تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۳  ، 
شناسه خبر : ۹۴۵۷۳
گفت‌وگوى «جوان» با عبدالکریم العلوجى، محقق شیعه مصرى درباره تحولات خاورمیانه
نعیم شرافت اشاره: هفته گذشته بیانیه جدیدى از سوى سازمان امنیت آمریکا مبنى بر پذیرش دولت فلسطین در کنار دولت اسراییل صادر شد. امکان عملى شدن مفاد بیانیه و مقصود آمریکا از طرح آن و موضع گیرى اسراییل در مقابل آن، سؤالاتى بود که ما را بر آن داشت مصاحبه اى با چهره سرشناس عرب، دکتر عبدالکریم العلوجى در مورد این موضوع داشته باشیم. دکتر علوجى نویسنده، متفکر و روزنامه نگار شیعه عراقى الاصل مقیم مصر است. نام او جزو نویسندگان نامه معروف ماه ژوئن در مورد صلح فتح و حماس در کنار نام هاى مطرح دیگر همچون فهمى هویدى و عبدالحلیم قندیل دیده مى شود.

* پس از گذشت چهار ماه از جنگ ۲۲ روزه اسراییل علیه غزه، تغییر چهره هاى سیاسى اسراییل، فلسطین و همچنین آمریکا وضعیت سیاسى و امنیتى منطقه را چگونه ارزیابى مى کنید؟
** در ماه هاى اخیر شاهد تحولات سیاسى در مورد کشورهاى عربى و مخصوصاً فلسطین بودیم که ناشى از سیاست هاى جدید آمریکا در خاورمیانه حول دو محور فلسطین و فعالیت هسته اى ایران بوده است. در مورد فلسطین باید گفت که درگیرى در منطقه براساس نوع نگاه سلطه طلب صهیونیستى شکل مى گیرد. اسراییل آرزوى سلطه بر خاورمیانه را در سر مى پروراند و هزینه هاى بسیارى را نیز براى رسیدن به آن در این شصت سال داده است. امروز مساله فلسطین مهم ترین عامل برقرارى امنیت در منطقه شده است. گرایش کشورهاى عربى به اسراییل نیز برهمین اساس است. از این رو، مشاهده مى کنیم بیشترین اقدامات بین المللى و بیانیه هاى صادره در مورد خاورمیانه راجع به مساله فلسطین است. تا کنون هیج اقدام بین المللى را نمى توان نام برد که به سود فلسطین و مردم آن صورت گرفته باشد. تمامى تصمیمات بر محدود ساختن حقوق فلسطین و تقسیم زمین هاى آنان که روزى از رود اردن تا دریاى مدیترانه مى رسید تمرکز یافته است.
بیانیه هاى آمریکا نیز همواره به دنبال تقسیم فلسطین به دو دولت و محکوم ساختن مقاومت فلسطینى بوده است. قرارهایى که هیچ گاه حقوق اساسى فلسطین را در نظر نمى گیرد و همواره تاکید بر حق مسلم یهود براى ایجاد حکومت در منطقه فلسطین دارد. نه احترامى براى فلسطینیان قائل هستند و نه به جهان عرب و نه به جهان اسلام، چرا که ظلم ها و جنایات صهیونیست را نادیده گرفته و همواره حامى منافع آنها نیز مى باشد. این در حالى است که مقاومت ملى و ضد اشغال مسلمانان جهان بوده است که همواره به دنبال استیفاى حقوق ملت فلسطین است. مقاومت همان سنگ محک حقیقى اثبات حسن نیت کشورها و معاهده هاى آنان در مقابل فلسطین است. مگر معاهده اجلاس سران عرب در سال ۲۰۰۱ در بیروت نبود که با وجود اظهار مخالفت هایى با سیاست هاى صهیونیست و درخواست بازگشت مهاجران فلسطینى خواسته بود تا امنیت را در منطقه برقرار کنند و آمریکا و کشورهاى اروپایى نیز از اسراییل خواستند تا از مواضع سرسختانه خود کوتاه بیاید، اما شارون ظالم آن گونه جواب داد. حیف آن جوهرى که براى نوشتن این بیانیه صرف شده است و اسرائیل با حملات خونین خود به فلسطین در مقابل نگاه جهانیان، بى ارزشى آن بیانیه را ثابت کرد.
