تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۱  ، 
شناسه خبر : ۹۴۳۷۱

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
اعترافات «ابوعمر البغدادی» رئیس تشکیلات تروریستی «القاعده» در عراق به ابهامات فراوانی در باب عملکرد مشترک آمریکا مصر و عربستان تحت پوشش این تشکیلات تروریستی پایان داده ولی هنوز هم سئوالات فراوانی در این خصوص بدون پاسخ باقی مانده است .
«البغدادی» در یک اعتراف تلویزیونی فاش کرد که مصر و عربستان تحت پوشش «نهادهای خیریه» به تامین نیازهای مالی ـ تدارکاتی القاعده در عراق سرگرمند و بخش دیگری از نیازهای مالی القاعده با راهزنی سرقت آدم ربائی و زورگیری از پیمانکاران و مقامات حکومتی تامین می شود. وی به همکاری و همدستی بعثی ها در عملیات تروریستی با هدف دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی و ایجاد فتنه مذهبی اعتراف کرد و هدف نهائی را باز گرداندن بعثی ها به قدرت در عراق دانست .
افشای این اطلاعات اگرچه بردانسته ها درخصوص مسائل پشت پرده عملیات تروریستی در عراق چیز تازه ای را نمی افزاید ولی اعتراف به آن توسط عناصر اصلی القاعده در عراق تازگی دارد.
این نکته بویژه پس از درخواست رسمی اخیر «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا از عربستان برای پیوستن به جبهه مقابله با طالبان در پاکستان اهمیت بیشتری پیدا می کند و تلاشهای واشنگتن برای سرپوش گذاشتن بر نقش مستمر آمریکا در ایجاد تقویت و هدایت شبکه تروریستی «القاعده» و طالبان را در مقیاس وسیعی خنثی می کند. با توجه به تقدم زمانی دستگیری «البغدادی» در سوم اردیبهشت 88 نسبت به زمان درخواست «گیتس» از مقامات ریاض این احتمال وجود دارد که حتی رسانه ای کردن این طرح نیز عمدتا بخاطر تحت الشعاع قرار دادن اعترافات بعدی البغدادی و مهار تاثیرات آن بر همکاریهای مشترک آمریکا مصر و عربستان صورت گرفته باشد.
با اینحال دعوت علنی آمریکا از ریاض برای نقش آفرینی آشکار در پاکستان مفاهیم دیگری را نیز در بر می گیرد و صراحتا ریاض را به «شریک جرم آمریکا» در ایجاد کانون بحران در پشت مرزهای شرقی جمهوری اسلامی ایران تبدیل می کند.
نباید از نظر دور داشت که از ابتدا هم گروهک تروریستی طالبان براساس یک طرح آمریکائی با بودجه عربستان توسط رکن دوم ارتش پاکستان شکل گرفت و در افغانستان به قدرت رسانیده شد. طرح اشغال افغانستان و اکنون نیز نفوذ و پیشروی طالبان در خاک پاکستان صرفا بعنوان مراحل بعدی همان طرح بمنظور پیچیده تر ساختن اوضاع و افزودن بر مخاطرات بحران صورت گرفته است و نه تنها «تغییر ماهوی» در اصل طرح به وجود نیاورده بلکه میزان نقش آفرینی و حضور همین مولفه ها را در اصل طرح تروریستی «طالبان و القاعده» افزوده است .
ناگفته پیداست که فعالیت و شرارت های طالبان اگرچه برای منطقه «یک خطر» تلقی می شود ولی برای واشنگتن «یک دستاورد» و «یک پیروزی» محسوب می گردد و با تکیه برهمین ابزار است که واشنگتن برای تامین اهداف منطقه ای و فرامنطقه ای خود زمینه سازی می کند. با این تفاوت که خسارات شرارتهای طالبان تا دیروز فقط متوجه افغانستان بود امروز گریبان پاکستان را گرفته و چه بسا فردا متوجه عربستان هم بشود. در واقع پاکستان با سرمایه گذاری برروی طالبان یک کانون بحرانی را در پشت مرزهایش ایجاد کرده که امروزه خود از بابت آن رنج می برد.
کاملا روشن است که واشنگتن هم به سرکوب طالبان چه در افغانستان و چه در پاکستان تمایل چندانی ندارد و به نظر می رسد برای تامین اهدافش دقیقا به وجود آنها احتیاج دارد تا با استناد به عملیات ایذائی و «بزرگنمائی خطر طالبان» دیگران را با خود همراه سازد.
واشنگتن در شرایطی از ریاض خواستار همکاری برای سرکوب طالبان در پاکستان است که عربستان بطور همزمان سرگرم تدارک نیازهای «القاعده» در عراق است و گفته می شود طیف حامیان القاعده و طالبان در عربستان با شاهزادگان سعودی نیز در تضاد و تقابل هستند و احتمال دارد که روزی شاهد نقش آفرینی آشکارتر آنها برای کسب قدرت در ریاض باشیم . اگر این حادثه رخ دهد در واقع عربستان دومین حامی طالبان و القاعده است که سرمایه گذاری در این زمینه دقیقا به زیان خودش تمام شده است . فصل مشترک تمامی این حوادث اینست که طالبان و القاعده ظاهرا از مدار تنظیمی خارج شده است اگرچه برخی شواهد نشان می دهند که حتی در همین موقعیت نیز همچنان توسط «سیا» مدیریت می شوند.
مسئله اینست که در بازیهای سیاسی ـ امنیتی مرتبط با القاعده و طالبان کمتر کسی در ریاض واشنگتن اسلام آباد و کابل صادقانه حرف دلش را می زند. نواز شریف از خطر طالبان سخن می گوید و هشدار می دهد و حال آنکه نزدیکترین مناسبات را با آنها دارد و به نظر می رسد بهترین مهره برای تحقق خواسته های طرفین در تعامل با طالبان باشد. واشنگتن هم از خیز تهاجمی طالبان در پاکستان بیشترین بهره ها را می برد و دعوت از ریاض برای همراهی در سرکوب طالبان هم نمی تواند موضع واقعی «گیتس» باشد و عمدتا با این هدف عنوان شده که طرفهای بیشتری را در ماجرای طالبان درگیر سازد و چنین وانمود کند که گویا واشنگتن در صف مقابل طالبان ایستاده است !
پاسخ ریاض به پیشنهاد «رابرت گیتس» وزیر دفاع آمریکا مبنی بر همکاری در جهت سرکوب و نابودی طالبان در پاکستان هرچه باشد در این نکته تردیدی نیست که همکاری بدفرجام عربستان و مصر در تامین هزینه های گروههای تروریستی در عراق و افغانستان آنها را به «شرکای جرم آمریکا» در ترویج تروریسم در دنیای اسلام تبدیل کرده و روزی باید به خاطر خیانت های خود پاسخگو باشند و تاوان سنگین جنایات خود را بپردازند. چرا که تا قبل از حضور تجاوزکارانه آمریکا در منطقه چنین پدیده ای وجود خارجی نداشت .