تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۹۳۶۹۰
محمدکاظم تقوی مقدمه: در حالی در آستانه بیستمین سالگرد ارتحال موسس جمهوری اسلامی ایران قرار داریم که ایران اسلامی آماده می شود تا دهمین انتخابات ریاست جمهوری را نیز برگزار کند. همان گونه که مورد تصدیق منصفان می باشد کاربزرگ امام خمینی (ره ) بنیانگذاری نظام « جمهوری اسلامی » در ایران بوده است . همان حقیقتی که اندیشمند پست مدرنی چون میشل فوکوی فرانسوی از آن به « معنویت گرائی سیاسی » تعبیر می کند و این از منظر او یعنی در حالی که معنویت و مذهب امری مربوط به گذشته و مولفه ای از دوره سنت محسوب می گردد و سیاست در شکل جدید و مدرن مولفه عصر مدرنیته به حساب می آمد و ایندو قابل جمع تلقی نمی شدند و نافی یکدیگر به حساب می آمدند در جریان انقلاب اسلامی ایران به رهبری شخصیت فوق العاده امام خمینی (ره ) این ناممکن ممکن بلکه محقق گردید. بله به برکت انقلاب اسلامی امام خمینی (ره )جمهوری ملت ایران به نعمت بزرگان « حاکمیت بر سرنوشت خویش دست یافتند » که البته این پس از نفی استبداد حکام ستمگر داخلی و سلطه گری اربابان زورگوی استعمارگر خارجی تحقق یافت و آرزوی این ملت که بویژه از دوره مشروطه خواهی خواهان حاکمیت ملت برسرنوشت و نفی سلطه مستبدین بود به حقیقت پیوست و ملت در پرتو مبارزات فداکارانه خود و تحت تعالیم رهایی بخش و تعالیم سعادت آفرین اسلام حاکم بر سرنوشت خویش گردید. در این مجال محدود و به مناسبت دو گانه این ایام اصل و ابعاد و لوازم جمهوری اسلامی را از منظر معمار یگانه ایران جدید مورد واکاوی قرار می دهیم.

گام‌های آغازین حضور مردمی در صحنه سیاسی
با توسعه بیداری اسلامی در جهان اسلام و رشد روزافزون ضدیت مردم با حکومت های استبدادی و نظام های خودسر و ستمگر به دلیل وضعیت اسفبار عقب ماندگی و پریشان حالی در ایران اسلامی با عالمان عالی مقام دینی در نجف و تهران و دیگر بلاد ایران اسلامی ندای پرطنین مشروطه خواهی و استقرار حکومت منبعث از ملت سر دادند تا با این کار هم جلوی ستم روز افزون حکام ظالم و فاسد را بگیرند و هم با محدود کردن حکام نالایق از سلطه گری و توسعه طلبی دول استعماری جلوگیری نمایند و طبعا با روی کار آمدن نمایندگان و منتخبان ملت جلوی عقب ماندگی کشور بزرگ ایران گرفته شود و راه درست پیشرفت در پیش گرفته شود. البته مشروطیت مطلوب عالمان دینی و رهبران مذهبی که مردم متدین از آنان حرف شنوی و پیروی داشتند بر اساس اطلاعیه ای که در ذیحجه الحرام 1327 از نجف صادر شد بدین قرار بود :
« مشروطیت هر مملکت عبارت از محدود و مشروط بودن ارادت سلطنت و دوایر دولتی است به عدم تخطی از حدود و قوانین موضوعه بر طبق مذهب رسمی آن مملکت و طرف مقابل آن که استبدادیت دولت است عبارت از رها و خود سربودن ارادت سلطنت و دوایر دولتی و فاعل مایشا و حاکم ما یرید و قاهر بر رقابت و غیرمسئول از ارتکاب بودن آنها در مملکت و آزادی هر ملت هم که اساس مشروطیت سلطنتی مبتنی بر آن است عبارت است از عدم مقهوریت شان در تحت تحکمات خودسرانه سلطنت وبی مانعی در احقاق حقوق مشروعه ملیه و رقیت مقابله آن هم عبارت از همین مقهوریت مذکور و فاقد هر چیز بودن در مقابل اراده دولت است » . در این منشور روشن پس از آنکه مذهب رسمی ایران دین قویم اسلام و طریقه حقه اثناعشریه اعلان شد حقیقت مشروطیت ایران و آزادی آن چنین تعریف شد :
« عدم تجاوز دولت و ملت از قوانین مطبقه براحکام خاصه و عامه مستضاده از مذهب مبتنیه بر اجرای احکام الهیه عزاسمه و حفظ نوامیس شرعیه و ملیه و منع از منکرات اسلامیه و اشاعه عدالت و محو مبانی ظلم و سد ارتکابات خودسرانه و صیانت بیضه اسلام و حوزه مسلمین و صرف مالیه ماخوذه از ملت در مصالح نوعیه راجعه به نظم و حفظ و سد ثغور مملکت » .
