشان از شما؟
** نامش مشورت است. ایشان رئیس بنده هستند و دستوری بدهند عمل میکنم، اگر هم بنده مشورت بدهم ایشان میسنجند، اگر درست تشخیص دادند، عمل میکنند و اگر درست تشخیص ندادند، عمل نمیکنند.
* در مشورتهایی که ارائه کردهاید و با توجه به دوستی صمیمی که بین شما وجود دارد، در این تشخیصها تا چه اندازه به مشورتهای شما عمل کردهاند و آن را پذیرفتهاند؟
** سنجش دقیقی ندارم که چقدر پذیرفتهاند و چقدر نپذیرفتهاند. اگر موضوعی بوده بنده گفتهام و ایشان هم گوش کردهاند و گاهی عمل کردند و گاهی هم عمل نکردهاند.
* از زمانی که شما مشاور ارشد رئیسجمهور شدید همواره خبرهایی در مورد احتمال انتصاب شما در بالاترین سطح یک وزارتخانه شنیده میشود. چرا مشاورت آقای احمدینژاد را بر وزیری ترجیح میدهید؟ فکر میکنید بیشتر در این حوزه تاثیرگذار باشید؟
** بحث پست وزارت هیچ وقت برای من مطرح نبوده است. بخش مهمی شایعات بوده است. از نظر این که تاثیرگذار باشم یا خیر بنده حوزههای دیگر را تجربه نکردهام، اما کار مشاوره را ترجیح میدهم زیرا آسانتر است.
* بیشتر در چه حوزههایی به رئیسجمهور نظرات مشورتی میدهید؟
** حوزههایی که مورد علاقه ایشان باشد. بیشتر حوزههای اجتماعی و سیاست خارجی است. در بحث اقتصادی من صاحبنظر نیستم که بخواهم مشورت بدهم.
* آیا تاکنون مشاورهای دادهاید که از نتایج آن پشیمان باشید یا بسیار خوشحال؟
** تلاش کردهام کاری که ضروری است انجام ندهم.خوشبختانه ایشان (رئیسجمهور) همیشه چند قدم جلوتر هستند. مفهومش این است که مبتکر و مبدع خیلی از فعالیتهای سیاست خارجی خودشان هستند.
* از فعالیتهای روزمره رئیسجمهور بگوئید. کی سر کار حاضر میشوند، کی میروند و در روز چند ساعت کار میکنند؟
** آقای رئیسجمهور تمام وقت کار میکنند چون اقتضای کارشان است. فعالیتهای روزانه ایشان از ساعت 7 صبح و گاهی زودتر آغاز میشود. برخی جلسات ثابت در هفته دارند مانند جلسات شورای انقلاب فرهنگی، شورای عالی امنیت ملی، جلسات هیات دولت، شورای راهبردی و شورای مسکن که البته در این بین برنامههای بسیاری از مناسبتها پیش میآید مانند حضور در جلسات و سمینارها که بعضا پذیرفته و شرکت میکنند. مابقی صرف کارهای اداری میشود و تصمیماتی را که قبلا گرفته شده شخصا پیگیری میکنند. متوسط هر دو سه هفته یک بار نیز یک سفر استانی در برنامههایشان است. معمولا کارها تا ساعت 23 به طول میانجامد و از ساعت 10 و نیم تا 12 و نیم، دو ساعت فراغت ایشان از کار روزانه است.
* آیا شما مانند آقای رحیم مشایی ارتباط خانوادگی با رئیسجمهور دارید؟
** بیارتباط نیستیم، رابطه فامیلی نداریم، اما رابطه دوستی بین خانوادهها وجود دارد.
* اگر موافق باشید وارد مباحث جدی شویم . سیاستهای اقتصادی دولت یکی از حوزههایی است که منتقدان دولت بیشتر روی آن متمرکز هستند . با آن سرعتی که در تصمیمگیریهای دولت صورت میگیرد این مباحث و تصمیمگیریها تا چه اندازه کارشناسی میشود؟
** سرعت دو گونه است. سرعتی با تراکم و سرعت بیتراکم کار. سرعت با تراکم مفهومش این است که مشورتها به طور گسترده با وقتگذاری زیاد انجام میشود. به جای این که در روز 8 یا 10 ساعت کار شود، 18 ساعت کار میشود و به این ترتیب کاری که در 4 ماه تمام میشود در مدت 2 ماه به پایان میرسد. این به مفهوم آن نیست که از بعد کارشناسی کاسته شده است.
