سیدمرتضی ابطحی
پس از امام حسن عسکری(ع)، شیعیان وارد مرحله جدیدی از سیر اعتقادی خود شدند. آنان که پیش از این ارتباط مستقیمی با امامانشان داشتند، در زمان امام دوازدهم از این ارتباط محروم شدند. اگرچه در دوران غیبت صغری امام مهدی(عج) ارتباط توسط نواب اربعه صورت می گرفت، اما این ارتباط هیچگاه به صورت ارتباط با ائمه پیشین نبود. این فاصله زمانی بستر را برای رشد عالمان شیعه به عنوان جانشینان و نواب عام امام زمان آماده کرد. البته امام عسکری(ع) پیش از این به صورت مستقیم سعی در ایجاد این پیوند می کرد. آنگونه که سید حسین مدرسی طباطبایی در کتاب«مکتب در فرآیند تکامل» می گوید:«روش ایشان در پاسخ به سوالات فقهی هم با شیوه ائمه سلف اختلاف محسوسی داشت و به طور روشن در راه خودکفا کردن جامعه شیعه در آینده نزدیک و آشنا ساختن آن با روش استدلال و اجتهاد بود چه در نمونه های بسیار کمی که از موارد جواب های فقهی آن حضرت در دست است... از نظر شکلی نیز جواب های ایشان بسیاری اوقات به عبارت ان شاءالله ختم می شد که بیشتر به آن پاسخ ها صورت فتوا می داد... انسان وقتی به تاریخ امامت از آغاز دوره حضرت عسکری(ع) تا پایان دوره غیبت صغرا از دور نظر می افکند، به خوبی می بیند که چگونه این دوره به صورت یک مرحله آماده سازی و انتقالی برای تغییرات بعدی بوده است. دوره ای که طی آن جامعه شیعه آماده و پرورش داده می شد تا مشکلات و مسائل عقیدتی و فقهی خود را بدون نیاز به مراجعه به امام حاضر حل کند. (مکتب در فرآیند تکامل/سید حسین مدرسی طباطبایی/صص 140-141)
در این شرایط و در زمان خلافت بنی عباس بود که محمد بن یعقوب بن اسحاق کلینی رازی، معروف به«کلینی» در روستای کلین از توابع ری به دنیا آمد. ری از مناطق قدیمی ایران محسوب می شد.«قدمت ری با قدمت تاریخ نژاد آریا همراه و یکی از کهن ترین مراکز باستانی ایران است که نامش در اوستا و کتیبه بیستون (قرن ششم پیش از میلاد) آمده است.» (محمد معین، فرهنگ فارسی، ذیل واژه ری). این منطقه در زمان کلینی مرکز عبور راه های ارتباطی چهار سوی سرزمین های خلافت اسلامی بوده (مختصر کتاب البلدان؛ صص270ـ271) و از همین رو از موقعیت ویژه ای برخوردار بود. اگر چه تشیع در قرن اول هجری وارد ری شده بود(ری باستان، ج2، ص50.) اما تنها مذهب آنجا محسوب نمی شد. شیعیان ری در کنار مسلمانان شافعی و حنفی مذهب می زیستند. با رشد فساد اداری و حکومت عباسیان، حکومت آل بویه شیعیان پا گرفت و تاثیر به سزایی بر رشد شیعیان ایران در این زمان گذاشت. (مسعودی، مروج الذهب، ج4، ص294) می توان گفت:«اگر مساعدت های آل بویه نبود و دانشمندان شیعه دست کم از آزادی عمل برخوردار نمی بودند، عادتا انجام چنان کارهای بزرگ علمی مقدور نمی شد.» (احیای فرهنگی در عهد آل بویه/ جوئل ل. کرمر/ صص78ـ83/ترجمه محمدسعید حنایی کاشانی)