در این بیانیه مبعوثان ملت امنائی دانسته شدند که خود ملت به معاشرت تامه آنها را به وثاقت و امانت و درایت کامله شناخته برای مراقبت در امور مور اشاره انتخاب نمایند.
ملت ایران به رهبری عالمان دینی و رهبران مذهبی خویش قیام کرده خواهان استقرار حکومتی مردمی و حکامی محدود به حدود قوانین شدند که متاسفانه علی رغم آن مجاهدات و فراز و نشیب های غمبار از دل مشروطه استبداد خشن و نفس گیر رضاخان بیرون آمد و بدنبال او حکومت آمریکائی پسرش که هر دو با سواستفاده از نام مشروطه حقیقت آن را کاملا دگرگون و دیکتاتوری به مراتب خشن تر و سیاه تر از مستبدین پیش از مشروطه را حاکم نمودند.
گام دوم
پس از حاکمیت سیاه پهلوی پدر و پسر و دین ستیزی و ستمگری در حق مردم نهضت اسلامی از پانزده خرداد 1342 به رهبری امام خمینی (ره ) و با پایمردی و ثبات قدم مردم مسلمان ایران خیزش نوی را از سرگرفت که ثمره مجاهدت و مبارزات آگاهانه و مومنانه همه اقشار ملت مسلمان از زنان و مردان و حوزویان و دانشگاهیان و کارگران و کشاورزان و شهرنشینان و روستائیان و همه و همه ملت ایران با پیروزی انقلاب اسلامی در بهمن 1357 بود که در مقابل چشمان حیرت زده همه قدرت های دین گریز و دین ستیز عرصه بین المللی نظام « جمهوری اسلامی بدست با کفایت حضرت امام و حمایت بی نظیر ملت مسلمان ایران استقرار یافت حکومتی به معنای کامل اسلامی و نظامی واقعا مردمی و برخواسته از شور و شعور اکثریت قریب به اتفاق ملت .
از نگاه امام خمینی (ره ) انقلاب شکوهمند اسلامی ایران « دستاورد میلیونها انسان ارزشمند و هزاران شهید جاوید آن و آسیب دیدگان عزیز و مورد امید میلیونها مسلمانان و مستضعفان جهان است » که علی رغم خواست زیاده خواهانه جهانخواران و ستمگران و با « تاییدات غیبی الهی پیروز گردید.
معمار جمهوری اسلامی رمز بقای این بنای با برکت را همان رمز پیروزی می داند و در وصیت نامه ماندگار خویش ـ که اهتمام بدان مور تاکید اکید مقام معظم رهبری می باشد ـ اینگونه رمزگشائی می کند : « بی تردید رمز بقای انقلاب اسلامی همان رمز پیروزی است و رمز پیروزی را ملت می داند و نسل های آینده در تاریخ خواهند خواند که دو رکن اصلی آن : انگیزه الهی و مقصد عالی حکومت اسلامی و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه برای همان انگیزه و مقصد »
تثبیت نظام نوپا
انقلاب اسلامی ایران در مقایسه با دیگر انقلاب ها ویژگی های اختصاصی متعددی دارد که از جمله آنها قانونمند شدن آن در کمترین زمان پس از پیروزی بود و این نبود مگر بصیرت بالای رهبر انقلاب و اعتماد کامل او به ملت خود به گونه ای که در یکی دو سال نخست پس از پیروزی چندین انتخابات پرشور و با حداکثر مشارکت ملت انجام و علاوه بر تعیین نوع نظام ـ جمهوری اسلامی ـ نخبگانی برای بررسی و تصویب قانون اساسی برگزیده شدند چنانکه قانون اساسی مصوب منتخبان ملت به رای عمومی نیز گذارده شد و در گام های بعد رئیس جمهور و سپس نمایندگان مجلس انتخاب شدند. این انتخاب های مکرر و متعدد برای تثبیت حکومت مردمی و زدودن آثار استبداد و خودمحوری حکام بوده است .
