تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۰  ، 
شناسه خبر : ۹۴۳۹۴
گزارش خبرى ـ تحلیلى یالثارات
محمد پارسا اشاره: سه‌شنبه هفته آینده سالروز دوم خرداد 1376 است؛ حماسه‏اى که 12 سال از آن مى‏گذرد و ملت ایران در آن زمان با شور و شوقى غیرقابل وصف، فردى را به عنوان رییس‏جمهور خود برگزیدند که پرچمدار جریانى تحت عنوان اصلاحات شد. جنبشى که با شعارهاى زیبا و رنگارنگ توانست اعتماد عمومى بیست میلیونى ایرانیان را کسب کند و حمایت قاطع ملت را پشت سر خود داشته باشد. اما همچنان که همگان بر آن واقفند، این جریان رفته رفته راه خود را از مردم، نظام، انقلاب و ارزش‏هاى شناخته شده‏ى جامعه اسلامى ایران جدا کرد و به هر آنچه که وعده داده بود پشت پا زد، تا جایى که سخنرانى‏هاى آتشین برخى از چهره‏هاى دولت اصلاحات در دانشگاه‏ها علیه ارزش‏هاى والاى انقلاب اسلامى و راه امام(ره) و رهبرى کلید خورد، به گونه‏اى که این جنبش جاى خود را به براندازى از نوع نرم و مدرن داد و تمامى معیارهاى عرفى، اخلاقى، شرعى و قانونى جامعه را در تیررس خود قرار داد. عبور از نظام، عبور از خاتمى، تحصن نمایندگان مجلس ششم، تعلیق غنى‏سازى و توقف چرخه‌ی صلح‏آمیز تولید انرژى هسته‏اى، تسلیم و سازش در برابر زورگویان، تشویش اذهان عمومى و... از جمله بحران‏هایى است که از سوى جریان مدعى اصلاحات و در همان زمان طراحى و اجرا شد. بر همین اساس ملت همیشه در صحنه و کاملاً هوشیار و بیدار ایران اسلامى با آگاهى از ترفندهاى این مدعیان دروغین وارد عمل شده و در اقدامى انقلابى و اسلامى، آنان را از حضور در صحنه‏هاى مختلف مدیریتى در نظام جمهورى اسلامى حذف کردند و به آنان «نه» گفتند. با توجه به نزدیک شدن به دوم خرداد و سالگرد پیدایش جنبش اصلاحات در ایران، گزارش این هفته یالثارات را به تحلیل این موضوع و چرایى شکست جریان دوم خرداد و حذف آنان به دست مردم در صحنه‏هاى اجرایى، قانونگذارى و نظارتى اختصاص داده‏ایم.

ابزارى به نام اصلاحات
بسیارى از کارشناسان و تحلیل‏گران مسایل سیاسى بر این باورند که اصلاحات فقط ابزارى در دست برخى از مدعیان بود تا به آن وسیله بتوانند اهداف پیدا و پنهان استکبار جهانى را در ایران اسلامى پیش ببرند، اما هوشیارى به موقع ملت ایران در این باره سبب گردید تا این جماعت پرادعا به هیچ یک از خواسته‏هاى ناصواب خود نرسند.
دکتر مجتبى قلندرپور، کارشناس و تحلیل‏گر مسایل سیاسى و استاد دانشگاه در گفتگو با یالثارات ضمن اشاره به سالگرد جریان موسوم به دوم خرداد مى‏گوید: «بنده معتقدم که همان استراتژى دنیاى استکبارى غرب و در رأس آن آمریکا در براندازى نرم و دنبال نمودن جنگ نرم در خاورمیانه به نحوى به وسیله برخى از مدعیان اصلاحات در ایران دنبال مى‏شد؛ یعنى اجراى پروژه براندازى از نوع نرم که توسط ایادى استعمارى غرب و آمریکا طراحى مى‏شد به وسیله مدعیان اصلاحات نیز همان پروژه در حال اجرا بود.»
