تاریخ انتشار : ۱۸ تير ۱۳۸۸ - ۰۷:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۹۳۹۴۹

فریده شریفی
هنوز زمان برای قضاوت درباره سیاست خاورمیانه ای باراک اوباما که چند ماهی است زمام امور کاخ سفید را برعهده گرفته زود است ولیکن همین مدت کوتاه هم نشان می دهد که فرقی بین سیاست اوباما و بوش وجود ندارد. مطالعه بر روی رفتارهای دولت آمریکا در دوران تصدی اوباما نشان می دهد که اوباما همان بوش، هیلاری کلینتون همان کاندولیزا رایس و دولت فعلی آمریکا همان دولت قبلی است منتهی با شعارهای فریبنده و توخالی.
با وجود اعلام سیاست اوباما مبنی بر تشکیل دو دولت و ضرورت ایفای نقش بیشتر آمریکا در روند صلح خاورمیانه و فرستادن نمایندگان ویژه به منطقه برای مذاکره با طرف های درگیر در منازعه اعراب و اسرائیل، هنوز در واقع اتفاق مهمی نیفتاده و پیشرفتی حاصل نشده است. بلکه برعکس شواهد و قرائن نشان می دهد که موضوعات کنونی به طرف پیچیدگی بیشتر در حال حرکت است و در خوش بینانه ترین حالت در حال در جازدن است. در صورتی که توطئه ها و برنامه های صهیونیست ها علیه ملت فلسطین به ویژه با وجود به قدرت رسیدن دولت راستگرای تندرو به ریاست بنیامین نتانیاهو استمرار دارد.
هیلاری کلینتون وزیر خارجه آمریکا هم همان سخنان تکراری و قدیمی دولت بوش و کاندولیزارایس را تکرار می کند و می گوید که دولت آمریکا دولت وحدت ملی فلسطینیان را که اعضای جنبش حماس در آن مشارکت داشته باشند به رسمیت نخواهد شناخت و با آن تعاملی نخواهد داشت.
کلینتون معتقد است دولت حماس باید رژیم صهیونیستی را به رسمیت بشناسد از تمامی اشکال مقاومت دست بردارد و کلیه توافقات امضا شده میان این رژیم و تشکیلات فلسطین را بپذیرد. این در حالی است که هیچ شرطی را برای دولت نتانیاهو تعیین نکرده است، دولتی که تشکیل دو دولت را نمی پذیرد و مصوبات کنفرانس آناپولیس را نیز قبول ندارد و به علاوه از تشکیلات فلسطینی خواسته است تا یهودی بودن دولت عبری را قبل از شروع هرگونه مذاکراتی قبول کند و این به معنای از بین بردن کامل حق بازگشت آوارگان فلسطینی و آواره ساختن فلسطینیان ساکن اراضی سال 1948 خواهد بود.
تعیین چنین شروطی به معنای مداخله بیگانگان در امور داخلی فلسطین و سوق دادن فلسطینیان به سوی تجزیه جغرافیایی کرانه باختری و نوار غزه و کشمکش سیاسی میان بزرگترین گروه های فلسطینی فتح و حماس و برتری جویی برخی از این گروه ها و کودتا علیه قوانین فلسطینی و مشروعیت آنها است.
بنابراین، زمان برای خوشبین بودن به وعده ها و اظهارات و ایجاد فضای مثبت با جهان عرب و اسلام هنوز زود است و باید گذشت زمان اهداف و نیات واقعی دولتمردان و سیاستمداران مرتبط با سیاست خاورمیانه را آشکار کند به ویژه آنکه کسانی که خود را کاسه داغ تر از آتش و داعیه برحق مسائل خاورمیانه می دانند و برای تحقق روند صلح خاورمیانه دست و پا می زنند تاکنون باطرف اصلی فلسطین یعنی با حماس که از پشتیبانی مردم برخوردار است و در جامعه فلسطین نقش اساسی بازی می کند دیداری نداشته اند.