در قانون اساسی مصوب و مورد تایید عموم ملت از رهبر و مردم اصل چهارم مقرر می دارد « کلیه قوانین و مقررات مدنی جزائی مالی اقتصادی اداری فرهنگی نظامی سیاسی و غیراینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد » و برای اینکه رکن دیگر نظام جمهوری اسلامی تثبیت گردد در اصل ششم قانون اساسی تصریح شده که : « در جمهوری اسلامی ایران امور کشور باید به اتکا آرا عموم اداره شود. » و در آخرین فراز قانون اساسی هم « اسلامی بودن نظام و ابتنای کلیه قوانین و مقررات براساس موازین اسلامی » و هم « جمهوری بودن حکومت و ولایت امر امامت امت و نیز اداره امور کشور با اتکا به آرا عمومی » در کنار هم به همراه « دین و مذهب رسمی » تغییرناپذیر نامیده شده اند.
امام خمینی و تبیین و تعیین نوع نظام
پس از آن که نصایح و خیرخواهی های امام خمینی و دیگر رهبران مذهبی برای اصلاح رویه نادرست حکومت سرسپرده پهلوی موثر واقع نشد و رژیم سرکوبگر شاه منافع بیگانگان را بر مصالح ملت ترجیح داده و تبعید و زندان و داغ و درفش پاسخ مبارزان و آزادیخواهان بود امام خمینی (س ) در تبعیدگاه خود نجف اشرف نظر به حکومت اسلامی را به عنوان نظام حکومتی مطلوب مطرح کردند و در مقطع حساس روزهای اوج مبارزات ملت مسلمان ایران در سال 1357 و از محل اقامت خود در پاریس شکل عملیاتی شده نظام مطلوب اسلامی را در قالب « جمهوری اسلامی » معرفی نمودند و آن را « حکومتی متکی به آرا ملت و مبتنی بر قواعد و موازین اسلامی » نامیدند که « از رویه پیامبر اکرم (ص ) و امام علی (ع ) الهام خواهد گرفت با مراجعه به آرا ملت تعیین می گردد. » چرا که از منظر آن احیاگر اسلام ناب محمدی (ص ) « هرکسی هر جمعیتی هر اجتماعی حق اولی اش این است که خودش انتخاب بکند یک چیزی را که راجع به مقدرات مملکت خودش است » بر همین مبنا بدون مجامله و با صراحت بیان کردند که : « ما بنای بر این نداریم که یک تحمیلی به ملتمان بکنیم و اسلام به ما اجازه نداده است که دیکتاتوری بکنیم . ما تابع آرای ملت هستیم ملت ما هر طور رای داد ما هم از آن ها تبعیت می کنیم . ما حق نداریم خدای تبارک و تعالی به ما حق نداده است پیغمبر اسلام به ما حق نداده است که ما به ملتمان یک چیزی را تحمیل بکنیم . »
در یک نگاه منصفانه باید گفت این تبیین در واقع کامل ترین نوع دموکراسی را معرفی می کند که در آن مردم واقعا خود سرنوشت خویش را تعیین می کنند و « میزان » در اداره اجتماع « رای ملت است . » این بیان صریح حضرت امام در واقع تاکیدی بود بر وعده ایشان در پاریس که فرموده بود :
« اما جمهوری به همان معنایی است که همه جا جمهوری است لکن این جمهوری بر یک قانون اساسی ای متکی است که قانون اسلام است . اینکه ما جمهوری اسلامی می گوییم برای این است که هم شرایط منتخب و هم احکامی که در ایران جاری می شود اینها بر اسلام متکی است لکن انتخاب با ملت است و طرز جمهوری هم همان جمهوری است که همه جا هست . »
این بیانات متعدد و مکرر و روشن از امام خمینی (س ) راه هرگونه تفسیر ناصواب و انحرافی از جمهوری اسلامی مطرح شده توسط ایشان را مسدود می کند. به گونه ای که ملاحظه این تصریحات روشن و روشنگر هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که توجیهاتی از این قبیل که « امام در برابر افکار غربی از روش جدل بهره گرفت . » نظراتی است که گویندگان آن می خواهند افکار خویش را بر دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی تحمیل کنند.
چرا که حضرت امام بعد از آنکه ولایت فقیه را در « جمیع صور » می داند تصریح می کند : « لکن تولی امور مسلمین و تشکیل حکومت بستگی دارد به آرای اکثریت مسلمین که در قانون اساسی هم از آن یاد شده است و در صدر اسلام تعبیر می شده به بیعت با ولی مسلمین . »
ایشان در اظهار نظری روشن به رئیس وقت مجلس خبرگان مرحوم آیت الله مشکینی نوشتند : « اگر مردم به خبرگان رای دادند تا مجتهد عادلی را برای رهبری حکومتشان تعیین کنند وقتی آنها هم فردی را تعیین کردند تا رهبری را به عهده بگیرد قهری او مورد قبول مردم است . در این صورت او ولی منتخب مردم می شود و حکمش نافذ است .
