تاریخ انتشار : ۲۵ تير ۱۳۸۸ - ۰۷:۲۰  ، 
شناسه خبر : ۹۴۰۰۲

احمد کاظم‌زاده
یکى از پروژه هایى که نو محافظه کاران حاکم بر کاخ سفید در دوران ریاست جمهورى جرج بوش براى قطب بندى منطقه در چارچوب طرح موسوم به خاورمیانه بزرگ به کار گرفتند، «ایران هراسى» بود. این ترفند خود با استفاده از تاکتیک ها و تکنیک هاى متنوع جنگ روانى همراه بود که به اقتضاى شرایط و اوضاع به کار گرفته مى شد. هلال شیعى، خطر هسته اى ایران، دامن زدن به اختلافات و جنگ هاى مذهبى در عراق و لبنان و اتهام پراکنى از جمله این شیوه ها بود که به کار گرفته شد. البته همپیمانان رژیم صهیونیستى اعم از دولت هاى اشغالگر عراق یا دولت هاى به اصطلاح میانه رو عربى نیز رژیم صهیونیستى را در اجراى این پروژه یارى مى کردند. با وجود اینکه هیچ یک از ترفندها و تاکنیک هاى به کار گرفته شده کارگر نیفتاده و در آمریکا نیز دولت بوش جاى خودرا به دولت اوباما داد اما باز در روزهاى اخیر علائمى از تحرکات مشترک صهیونیستى و عربى براى احیاى پروژه «ایران هراسى» مشاهده شد. از جمله شاخص هاى موجود در این زمینه مى توان به سناریوسازى هاى اخیر در مغرب، بحرین، مصر و عربستان با هدف ایجاد شائبه تلاش ایران براى ترویج مذهب شیعه اشاره کرد که البته در عراق با از سرگیرى حملات تروریستى علیه شیعیان و به ویژه زائران ایرانى همراه بوده است. اما سؤال این است که چرا این پروژه دوباره در دستور کار قرار گرفت؟ و چرا باز شکست خورد؟
علل توسل مجدد به پروژه «ایران هراسى»
شاخص هاى موجود نشان مى دهد که دور جدید تحرکات براى احیاى پروژه «ایران هراسى» با هدف ایجاد اخلال در روند مذاکرات آتى ایران و آمریکا صورت گرفته است. این بدین مفهوم است که آمریکا زمانى سردمدار اجراى این پروژه بوده اما اکنون حداقل در این مقطع زمانى انگیزه اى براى ادامه آن ندارد. همین امر نگرانى باقیمانده اعضاى محور به اصطلاح میانه را از فروپاشى این محور دو چندان کرده است. از این رو همچنانکه در اجلاس هفته گذشته کمیته امور عمومى آمریکا و اسراییل موسوم به آیپک مشاهده شد، بخش بیشترى از تلاش هاى مسوولان رژیم صهیونیستى به احیاى این محور و جلوگیرى از تاثیر منفى جابه جایى قدرت در کاخ سفید بر جایگاه این محور متمرکز بوده است. البته روى کار آمدن کابینه ضد صلح به رهبرى نتانیاهو در اسراییل نیز در جلوگیرى از تکوین محور میانه موثر بوده است. زیرا اعلام مواضع ضد صلح از سوى کابینه نتانیاهو، هم تلاش هاى آن دسته از کشورهاى عربى مانند عربستان را که در سال هاى اخیر گام هایى را به سمت عادى سازى روابط با رژیم صهیونیستى برداشته است را براى افکار عمومى این کشور توجیه ناپذیر مى کند و هم اینکه حامیان غربى این رژیم را براى ادامه سیاست جانبدارى از آن با مشکل و چالش مواجه مى سازد. مخالفت کابینه نتانیاهو با طرح تشکیل دو دولت در فلسطین و خروج از اراضى اشغالى جولان، دور جدید تحرکات سیاسى براى به جریان انداختن مذاکرات صلح خاورمیانه را که در چارچوب رویکرد «تغییر» دنبال مى شود با چالش جدى مواجه کرده و کابینه نتانیاهو را در برابر دولت اوباما قرار داده است. براین اساس به نظر مى رسد یکى از اهداف محافل صهیونیستى از تلاش براى احیاى پروژه «ایران هراسى» سرپوش گذاشتن بر شکافى است که میان این رژیم پس از تشکیل کابینه نتانیاهو و حامیان غربى آن بروز کرده و روز به روز علنى تر مى شود. از دیگر اهداف در این زمینه اخلال در فضاى امیدوارکننده اى است که در مسیر مذاکرات هسته اى ایران پس از موافقت آمریکا با مذاکره مستقیم با ایران فراهم شده است. دقیقا همین امر برخى از کشورهاى عربى به اصطلاح عضو محور میانه را برآن داشته است که به رغم روى کار آمدن کابینه ضد صلح در اسراییل و اعلام مخالفت صریح آن با طرح هاى صلح خاورمیانه از جمله طرح صلح عربى، با دور جدید تحرکات براى احیاى پروژه ایران هراسى همراه شوند و حتى سردمدار این پروژه شوند به گونه اى که رابرت گیتس، وزیر دفاع آ مریکا هدف از سفر اخیر خود به دو کشور مصر و عربستان را رفع نگرانى این دو کشور از مذاکرات ایران و آمریکا اعلام کرد. پیش از این نیز دنیس راس، نماینده ویژه وزیر امور خارجه آمریکا در امور خلیج فارس به مصر وارد شده بود که دقیقا همین هدف را دنبال مى کرد.