حجم کار بالا رفته و کار با سرعت بیشتری به ثمر نشسته است.
مثلا طرح تحول اقتصادی از اوایل سال 86 مورد بحث و بررسی قرار گرفت. حداقل یک سال و نیم به طور فعال کار شد و حتی قبل آن هم بحثهای مربوط به این طرح در جاهای مختلف ادامه داشت. چندین جلسه با نخبگان اقتصادی، اقتصاددانان، دستاندرکاران، فعالان اقتصادی در سطح کشور، جلسات کارشناسی در بدنه دولت، وزارتخانهها و کمسیون اقتصادی این طرح مورد بحث و بررسی قرار گرفته است.
اینکه گفته میشود در دولت کار کارشناسی نمیشود به دولت جفا میشود. هم در بخش مسکن کار کارشناسی انجام شد و هم در بحث طرح تحول اقتصادی کار بسیار فشردهای انجام شد .
مثال دیگر، طرح مالیات بر ارزش افزوده است. براساس قانون فرصتی باید برای توجیه اقشار مختلف مردم پیشبینی میشد. از وزارت اقتصاد و دارایی فهرستی از فعالیتهای توجیهی خود را فرستادند که نزدیک به 10 صفحه فهرست جلساتشان بود که در تمامی استانهای کشور فعالان اقتصادی یا انجمنهای صنفی، مسوولان مرتبط با بخش مالیاتها برای توجیه این موضوع درصدد مشارکت برآمدند. در بخشهای اقتصادی انصافا فعالیتهای کارشناسی بسیار وسیعی انجام شده که برخی از آنها مثل طرح تحول اقتصادی شاید در کشور بیسابقه باشد.
* در سفرهای استانی دولت میبینیم که در 2 یا 3 ساعت 70 تا 80 طرح تصویب میشود. آیا در این مدت کوتاه درباره هر طرح کار کارشناسی در دولت صورت میگیرد؟
** مصوبات هیات دولت در استانها این گونه است که ابتدا نیازهای شهرستانها از طریق شورای برنامهریزی استان و آقای استاندار به تهران منعکس میشود و بعد از آن جلسات کارشناسی با حضور مسئولان وزارتخانهها و نمایندگان مجلس در تهران تشکیل میشود. وزارتخانهها خود پیشنهادات و نظراتی دارند که در این جلسات بحث و بررسی میشود و مواردی که قابل اجراست، معین میشود. البته در دور اول سفرها بیشترین جلسات کارشناسی در تهران تشکیل میشد در دور دوم تفاوتی که ایجاد شده این است که بعد از تهیه پیشنویس مصوبات در تهران، همین مصوبات در کارگروههایی در خود استان مجدد بررسی میشود. قبل از تشکیل جلسه هیات دولت، 4 یا 5 جلسه با عنوان جلسات مربوط به کارگروهها، مانند کارگروه آب و نیرو، کشاورزی، صنعت و معدن و غیره با حضور رئیسجمهور در استان تشکیل میشود. این جلسات گاهی اوقات 5 تا 6 ساعت با حضور معاونین وزراء یا وزراء، مسوولان استانی و تعدادی از متخصصان بخش خصوصی به طول میانجامد.
خوشبختانه رئیسجمهور همیشه چند قدم جلوتر هستندو این مفهومش این است که مبتکر و مبدع خیلی از فعالیتهای سیاست خارجی خودشان هستندبحثها در این جلسات مجدد مطرح و سپس مصوباتی که از این کارگروهها به دست میآید، پیشنویس مصوبات دولت میشود و در عین حال آقایان وزراء قبل از تشکیل جلسه هیات دولت در استان، هر کدام به یکی دو شهرستان در آن استان خاص سفر میکنند و جلسه شورای اداری را تشکیل میدهند. مجددا نیازها و مشکلات را میبینند و زمانی که در دولت شرکت میکنند نظراتشان را اعلام میکنند. در دور دوم نمایندگان مجلس در این کارگروهها حضور دارند علاوه بر این نمایندگان، هیات دولت هم حضور مییابند.
هم نظر کارشناسان در مرکز، استان، نظرات بخش خصوصی و وزرایی که از نزدیک در شهرستان با مردم ملاقات داشتند و شورای برنامهریزی استان و شورای اداری شهرستان همگی مقدمه مصوبهای در دولت است.