این نظرات از سوی فقیهی بزرگ گفته و نوشته شده است که برای این اظهارات ادله متقن و روشنی دارد و براساس آن ادله و براهین فتوی داده و ابراز نظر نموده است . حق انتخاب مردم و حق تعیین سرنوشت همان حقیقت روشنی بود که حاصل عمر امام متفکر شهید آیت الله مطهری (قدس سره ) در عمر کوتاه پس از پیروزی انقلاب در بیانات روشنگرانه خود درباره آن می گوید :
« آیا در متن اسلام حاکمیت ملی حکومت مردم بر مردم هست یا نه آیا در متن اسلام مردم حق دارند با انتخاب و با آرا خود نماینده خویش را انتخاب کنند یا نه آیا مردم حق دارند که رئیس جمهوری خودشان را انتخاب کنند یا نه بله مردم حق دارند و از اصول درست دموکراسی بیش از اینها ما چیزی نمی خواهیم . وقتی می گوییم جمهوری اسلامی کلمه « اسلامی » در محتوای خودش همه اینها را دارد. »
هدف آن همه مجاهدات و مبارزات امام و امت حاکمیت بخشیدن به اهداف و آرمان های اسلامی در قالب حکومتی مردمی و برخواسته از آرای آگاهانه آنان بوده است . تامین امنیت ایجاد رفاه و آسایش مادی زمینه سازی برای رشد و ارتقا معنوی ملت همه در گرو مشارکت و نظارت آگاهانه ملت است و « انتخابات » این مهم را عهده دار است و به همین خاطر بود که امام راحل (س ) در شرایط دشوار جنگی و بمباران سبعانه شهرها توسط صدامیان بر انجام انتخابات عمومی حتی در مناطق جنگی اصرار می ورزید چرا که او باور داشت : « جمهوری اسلامی تا آخر مردم را می خواهد این مردم اند که این جمهوری را به این جا رساندند و این مردم اند که باید این جمهوری را راه ببرند تا آخر » زیرا « آگاهی مردم و مشارکت و نظارت و همگامی آنها با حکومت منتخب خودشان خود بزرگترین ضمانت حفظ امنیت در جامعه خواهد بود. »
اکنون که در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری قرار داریم بر همگان وظیفه است که با حرکت در شعاع اندیشه روشن امام عزیز و عظیم الشان با آگاهی هر چه بیشتر و امانت داری هر چه درست تر از صحنه این امتحان بزرگ پیروز بیرون آییم . ملت احساس مسئولیت کند و پس از کسب آگاهی های لازم نسبت به « کارنامه » و « برنامه » احزاب و افراد آن چه به مصلحت ایران اسلامی است را انتخاب کنید. چرا که امام خمینی فرمود : « اگر نروید و رای ندهید... مسئولیتش به عهده شماست مستقیما مسئولیت همه طبقات دارند مراجع مسئولند علما مسئولند ائمه جماعت مسئولند خطبا مسئولند تجار مسئولند بازرگانان مسئولند دانشگاهیان مسئولند طلاب علوم دینیه مسئولند کارگرها مسئولند همه مسئولند تمام قشرهای مملکت امروز مسئولند » امام راحل به همگان گفتند که « یکی از وظایف مهم شرعی و عقلی ما برای حفظ اسلام و مصالح کشور حضور در حوزه های انتخابیه و رای دادن ... می باشد. »
و البته اگر وظیفه اسلامی و میهنی ملت رای دادن از سرآگاهی و خیرخواهی است وظیفه حتمی نامزدها و حامیان فردی و گروهی آنان برخورد صادقانه با مردم است چرا که هرگونه برخورد تخریبی و ناخالصانه به اعتماد دولت ـ ملت آسیب جبران ناپذیر وارد می سازد و گناه نابخشودنی خیانت به دین و دولت را در کارنامه چنین افرادی برای رسیدگی در فردای آخرت و محکمه تاریخ توسط آیندگان فراهم می سازد.
باشد که در این سی سالگی نظام جمهوری اسلامی و در آستانه بیستمین سالگرد ارتحال بنیانگذار این نظام مقدس همگان بر هواهای غیرخدائی فائق آییم و در رقابتی صادقانه و در مسابقه ای برای خدمت بهتر و افزون تر به دین و دنیای ملت هرچه بیشتر زمینه های انتخابات آگاهانه و پرشور و شعور ملت سرفراز ایران اسلامی را فراهم سازیم و همگان فردای بهتری را چه از لحاظ مادی و چه از لحاظ معنوی برای یکایک ملت رقم زنیم.