رژیم صهیونیستی در طول 61 سال حیاتش همواره حمایت غرب بویژه ایالات متحده را پشت سر خود احساس کرده است. حتی ایالات متحده نخستین کشوری محسوب میشود که اندکی پس از اعلام استقلال صهیونیستها، ماهیت نامشروع این رژیم را به رسمیت شناخت و پس از آمریکا، انگلیس نیز استقلال اسرائیل را به رسمیت پذیرفت. این کشورها تاکنون از هیچ تلاشی در حمایت از رژیم صهیونیستی کوتاهی نکردهاند، حتی در جنگهایی که اسرائیل با اعراب داشت به انحای مختلف جانب اسرائیل را گرفتهاند. غربیها پا را از این هم فراتر گذاشتند و تکنولوژی هستهای را نیز به رژیم صهیونیستی اعطا کردند به نحوی که اسرائیل در حال حاضر حدود 200 کلاهک هستهای دارد و بهرغم آنکه مقامات این رژیم حاضر به اظهار نظر درباره سلاحهای هستهای خود نیستند، جزو هشت کشور دارنده تسلیحات هستهای محسوب میشوند که هیچگونه معاهدهای نیز برای کنترل این سلاحها امضا نکردهاند. این حمایتها به همین جا ختم نمیشود. اسرائیل در شورای امنیت هم از حمایت بیدریغ این کشورها سود میبرد. قریب به اتفاق قطعنامههایی که توسط شورای امنیت سازمان ملل علیه رژیم صهیونیستی تدوین و به رأی گذاشته شده، توسط آمریکا و انگلیس وتو شده و هیچیک تصویب نشده است. چندی پیش و پس از آنکه آویگدور لیبرمن، رهبر حزب افراطی «اسرائیل خانه ما» و وزیر خارجه جدید رژیم صهیونیستی در موضعگیری عجیبی ادعا کرد که آناپولیس را به رسمیت نمیشناسد، بروکسل بشدت علیه اسرائیل موضعگیری کرد. حتی کار به جایی رسید که اتحادیه اروپایی به تلآویو هشدار داد که مناسبات دیپلماتیک و اقتصادی خود را با آنها قطع خواهد کرد. در نهایت هم لیبرمن ناچار شد برای دلجویی از سران اتحادیه به قاره سبز سفر کند تا اندکی موضع اسرائیل را تعدیل کرده و اندک مشروعیتی میان اروپاییها به دست آورد.
اوباما نیز از بدو ورود به کاخ سفید بویژه پس از مواجهه با کابینه جدید رژیم صهیونیستی به رهبری بنیامین نتانیاهو مکررا از تشکیل دولت مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل دم زده است و از صهیونیستها درخواست کرده که دولت مستقل فلسطینی را به رسمیت بشناسند. حتی این موضعگیریهای اوباما در مقاطعی کار را به جایی رساند که تنش شدیدی بین سران آمریکا و اسرائیل به وجود آمد تا جایی که مقامات تلآویو، اوباما را به دخالت در مسائل داخلی اسرائیل متهم کردند. این دست موضعگیریها علیه مقامات کاخ سفید در طول حیات نامشروع رژیم صهیونیستی بیسابقه بوده است. چندی پیش نیز یکی از مقامات رسمی ایالات متحده خواستار پیوستن اسرائیل به معاهده NPT شد که این درخواست نیز خشم شدید رژیم صهیونیستی را در پی داشت و با این بهانه که هیچ فایدهای بر معاهده NPT مترتب نیست از پیوستن به آن امتناع کرد. حتی شیمون پرز، رئیس رژیم صهیونیستی نیز در سفر اخیرش به ایالات متحده که برای شرکت در اجلاس آیپک به این کشور رفته بود در دیدار با باراک اوباما، رئیسجمهور ایالات متحده از وی خواست که کمی مهربانتر با نتانیاهو برخورد کند و به وی فرصت بیشتری بدهد. دفاع پرز از نتانیاهو شدت فشارها را بر رژیم صهیونیستی به خوبی نشان میدهد چرا که رئیس رژیم صهیونیستی در شرایطی که به هیچوجه رابطه نزدیک و حسنهای با نخستوزیر ندارد از وی حمایت کرد که این خود نشان از شدت فشارها بر کابینه نتانیاهو دارد. پرز و نتانیاهو حدود 10 سال پیش و در قامت کاندیداهای حزب کار و لیکود در انتخابات نخستوزیری با یکدیگر رقابت کردند که در نتیجه این رقابت، نتانیاهو به پیروزی دست یافت. از آن برهه روابط پرز و نتانیاهو همواره پرتنش بوده است. از سوی دیگر تعویق سفر نتانیاهو به ایالات متحده نیز در راستای اختلافات موجود بین سران واشنگتن و تلآویو ارزیابی میشود؛ چرا که به باور ناظران سیاسی، اوباما در جریان سفر نتانیاهو درصدد است تضمینهای لازم را از نخستوزیر رژیم صهیونیستی برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی بگیرد، حال آنکه نتانیاهو حاضر به پذیرش این موضوع نیست چرا که در صورت پذیرفتن این مسأله با خطر انحلال کابینه روبهروست.
در تحلیل کنش و واکنش ایالات متحده و اتحادیه اروپایی با رژیم صهیونیستی، باید به دو مؤلفه مهم اشاره کرد؛ نخستین مولفه جنگ غزه بود. کشتار یکهزار و 400 فلسطینی ظرف 22 روز که اغلب آنها را زنان و کودکان تشکیل میدادند، هیچجای دفاعی از رژیم صهیونیستی باقی نگذاشته است. استفاده اسرائیل از سلاحهای غیرمتعارف به جامعه جهانی نشان داد، رژیم صهیونیستی به هیچ قاعده و قانونی پایبند نیست. حتی استمرار بسته نگاه داشتن گذرگاههای منتهی به غزه و وضعیت وخیم ساکنان این منطقه افکار عمومی جامعه جهانی را از این دست اقدامات، به خشم آورده است. مؤلفه دیگری که در این رویکرد غرب تأثیرگذار بوده است، تشکیل کابینهای افراطی در اراضی اشغالی بود. کابینه نتانیاهو در اندک زمانی که به کرسی حکومت تکیه کرده است، نشان داده عملا هیچ طرح و نقشهای را برای تداوم مذاکرات سازش نخواهد پذیرفت و تمامی تلاشهایی که تاکنون برای صلح بین اعراب و اسرائیل انجام شده به نوعی آب در هاون کوبیدن بوده است. این دو مولفه مهم سبب شده هزینه دفاع و حمایت از اسرائیل برای غرب بسیار زیاد باشد و سران ایالات متحده و اروپا عملا توان پرداخت این هزینه را به افکار عمومی داخلی و خارجی ندارند. از این رو هر چند در عمل هنوز خود را موظف به تضمین امنیت رژیم صهیونیستی میدانند در ظاهر تلاش میکنند اندکی از تلآویو فاصله بگیرند؛ به آن امید که وضعیت مانند قبل شود و آبها از آسیاب بیفتد. هزینه اسرائیل هیچ وقت تا این حد برای آمریکا و اروپا گران نبوده است.