قلندرپور در ادامه مى‏گوید: «مطرح نمودن طرح عبور از حاکمیت، عبور از خاتمى و ده‏ها و صدها مورد دیگر نشانه بارزى از پروژه براندازى نرم آمریکا در ایران و هدایت این پروژه از سوى برخى از عناصر موسوم به اصلاح‏طلب در کشورمان بود، گر چه موضوع اشکال گوناگونى از جمله تحصن و استعفاى دسته جمعى نمایندگان مجلس ششم و تندروى‏هاى دیگر را داشت و در واقع این ساز از خارج از کشور کوک مى‏شد و متأسفانه عده‏اى در داخل نیز خواسته یا ناخواسته با آن مى‏رقصیدند و همراهى مى‏کردند.»
این کارشناس و صاحب‏نظر در مسایل سیاسى در ادامه همین بحث در خصوص چرایى رویگردانى مردم از جریان موسوم به اصلاحات و اصلاح‏طلب چنین مى‏گوید: «مردم ما یکى از خصلت‏هاى خوب و بارزى که دارند هوشیارى و آگاهى به موقع در مسایل سیاسى است از همین‏رو وقتى که دست این جماعت مدعى اصلاح‏طلبى رو شد و مردم از اهداف پشت پرده آنان با خبر شدند، سریعا و بدون هیچ‏گونه ملاحظه‏اى پشت آنان را خالى کردند و با صراحت تمام از این جریان منحط فکرى اعلام انزجار نمودند.»
قلندرپور مى‏گوید: «پاشنه آشیل تحصن نمایندگان مجلس ششم، استعفاى آنان و دیگر اقدامات اصلاح‏طلبان از سوى عناصر سازمان نامشروع مجاهدین و مشارکت بود، یعنى این دو طیف تندروى افراطى در دستگاه‏هاى اجرایى و قانونگذارى کشور رخنه کرده بودند و شعارهایى هم که سر مى‏دادند همگى در راستاى اهداف براندازى نرم دشمنان بود، مردم هم زمانى که به این موضوع پى بردند در انتخابات‏هاى بعدى از انتخاب اصلاح‏طلبان و هر فردى که خود را منتسب به آنان مى‏دانست خوددارى کردند.»
این کارشناس مسایل سیاسى به برنامه‏هاى دشمنان استکبارى نظام مقدس جمهورى اسلامى در براندازى نرم اشاره مى‏کند و مى‏گوید: «دشمنان نظام همان پروژه براندازى نرم را که در گرجستان دنبال مى‏کردند و به شکست انجامید را در ایران نیز دنبال کردند و لایه‏هاى تندرو مدعى اصلاح‏طلبى نیز خواسته یا ناخواسته مأموریت هدایت به جلوى این پروژه را برعهده گرفتند، به بیان دیگر باید گفت آنان درصدد رسیدن به اهدافى بودند که کیان و هستى نظام اسلامى را در تیررس خود قرار داده بود و در راستاى خواست دشمن حرکت مى‏کرد.»
وى به استفاده از ابزارهاى فرهنگى در دولت اصلاحات علیه ارزش‏ها و باورهاى جامعه اشاره مى‏کند و مى‏گوید: «یکى از موضوعات مهمى که در بحث براندازى در دستور کار دشمن قرار گرفت و حتى به عنوان سیاست خارجى کنگره آمریکا اعلام شد، استفاده از ابزارهاى مهم و مؤثر فرهنگى براى هدایت این پروژه دشمن بود، از همین‏رو مى‏دیدیم که روند تهیه، تولید و عرضه محصولات فرهنگى، اعم از فیلم‏هاى سینمایى، موسیقى‏ها، کتاب، مطبوعات و سایر برنامه‏هاى فرهنگى در مسیر خواست دشمن قرار گرفت تا جایى که در فیلم‏هاى سینمایى علنا به ارزش‏هاى انقلاب و معیارهاى عرفى و شرعى مى‏تاختند یا کتاب‏هایى روانه بازار نشر مى‏شد که هیچگونه بار ارزشى نداشتند.»
از این کارشناس مسایل سیاسى مى‏خواهم تا درباره برنامه‏هاى کاندیداهاى انتخابات اخیر ریاست جمهورى توضیح دهد، مى‏گوید: «به عقیده من هیچکدام از نامزدهاى کنونى به غیر از آقاى دکتر احمدى‏نژاد برنامه‏اى مدون و مشخص براى اداره کشور ندارند و وعده و وعیدهایى هم که مى‏دهند همگى شعارهاى تکرارى هستند که تاریخ مصرف آنها به سرآمده و نه تنها خود کاندیداها تاکنون تضمین صددرصدى براى عملیاتى نمودن جامع و کامل شعارهاى خود نداده‏اند بلکه با برنامه‏هایى که ارایه داده‏اند، نمى‏توان مشکلات کشور را حل کرد.»
