تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۸۸ - ۰۸:۵۰  ، 
شناسه خبر : ۹۳۷۰۴
ترکیه نیازمند تعامل منطقه‌اى با ایران است
رضا حجت‌شمامی اشاره: حدود دو هفته پیش بود که رجب طیب اردوغان، نخست وزیر ترکیه در چرخشى که البته غیر منتظره هم نبود، دستى بر سر کابینه کشید و بسیارى از وزراى خود را جابه جا کرد. اینکه چرا چنین تغییراتى در چنین دوره اى ایجاد شده سؤالى است که ذهن بسیارى از تحلیل گران را به خود مشغول کرده است. در این خصوص نظر احمد کاظمى، تحلیل گر مسائل بین المللى را جویا شده ایم که صحبت هایمان از اقتصاد و سیاست ترکیه شروع و به تعاملات منطقه اى در حوزه هاى قفقاز و خاورمیانه ختم شد. رویکردى که نشان از تئورى نگاه به شرق ترکیه و چگونگى مواجه شدن آنکارا با قدرت هاى منطقه اى مثل ایران داشت.

* تغییرات کابینه اردوغان را چگونه مى توان ارزیابى کرد. آیا اختلافات داخلى باعث چنین تغییرى شده است و یا اینکه مسائل دیگرى مطرح است؟
** بحث تغییرات در کابینه ترکیه پس از انتخابات شهردارى ها در این کشور زمزمه مى شد. البته این مساله به گذشته نیز بر مى گردد یعنى زمانى که انتخابات زود هنگام سال ۲۰۰۷ به خاطر بحران ریاست جمهورى پیش آمده بود، و چهره هایى که در حزب عدالت و توسعه از جمله چهره هاى مطرح و موجه بودند، مثل بولنت ارنیچ، رئیس سابق پارلمان ترکیه، بنابر ملاحظاتى از سال ۲۰۰۷ کنار گذاشته شده بودند.
* آن ملاحظات چه بودند؟
** این ملاحظات بخاطر نوعى محافظه کارى و رفتار محتاط بود که حزب عدالت و توسعه با جناح تندرو لاییک و ارتش داشت که بر مى گردد به شکایتى که دادستان ترکیه علیه حزب عدالت و توسعه کرده بود. کنار ماندن این افراد مطرح از حزب عدالت و توسعه از همان اول انتقاداتى به دنبال داشت و پیش بینى مى شد که درپى این انتقادات، دولت اردوغان درصدد باشد تا برخى از چهره هاى موجهى را که کنار گذاشته بود به کابینه بازگرداند.
البته نباید نادیده گرفت که انتخابات شهردارى ها نقش زیادى در این تغییر داشتند. زیرا اگرچه حزب عدالت و توسعه در این انتخابات پیروز شد و از حدود ۸۰۰ کرسى شهردارى بیش ۴۷۰ شهر را به خود اختصاص داد اما در مقایسه با انتخابات قبل حدوداً ۷ تا ۸ درصد کاهش آراء داشت . انتخابات قبلى حدود ۴۷ درصد آراء را به خود اختصاص داده بود که در انتخابات اخیر ۳۸ درصد را از آن خود کرد. همین کاهش آراء زنگ خطرى براى این حزب بود، زیرا انتخابات شهردارى نشان داد استقبال عمومى مردم از دولت اردوغان چقدر است.
* چه عوامل دیگرى را مى توان براى این تغییر برشمرد؟
** عامل دیگر را مى توان بحران اقتصادى جهانى دانست که در صنعت ترکیه تاثیر زیادى گذاشت و باعث کاهش چشم گیر رشد صنعتى این کشور شد. این بحران در اواخر سال ۲۰۰۸ بیش از همه خود را نشان داد. ترکیه در سال ۲۰۰۸ حدود ۱۳۰ میلیارد دلار تجارت خارجى داشت اما امسال پیش بینى مى شود که به ۱۰۰ میلیارد دلار نیز نرسد. تاثیرات این بحران باعث شد تا دولت اردوغان شرایطى را ایجاد کند تا بتواند با بحران مقابله کند. براین اساس شاهد هستیم که کابینه در پنج پست کلیدى اقتصادى، بازرگانى خارجى، صنایع و خزانه دارى و دارایى تغییر کرد، البته برخى از مهره هاى کلیدى فقط جا به جا شده اند. با جمع شدن پست هاى اقتصادى مالى و تجارى در یک کد و سپردن آن به على باباجان که پیش تر وزیر امورخارجه بود، ترکیه امیدوار است به بحران هاى داخلى پایان دهد.