البته همزمانى این دو سفر این احتمال را تقویت کرد که راس و گیتس سیاست واحدى را پیگیرى مى کنند و به همین علت ادبیاتى که، چه خود این دو مقام سیاسى و نظامى آمریکایى یا وزارتخانه هاى متبوع آنها درباره اهداف این سفر به کار برده اند مشابه هم بوده و در واقع یادآور ادبیاتى بوده است که مقامات دولت بوش در زمان حاکمیت نومحافظه کاران بر کاخ سفید و در جهت تقسیم منطقه به دو محور سازش و مقاومت از آن استفاده مى کردند. از جمله شاخص هایى که موجب شکل گیرى چنین ذهنیتى شده است مى توان به تکرار اتهامات گذشته علیه محور مقاومت در گزارش سالانه وزارت امور خارجه آمریکا درباره تروریسم، تعریف ماموریت دنیس راس در جهت مقابله با آنچه که دغدغه مشترک از فعالیت هاى هسته اى ایران ادعا شود و از همه مهم تر استفاده از عبارت تحریک برانگیز «شیعه و سنى» در توصیف کشورهاى میزبان گیتس و راس در رسانه هاى غربى و همچنین در مصاحبه هاى این دو عضو دولت آمریکاست. اما چرا دور جدید تحرکات براى احیاى پروژه «ایران هراسى» و «محور میانه» به شکست انجامید.در مورد علل ناکامى دور جدید تحرکات براى احیاى پروژه ایران هراسى و احیاى محور میانه چند عامل را مى توان در این خصوص ذکر کرد. نخست اینکه پروژه ایران هراسى و قطب بندى منطقه از ابزارهاى اجراى سیاست خاورمیانه اى دولت بوش بوده است که دولت اوباما مى کوشد خود را از این سیاست ها که براى آمریکا و جهان فاجعه آفرید دور کند. دوم اینکه دولت اوباما چه براى پیشبرد سیاست خود در افغانستان و چه در زمینه مذاکرات مستقیم با ایران به اعتمادسازى نیاز دارد و این اهداف را نمى تواند با توسل به شیوه هاى کهنه گذشته تحقق بخشد. سوم اینکه روى کارآمدن کابینه نتانیاهو دراسراییل و اتخاذ مواضع ضد صلح، شکاف بین کشورهاى عربى به اصطلاح عضو محور میانه و رژیم صهیونیستى را گسترش داده است و حداقل نزدیکى آنها را به اسراییل در وضعیت کنونى توجیه ناپذیر و بى اندازه مشکل کرده است.
نتیجه‌گیرى:
در مجموع مى توان گفت در وضعیت کنونى امکان به نتیجه رسیدن تلاش هاى مشترک عربى و صهیونیستى براى احیاى پروژه «ایران هراسى» و محور میانه وجود ندارد و هرگونه پیشرفت در این خصوص تابعى از تحولاتى خواهد بود که در حوزه مذاکرات هسته اى ایران یا روند صلح خاورمیانه روى خواهد داد. به عبارت روشنتر در صورتى که مذاکرات هسته اى ایران دوباره به بن بست برسد یا در مذاکرات صلح پیشرفتى صورت گیرد، زمینه براى احیاى پروژه ایران هراسى و تقویت محور میانه فراهم خواهد شد. برعکس چنانچه مذاکرات هسته اى ایران رو به پیشرفت باشد و مذاکرات صلح خاورمیانه همچنان در رکورد بماند و تنش بین کابینه نتانیاهو و کشورهاى غربى و عربى بیشتر شود، در این صورت پروژه «ایران هراسى» و محور به اصطلاح میانه براى همیشه به تاریخ سپرده خواهد شد.