تاریخ انتشار : ۱۱ تير ۱۳۸۸ - ۰۹:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۹۴۵۷۸
گزارش اختصاصی اعتمادملی از سخنرانی حسن روحانی در مرکز تحقیقات استراتژیک
مقدمه: خاطرات خوبی از روابط دیپلماسی روس‌ها با ایران و همسایگی در مرزهای خشکی و آبی این کشور با مردم ایران وجود نداشته است. در عصر حاضر نیز تکمیل نیروگاه هسته‌ای بوشهر که پیش از انقلاب در پروژه‌ای چهارساله، 85 درصد آن ظرف سه سال توسط آلمانی‌ها ساخته شده بود، اینک طبق قرداد 1993 که قرار بود تا سال 2000 برق هسته‌ای این نیروگاه توسط روس‌ها راه‌اندازی شود، زمان نامحدودی را در برگرفته است. ضمن اینکه تضمینی هم از سوی مقامات کرملین برای بسته شدن این قرارداد نامحدود تا پایان سال 2009 وجود ندارد. در واقع تمامی شواهد تاریخی نشان از آن دارد که روس‌ها هیچگاه در روابط دیپلماسی خود از زمان تزارها تاکنون نتوانسته‌اند. در زمینه‌های سیاسی، اقتصادی، نظامی و... تاثیرات مطلوبی را در روابط خود با مردم ایران بر جای بگذارند. اما از آنجایی که با تغییر بازی‌های بین‌المللی همواره شرایط روابط با کشورها نیز تغییر می‌کند، نوع نگاه‌ها نیز به برقراری و تداوم روابط مطلوب با کشورها نیز باید تغییر کرده تا منافع مطلوب و امتیازهای لازم برای رشد و توسعه کشور به دست آید. شاید از همین رو است که دکتر حسن روحانی؛ رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک و رئیس شورای امنیت ملی در زمان ریاست جمهوری خاتمی اقدام به برگزاری نشست مشترکی با الکساندر سادوونیکوف، سفیر فدراسیون روسیه در تهران کرد تا ضمن گله‌های تاریخی - سیاسی از اقدام‌های نامطلوب روسیه علیه ایران به خصوص در زمان جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، به تغییرات جاری در سطح نظام بین‌الملل نیز اشاره کرده و خواهان تداوم و توسعه این روابط با تدبیری بیشتر از گذشته باشد. به خصوص اینکه در شرایط حاضر ایران و روسیه هر دو از منافع مشترکی در قبال غرب برخوردار هستند که به همکاری یکدیگر در این زمینه نیاز دارند. از همین روی متن سخنرانی دکتر حسن روحانی در پی می‌آید. لازم به ذکر است که در این نشست چهره‌هایی از مقام‌های سیاسی سابق ایران از جمله یونسی، وزیر اطلاعات دولت خاتمی و دیپلمات‌ها و متخصصان مسائل سیاسی به خصوص در حوزه آسیای مرکزی و قفقاز حضور داشتند.

موضوع این همایش تنها مساله ایران و روسیه نیست. مساله سومی را هم در این بحث وارد کردند تحت عنوان ایران، روسیه و غرب. اگر در مقدمه بخواهم وارد این بحث شوم، این سوال مطرح می‌شود که برخی از مطبوعات و رسانه‌ها به این مساله اشاره می‌کنند که در روابط ایران و روسیه که در حال گسترش است، یکی از موانع روابطشان را همیشه غرب می‌بینند. یعنی غرب همیشه در روابط ایران و روسیه سنگ‌اندازی می‌کند تا این روابط دوجانبه گسترش نیابد. یا درست در نقطه مقابل اصلا هدف نهایی ایران و روسیه برقراری رابطه صمیمی با غرب است که از این دوران به عنوان دوران گذار به منظور رسیدن به این هدف نام می‌برند. برخی مطرح می‌کنند که روسیه می‌خواهد به روابط صمیمی با غرب دست یابد، پس با کارت ایران بازی می‌کند. برخی دیگر در نقطه مقابل می‌گویند که ایران از طریق روسیه می‌خواهد روابط صمیمی با غرب داشته باشد که این روابط گاهی با صمیمیت با روسیه دنبال می‌شود و گاهی با فراز و نشیب همراه خواهد بود. بنابراین، این جلسه می‌خواهد به این سوالات پاسخ دهد که قرائن چیست؟ باید چگونه باشد تا به نفع دو کشور در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی باشد.