مورد بعدى که تا حدودى از آن یاد شد و بر تغییر کابینه تاثیر گذاشت برمى گردد به افزایش آراء برخى از احزاب رقیب عدالت و توسعه، مثل حزب سعادت که رهبرى معنوى آن در دست نجم الدین اربکان قرار دارد، این حزب در انتخابات اخیر شهردارى ها نسبت به دوره قبلى حدود ۵ درصد افزایش آراء داشت و این پیام مهمى به دولت اردوغان است. احزاب دیگرى مثل حزب حرکت ملى و جمهورى خواه خلق نیز چنین تاثیرى برکابینه ترکیه داشته اند. بخصوص با حرکت هاى تاکتیکى که انجام داده اند این تاثیرگذارى را افزایش داده اند، مثلا به عضویت در آوردن بانوان محجبه که براى اولین بار اتفاق افتاده است، یا توزیع روسرى بین بانوان. در اقدامى دیگر حزب حرکت ملى مجسمه هاى غیر اخلاقى را از میدان هاى شهر جمع کرد. این کار ها باعث شد که مردم به سمت آنها رفته و آراء شان را افزایش دهند. این مسائل باعث شد که حزب عدالت و توسعه مهره هاى اصلى خود را بار دیگر روى کار آورده و از آنها استفاده کند. مثلا همان بلنت آرنیچ را به پست معاونت نخست وزیرى برگزیده که بیشتر مورد انتقاد لاییک ها بود.
* با این وجود آیا مى توانیم بگوییم کابینه در تغییراتى که انجام داده به سمت اسلام گرایى بیشتر گرایش پیدا کرده است؟
** البته نمى توان یک تقسیم بندى مشخصى در این مورد انجام داد. خود حزب عدالت و توسعه نیز علاقه اى ندارد که حتماً از اصطلاح اسلام گرایى استفاده کند زیرا خودش را حزبى محافظه کار مى داند، اما به هر حال این تغییرات نشان مى دهد که از اندیشه اصلى حزب که همان اسلام گرایى است بیشتر استفاده خواهد شد.
* با توجه به اینکه ارتش ترکیه داراى خصوصیت لاییک است آیا مى توان منتظر واکنش آن نسبت به تغییرات اخیر بود؟
** ارتش ترکیه با توجه به برنامه کودتایى که علیه دولت اردوغان داشت داراى پرونده بزرگ ۱۵۰۰ صفحه اى است که بسیارى از ژنرال هاى بزرگ نیز متهم هستند. از این رو ارتش در دوره منفعلى به سرمى برد.
* تغییرات کابینه را از نگاه سیاست خارجى چطور مى بینید؟ با توجه به اینکه احمد داوداغلو در پست وزارت امور خارجه در جاى على بابان قرار گرفته است.
** با وجود على باباجان در گذشته که بیشتر داراى روحیات اقتصادى است. سیاست خارجى ترکیه رنگ و روى اقتصادى داشت، اما داوداغلو که از نزدیکان اردوغان است یکى از تئوریسین هاى پشت پرده حزب عدالت و توسعه محسوب مى شود. اغلو متخصص مسائل خاورمیانه است و از تئوریسین هاى طرح نگاه به شرق است. انتخاب این شخص چند پیام به همراه دارد، ابتدا اینکه با توجه به تمایلى که در بین مردم ترکیه وجود دارد مبنى بر اینکه ترکیه باید با کشورهاى همسایه روابط حسنه ایجاد کرده و به سمت کشور هاى اسلامى سوق پیدا کند، این انتخاب مى گوید که دولت اردوغان به این خواسته توجه کرده است. از سویى دیگر کارشکنى هایى که اتحادیه اروپا براى پذیرش ترکیه در این اتحادیه داشته است، افکار عمومى و دولت ترکیه را به سمت شرق سوق داده است.