وى مى‏گوید: «به عقیده من آقاى احمدى‏نژاد عمل‏گراترین فردى هستند که مى‏توانند مشکلات کشور را حل کنند.»
ظهور اصولگرایى و سقوط جریان اصلاحات
یکى از واقعیت‏هاى انکارناپذیرى که امروزه در موضوع مدعیان اصلاحات نمود عینى دارد این است که با ظهور جریان ارزشى اصولگرایى، سقوط و مرگ حتمى جریان اصلاحات رقم خورد تا آنجا که حتى بیشتر اعضاى این جنبش که روزگارى به عنوان مغز متفکر از آنان یاد مى‏شد، بر این نکته اذعان داشته‏اند که اصلاحات در ایران مرده است.
محمد رحمتیان، تحلیل‏گر و کارشناس مسایل سیاسى و استاد دانشگاه در تحلیل خود از جنبش اصلاحات در ایران چنین مى‏گوید: «واقعیت این است که حضور گسترده و مشارکت بسیار بالاى مردم در صحنه انتخابات خرداد ماه 1376 یکى از برگ‏هاى زرین دفتر تاریخ انقلاب اسلامى است. این حضور به گونه‏اى بود که رسانه‏هاى بیگانه و اپوزیسیون داخلى را نسبت به تضعیف و تخریب نظام ناامید کرد، اما متأسفانه صداقت و همراهى پرشور مردم با نظام جمهورى اسلامى از سوى مدیریت اجرایى مدعى اصلاح‏طلبى به خوبى پاسخ داده نشد و بلکه به گونه‏اى رفتار و گفتار خود را همسو با بخشى از خواسته‏هاى غرب برنامه‏ریزى کرد که اکنون با گذشت دوازده سال از حماسه دوم خرداد مردم به تلخى با آه پرسوز از خاطرات آن یاد مى‏کنند، اما واقعا چرا چنین شد؟»
این کارشناس مسایل سیاسى با طرح این سوال که چرا جریان اصلاحات در ایران با شکست همراه شد مى‏گوید: «براى پاسخ به این سوال نیازمند به بازخوانى پرونده به اصطلاح اصلاح‏طلبى طى هشت سال دوره حضور تفکر اصلاح‏طلب بر مدیریت اجرایى و دستگاه قانونگذارى و شوراهاى شهر و روستا هستیم، و اینکه این افراد از چه کارنامه‏اى در نزد ملت برخوردارند و اصولاً عملکرد آنان در آن دوران چگونه بوده است.»
وى در ادامه تحلیل خود به عملکرد مدعیان اصلاحات در هشت سال حضور آنان اشاره مى‏کند و مى‏گوید: «اولین مشخصه برخى مدعیان اصلاحات فضاسازى عامدانه براى بازگشت تفکر مطرود مردم و افکار عمومى کشورمان به عرصه‏هاى فرهنگى، سیاسى و اجتماعى مى‏تواند باشد. در این‏باره مصادیق فراوانى وجود دارد، اما به راستى چه کسى زمینه بازگشت نویسندگان منحط را فراهم کرد؟!»
وى به طرح سوالات دیگرى در این باره مى‏پردازد و مى‏گوید: «چه تفکرى در عرصه سیاسى این جسارت را به برخى فعالان مدعى اصلاحات بخشید تا آنان از اعتراض به خدا هم سخن بگویند؟!»
کدام تفکر فضا را براى ورود کتاب و نشریات با هدف تحریف ارزش‏ها و باورهاى دفاع مقدس و همچنین زمینه‏سازى براى روابط ناسالم در جامعه ایجاد کرد؟ این بازخوانى پرده از حکایت تلخى برمى‏دارد که مقام معظم رهبرى نیز نسبت به ایجاد بلندگوهاى تبلیغاتى دشمن در حکومت اسلامى ایران و در دولت مدعى اصلاح‏طلبى هشدار دادند و آن را زنگ خطرى براى کشور نامیدند.»