وقتی ما می‌گوییم غرب در واقع به معنای خاص کلمه، غرب به معنای کشورهای اروپایی است که روسیه با شوروی سابق نیز سابقه 45ساله‌ای در برابر غرب داشته است. با توجه به فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و فرو ریختن دیوار برلین که یک نوع رویارویی، تقابل یا جنگ سرد بین روسیه و غرب (اروپا) وجود داشته است؛ ایران نیز رابطه خاصی با غرب دارد و طی سه سال گذشته رویارویی ویژه‌ای با آمریکا داشته است. پس دو کشور ایران و روسیه نقطه اشتراکی به عنوان قدرت جهانی (شوروی) و قدرت منطقه‌ای (ایران) در برابر غرب و آمریکا طی دهه‌های گذشته داشته‌اند.
نکته دیگر این است که ایران و روسیه در مقاطع مختلف مورد تهدید غرب قرار گرفته‌اند و همچنان امروزه نیز این تهدید ادامه دارد. گسترش ناتو و ورود آن به حیاط‌‌خلوت روسیه نمونه‌ای از این تهدید غرب است. حضور پررنگ‌تر آمریکا هر روز نسبت به گذشته و مداخله آن در حیاط‌خلوت روسیه و همسایگانش تحت‌عنوان انقلاب‌های مخملی یا عناوین دیگر، یکی از آن مسائل است. استقرار سیستم دفاع موشکی در اروپای شرقی نیز نمونه دیگری از این تهدیدات غرب است که گاهی اوقات غرب این تهدیدات را به صورت بالقوه درمی‌آورد. تهدیدهای غرب علیه ایران نیز دارای نمونه‌های آشکار زیادی است از جمله حضور ناتو و آمریکا در کشورهای همسایه ایران از افغانستان تا عراق و تا آسیای مرکزی و قفقاز و حتی تا کشورهای جنوبی حاشیه خلیج‌فارس قابل رویت است. درست است که آمریکا‌یی‌ها می‌گویند تا سال 2011 از عراق بیرون خواهند رفت، ولی آیا آمریکایی‌ها پایگاه‌های نظامی‌شان را هم جمع خواهند کرد؟ الان آمریکایی‌ها در عراق پایگاه نظامی رسمی ندارند و دارای 55 پایگاه نظامی در شهرها و نقاط مختلف عراق هستند. ضمن اینکه در جنوب خلیج‌فارس نیز نیروی دریایی آمریکا در بحرین و قطر، نیروی زمینی و فرماندهی آمریکا در کویت، انبار تسلیحات آمریکا در امارات متحده عربی و همچنین 8 پایگاه و نظام مرکزی آمریکا در عربستان سعودی وجود دارد. ضمن اینکه آمریکایی‌ها حضور فعالی در منطقه آسیای مرکزی و قفقاز هم دارند که در برخی مناطق حضور آمریکا و در برخی دیگر از این مناطق حضور ناتو پررنگ‌تر است.
بنابراین، پیداست که مشابهت خیلی نزدیکی بین ایران و روسیه در خصوص حضور نظامیان غرب چه از لحاظ نرم‌افزاری و چه سخت‌افزاری که مهم‌تر است وجود دارد. اکنون افغانستان به عنوان بزرگ‌ترین مرکز شنود رادیویی و راداری آمریکا در منطقه محسوب می‌شود. در کشور عراق و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز نیز آمریکا به دنبال استقرار چنین پایگا‌ه‌هایی است که این امر به مفهوم یک نوع حضور مداخله‌جویانه، تحریک‌آمیز و تاحدی تهدیدآمیز در منطقه است.