در این مقاله با بررسی روند صلح خاورمیانه و مسائل مربوط به فلسطینیان نتیجه گرفته می شود که جهان اسلام نباید منتظر بماند که سردمداران غرب با شعارها و وعده و وعیدهای خود مسئله فلسطین را حل و فصل کنند بلکه با حمایت از مردم فلسطین و ایستادگی در برابر غرب آنان را در تحقق حقوق برحق خودیاری و زمینه را برای بازگشت به سرزمین و رفع محاصره و اشغال فراهم سازند، همان حمایت جهانی و میلیونی که مردم جهان از مردم مظلوم غزه در جریان جنگ 22روزه کردند.
صلح خاورمیانه
باراک اوباما روز 21آوریل (اول اردیبهشت) در دیدار و گفت وگو با ملک عبدالله، پادشاه اردن در واشنگتن، ضمن اعلام ابتکار عمل جدید خود، طرفین درگیر در بحران خاورمیانه را فرا خواند که دوباره در راه برقراری صلح در منطقه قدم بردارند.
وی به این منظور، رهبران رژیم صهیونیستی و مصر و نیز محمود عباس رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین را جداگانه برای انجام گفت وگو به کاخ سفید دعوت کرده.
رئیس جمهور آمریکا درباره موضع تردیدآمیز بنیامین نتانیاهو، رهبر دولت رژیم صهیونیستی در قبال ایجاد کشور مستقل فلسطین گفت که از پشتیبانان سرسخت راه حل دو کشور مستقل است.
آخرین ابتکار عمل دولت ایالات متحده برای احیای فرآیند صلح خاورمیانه به دسامبر سال2007 میلادی برمی گردد. در آن زمان جرج بوش رئیس جمهور وقت آمریکا، رهبران رژیم صهیونیستی و فلسطین را برای انجام گفت وگو به واشنگتن دعوت کرد. اگر چه طرف های درگیر در این نشست تصمیم به انجام مذاکرات مستقیم در جهت تحقق راه حل دو کشور مستقل تا پایان سال 2008 گرفتند اما این ابتکار عمل در نهایت ناکام ماند.
در شرایطی که اوباما هم مانند بوش طرف مذاکره خود را محمود عباس انتخاب کرده است. محبوبیت فردی او در مقایسه با حماس در داخل فلسطین در حال افول است و این در حالی است که نه تنها حماس بلکه برخی از کشورهای غربی معتقدند که هرگونه طرح صلحی در خاورمیانه بدون در نظر گرفتن حماس به شکست منجر خواهد شد.
دولت مصر که میانجی گری میان فتح و حماس برای برقراری آشتی ملی میان طرفین را برعهده دارد ادعا کرد که دولت ایالات متحده با هر دولتی که در فلسطین به روی کار بیاید مذاکره خواهد کرد در حالی که بر کسی پوشیده نیست که این دولت حتی باید حماس نباشد زیرا حماس از نظر واشنگتن یک گروه تروریستی است که مذاکره با آن غیرممکن است.
به گفته برخی تحلیلگران سفر اخیر «میچل» فرستاده ویژه رئیس جمهور آمریکا به منطقه بیشتربا این هدف صورت گرفت که دقیقاً موضع دولت جدید رژیم صهیونیستی درباره صلح خاورمیانه و آینده منطقه مشخص شود، اگرچه بنیامین نتانیاهو گفته است که قصد دارد روند صلح را دنبال کند. با وجود این، او هرگز به طور علنی از راه حل دو کشور مستقل فلسطینی و رژیم صهیونیستی حمایت نکرده است.
به نظر می رسد که بنیامین نتانیاهو در سفربه آمریکا قصد دارد تا طرح صلحی را به اوباما ارائه کند که شامل متوقف سازی برنامه اتمی ایران، ایجاد روابط نزدیک تر با کشورهای عربی و تعامل با موضوع فلسطینیان از طریق کانال های مختلف است.
روزنامه صهیونیستی
ها آرتص در مورد اصرار نتانیاهو در به رسمیت شناختن رژیم صهیونیستی از سوی فلسطینیان نوشت، اگر در مذاکرات سیاسی فلسطینیان، اسرائیل به رسمیت شناخته نشود دولت رژیم صهیونیستی نیز قادر نخواهد بود که به مردم این رژیم بگوید که اسرائیل کشور یهودیان است و حتی اگر آنها بعدها با فلسطینیان به توافق رسیده و اوضاع آرام شود، درگیری ها بین دو طرف همچنان ادامه خواهد یافت.