رحمتیان به آگاهى سیاسى بالاى ملت ایران اشاره مى‏کند و مى‏گوید: «به هر حال مردم ایران به عنوان آگاه‏ترین و فهیم‏ترین مردم جهان امروز رفتار و گفتار مغایر با ارزش‏هاى انقلاب اسلامى و آرمان‏هاى رهبر کبیر جمهورى اسلامى ایران را به دقت در رصد خود دارند و بارها نسبت به شکل‏گیرى و گسترش اینگونه رفتار و گفتار واکنش نشان داده‏اند. اما به راستى پاسخ دولت وقت به انتقادات دلسوزانه و دغدغه‏هاى ارزشمند مردم ارزش‏مدار کشورمان چه بود؟!
وى به علایم آشکار شدن رویگردانى مردم از جریان اصلاحات اشاره مى‏کند و مى‏گوید: «بنابراین اولین علایم روى‏گردانى از تفکرى که به نام ایجاد جامعه مدنى، مردم‏سالارى و گسترش آزادى، در جامعه اسلامى ایران، آراى قابل توجهى از مردم را گرفته بود، در نتایج دومین شوراى شهر تهران آشکار شد، آن‏گونه که تئوریسین‏ها و نظریه‏پردازان به اصطلاح دوم خردادى را، به تمسخر مردم به عنوان صاحبان آراى بیست میلیونى دولت اصلاحات وادار کرد. این روى‏گردانى در نتایج انتخابات مجلس هفتم عمیق‏تر شد و واقعیت‏هایى را آشکار کرد، آن‏گونه که مدعیان تفکر و برنامه‏ریزى فرهنگى و سیاسى دوم خردادى را حتى از فهرست آراى قابل اعتنا نیز خارج کرد.»
رحمتیان در ادامه همین بحث به گزارشگر یالثارات مى‏گوید: «بعد از آشکارتر شدن رویگردانى مردم از شعارهاى فریبنده و همسو با اپوزیسیون و جریان‏هاى ضدانقلاب خارج کشور، برخى به اصطلاح فعالان سیاسى جریان دوم خرداد، به اهانت و تحقیر جامعه ایران اسلامى و مردم آن پرداختند، همچنان که آقاى ـعـ در یادداشتى در روزنامه «یاس‏نو» ایران را به جنگل و مردم کشور را به حیوان تشبیه کرد؛ در این‏باره مثال‏هاى زیادى مى‏توان زد و تنها به این جمله اکتفا مى‏کنم که رهبر معظم انقلاب اسلامى فعالیت رسانه‏اى دولت مدعى اصلاح‏طلب را به پایگاه‏هاى مطبوعاتى دشمن تشبیه کردند و بارها در سخنرانى‏هاى خود این مهم را گوشزد نمودند.»
از این کارشناس و تحلیل‏گر مسایل سیاسى مى‏خواهم تا آخرین وضعیت درون گروه‏هاى اصلاحات را توضیح دهد، وى مى‏گوید: «اکنون پس از گذشت 12 سال از شکل‏گیرى به اصطلاح تفکر دوم خردادى، فضاى اردوگاه اصلاح‏طلبان را اینگونه مى‏توان ترسیم کرد که گروهى از افراد معتدل و منصف صف خود را جدا کرده و به تحقق اهداف نظام جمهورى اسلامى کمک مى‏کنند، اما برخى با رفتار و گفتار افراطى خود همچنان به تحقیر مردم و ارزش‏هاى مورد علاقه آنان مى‏پردازند و همان رویه گذشته را به اشکال مختلف دنبال مى‏کنند.»
رحمتیان در پاسخ به این سوال که آیا مردم در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهورى آیا مجددا به طیف اصلاح‏طلب روى خوش نشان مى‏دهند، مى‏گوید: «با این توصیف امکان رویکرد دوباره مردم به تفکر موسوم به اصلاح‏طلبى نزدیک به یقین، محال است، البته افکار عمومى همچنان متوقع انجام برخى از وعده‏ها براى کاهش دامنه نارسایى‏ها و کاستى‏ها هست اما با توجه به نتایج نظرسنجى‏هاى اخیر، میزان حضور مردم در سفرهاى استانى شخص رییس‏جمهور و برخى از نامزدهاى انتخاباتى، مى‏توان گفت مدعیان کم‏شمار دوم خرداد آب در‌هاون مى‏کوبند و قطعا نمى‏توانند اجماع کلى را متوجه خود کنند، چرا که مردم فهیم ایران هیچگاه پرونده گردش‏ها و چرخش‏هاى آنان را فراموش نکرده است.»