باراک اوباما، رئیس‌جمهور آمریکا که الان ادعای تغییر می‌کند، همزمان دارد حضور نیروهایش در شرق ایران پررنگ‌تر از دوران ریاست‌جمهوری بوش می‌کند. هدف نهایی آنان در پاکستان و افغانستان چیست؟ حرف‌های خیلی مهمی الان در مورد پاکستان زده می‌شود. اینکه آمریکا بیان می‌کند که طالبان در پاکستان قدرت یافته‌اند و باید به پاکستان کمک کنیم و مراکز هسته‌ای پاکستان چه می‌شود خیلی مهم است و پیامدهای عظیمی را در منطقه دارد. آیا آمریکا فقط به دنبال حذف تروریسم و طالبان در منطقه است؟... آیا فقط بحث مبارزه با طالبان و بحث ثبات در کابل و افغانستان مطرح است یا اهداف دیگری هم وجود دارد که این مسائل جای تامل دارد. یا اینکه آمریکا اهداف بلندمدت بسیاری دارد که کنترل ایران، روسیه و چین از مهم‌ترین این اهداف است که این مسائل برای هر دو کشور ایران و روسیه مطرح می‌شود. اکنون در غرب دارند در مورد مساله حقوق بشر در ایران و روسیه سوءاستفاده می‌کنند. اگر آنان خیلی علاقه‌مند به دموکراسی هستند، چرا حاضر نیستند دموکراسی در خاورمیانه و مصر مستقر شود و احساس خطر کرده و گفتند که دموکراسی در منطقه منجر به تسلط افراطی‌گرایان در منطقه می‌شود. معلوم است که آنان به دنبال منافع ملی مردم در منطقه نیستند و فقط به دنبال منافع ملی خودشان در منطقه هستند.
روسیه امروز با روسیه 8 سال پیش و حتی با روسیه دوران یلتسین خیلی فرق کرده و ثبات و استقرار بیشتری پیدا کرده است. حتی الان وضع اقتصادی روسیه با توجه به قیمت نفت و گاز متفاوت‌تر از گذشته شده است.
همانطور که مواضع روسیه نسبت به دوران یلتسین متفاوت است، جایگاه ایران نیز کاملا متفاوت است. شما به ایران 80 ـ 1379 نگاه کنید. با آمدن نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان و منطقه نقشی که ایران داشت، مسلما ایران امروز با ایران 5 یا 6 سال پیش متفاوت است و از جایگاه قوی‌‌تری برخوردار است. به همان نسبت جایگاه آمریکا در منطقه ضعیف‌تر شده است. حادثه 11 سپتامبر، تبعات زندان گواندام، قوی‌تر شدن طالبان در پاکستان و تهدیدات آن، جنگ 33 روزه اسرائیل و لبنان و بعد جنگ اسرائیل در غزه به مفهوم شکست نظامی آمریکاست.
در کنار این شکست امنیتی و نظامی آمریکا با شکست اقتصادی هم مواجه شد. شکست اقتصادی 2008 آمریکا مشابه شکست نظامی 2001 آن است. بحران اقتصادی آمریکا معضلی است که نه‌تنها برای خودش بلکه بسیاری از کشورهای جهان را نیز مبتلا کرد و شکست اقتصادی‌اش با شکست نظامی‌اش همراه شد.
در مورد روابط ایران و روسیه نیز نظرات متفاوتی بین سیاسیون، تاریخدانان و... وجود دارد. اگر از زمان قبل از شاه عباس صفوی به تاریخ نگاه کنیم و حرف‌هایی را که بین ایران و روسیه تزاری زده می‌شد تا زمان قاجار بررسی کنیم که چه مسائلی را برای کشور ایران به وجود آورده‌اند، باید گفت که تاریخ گذشته است و ممکن است در برخی مقاطع مسائل دردآوری را برای ما مطرح کند. حتی دوران نهضت‌اسلامی را اگر بخواهیم ورق بزنیم، ما در رابطه با شوروی مشکل داریم. شوروی در خصوص قیام 15 خرداد موضع بدی را در قبال ما در پیش گرفت و تا پیروزی انقلاب اسلامی ما فرازونشیب زیادی در رابطه با روس‌ها داشته‌ایم و هیچ‌گاه کمکی از سوی همسایه بزرگی به نام شوروی شاهد نبوده‌ایم. اما مشکلاتی را شاهد بوده‌ایم. انقلاب اسلامی که می‌توانست برای شوروی خوشایند باشد (چون ضربه محکمی به پیکره ایالات متحده آمریکا بود) اما با توجه به تجاوز عراق به ایران، ما باز هم متاسفانه شاهد حوادث بسیار تلخی در روابط تاریخی‌مان شدیم. در واقع «میگ 25» که بمب‌هایش را از آسمان به تهران فرو می‌ریخت متعلق به شوروی بود که در اواسط جنگ شوروی آن را به عراق داده بود. در حالی‌که در آغاز جنگ عراق تنها «میگ 21 و 23» را داشت. وقتی ما از شوروی قطعات توپ 23 را که برد بسیار کوتاهی دارد و پدافندی است، برای دفاع از شهرها و مراکز صنعتی‌مان تقاضا کردیم که در زمان شاه از شوروی خریداری شده بود، مقامات آن زمان شوروی در قبال تقاضای ما گفتند که چون شما در حال جنگ هستید، ما نمی‌توانیم به شما قطعات نظامی بدهیم. اما «میگ 25» را به بغداد تحویل دادید تا شهرهای ما را بمباران کند. خب، روزهای بسیار تلخی برای ایران سپری شد. ما حتی خواستیم از شوروی «سیم خاردار» بخریم که آنان به ما ندادند و گفتند که شما در حال جنگ هستید.