از سوی دیگر، نتانیاهو معتقد است که به رسمیت شناختن و اعتراف به اسرائیل به عنوان کشور یهودی حق بازگشت آوارگان فلسطینی به این سرزمین را عملاً خنثی خواهد کرد.
رژیم صهیونیستی تاکنون بارها اعلام کرده است که در صورت ادامه مقاومت از سوی گروه های فلسطینی برای به رسمیت شناختن ماهیت رژیم صهیونیستی، این رژیم نیز به مخالفت با بازگشت آوارگان فلسطینی ادامه خواهد داد. نتانیاهو نیزدر این باره گفته است تا زمانی که فلسطینی ها رژیم صهیونیستی را به عنوان کشوری مستقل قبول نداشته باشند امکان مذاکره وجود ندارد.
این ادعاهای توخالی در شرایطی صورت می گیرد که نه تنها جنبش مقاومت اسلامی فلسطین بلکه دیگر گروه های فلسطینی نیز بارها تاکید کرده اند که به هیچ وجه رژیم صهیونیستی را به رسمیت نخواهند شناخت.
«اسماعیل هنیه» نخست وزیر منتخب دولت فلسطین نیز در واکنش به ادعاهای مقامات کاخ سفید که حماس را تروریست دانسته اند و اظهار داشته اند که با حماس مذاکره نمی کنند تاکید کرد که حماس و فلسطینی ها تروریست نیستند بلکه رژیم صهیونیستی که به بهانه های مختلف فلسطینیان بی گناه را به خاک و خون می کشد و به زنان و کودکان رحم نمی کند تروریست است. دیگر مقام ها و شخصیت های فلسطینی نیز اظهارات نتانیاهو در زمینه لزوم به رسمیت شناختن اسرائیل را هدف تراشی در زمینه صلح خاورمیانه ارزیابی کرده اند.این شخصیت های فلسطینی معتقدند که نتانیاهو با بهانه قرار دادن این مسئله سعی دارد از فشارهای غرب کم کند و بالعکس توپ را به زمین فلسطینیان بیندازد.
برخی از تحلیلگران هم معتقدند که در مذاکراتی که تاکنون برای صلح در خاورمیانه صورت گرفته است اروپایی ها انتقاداتی را نسبت به عملکرد آمریکا دارند و بیان می کنند که هنوز سیاست هایی که دولت اوباما می خواهد در منطقه اجرا کند مشخص نیست و آمریکا با چالش های متعددی در این مورد روبه رو است. اروپا نیز در عمل با ابهاماتی مواجه است و هنوز نمی داند که باید چه سیاستی را در قبال مسائل منطقه اتخاذ کند. از جمله اینکه اروپائیان هنوز نمی دانند که باید از مذاکرات بین سوریه و رژیم صهیونیستی حمایت کنند یا اینکه باید به کنفرانس آناپولیس -2 که روسیه تمایل دارد در خاکش تشکیل شود دل ببندند و یا اینکه خود مستقلاً به دنبال انجام کنفرانس مادرید- 2 باشند هرچند که این کشورها اعتراف می کنند با مواضع دولت جدید رژیم صهیونیستی به نخست وزیری بنیامین نتانیاهو مشکل دارند زیرا هنوز این دولت کاملاً مشخص نکرده است که چه موضعی درقبال مذاکرات صلح با فلسطینی ها اتخاذ کرده است.
کشورهای اروپایی معتقدند که شرایط کنونی بهترین زمان برای ارائه راهکار منطقه ای به خصوص با توجه به مشکلاتی که آمریکا در دوره ریاست جمهوری بوش با آن روبه رو بوده است.
به هر حال اروپائیان نگران اوضاع منطقه هستند ونمی توانند چشم انداز واضحی نسبت به این منطقه داشته باشند.
اشغال فلسطین
اشغال اراضی فلسطین بلا و مصیبتی بزرگ برای ملت فلسطین بوده و هست، ملتی که در سرزمین خود در امنیت و آزادانه زندگی می کرد ناگهان و در یک لحظه سخت تاریخی در سال 1948 خود را در معرض نسل کشی و تخریب شهرها، روستاها اشغال زمین و مقدسات و آوارگی دید و یکی از پیامدهای این فاجعه همان چیزی است که امروز می بینیم و آن وجود بیش از 10میلیون فلسطینی است که یا به طور مستقیم تحت اشغال قرار دارند یا اینکه در خارج از سرزمین مادری خود در ده ها اردوگاه در سخت ترین شرایط زندگی می کنند.