این کارشناس مسایل سیاسى معتقد است که حماسه دوم خرداد 1376 در سوم تیر 1384 هضم شد. وى مى‏گوید: «با روى کار آمدن دولت نهم و شکست فاحش مدعیان اصلاحات در رقابت انتخابات سوم تیر، مى‏توان با صراحت ادعا کرد که جریان اصلاحات در ایران و براى همیشه به پایان راه خود رسید و حتى خود مدعیان اصلاحات نیز بارها در سخنرانى‏ها و مصاحبه‏هاى مطبوعاتى بر مرگ حتمى اصلاحات صحه گذاشتند و علت اصلى این واقعه قابل تأمل را نیز باید در عملکرد آنان در هشت سال حضور در صحنه‏هاى اجرایى و قانون‏گذارى ملاحظه کرد.»
اهداف پشت پرده دوم خرداد
زبان و ادبیات گفتارى و نوشتارى دوم خرداد ترکیبى از قدرت‏طلبى، ریاست، سیاست، هیجان، بى‏صداقتى و عامه‏پسندى بود و عناصر این جبهه با صراحت مى‏کوشیدند تا با ایجاد التهاب کور اجتماعى و سیاسى، آتش‏بازى حجیمى علیه مبانى ارزشى نظام و انقلاب به راه‏اندازند و جامعه ارزش‏مدار ایران اسلامى را وادار به تسلیم و انفعال کنند.
«جهاندار امیرى» تحلیل‏گر و کارشناس مسایل سیاسى مى‏نویسد: «طى این سال‏ها با بهانه‏هاى مختلف علاوه بر مبانى و اصول انقلاب از جمله حکومت دینى، ولایت فقیه، قانون اساسى، استکبارستیزى، استقلال و... ارکان و نهادهاى قانونى نظام از رهبرى و شوراى نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته تا سپاه و بسیج و صدا و سیما و شوراى عالى انقلاب فرهنگى، در معرض شدیدترین تهاجمات سیاسى و مطبوعاتى جریان تجدیدنظرطلب و رادیکال قرار داشتند، به گونه‏اى که شیوه توپخانه‏اى آنها، تیترهاى مشابه و حملات هدایت شده آنها زبانزد شده بود.»
وى در ادامه همین بحث تصریح مى‏کند: «عناصر حاضر در جبهه دوم خرداد با شفاف نکردن مرزهاى خود با ضدانقلاب و حملات خود، عملاً خطوط قرمز نظام را در عرصه منافع و امنیت ملى نادیده گرفته و در جایگاه مخالفین نظام مقدس جمهورى اسلامى قرار گرفته بودند و حتى مذهبى‏ها را به عنوان صاحبان اصلى انقلاب معرفى کرده و با شعار ایران براى همه ایرانیان، مرزهاى خودى و غیرخودى و انقلابى و ضدانقلاب را نادیده گرفتند. ذکر نمونه‏ها و مواردى از مطالب افراطى روزنامه و نشریات زنجیره‏اى اصلاح‏طلب در حمله به نهادهاى نظام و مقدسات مى‏تواند گویاى شیوه عملکرد مطبوعاتى آنها باشد.»
هیاهوى مطبوعاتى دوم خرداد
تندروى، افراطى‏گرى، ایجاد روحیه یاس و بدبینى، هنجارشکنى، توهین به مقدسات و ارکان نظام توسط روزنامه‏هاى زنجیره‏اى مدعى اصلاحات در دوران دوم خرداد به گونه‏اى بود که هیچ حاشیه امنى حتى براى مقدسات هم قائل نمى‏شدند و از حادثه عاشورا تا بحث انتظار و ظهور را معترض مى‏شدند.