ایران خاطرات خوبی را با شوروی سابق ندارد. اما بعد از تحولاتی که در اتحاد جماهیر شوروی پیش آمد، روابط عوض شد. جنگ تحمیلی عراق علیه ایران پایان یافت و اتحاد جماهیر شوروی تبدیل به روسیه امروز شد و کشورهای تازه استقلال یافته نیز به وجود آمدند. بنابراین، شرایط ما هم متفاوت شد. از این مقطع تاریخی بود که ما به سمت این امر حرکت کردیم که روابط نسبتا نزدیکی را با روسیه برقرار کنیم و قدم‌های خوبی برداشته شد. سفر اولی که به شوروی شد از سوی آقای هاشمی رفسنجانی به‌عنوان رئیس مجلس بود که آقای گورباچف روزهای آخر شوروی را به سمت روسیه طی می‌کرد. در آن زمان حرف‌های مهمی زده شد و قراردادهای مختلف دیگر اقتصادی، اقلام و نیازهای دفاعی و حتی صنعتی یعنی بحث تکمیل نیروگاه هسته‌ای بوشهر که سابقه‌اش خیلی قشنگ نیست، ولی امیدواریم پایانش قشنگ باشد، بسته شد. البته قرار بود که بحث قرارداد هسته‌ای نیروگاه بوشهر در سال 2004 بسته شود و در آن زمان در دیدارم با آقای پوتین در کرملین، ایشان قول دادند که در تابستان 2005 رسما نیروگاه بوشهر افتتاح شود. کم‌کم سال 2005 شد 2006 بعد 2007 سپس 2008 و تا به سال 2009 کشیده شده است. حداقل ما امیدواریم که در سال 2009 دیگر این بحث عبور نکند و با طی این فرازونشیب‌ها، پایان خوشی در این قرارداد داشته باشیم.
با توجه به مسائلی که در رابطه ما با روسیه پیش آمد و همکاری‌های خوبی هم که بین ما در رابطه با روسیه شروع شد که نمونه آن در افغانستان است که انصافا همکاری خوبی داشتیم، البته این امر قبل از بحث حمله آمریکا به منطقه بود. بحث همکاری ایران و روسیه در آسیای مرکزی و قفقاز، همکاری در مبارزه با تروریسم و گروه‌های تروریستی القاعده و وهابیون در منطقه و... کریدور شمال و نیز جنوب از جمله همکاری‌های خوب دیگری است که ما با یکدیگر داشتیم و همچنان داریم.