* با توجه به گفته هاى شما و قراردادن مقاومت به عنوان معیار درستى یک معاهده، بیانیه اخیر شوراى امنیت به اتفاق آراء مبنى بر تایید دو دولت فلسطین و اسراییل را چگونه مى بینید؟ آیا این بیانیه تحولاتى در سیاست هاى اسراییل به وجود نمى آورد؟
** در ابتدا باید بگویم که پیشنهاد صدور این بیانیه از سوى روسیه بوده است. روسیه و در گذشته اتحادیه جماهیر شوروى، همواره حامى منافع اسراییل بوده است و هیچ گاه به خاطر نمى آورم که روسیه از حقوق ملت فلسطین بخواهد دفاع کند. بنده خود هیچ اعتمادى نه به روسیه و نه به آمریکا و نه کشورهاى اروپایى و نه حتى کشورهاى عربى در مورد حمایت از فلسطین ندارم. مساله فلسطین، مساله یک امت است که خواهان بازگشت وضعیت بحرانى و ناامنى به حالت عادى خود است. این امت، مقاومت را تنها راه حل ممکن براى بازپس گیرى حقوق خود مى بیند. مقاومتى که از تجربه هاى اعتماد به دیگران و دیدن خیانت از سوى آنان شکل گرفته است. روسیه ثابت کرده است که نظرى در مورد فلسطین نمى دهد مگر آنکه منافع اسراییل را در نظر بگیرد. این بیانیه اخیر نیز با وجود آنکه حق تشکیل دولت را براى فلسطین قائل است، اما هیچ تضمینى براى اجراى آن نه از سوى اسراییل و نه اتحادیه اروپا و نه خود آمریکا نداده است. از این گونه بیانیه ها زیاد دیده ایم که باز منجر به درگیرى میان اسراییل و نیروهاى مقاومت شده است. این را نیز باید گفت که ملت فلسطین و لبنان و تمامى مسلمانان جهان که به دنبال حقوق غصب شده خود در جهان مى باشند، هیچ گاه انتظارى از بیانیه هاى بین المللى نداشته و ندارند و با مقاومت خود به مقصودشان مى رسند. آزادى لبنان یا خروج اسراییل از غزه با مقاومت صورت گرفت نه با بیانیه یا گفت وگوهاى بین المللى. نکته مهم تر آن که به اعتراف بسیارى از سیاستمداران بزرگ جهان، اسراییل و آمریکا امروز در بحران شدید تبلیغاتى به سر مى برند و براى تثبیت وضعیت خود در عرصه بین الملل این گونه بیانیه ها و صحبت هاى صلح طلب و آزادى خواه را نشان مى دهند که نه تنها فلسطین بلکه جهان اسلام هیچ حسابى روى آن باز نمى کند.
* دولت جدید آمریکا براى اثبات شعارها و حسن نیت خود نسبت به برقرارى امنیت در خاورمیانه چگونه باید عمل کند؟
** ابتدا باید به حقوق قومیتى و مدنى مردم فلسطین در ایجاد یک دولت مستقل نه وابسته اعتراف کند، دوم باید تمامى سرزمین هاى اشغال شده توسط صهیونیسم را بازپس گیردو سوم ۱۱ هزار فلسطینى در بند زندان هاى اسراییل را آزاد کند، همچنین از نابودى قدس جلوگیرى کند، اسراییل را مجبور به بازکردن گذرگاه ها کندو تمامى بیانیه هاى صادر شده علیه مردم فلسطین و مقاومت آنها را متوقف کند تا اینکه تغییر سیاسى آمریکا، روسیه و اروپا را باور کنیم. تا زمانى که تصمیمات آنها ضامن آزادى و کرامت انسانى و استیفاى حقوق بین المللى فلسطین نباشد، هیچ ارزشى براى آنها قائل نیستیم. شصت ویک سال از جنگ اسراییل با فلسطین مى گذرد و در این مدت، همواره با سکوت و حمایت آمریکا و اروپا نسبت به اقدامات ظالمانه اسراییل مواجه بودیم. در سال ۲۰۰۶ علیه مردم لبنان و در سال ۲۰۰۹ علیه غزه از سلاح هاى ممنوع استفاده مى شود و کسى دم نمى زند. در این سال ها دروغ ها، حیله ها و ستم هاى فراوانى دیده ایم. پس آمریکا باید بداند براى اثبات شعارهاى خود، صدور یک بیانیه مبهم هیچ تغییرى در نگاه مردم فلسطین ایجاد نمى کند. این را نیز باید گفت که امروز حماس و جهاد اسلامى مهم ترین رهبران سیاسى فلسطین هستند، در حالى که تا کنون نیز آمریکا و کشورهاى عربى آنها را به رسمیت نمى شناسند.