این در حالى است که کارشناسان علوم ارتباطات معتقدند: مطبوعات رکن اساسى توسعه سیاسى و جامعه مدنى بوده و از آنها با عنوان رکن چهارم دموکراسى نام برده مى‏شود. اطلاع‏رسانى، بیان صادقانه خواسته‏ها و مطالبات مردمى، نقدهاى سازنده و راهکارهاى مفید، از کارکردهاى مثبت یک جامعه مطبوعاتى توسعه یافته است و بدون شک اگر مطبوعات خود فاقد شاخص‏هاى توسعه یافتگى باشند، اگر چه در کوتاه مدت شاید منشأ اثر باشند اما در نهایت خود به ابزار رکود، عقب‏ماندگى، اغتشاش و اختلاف تبدیل مى‏شوند و نه تنها کمکى به توسعه اجتماعى و سیاسى نمى‏کنند بلکه مانع جلو رفتن آن هم مى‏شوند.
«جهاندار امیرى» تحلیل‏گر و کارشناس امور سیاسى مى‏نویسد: «اساسى‏ترین نکته در شروع به کار مطبوعات دوم خردادى توجه به چگونگى شروع، اهداف و انگیزه‏هاى آنها بود که عمدتا توسط چهره‏هاى مطبوعاتى حلقه کیان، ملى ـ مذهبى‏ها و لیبرال‏ها راه‏اندازى و هدایت مى‏شدند.»
خاطره تلخ مردم از دوران اصلاحات
امروز این با واقعیت انکارناپذیر روبه‏رو هستیم که آحاد ملت بزرگ ایران از دوران حاکمیت مدعیان اصلاحات دل خوشى ندارند و بعضا با تلخى از آن یاد مى‏کنند.
دکتر علیرضا زاکانى، عضو کمیسیون آموزش و تحقیقات و نماینده مردم تهران در مجلس شوراى اسلامى با اشاره به آمارهاى غلطى که این روزها توسط برخى افراد مدعى اصلاح‏طلبى علیه دستاوردهاى دولت کنونى بیان مى‏شود، مى‏گوید: «تلخى عملکرد این جریان هنوز در کام جامعه وجود دارد و آنها با این حرکات مى‏خواهند شرایط را به سمتى ببرند که دوباره در رأس قدرت قرار بگیرند.»
سید جواد زمانى، عضو کمیسیون اجتماعى و نماینده کنگاور، صحنه و هرسین در مجلس شوراى اسلامى نیز در گفتگو با گزارشگر یالثارات مى‏گوید: «جریان موسوم به دوم خرداد با یک سرى شعارهاى جوان‏پسند و عوام‏فریب و توخالى و غیرقابل اجرا وارد صحنه اجرایى کشور شدند اما دیدیم که متأسفانه این جنبش به بیراهه رفت و از راه و هدف اصلى خود منحرف شد.
از این عضو کمیسیون اجتماعى مى‏خواهم که علت اصلى شکل‏گیرى جبهه اصلاحات در دوم خرداد 76 را تشریح کند، مى‏گوید: «در زمان شکل‏گیرى اصلاحات، این جنبش با شعارهاى رنگارنگ و قشنگى وارد میدان رقابت‏هاى انتخاباتى شد و وعده‏هایى را به مردم داد که اکثر قریب به اتفاق آن شعارها پوچ و توخالى از آب درآمد و بعضا شعارهاى دهن پرکنى بودند، اما پس از اینکه به اریکه قدرت نشستند، ملت ایران دیدند که آنان هدفشان رسیدن به قدرت بود، نه خدمت به مردم و در عمل نیز به هیچ یک از شعارهاى خود عمل نکردند.
عضو کمیسیون اجتماعى مجلس شوراى اسلامى در ادامه همین بحث مى‏گوید:«مردم ما به خوبى مى‏دیدند کسانى که شعار وااسلاما سر مى‏دهند خودشان علیه مصالح نظام چه مواضعى اتخاذ مى‏کنند و حتى پا را فراتر نهاده و پروژه‏هاى مهم دشمن از جمله براندازى نرم را دنبال مى‏کردند، از همین رو مردم نیز آنان را کنار گذاشتند، چرا که شعارها و عملکردهاى مدعیان اصلاح‏طلبى با یکدیگر در تناقض بود.»