بنابراین، مسائل تلخ و شیرینی در این حادثه در کنار ما هست، اما با مرور تاریخ می‌بینیم که در سال‌های اخیر دو طرف سعی کردند نقاط ضعف‌شان را برطرف کنند و نقاط مثبت‌شان را تقویت کنند. امکان دارد که هر دو طرف در مقوله گاز امکان رقابت داشته باشند و روس‌ها دلشان نخواهد که ما گاز اروپا را صادر کنیم. به هر حال این رقابت اقتصادی است. ولی امیدواریم که در مورد اوپک گازی این رقابت به مشارکت تبدیل شود که فکر می‌کنم زمینه آن دارد فراهم می‌شود. در بحث دریای خزر نیز ما مسائل فراوانی داریم. حتی در دنیای اسلام نیز ما تلاش می‌کنیم که روس‌ها در کنفرانس اسلامی حضور یابند و همکاری بین روسیه و ایران را در این زمینه شاهد باشیم که البته باید به نوع همکاری در سازمان شانگهای نیز اشاره کرد. در مجموع، من مسیری را نگاه می‌کنم که بدون توجه به نکات تاریخی، به سمت نزدیک‌تر شدن و حل معضلات است. اینکه می‌گوییم روسیه از کارت ایران برای نزدیکی به غرب استفاده می‌کند و یا بالعکس ایران از نقش روسیه برای نزدیک شدن به غرب استفاده می‌کند، به نظر من این فکر بچه‌گانه است و ما مسائل خیلی مهمی در پیش داریم، مگر شما فکر می‌کنید که مسائل ایران و غرب فردا حل می‌شود، یا مسائل غرب و روسیه فردا حل می‌شود. ما نکات و منافع بسیار زیادی با روسیه داریم. ایران و روسیه قبلا همسایه خشکی و آبی یکدیگر بودند، ولی الان همسایه آبی همدیگر هستند.
منافع مشترک ایران و روسیه
در مورد پرونده هسته‌ای ایران نیز فراز و نشیب‌های زیادی بین ایران و روسیه بوده و هست و در برخی موارد روس‌ها توانستند به ما کمک کنند. ولی در برخی جاها نتوانستند یا در برخی موارد هم مسامحه کردند. ولی هنوز هم موضع روسیه و چین در خصوص پرونده هسته‌ای ایران در شورای امنیت با غرب یکی نیست. بنابراین من اصلا فکر نمی‌کنم که این سناریوی نزدیکی روسیه به غرب و بالعکس نزدیکی ایران به غرب که به صورت تئوریک در بسیاری از جلسات بحث می‌شود، قابل قبول باشد. یعنی جریان بسیار بزرگ‌تر از این حرف‌هاست که امروز کشوری بخواهد تحت فرمان کشور دیگری قرار بگیرد یا ایران مثل زمان شاه، پایگاه نظامی علیه روسیه شود. اصلا دیگر چنین فازی وجود ندارد. بنابراین، بحث رابطه ایران با غرب و همچنین رابطه روسیه با غرب، امکان دارد آثاری را به جا بگذارد. ولی روابط امروز ما با روسیه و مباحثی در خصوص منافع و امکانات و تهدیدات تروریستی، ناتو و مسائل آمریکا که می‌تواند وجود داشته باشد،‌آنقدر زیاد است که می‌تواند زمینه را برای همکاری نزدیک‌تر بین ایران و روسیه فراهم کند. من فکر می‌کنم که این اراده سیاسی در تهران و مسکو هم وجود دارد. پس ما نباید خیلی به تاریخ نگاه بیندازیم و در نتیجه در ماجرای ایران و روسیه به پشت سر نگاه کنیم. بلکه باید به امروز و به آینده نگاه کنیم.
در واقع امروز فضای فراوانی برای همکاری وجود دارد. اگر هم مشکلی هست، باید آن را با تدبیر حل کنیم و با سفر یک سفیر، وزیر و... به مسکو موضع این کشور دگرگون یا عوض نمی‌شود. در دنیای سیاست هم تاریخ نشان می‌دهد که معمولا اینگونه دگرگونی‌ها و گردش‌ها کم اتفاق افتاده است. اینگونه گردش‌ها به مرور زمان و در طولانی‌مدت اتفاق می‌افتد. من فکر می‌کنم اراده سیاسی در پایتخت دو کشور وجود دارد. روابط خوب ایران و روسیه برای غرب مشکل است و اگر روابط آینده ایران و غرب هم خوب شود، باز هم این امر نمی‌تواند مشکلاتی را برای روابط ما با روسیه در برداشته باشد. اگر مسائل با تدبیر حل شود، من فکر نمی‌کنم مسائلی در منطقه در آینده برای ما و روسیه وجود داشته باشد.