دوم اینکه ترکیه تعهد دارد در خاورمیانه و بالکان نقش پررنگترى را ایفا کند. پیشتر و تا قبل از جنگ عراق سیاست هاى منطقه اى ترکیه بیشتر به سمت غرب گرایش داشت اما بعد از اشغال عراق و نقشى که آمریکا در بحث پ ک ک، شمال عراق و... داشت باعث شد که ترکیه به دنبال نقش مستقل ترى در خاورمیانه باشد. بحث میانجیگرى بین سوریه و اسراییل، ایران و آمریکا و حماس و رژیم صهیونستى، افغانستان و پاکستان و دیگر پیشنهادها و عملکرد هایى که در منطقه دارد نشان مى دهد که آنکارا اولویت سیاست خارجى را به سمت دیگرى منتقل کرده است و با توجه به اینکه در حال حاضر جزء اعضاى غیردائم شوراى امنیت است مى تواند نقش بهتر و بیشترى را ایفا کند.
بنابراین مى توان گفت رویکرد جدید سیاست خارجى ترکیه زمانى مى تواند به نتیجه برسد که این کشور با دیگر کشور هاى منطقه مثل ایران و... به تعامل مشخصى برسد. البته اقدامات اخیر ترکیه نشان مى دهد که به دنبال چنین تعاملى است، مثل قراردادى که با ارتش لبنان بست یا رزمایشى که با سوریه داشت.
* ترکیه در حال حاضر براى خود سه حوزه خاورمیانه، قفقاز و بالکان را در اولویت قرار داده است. حال در این حوزه قدرت هاى منطقه اى وجود دارند از جمله ایران که پى گیر هژمونى منطقه است. بنابراین با ورود ترکیه به خاورمیانه و قفقاز تقابلى بین این دو پیش نمى آید. البته باید به این مسئله نیز توجه کرد که ترکیه در منطقه روى جاهایى دست گذاشته است که ایران نیز در آنها نفوذ دارد. مثل آنچه که در جنگ ۲۲ روزه پیش آمد.
** ترکیه و ایران در طول تاریخ بیشتر نقش خنثى کننده یکدیگر را داشتند، این دو کشور همچنین تجربه اى را پشت سر دارند و به نظرمن این یک انتخاب بسیار مهمى است که ترک ها در آن قرار دارند که آیا آنها خواهان اجراى نقشى همگرایانه هستند یا اینکه به دنبال صف بندى منطقه اى . به نظر مى رسد منافعى که ترکیه در منطقه دارد مخصوصاً بخاطر تهدید هایى که در منطقه علیه این کشور وجود دارد مثل بحث شمال عراق، پ ک ک، بحث اسراییل که به دنبال یک ارتباط راهبردى با کردهاى منطقه است و... بیشتر به سمت همگرایى منطقه ا ى پیش مى رود.
در محافل ترکیه نیز برسر این مسئله تاکید زیادى مى شود که ترکیه زمانى مى تواند موفق شودکه با کشور هاى ایران عراق، سوریه، لبنان و... همکارى موثرى داشته باشد. تجربیاتى که در چند سال اخیر مخصوصاً پس از جنگ عراق کسب کرده است، راه مشخصى را پیش روى تصمیم گیران ترکیه قرار داده است. از این رو آنکارا از زاویه صف آرایى منطقه اى وارد نمى شود زیرا مى داند که با این رویکرد نمى تواند به نتیجه برسد. ترکیه پیشتر چنین اشتباهى را در قفقاز انجام داده است و در حال حاضر تبعات این اشتباه را نیز مى بیند.
* بى شک تفاوت هایى در نگاه سیاسى ایران و ترکیه وجود دارد که خود را در تعامل یا تقابل با غرب و اسراییل نشان مى دهند، با وجود چنین تفاوت راهبردى این دو چگونه مى توانند به سیاست همگرایى در منطقه رو آورند؟
** ترکیه روابطى راهبردى باغرب دارد بنابر این نمى توان منتظر بود که در سیاست هاى خود چرخش ۱۸۰ درجه اى به وجود بیاورد. اما به نظر مى رسد ترکیه آنچه را در عمل دنبال مى کند این است که آنها به دنبال نقش میانجى گرى در منطقه هستند. این مسئله باعث مى شود که توان بازیگرى خود را افزایش دهند. اما زمینه هایى هست که باعث مى شود ترک ها به سمت شرق گرایش پیدا کنند مثل جنگ عراق یا تحرکات موساد در منطقه. از سویى مانور مشترک ترکیه و سوریه و سفر عبد الله گل، رئیس جمهور ترکیه به سوریه نیز نشان مى دهد که ترکیه در بسیارى از زمینه ها به دنبال همگرایى منطقه اى است تا اجراى سیاست هاى غرب.