نظیر این درد و رنج همه جانبه و فراگیر در طول تاریخ تاکنون برای هیچ ملتی اتفاق نیفتاده است. با وجود این، ملت قهرمان فلسطین همچنان صبور و مقاوم در مقابل مشکلات ایستادگی کرده و بر بازگشت به خانه و کاشانه خود و آزادی کلیه اراضی اشغالی مصمم است.
ادعای دروغین
داستان فروش اراضی فلسطین به یهودیان ادعایی نادرست است که تنها دستگاه های تبلیغاتی دشمن صهیونیستی آن را ترویج می کنند.
صهیونیست ها از انتشار چنین اخباری دو هدف عمده را دنبال می کنند: 1-شانه خالی کردن از نسل کشی که در حق فلسطینیان به راه انداخته اند 2-جلوگیری از ابراز همبستگی و همدردی ملت های عربی و اسلامی با ملت فلسطین.
این ادعا با همه حقایق تاریخی که حتی منابع صهیونیستی و انگلیسی نیز آنها را ثابت کرده اند در تضاد است. همین منابع ذکر کرده اند که یهودیان قبل از سال 1917 میلادی تنها یک درصد اراضی فلسطین را در اختیار داشتند و از سال 1917 تا سال 1948 یعنی دوران قیمومت انگلیس بر فلسطین این میزان به 6/6 درصد افزایش یافت. یهودیان در حقیقت با حمایت های بی وقفه انگلیس از آنان و نیز از طریق فروش بخش هایی از اراضی فلسطین توسط برخی خانواده های غیرفلسطینی این مساحت اندک از اراضی فلسطین را به تصرف خود درآوردند. بنابراین، ملت فلسطین تا زمان شکل گیری رژیم جعلی صهیونیستی در تاریخ 15 مه 1948، مالک 4/94درصد کل اراضی فلسطین بود.
از این تاریخ به بعد عمق فاجعه و ادامه قتل عام ها و جنایت های گروهک های صهیونیستی گسترش یافت. صهیونیست ها در جریان جنگ 1948 صدها روستا و شهر فلسطینیان را تخریب و اهالی آن را آواره کردند. زمین های ساکنان اصلی را به زور سلاح غصب کردند و بدین ترتیب رژیم صهیونیستی در این جنگ و پس از شکست دادن هفت ارتش عربی، 78درصد اراضی تاریخی فلسطین را تصاحب کرد.
رژیم صهیونیستی، سپس در سال 1967 میلادی 22درصد باقی مانده اراضی فلسطین را که در کرانه باختری و قدس قرار داشت و بخشی از اراضی اردن به شمار می آمد و نوار غزه را که تحت کنترل مصر بود اشغال کرد.
مخالفت با قطعنامه‌های بین‌المللی
قانون بین الملل طبق پیمان لاهه در سال 1907 و کنوانسیون چهارم ژنو و دیگر پیمان ها و قوانین، همگی بر این نکته تأکید می کنند که آنچه در سال 1948 میلادی در فلسطین اتفاق افتاد یک اشغالگری مسلحانه بود و ملت فلسطین به اعتبار اینکه ملتی تحت اشغال است از حقوق کامل و متعدد از جمله حق مقاومت و آزادی و تعیین سرنوشت و بازگشت به خانه و کاشانه خود و نیز زندگی توأم با عزت و کرامت برخوردار است.
کنوانسیون چهارم ژنو بر امور زیر تأکید دارد:
1- ملت های تحت اشغال نباید از حقوق حقه خود چشم بپوشند؛
2- اشغالگران حق حاکمیت مطلق بر سرزمین اشغال شده را ندارند و اشغالگری یک وضعیت موقت است و اشغالگران باید به همه قوانین موجود در سرزمین اشغالی احترام بگذارند؛
3- نیروهای اشغالگر باید همه امور مربوط به سلامت بهداشت و روان و مواد غذایی مورد نیاز ملت تحت اشغال را تأمین و فراهم کنند.