کلینی در مکتب ری رشد کرد. او علم حدیث را از دایی خود«علان» که یکی از محدثان بزرگ بود آموخت. وی علاوه بر مکتب ری، در مکتب قم و پای درس احمد بن محمد بن عیسی اشعری نیز حضور یافت. مکتب قم خصوصیات خاص خود را داشت:«دانشمندان و راویان حدیث مدرسه قم که در آن دوره مرکز اصلی و عمده علمی شیعه بود به شدت نسبت به بسط و رخنه افکار و آثار مفوضه عکس العمل نشان می دادند. آنان نیز با تمام قوا می کوشیدند جلوی سیل عظیم ادبیات غلات را که به سرعت گسترش می یافت بگیرند. علمای قم تصمیم گرفتند هرکس را که به ائمه نسبت فوق بشری بدهد به عنوان غالی معرفی نمایند و چنین کسان را از شهر خود اخراج کنند. افراد متعددی از راویان حدیث به خاطر آنکه آنگونه مطالب را روایت کرده بودند، در نیمه اول قرن سوم از قم اخراج شدند... دانشمندان حوزه قم که در این دوره عالی ترین مقام و مرجع علمی جامعه شیعه بودند، تا پایان قرن چهارم، با قدرت و شدت، ضد مفوضه باقی مانده و با انتساب هرگونه وصف فوق بشری به ائمه، برخورد سخت می کردند...» (مکتب در فرآیند تکامل)
کلینی در طول عمر خود سفرهای متعددی کرد. وی علاوه بر استفاده از مکتب کوفه بر مکتب بغداد نیز تاثیر گذارد. اگر چه خواستگاه مکتب اعتزال که مکتبی عقل گرا در مکاتب اهل سنت محسوب می شد، بصره بود. اما بشر ابن معتمر که با اسلاف خود سازش فکری نداشت در بغداد رویه جدیدی را آغاز کرد. معتزله بغداد البته با شیعه نیز قرابت فکری داشت. بنابر روایت ابن ابی الحدید پیروان مکتب بغداد، علی را در مقابل دیگر خلفا برای امامت ترجیح می دادند. (ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه: 2/296). در ضمن«ویژگی دیگر معتزله بغداد این است که آنها تمایل خاصی به شیعه داشتند. به گونه ای که گاهی از پیروان مدرسه بغداد به«متشیعه المعتزله» نام برده میشد تا از معتزله بصره متمایز شوند. مثلاخیاط در کتاب خود، ابوجعفر اسکافی را از«متشیعه معتزله» میشمارد.» (فصلنامه کلام اسلامی،شماره 13، دیدگاه های مختلف معتزله بصره و معتزله بغداد)
حضور کلینی در عصر امام عسکری(ع) از یک سو و هم عصر شدن با چهار نماینده خاص امام زمان(عج) از سوی دیگر، به همراه جایگاه ویژه ای که او از نظر علمی پیدا کرد، از وی عالمی برجسته ساخت. جایگاه علمی کلینی در زمان نواب خاص و غیبت صغری به گونه ای بود:«با اینکه آن چهار نفر، از فقها و محدثان بزرگ شیعه بودند و شیعیان آنها را به جلالت قدر می شناختند، ولی کلینی مشهورترین شخصیت عالی مقامی بود که در آن زمان، میان شیعه و سنی با احترام می زیست و به صورت آشکار به ترویج مذهب حق و نشر معارف و فضایل اهلبیت علیهم السلام همت می گماشت.» (مفاخر اسلام، علی دوانی، ج 3 / ص 40)
شرایط خاص فکری زمان کلینی وی را بر آن داشت تا اندوخته فکری اش را در راه حفظ میراث تشیع به کار گیرد. در همین راستا وی به فکر جمع آوری احادیث اهل بیت افتاد. احادیث که تا آن روز به صورت 400 کتابچه به صورت پراکنده در دسترس شیعیان بود و به«اصول اربعماه» شهرت داشت، رفته رفته توسط کلینی جمع آوری شد. او برای انجام این کار مجبور به مسافرت های پیاپی شد.