زمانى با ذکر مثالى، مى‏گوید: «ببینید، به عنوان مثال اوباما، رئیس‌جمهور ایالات متحده آمریکا با شعار تغییرات توانست نظر اکثریت مردم را جلب کند و به عنوان رئیس‌جمهور منتخب راى آورد اما در حال حاضر مردم آمریکا به خوبى مى‏بینند این رئیس‌جمهور عملکردش غیر از شعارهایى است که سر مى‏دهد، از همین رو رفته رفته از او دلسرد مى‏شوند و او را کنار مى‏گذارند، دولت اصلاحات نیز به همین دلیل که شعارها و وعده‏هایش با کارکردهاى عملى‏اش صد و هشتاد درجه باهم اختلاف داشتند، و حتى در مسیر خواست دشمن حرکت مى‏کردند، مردم نیز از آنان رویگردان شده و در انتخابات‏هاى بعدى با اکثریت آرا به آنها پشت کردند، چرا که آنان به دنبال اهداف خاصى بودند.»
به این عضو کمیسیون اجتماعى مجلس مى‏گویم که برخى از مدعیان اصلاح‏طلب ادعا مى‏کنند که از قدرت کافى براى عملیاتى نمودن شعارها برخوردار نبوده‏اند، وى در پاسخ مى‏گوید:«خود این سخن که از سوى برخى از مدعیان اصلاحات بیان مى‏شود نیز یک دروغ بزرگ و ترفند سیاسى براى فریب افکار عمومى است، چون آنان در دوران هشت ساله اصلاحات قواى مجریه و مقننه کشور را به اضافه شوراهاى شهر و روستا را در اختیار داشتند و کاملا از قدرت اجرایى و قانونگذارى برخوردار بودند، حال چگونه با در اختیار داشتن چنین قدرت‏هاى مهم حکومتى، از قدرت اجرایى و عملیاتى کافى برخوردار نبودند؟ اصلاح‏طلبان هر فردى که مخالف سیاست‏هاى آنان بود را کنار زدند و حتى به آبدارچى‏ها و مستخدمین نیز رحم نکردند و کاملا قدرت اجرایى یکدستى را در اختیار داشتند، حال چگونه مدعى‏اند که از قدرت کافى برخوردار نبوده‏اند؟!»
سید جواد زمانى در ادامه مى‏گوید: «واقعیت غیر از این نیست که آنان در مجلس ششم به جاى انجام وظیفه قانونگذارى براى رفع مشکلات مردم، صحن علنى مجلس را به درگیرى‏هاى سیاسى و تحصن و اعتصاب مبدل کردند و تا جایى پیش رفتند که حتى مخالفین نظام نیز به آن مجلس دل بسته بودند. از طرفى هم مى‏دیدیم شوراى شهر به خصوص در تهران به جاى پرداختن به مسائل عمرانى شهرها به میدان نبرد سیاسى مبدل گردیده بود. در حالى که اصولا شوراها محل ساخت و ساز و عمران است و جاى سیاسى کارى نیست و یا در دولت به صورت فله‏اى به عزل مدیران کارآمد گذشته مى‏پرداختند و این موضوع در زمان وزارت عبدالله نورى در وزارت کشور به اوج خود رسیده بود. با تمام این تفاسیر مردم آگاه و هوشیار ایران اسلامى هم به خوبى مى‏دیدند که این جماعت فقط دغدغه حفظ قدرت را دارد و به فکر رفع مشکلات جامعه نیست و در خط ارزش‏هاى امام و رهبرى و تحقق خواسته‏هاى انقلاب حرکت نمى‏کنند، لذا بر برکنارى آنان قاطعانه راى دادند و همگان دیدند چگونه در انتخابات‏هاى آینده از سوى مردم پاسخ «نه» گرفتند و طرد شدند.»
یک تجربه سیاسى
فرهاد تجرى، نایب رئیس کمیسیون حقوقى و قضایى مجلس شوراى اسلامى و عضو فراکسیون اصولگرایان نیز در این باره مى‏گوید:«همچنان که مستحضرید دوام و بقاى یک جریان معمولا در پایبندى آنان به وعده و گفته‏هایى است که بیان کرده‏اند، اما با یک واقعیت انکارناپذیر درباره مدعیان اصلاح‏طلبى رو به رو هستیم و آن این است که آنان از اهداف اصلى نظام و خواسته‏هاى بحق مردم فاصله گرفته و در راستاى خواست دشمن حرکت مى‏کردند و حتى در صدد تخریب تمامى ارزش‏ها و بنیان‏هاى مورد احترام جامعه بودند. از طرفى هم به جاى اینکه کشورمان در مسیر توسعه قدم بردارد، متاسفانه هر روز با یک بحران رو به رو مى‏شد، به گونه‏اى که نظام و ارزش‏هاى شناخته شده آن را وارد چالش‏هاى جدى و اساسى مى‏کردند.