4- هرگونه کوچاندن اجباری فردی یا گروهی ملت تحت اشغال به داخل یا خارج اراضی اشغالی ممنوع است؛
5- هرگونه شکنجه گروهی و گروگانگیری ممنوع است.
6- انتقام گرفتن از اشخاص تحت حمایت قانون و آسیب رساندن به املاک و دارایی های آنان ممنوع است.
7- اشغالگران باید به ارزش های فرهنگی ملت تحت اشغال احترام بگذارند. اما به دلیل اینکه رژیم صهیونیستی خود را مافوق قانون و مورد حمایت آمریکا و کشورهای غربی می داند همه قواعد اصلی مربوط به قوانین بین المللی را زیرپا می گذارد.
از سوی دیگر، تاکنون قطعنامه های زیادی از سوی نهادهای بین المللی از جمله سازمان ملل متحد صادر شده است تا رژیم صهیونیستی را به اجرای قوانین بین المللی ملزم کند اما این رژیم با اغلب این قطعنامه ها و اجرای مفاد آنها مخالفت کرده است.
جامعه وحشت
«ابراهیم بورگ» فرزند یوسف بورگ یکی از پایه گذاران رژیم صهیونیستی اظهار داشت، اگر از اسرائیل گزینه زور گرفته شود نابود می شود، اسرائیل قلعه ای است که از هر سو سپر محافظتی آن را دربرگرفته است و در میان این تنگناها در حال خفه شدن است.
وی افزود، جامعه اسرائیل، جامعه وحشت است و دیر یا زود این جامعه از بین خواهد رفت، حاکمان هنوز این واقعیت را درک نکرده اند که اگر به ارتش دستور حمله و جنگ و استفاده از زورو قوه قهریه می دهند این در واقع پیروزی نیست بلکه آغاز شکست است. مثلاً در مورد غزه، واقعیت نشان داد که ما هنوز از تجربیات گذشته درس عبرت نگرفته بودیم و جنگی را آغاز نکردیم که نتیجه ای جز شکست نداشت. بورگ بر این باور است که جامعه اسرائیل یک جامعه وحشت زده است. وی معتقد است، این جامعه از نظر روحی و روانی مشکل دارد و احساس می کند که تمامی جهانیان از آن فراری هستند.
بورگ همچنین تصریح کرد، جامعه اسرائیل بر پایه منطق زور استوار است و مشخصه فاشیستی آن مهم ترین خطری است که آینده این رژیم را تهدید می کند.
وی اضافه کرد، اسرائیل دولتی فاشیست، خشونت طلب، زورگو،قدرت طلب، سطحی نگر و فاقد روح و درون گراست و درخواست های پی درپی مبنی بر قتل عام فلسطینیان، تخریب خانه های آنان، کوچاندن اجباری این ملت، قتل عام، مشروعیت بخشیدن به سیاست کوچاندن، دلیلی بر فاشیست بودن این رژیم است.
«رووی ریولین» رئیس سابق کنست اسرائیل و یکی از رهبران حزب لیکودنیز در زمینه ناامیدی صهیونیست ها از آینده رژیم غاصب صهیونیستی اظهار داشت، صهیونیست ها در تلاشند برای فرار از دولت عبری درصورت نیاز پاسپورت اروپایی تهیه کنند.
ریولین تاکید کرد، اگر صهیونیست ها احساس عمیقی در زمینه زوال اسرائیل نداشتند هرگز دست به چنین کاری نمی زدند.
وی هشدار داد که این مسئله بر میزان آمادگی صهیونیست ها برای رفتن به خدمت سربازی و جانفشانی به خاطر حفظ این رژیم و همچنین بر همبستگی میان صهیونیست ها تاثیر منفی گذاشته است.
یهودیان سراسر جهان معتقدند که خطر زندگی در اسرائیل بیش از خطر گروه های یهودی ستیز است.
بر پایه تحقیقات انجام گرفته در میان محافل یهودیان آمریکا 70 درصد آنان هنوز به اسرائیل نرفته اند و حتی میلی هم به این کار ندارند و 50 درصد یهودیان آمریکا با اقوام دیگر ازدواج کرده اند و 50 درصد جوانان یهودی هم نابودی اسرائیل برایشان اصلا مهم نیست.