بنابراین وقتی مصوبهای در دولت مطرح میشود از ابتدا وزارتخانه، استاندار و نمایندگان در جریان هستند. آنجا در واقع تصویب میشود که اجرایی شود. در هیچ سیستمی از این کارشناسیتر پیدا نمیشود چراکه در مورد مصوبات استانی از دو سه ماه قبل کار انجام میشود.
* سفرهای استانی تا چه اندازه توانسته در رشد و شکوفایی کشور تاثیرگذار باشد؟
** فکر میکنم به میزان بسیار زیادی تاثیر داشته است، امروز نقطهای در کشور نیست که از دید دولت پنهان مانده باشد. اطلاعات دولت نسبت به مناطق مختلف، اطلاعات بسیار خوبی است و بر این اساس هم در چارچوب آن اصول اساسی دولت نظیر عدالت، خدمت و پیشرفت کار زیادی انجام شده و تا حد زیادی گذشتهها جبران شده است . هرچند تا رسیدن به نقطهای در شأن ملت ایران فاصله زیادی داریم.
* رئیسجمهور در مورد مافیای نفتی صحبت کرده بودند، اما هیچ گاه حضور چنین مافیایی از سوی قوه قضاییه تایید نشد. آیا مافیای نفتی واقعا وجود دارد ولی کسی جرات رویارویی با آن را ندارد؟
** حداقل این است که تلاش بسیار گستردهای از سوی دولت و مسوولان وزارت نفت صورت گرفت که جلوی برخی از خلافهای احتمالی که معمولا ممکن است در قراردادها، تامین تجهیزات و تامین نیازهای شرکت نفت اتفاق بیفتد گرفته شود. به عنوان مثال، تلاش بسیار وسیعی انجام شد که خریدهای خارجی به حداقل کاهش یابد و استفاده از تولید داخلی برای تامین نیازهای مورد نیاز نفت که سالانه میلیاردها دلار است، در دستور کار قرار گیرد.
شما اگر آماری را از شرکت کالای نفت دریافت کنید در آن موقع مشخص خواهد شد که چه حجمی از خریدهای خارجی کم و به خریدهای داخلی اضافه شده و چه تعداد از کمپانیهایی که از آنها خرید صورت میگرفت تبدیل به شرکتهای دیگری شدند که جنس ارزانتر و با همان کیفیت خوب به ایران عرضه میکنند.
این یکی از راههای جلوگیری از نابسامانیهای اقتصادی و مالی بود. مصداق دیگر، موضوع بنزین است. با سهمیهبندی شدن بنزین، حساب و کتاب کار بسیاری دقیق شد. در سابق به خاطر ارزانی بنزین و عدم سهمیهبندی، بنزین قاچاق میشد.
بخشی از صرفهجویی بنزین به دلیل کاهش در مصرف عمومی مردم نبوده زیرا چیزی کاهش نیافته، اما بخش عمده صرفهجویی بنزین به دلیل سد شدن راه تخلفات است. در واقع بسیاری از شبکههایی که کار میکردند فلج شدهاند. هدفمند کردن یارانهها و طرح تحول اقتصادی اگر به نحوی که دولت اعلام کرده و کارشناسی دقیقی که مجلس دارد به مرحله اجرا برسد، سیستم تا حد زیادی اصلاح خواهد شد.
زیرا تا زمانی که بحث یارانهها یا بحثهای دیگری که در زمینههای مختلف مطرح است، با همین کیفیتی که هست ادامه پیدا کند، زمینه بروز تخلف دائم ادامه پیدا میکند. اگر با متخلفین برخورد کنید، متخلفین دیگری پیدا میشوند باید ساز و کار، تغییر و اصلاح شود. طرح مالیات بر ارزش افزوده، سیستم مالیاتی را شفاف میکند. به این ترتیب شما ریشهای مشکل را حل میکنید.
بحث معرفی افراد هم علیالقاعده باید از سیستم قضایی انجام شود. چند مورد هم اعلام شد اما بگومگوهایی اتفاق افتاد و عدهای سعی کردند کار را مخدوش کنند و لذا وظیفهای که دولت دارد تلاش برای شفاف کردن همه امور از طریق آییننامهها و ارائه لوایح به مجلس و اصلاح قانون و همچنین شناسایی و معرفی متخلفین به قوه قضاییه است. موضوع اعلام اسامی و محاکمه از حوزه کار دولت خارج میشود و به حوزههای قضایی ارتباط پیدا میکند.