نایب رئیس کمیسیون حقوقى و قضایى مجلس شوراى اسلامى، دوران اصلاحات را براى جمهورى اسلامى تجربه‏اى خوب عنوان مى‏کند و به گزارشگر یالثارات مى‏گوید:«به عقیده من دوران مدعیان اصلاحات یک تجربه ارزشمند سیاسى بود، چرا که مردم پس از سپرى شدن آن دوران،تجربیات اگرچه تلخ آن را، فراموش نکرده‏اند و در انتخابات مجلس و شوراى شهر نیز با صراحت تنفر خود را از آن جریان‏هاى فکرى اعلام نمودند، با این حال چنین احساس مى‏شود که مردم همچنان آن دوران را به یاد دارند و براساس آخرین نظرسنجى‏ها آقاى احمدى نژاد که نامزد واحد اصولگرایان است، همچنان در جایگاه بسیار بالاترى در مقایسه با نامزد مدعیان اصلاحات قرار دارد.»
تجرى مى‏گوید:«آثار و برکات آن تجربیات الان در نگاه مردم به خوبى دیده مى‏شود و حتى کارنامه آن دوران اینک به مبناى مهمى در تصمیم‏گیرى‏هاى سیاسى مردم مبدل شده است، چرا که آن خاطرات تلخ دیگر اجازه نخواهد داد تا مردم مجددا به آنان روى آورند و طبق فرموده مقام معظم رهبرى باید به فردى راى دهیم که هدفش پیشرفت و آبادانى کشور باشد و مقابله و ایستادگى در برابر دشمن را یک ارزش تلقى کند.»
نایب رئیس کمیسیون حقوقى و قضایى مجلس شوراى اسلامى معتقد است که الان نیز به خوبى شاهد دورى و گریز مردم از جریان مدعى اصلاحات هستیم.
دوم خرداد،علیه دوم خرداد
در هفته‏هاى اخیر به اصطلاح نبردى میان آقایان مدعى اصلاح‏طلبى درگرفت از یک سو هواداران کروبى و موسوى و از سوى دیگر در هر کدام از ستادهاى اصلاحات جنگ قدرت تشدید شد به عنوان نمونه مهدى کروبى در اقدامى محمد زارع فومنى، مشاور جوان خود را به دلیل یک مصاحبه آتشین با یک نشریه معزول کرد و جنگ لفظى خاصى میان کروبى و زارع فومنى درگرفت.
همین مساله سوالاتى را در اذهان عمومى ایجاد کرد،از جمله اینکه این جماعت هنوز بر سر کار نیامده‏اند، اینچنین به جان هم افتاده‏اند، حال چگونه مى‏خواهند به درد مردم برسند!
بخشى از سخنان زارع فومنى، مشاور جوان معزول کروبى را بخوانید:
هنوز باورم نمى‏شود که چنین رفتارى با من کرده باشند. آیا این رفتار اخلاقى و اسلامى است؟ تا قیامت هم کسانى را که با این کار به من خیانت کردند، نمى‏بخشم .در عالم سیاست جز بدى نسبت به خودم ندیده‏ام. آیا این معنى آزادى بیان است که آقایان مى‏گویند؟من فقط یک کلمه گفته بودم که به رئیس‌جمهور که نماد ملت است، نباید توهین کرد و فکر مى‏کنم انتقام همین یک جمله را از من گرفته باشند. به همه دوستانى که بى‏مهرى کردند مى‏گویم فردا قیامتى هم هست. اصلاح‏طلب کسى است که در خط امام و رهبرى باشد و بخواهد در چارچوب‏ها امور را اصلاح کند، نه اینکه به نام اصلاح‏طلبى به دنبال براندازى و زدن ریشه نظام باشد، این ضد اصلاحات است، این چه اصلاحاتى است که سر از کنگره آمریکا در مى‏آورد؟
در دوره اصلاحات ما را از قطار اصلاحات پیاده کردند و گفتند شما اصلاح‏طلب نیستید، ما هستیم. انگار اصلاح‏طلبى ارث پدرى‏شان است، در حالى که اصلاح‏طلب و اصولگراى واقعى همه ملت ایران هستند.