تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۹۳۶۹۳

مریم علی‌نیا
مقام معظم رهبری در دیدار با اساتید و دانشجویان درباره تشکیل ناتوی فرهنگی هشدار دادند و هوشیاری مسئولین فرهنگی و اقشار مردم را خواستار شدند.
حال در ابلاغیه ایشان به دولت در راستای اهداف برنامه پنجم توسعه نیز مهمترین دغدغه و توجه را در خصوص مباحث فرهنگی شاهدیم.
در بخش نخست این ابلاغیه توجه به مسائل فرهنگی در بندهای ذیل مشخص شده است:
1- تکمیل و اجرای طرح مهندسی فرهنگی کشور و تهیه پیوست فرهنگی برای طرح های مهم
2- زنده و نمایان نگه داشتن اندیشه دینی سیاسی حضرت امام خمینی(ره) و برجسته کردن نقش آن به عنوان یک معیار اساسی درتمام سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها
3- تقویت قانون گرایی، انضباط اجتماعی، وجدان کاری، خودباوری، روحیه کار جمعی، ابتکار، درستکاری، قناعت، پرهیز از اسراف و اهتمام به ارتقا کیفیت در تولید
4- مقابله با جریانات انحرافی در حوزه دین و زدودن خرافات و موهومات
5- استفاده بهینه از فناوری اطلاعاتی و ارتباطاتی برای تحقق اهداف فرهنگی نظام
6- ایجاد درک مشترک از چشم انداز بیست ساله و تقویت باور و عزم ملی برای تحقق آن
اگر خوب دقت کنیم تمامی بندهای این ابلاغیه مقابله ای در برابر ناتوی فرهنگی و جلوگیری از به تاراج رفتن فرهنگ اصیل اسلامی- ایرانی است. عرصه فرهنگ از مهمترین و تاثیرگذارترین حوزه های تسلط بر یک کشور است که در تیررس مهاجمان و سیاستمداران عصر حاضر قرار دارد و جنگ نرم افزاری در دستور کار آنها برای انحراف فرهنگ ها به سمت فرهنگ و اخلاق تصنعی غربی قرار گرفته است.
بر اساس این استراتژی ها آمریکا انزوای برنامه ریزی شده ای برای تسلط به نیمکره غربی را در پیش گرفت و رویکرد دوم نیز به وجود آمدن جنگ جهانی اول بین متحدین و متفقین بود. این جنگ با قرارداد ورسای پایان یافت و بسیاری از کشورها از جمله آلمان تحقیر شدند.
همچنین باید توجه داشت که در دهه 1930 و 1920 میلادی سه ایدئولوژی مختلف از تمدن غربی سر بر آورد که تقابل و چالش های این سه ایدئولوژی در کنار توسعه طلبی هر کدام منجر به جنگ جهانی دوم در سال 1939 شد. با تمامی تلاش انگلستان و طراحی حمله با هواپیماهای مبدل به کشتی های آمریکایی؛ دولت آمریکا حاضر به شرکت در جنگ نشد اما با روشن شدن وضعیت بحرانی متفقین در مراحل اولیه جنگ؛ انگلستان ناچار شد طی قراردادی محرمانه با آمریکا؛ این کشور را نیز وارد صحنه کند. این قرارداد که به امضای «چرچیل» و «روزولت» رسید با اشک های چرچیل قدرت را از انگلستان به آمریکا منتقل نمود و همان طور که «چرچیل» خود اذعان داشت با امضای این قرارداد خدمات و تلاش های 300 ساله بریتانیا کبیر به آمریکا واگذار شد و مقرر شدن انگلستان تا سال 1967 از شرق کانال سوئز خارج شود. بر لزوم محاصر پس از جنگ شوروی توسط آمریکا و کشورهای همراه تاکید شده بود تا از گسترش کمونیسم به دیگر مناطق جهان به ویژه اروپای غربی جلوگیری شود و با فشار بر شوروی نیروهای آنها تحلیل روند.
«جرجی کنان» و در مقاله در فرانفرز پایه های سیاست راهبردی نفوذ در سطح جهانی را به وجود آورد و برای عملیاتی شدن این سیاست های راهبردی، ساختارهای نظامی، اقتصادی و سیاسی در صحنه جهانی به وجود آمدند. از جمله این ساختارها و راهبردهای کنترل نفوذ شوروی و تسلط بر منافع ملت ها می توان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو) با رهبری آمریکا و با حضور و عضویت کشورهای اروپای غربی را نام برد.
سازمان «ناتو» گرچه به بررسی، مسائل سیاسی و اقتصادی و رفع مشکلات ناشی از جنگ اعضای خود هم پرداخت، اما تا فروپاشی شوروی به طور جدی جهت گیری و رویکرد نظامی داشت.
پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد که هدف اصلی تشکیل ناتو بود دیگر دلیلی بر استمرار حیات این سازمان وجود نداشت اما از آنجا که پایه های سیاست آمریکا بر وجود یک دشمن و تهدید خارجی استوار است این بار جمهوری اسلامی ایران هدف قرار گرفت و بیداری جهان اسلام و صدور انقلاب به عنوان تهدیدی جدی برای غرب مطرح شد.
انقلاب اسلامی با رویکرد اسلام ناب محمدی که همان اسلام سیاسی را هم در بر می گیرد جایگزین کمونیسم برای آنها شد اما توجه به تحولات بین الملل و تغییر رویکرد از نظامی به اقتصادی و سپس به مدیریت اطلاعات و مسائل فرهنگی جهت گیری های سخت افزاری در ابتدا به نیمه سخت و حال به نرم افزاری تبدیل شده است. امروزه، جنگ نرم یا جنگ فرهنگی همراه با عملیات روانی برنامه ریزی شده در صحنه جهانی به وجود آمده است و آمریکا در این راه دو رویکرد اساسی تغییر اهداف و ماموریت ناتو از مقابله با شوروی سابق به جلوگیری از گسترش انقلاب به خارج از مرزهای ایران و حمایت جدی از اقدامات و تهاجم فرهنگی علیه ملت های منطقه بویژه جهان اسلام و بالاخص جمهوری اسلامی ایران را دنبال می کند.