* موقعی که قیمت مسکن در تهران نجومی بود رئیسجمهور مطرح کرد که گروه خاصی در مورد قیمت مسکن در تهران تصمیم میگیرند. اکنون آن گروه از بین رفته است که قیمت مسکن متعادل شده یا سیاستهای اقتصادی دولت چنین اتفاقی را موجب شده؟
** اصلیترین موضوع، برخورد فعال دولت با موضوع بود که این برخورد فعال، شناسایی ریشههای ماجرا بود. دولت در طول بررسیها متوجه شد که یکی از علل گرانی مسکن قیمت زمین است که با ساز و کار معینی قیمت زمین را از مسکن خارج کرد، مانند مسکن مهر یا پروژههای دیگر. یکی از وظایف دولت برطرف کردن زمینههای فساد، جلوگیری از فشار بر مردم و ممانعت از بالا رفتن قیمتهاست. امروز در برخی از جاها قیمت مسکن از نصف هم کمتر شده است.
* در سال 87 دولت در بخشهای مختلفی نظیر پیشرفتهای پزشکی، علمی، نظامی و بویژه ماهواره امید خبرهای خوبی برای مردم داشت. آیا در سال 88 شاهد چنین خبرهایی خواهیم بود؟
** قطعا خواهد بود. در اوایل سال آینده خبرهای خوبی از این دست منتشر خواهد شد. البته آمارهایی در زمینههای مختلف وجود دارد که برای خانوادهها جالب خواهد بود.
به لحاظ آمار تعداد دانشجو، ما در قبل از انقلاب 176 هزار دانشجو داشتیم که البته در سال 53 کسانی که در کنکور شرکت داشتند، 300 هزار نفر بود. در سال 1383 به برکت انقلاب تعداد دانشجویان به 2میلیون و 165 هزار نفر رسید که البته میزان شرکتکنندگان در کنکور یک میلیون و اندی بود.
در سال 1387 شمار دانشجویان به 3 میلیون و 572 هزار نفر رسید که تعداد دانشجویان اضافه شده به دانشگاهها ظرف 3 سال و نیم گذشته معادل 50 درصد تعداد دانشجویان در 27 سال گذشته است.
نکته قابل توجه دیگر در مورد ثبت اختراعات است که در فاصله سالهای 83 تا 87 ثبت اختراعات 5 برابر شده است و ما رشدی 500 درصدی را شاهد هستیم.
اختراعات ثبت شده در سال 83، 4 هزار و 860 اختراع بوده اما در سال 87 این میزان به 20 هزار اختراع افزایش یافته است.
نکته قابل توجه دیگر، تولید 6 میلیون تن فولاد تا پایان سال 87 است که از 10 میلیون تن ابتدای کار دولت اکنون به 16 میلیون تن خواهد رسید.
نکته قابل تامل دیگر، مشترکین تلفن است که از 25میلیون نفر به 65 میلیون نفر رسیده است. همچنین تعداد گردشگران خارجی که در سال 84، 800 هزار نفر بوده، اکنون به 2 میلیون و 200 هزار نفر افزایش یافته است.
نکته مهم دیگر صادرات غیر نفتی است که در برنامه دوم 4/26 میلیارد دلار پیشبینی شده بود که در عمل 2/15 میلیارد دلار تحقق یافت. در برنامه سوم 2/28 میلیارد دلار پیشبینی شده بود که در عمل 14/26 میلیارد دلار تحقق یافته است. در برنامه چهارم 54 میلیارد دلار پیشبینی شده بود که در 3 سال و 9 ماه 54 میلیارد دلار تحقق یافته است که به علاوه میعانات گازی 2/67 میلیارد دلار میزان صادرات محقق شده است.
واقعیتهای بزرگ دولت در این بخش تثبیت حق جمهوری اسلامی ایران در غنیسازی و ارتقای سطح منطقهای و بینالمللی کشور و رفع تهدیدهای نظامی بود که در حد خود بینظیر و از دستاوردهای ناشی از مقاومت ملی ایران است.
تمامی موفقیتهایی که از ابتدای انقلاب تاکنون نصیب ملت ایران شده به واسطه پافشاری بر اصول انقلاب و گفتمان انقلاب، مقاومت و ایستادگی ملت عزیز ایران تحت رهبری رهبر معظم انقلاب است.