پژوهشگران اجتماعی دولت و قدرت رسمی در هر جامعه را معیار مناسبی برای شناخت جوامع قلمداد میکنند. قدرت رسمی و یا دولت در یک تعریف فنی مجموعهای از دستگاههایی است که تحت عنوان حاکمیت ملی به اعمال مشروع قدرت میپردازند. "ژرژسل" در تحلیل خود راجع به دولت میگوید: "دولت یک پدیده اجتماعی است، نوعی از وجود یک اجتماع سیاسی معین در سرزمینی محدود است که در آن یک نظام حقوقی مستقل و یک سازمان تاسیسی تکامل پیدا کرده است." جان لاک میگوید: "هدف دولت حصول آرامش و تامین صلح و ایجاد امنیت و تهیه موجبات رفاه افراد جامعه است." دولت را جان لاک "وسیلهای برای حفظ نظم بین مردمی با قدرت محدود" معرفی میکند.
شاهبیت تمام تعاریفی که از دولت مشروع و مدرن ارائه شده ساختار و کیفیتی است که از جنس ملت و برخاسته از متن تودههاست. این کیفیت توزیع خاصی از قدرت در سطح جامعه است که با فرهنگ و سنتهای اجتماعی پیوند مستمر دارد. در ایران جدید که سوزن پرگار عزیمت آن را برخی در سلسله صفوی میگذارند ساختار دولت روندهای زایشی خود را آغاز کرد. البته هنوز بعضی از جامعهشناسان معتقدند در ایران جدید چیزی به اسم دولت مدرن شکل نگرفته است. چرا که اساسا دولت مدرن بر بستر یک جهانبینی و معرفتشناسی مدرن و سکولاریستی میروید. اما در عین حال نمیتوان دانشوران بزرگ و برجستهای چون شیخ بهایی، میرفندرسکی، ملاصدرا، مجلسی و ملامحسن فیض کاشانی، علامه مجلسی و هنرمندانی نظیر کمالالدین بهزاد، آقامیرک، سلطان محمد، میرسیدعلی و علیرضا عباسی و بسیاری دیگر از خوشنویسان و نقاشان بزرگ و نامآور این عصر که هنوز آثار آنها بر تارک علم و هنر و دین میدرخشد را انکار کرد. بدون تردید این رویش عظیم در ادب و فرهنگ و هنر ایران نمیتواند در پیوند مستمر با فرایند دولت سازی در ایران نباشد.
با پیروزی انقلاب اسلامی دولتسازی در ایران وارد مرحله جدیدی شد. ناکامیها و شکستهای این فرایند در سلسلههای قاجار و پهلوی روشنفکران انقلابی را به تجدید نظر در روند دولتسازی در ایران واداشت. پیروزی انقلاب اسلامی و تشکیل نظام اسلامی به طور خود به خود فضای اجتماعی و سیاسی کشور را مهیای تشکیل یک دولت اسلامی نمود. دولتی که مقدمه ایجاد جامعه اسلامی و کشور اسلامی است.
هر چند در تقسیمبندیهای متداول در گونه شناسی رژیمهای سیاسی، دولت اسلامی هنوز جایگاه درخور توجهی پیدا نکرده و بیشتر شبیه یک آرمان نظری است اما عموم مسلمانان و به خصوص ملت انقلابی ایران معتقدند که مفهوم دولت اسلامی یک ما به ازای عینی و واقعی دارد که در هر عصر و مکان به فراخور مقتضیات امکان حدوث و تکامل دارد.
به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب: "از همان اوان کار، تلاش برای تشکیل دولت اسلامی شروع شد. بعضیها میگویند شما بعد از 27 سال میخواهید دولت اسلامی تشکیل دهید؟ نه، تلاش و اقدام برای تشکیل دولت اسلامی از روز اول شروع شد؛ منتها افت و خیز داشته؛ پیشرفت و عقبگرد داشته؛ در جاهایی موفق بودیم، در برههای موفق نبودیم. بعضی از ماها وسط راه پایمان لغزید؛ بعضی از ماها در اصل هدف مردد شدیم؛ بعضی از ماها نتوانستیم خود را نگه داریم؛ دلبسته به رفتارهای طاغوتی شدیم."(رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار رئیسجمهور و هیئت وزیران ـ 8/6/1384)
اغلب مشکلات امروز کشور ناشی از تردیدهای گذشته و حال ما در تحقق مفهوم "دولت اسلامی" است.
دولت اسلامی اگر چه از بایستههای انقلاب اسلامی است اما در مسیر تحقق آن افت و خیزهای فراوانی وجود داشته است. در واقع در حرکت اسلامی ملت ایران انقلاب اسلامی اولین منزلگاه بود که در ادامه به تشکیل نظام اسلامی انجامید. تحقق دولت اسلامی از همان عنفوان انقلاب اسلامی به عنوان یکی از اهداف اصلی حرکت اسلامی ملت ایران مطرح شد و تشکیل این الگوی آرمانی از دولت مقدمهای بر شکلگیری بطئی "جامعه اسلامی" قلمداد میشد. اما در این مسیر ملت بصیر ایران شاهد پستی و بلندیهایی نیز بود.
به تعبیر مقام معظم رهبری: "اگر دولت ما اسلامی شد، آن وقت کشورمان اسلامی خواهد شد....اول، ما اسلامی میشویم؛ وقتی اسلامی شدیم، "کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم"؛ آنوقت عمل ما مردم را مسلمان واقعی خواهد کرد و کشور، اسلامی خواهد شد؛ هم احکام و مقررات اسلامی است، هم اجرا اسلامی است."
در حقیقت حیات اجتماعی مومنانه در گرو مهندسی دولت اسلامی ـ ایرانی است. دولتی که بتواند در مناسبات سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی بنمایههای اسلامی را وارد نماید. ادامه دارد...