پس چگونه مى توان انتظار برقرارى امنیت را در منطقه با بیانیه هایى که طرف خود را نپذیرفته اند داشته باشیم. مردم فلسطین رهبران حماس و جهاد اسلامى را به عنوان نمایندگان اصلى خود در مقابل تصمیمات بین المللى مى دانند، پس تا کشورهاى جهان نخواهند آنها را به رسمیت شمارند، نباید هیچ انتظارى براى برقرارى امنیت و مذاکره با دولت فلسطین داشته باشند. البته مردم مسلمان جهان به مقاومت اسلامى فلسطینیان احترام مى گذارند و از آنان دفاع مى کنند و هیچ ارزشى نیز براى بیانیه هاى جهانى که قائل به مقاومت نیستند نمى گذارند. امروز باید مراقب بودکه اختاپوس صهیونیستى با لباسى عربى قصد نفوذ در میان کشورهاى عربى را دارد تا حقوق مردم فلسطین را در نگاه آنان بى ارزش جلوه دهد تا شاید آن موقع براى بیانیه هاى خود طرفدارى را نیز از میان مردم داشته باشد. آمریکا و اروپا از سال ۱۹۴۷ تا کنون که شاهد کشتار مردم فلسطین و غصب حقوق آنان توسط اسراییل بودند، همواره ساکت بودند و هیچ گاه حرف از محاکمه اسراییل براى خون هایى که ناحق ریخته شده است نزدند و سکوت در مقابل جنگ اخیر غزه، اثبات این مدعاست.
* کشورهاى عربى و اسلامى چه وظیفه اى در مقابل بازپس گیرى حقوق مردم فلسطین دارند و تاکنون چگونه عمل کرده اند؟
** در ماه هاى اخیر شاهد خروج اعراب ازقدس و ایجاد بناهاى مختلف در اطراف آن و حفر تونل هاى بسیار در زیربناى قدس بودیم که خبر از نابودى قدس شریف مى دهد و در مقابل هیچ صدایى و اقدامى از کشورهاى عربى و اسلامى برنمى آید. اینجا دیگر حقوق مردم فلسطین مطرح نیست؛ مساله قدس است، مساله اسلام است. وقتى در مقابل توهین به مسلمات دینى سکوت و انفعال سران اعراب و مسلمانان را مى بینیم، دیگر چه انتظارى از آنها براى دفاع از حقوق ملت فلسطین مى رود. باید بپذیریم که ما مسلمانان بودیم که ملت فلسطین را تنها گذاشتیم تا به تنهایى از خود و از قدس دفاع کنند، به تنهایى هزاران کشته دهند، هزاران نفر فرار کنند و هزاران نفر دستگیر شده و در زندان هاى مخوف اسراییل به سربرند، تنها به جرم دفاع از خاک و ارزش هاى خود. ما خود بودیم که سکوت کردیم تا کودکان و زنان فلسطینى جلوى چشمانمان تکه تکه شوند. از نیازهاى بدیهى همچون غذاو درمان محروم باشند و تنها نشستیم و گریه کردیم تا صهیونیست هر بلایى بخواهد برسرشان بیاورد. مساله فلسطین تنها به دست خود ما حل مى شود، نه معاهدات بین المللى و دخالت دیگران. مقاومت اسلامى باید از محدوده فلسطین و جنوب لبنان و جنوب عراق و ایران به تمامى نقاط جهان اسلام گسترش پیدا کند تا فریاد مسلمانان بر تصمیم سران جهان تاثیر بگذارد.