«اینکه نجاشی تصریح کرده که کافی ظرف بیست سال نگاشته شده، این نکته را می فهماند که کلینی(ره) در طول آن مدت به جمع آوری حدیث مشغول بوده است و چون کافی از تنوع و موضوعات گوناگون برخوردار بوده و نمی توانسته آن مجموعه به صورت آماده یک جا فراهم باشد، به ناچار کلینی مسافرت های فراوانی انجام داده است.» (دو ماهنامه آینه پژوهش/ شماره 81/ کلینی و عقل گرایی/ص 20) کار بزرگی که کلینی کرد آن بود که ضمن بررسی سند احادیث و کنار گذاردن احادیثی که سند ضعیف دارند این احادیث را به صورت موضوعی در ابواب مختلف تنظیم نماید. نتیجه 20 سال تلاش کلینی کتاب«کافی» شد. این کتاب که امروز به عنوان یکی از اصلی ترین میراث سنت به جای مانده از رهبران فکری شیعه به جای مانده است حاوی سه بخش است. اصول، فروع و روضه. کلینی در زمانی می زیست که فقه شیعه گام های ابتدایی اجتهاد خود را بر می داشت. در این دوره اجتهاد بیشتر به معنی بررسی احادیث بود و از همین روی در کتاب فروع کافی، کلینی بر همین منوال پیش رفت اما صرفا به نقل نیز بسنده نکرد. اگر چه کلینی مکتب حدیث گرای قم را دیده بود، اما در ری بزرگ شده بود و علاوه بر زادگاهش در بغداد و کوفه با مخالفان فکری اش به مباحثه می نشست. همین ارتباط فکری توانست وی را به نظم عقلی نسبت به زمان خود برساند که نتیجه آن در تنظیم ابواب کافی مشهود است.
بخشی از ارتباط با تاریخ زندگی کلینی از طریق«مشایخ» وی است. مشایخ در اصطلاح علم حدیث به کسانی گفته می شود که یک راوی از آنها حدیث نقل کرده است. سنت اینگونه بود که تنها کسانی می توانند روایتی را از یک استاد نقل کنند که از استاد«اجازه نقل روایت» داشته باشند.«در کتب رجال و تراجم، بالغ بر چهل نفر از فقها و محدثان را نام می برند که از استادان و مشایخ اجازه وی به شمار رفته اند و کلینی در نزد آنها شرایط شاگردی به جای آورده است.» (مفاخر اسلام، علی دوانی، ج 3 / ص 40) از جمله اساتید کلینی می توان به احمد بن محمد بن عاصم کوفی، حسن بن فضل بن زید یمانی، محمد بن حسن صفار، احمد بن ادریس قمی و عبدالله بن جعفر حمیری اشاره کرد. از جمله شاگردان وی می توان به ابن ابی رافع، احمد بن احمد کاتب کوفی، ابن ابی زینب و جعفر بن محمد بن قولویه قمی اشاره کرد.
اگر چه کلینی به عنوان محدث شهرت یافت، اما او تنها بر جمع آوری حدیث تمرکز نکرد و با توجه به نیاز زمانه خویش به مباحث کلامی نیز پرداخت. اگرچه از بین تالیفات کلینی تنها کتاب«کافی» به دست ما رسیده است اما شیخ طوسی در فهرست تالیفات کلینی از کتاب الرجال، کتاب الرد علی القرامطه، کتاب رسائل الائمه علیهمالسلام، کتاب تعبیر الرویا و مجموعه شعر (مشتمل بر قصایدی که شعرا در مناقب و فضایل اهلبیت عصمت و طهارت علیهم السلام گفته اند.) نام می برد. (همان)
نجاشی که از بزرگ ترین رجالیون شیعه به حساب می آید درباره کلینی می گوید:«وی موثق ترین مردم در حدیث گزاری بوده است.» (رجال النجاشی، ص266) رجالیون اهل سنت نیز از کلینی به عنوان یکی از فقیهان شیعه یاد کرده اند. ابن اثیر جزری در کتاب مشهور جامع الاصول می نویسد: ابوجعفر محمد بن یعقوب رازی ـ از پیشوایان مذهب اهلبیت علیهم السلام ـ دانشمندی بزرگ و فاضلی نامدار است.
کلینی در سال 328 یا 329 یعنی در آغاز غیبت صغری درگذشت، اما تاثیرات فکری او بر جریان شیعه عمیقا به جای ماند. به گونه ای که عالمان شیعه به واسطه ارتباط با امامان خود نیاز به مراجعه به کتاب کلینی را پیدا می کنند. کلینی اما کتابش را به گونه ای تنظیم کرد که برای عموم مردم نیز قابل استفاده است.